ساری,گاهنوشته های محمود زارع:سوم ریاضت است و آن عبارت از ازاله سرکشی نفس است با قطع علاقه از مألوفات و خوی‏های نفس، یعنی آنچه به آن خو کرده از مشتهیات، و مخالفت با خواسته‏ های نفسانی، و بزرگترین رکن آن مداومت بر ذکر تهلیل یا اذکار دیگر برای ازاله قید حجاب مخصوص و معین با تلقین شخص کامل راهدان است تا اثر آن در ازاله ظلمت حجب و یا منع آثار تفرقه، و توجه ساده از عقاید قوی ‏تر باشد و داخل در آن است فرار از خلق به حق و مجاهده و مکایده ؛ و ریاضت سه درجه دارد:

صاحب نفسانند که چشمی بارادت ...

1. ریاضت عام که به وسیله علم اکتسابی به تهذیب اخلاق بپردازد و اعمال را با اخلاص صفا بدهد و از ریا و شرک بپرهیزد.

2. ریاضت خاص و آن این است که جز خدا به چیزی توجه نکند و به حضور خود بکوشد و دانش و اعمال خود را در مقابل خدا ناچیز پندارد.

فرس کشته از بس که شب رانده ‏اند
سحرگاه خروشان که وامانده ‏اند‏


3. ریاضت خاص الخاص که از مقام معرفت اسماء و صفات به مقام تجلی احدیت ذات ترقی کند و ظهور کل شی هالک الا وجهه (سوره قصص (28) آیه‏88) را در موجودات ببیند.

پس چون برای سالک در این سه منزل تمرین و ملکه حاصل شد، آن وقت استعداد و شایستگی دخول در قسم ابواب را پیدا می‏کند و ابواب نیز ده درجه و پایه دارد:

1) حزن
2) خوف
3) اشفاق
4)خشوع
5) اخبات
6) زهد
7) ورع
8) تبتل
9) رجا 
10) رغبت

و اصل و اساس مقامات آن سه قسم است. مهمترین آنها در درجه
اول زهد است.

زهد (ر.ک: شرح حدیث جنود عقل و جهل، مقصد پانزدهم (در زهد).) در مرتبه اول اعراض نمودن از چیزهایی است که خارج از ذات او باشد؛ از قبیل اغراض ظاهری و اغراض ظاهره، و بیرون آمدن از اغراض باطنی در مرتبه دوم، و از هر چیزی که غیرت و مغایرت با ذات حق دارد در مرتبه سوم، و آن متضمن منازل رجا، رغبت و تبتل است.

دوم ورع است و آن عبارت است از خوداری و احتراز از هر چیزی که در آن شائبه انحراف شرعی یا شبه مضره معنویه باشد و آن متضمن قناعت است و ورع، مظهر تقواست.

سوم حزن و آن اظهار تحسر و شوریدگی از کمالاتی است که در گذشته از او فوت شده و یا اسباب آن؛ و خوف، حذر، خشوع و اخبات در تحت آن داخل اند.

خوشا وقت شوریدگان غمش
اگر زخم بینند و گر مرهمش‏‏
دمادم شراب الم درکشند
و گر تلخ بینند دم در کشند‏
سحرها بگریند چندان که آب
فرو شوید از دیده ‏شان کحل خواب‏‏


خوف و حزن با هم در مفهوم تاثر باطنی مشترکند و فرقشان این است که حزن عبارت از تاثر برای چیزی است که در گذشته از دست رفته و خوف تاثر از چیزی است که در آتیه خواهد شد.
و آن سه درجه دارد:

1. خوف از عذاب حق تعالی است و آن در مرتبه نفس است که در نتیجه تصدیق نواهی الهی و تذکر خطاها و ملاحظه عواقب امور حاصل شود.

2. ترس از مکر الهی است و این مقام در قلب حاصل می‏شود و مخصوص صاحبان مراقبه است که از مکر به سبب اعراض و سلب لذت حضور، بیم دارند که مبادا لذت حضور موجب استدراج آنان باشد.

3. تاثر از هیبت و اجلال حق و (این) بالاترین مرتبه خوف است و در مرتبه سر برای اهل کشف در اوقات مناجات و قرب حق و خوف حاصل می‏گردد، و نور عظمت حق تعالی طوری او را فرا می‏گیرد که از نهایت اجلال عارف را از مکاشفه مانع آید و او را وادار به حفظ ادب سازد.

اشفاق عبارت از دائم بودن ترسی است که از راه دلسوزی باشد.
و آن در
درجه اول ترحم و دلسوزی بر تباه شدن اعمال است که شاید پذیرفته درگاه حق نباشد، یا ترحم بر دیگران است به جهت ترسیدن از مؤاخذه آنان در آخرت.

درجه دوم ترسیدن از اشتغال وقت به یاد غیر حق (ترس از تفرقه و پراکندگی)
درجه سوم اشفاق، و آن ترس از مخاصمه با معصیت کاران است؛ زیرا آنان را معذور می‏داند و خود را معذور نمی‏شمارد.

خشوع عبارت است از انکسار و شکسته نفسی که با خوف یا محبت در آمیزد و سه درجه دارد:

1. سر فرود آوردن در برابر اوامر حق و تسلیم در مقابل آن.

2. انتظار حضور امراض و آفات عمل از قبیل سستی، و وقوع خلل در شرایط عمل و این انتظار سبب شکستگی خاشع بشود و او را ترک از حقوق مردم مانع آید، و فضل فروشی و خودپسندی را باز گذارد؛ و این مقام وزش نسیم و ظهور اول تجلیات است.

بعد باب اخبات است و آن عبارت از سکون و آرامش و آغاز مقام طمانینه است و سه درجه دارد:

1. این است که به وسیله استیلا و غلبه نور حق بر نفس، ظلمت شهوات نفسانی از بین برود و این مرتبه عصمت است که نار شهوت را خاموش کرده و مضمحل سازد.

2. آن است که هر لحظه اراده سالک به پیشگاه حق نیرومندتر شود و به وسیله اسباب کاهش پیدا نکند و فتنه‏ ها و موانع، مقاومت در برابر او نداشته باشد.

3. از نظر توجه به حق و فنای در ذات، نزد او ستایش و نکوهش مردم برابر باشد و پیوسته نفس خود را نکوهش کند و از نقصان دیگران غفلت ورزد.

هنگامی که سالک این پایه‏ ها را طی می‏کند، درهای غیب به روی وی باز می‏شود؛ آنگاه پرتو انوار تجلیات الهی بر قلب عارف تابیده و در نفس ناطقه انسانی پرتو افکن شود و دیده دل سالک به پیشگاه حق نگران شود و بر امتثال فرمان خدا خو گیرد.

تا تو را غیب چشمی باز شد
با تو ذرات جهان همراز شد


آنگاه شروع کند قلب در معامله با حق به سبب قوت یقین و ظهور علائم انس؛ و از حظوظ آنها مستفید می‏گردد و معاملات ده باب دارد:

1- رعایت
2- مراقبه
3- حرمت
4- اخلاص
5- تهذیب
6- استقامت
7- توکل
8- تفویض
9- ثقه
10- تسلیم

و مهمترین مقامات معاملات اخلاص (ر.ک: چهل حدیث امام، حدیث بیستم.) است و آن تصفیه عمل قلبی و قابلی از انواع آلایش و شائبه است؛ و تهذیب و استقامت در آن داخلند.

دوم مراقبه و آن این است که نظرگاه او ظاهرا و باطنا به طور دوام و پیوسته بر متوجه الیه (حق تعالی) باشد.

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه می‏بینی و من خانه خدا می‏بینم‏‏
همه وقت عارفان را نظر است و دیگران را
نظری معاف دارند و دگر روا نباشد‏


مراقبه عبارت است از دوام ملاحظه مقصود؛ و رعایت و حرمت یعنی تعظیم امر و نهی حق نه از برای خوف از عذاب بلکه برای وصول و احترام ذات حق در آن داخلند.

رعایت (عبارت است از) نگاهداشتن نفس از مخالفت حق و تکثیر اعمال در درجه اول، مراعات احوال و متهم داشتن حالات در درجه دوم، و مراعات وقت یعنی احکام مقامات را از خود سلب و به حق منتسب کردن در درجه سوم.

حرمت تنگ گرفتن بر نفس و دور نگه داشتن آن از مخالفت خداست برای تعظیم حق (در درجه اول)، و در درجه دوم عدم تاویل اخبار وارده و تعبد بر آن و در درجه سوم نگه داشتن حال انبساط از جرئت و این درجه اهل مشاهده است.

ادامه دارد >>>


بعض مطالب مرتبط:
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)

جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )





مطالب اخیر وبلاگ:

امام موسی صدر و جامعه قهرمان نه فرد قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به محمد بن ابی بکر و اهالی مصر
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
نصایح مولا امیرالمومنین به امام حسین (ع)
السائر الحائر (3)
السائر الحائر (2)
نقشه منطقه ای پیش شماره های تلفن همراه
حقیقة الحقایق
نازنین از عشق مردم ناز تا کی میکنی (دو اثر از استاد اسحاقی) + دانلود
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
السائر الحائر (1)
عشقم و امیرم آقا حسین بن علی است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
ترنمی شعرگونه (بی نام ؛ بی سر ) پیکش مولا حسین جان
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
نگهداری و زایش داعش !
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
مکر الهی است که مستکبران با دست خود تحقیر شوند
زهد و ریا و زاهد ریایی
نشانه ها را دریابید ! (01)
وحدت وجود یا وحدت موجود (5)
هرگز نمیشد باورم (سالار عقیلی) + دانلود
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09)
شهرت بی ظرفیت آفت است
یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08)
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
حدیث حقیقت
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07)
ریشه وهابیت
وحدت وجود یا وحدت موجود (4)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06)
وحدت وجود یا وحدت موجود (3)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )
The Beginning of Revelation
بعثت پیامبر شریعت سمهه و سهله و بیضاء حضرت محمد (ص)مبارک
وحدت وجود یا وحدت موجود (2)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )
وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.