بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:رهروان راه حقیقت و معرفت چون با توسن شوق طی طریق حقیقت نموده، قدم در سلوک طریق معرفت گذارند، به واسطه سر وجودی که بر حقیقتشان افاضله می‏شود، به عالم ملکوت جذب می‏گردند و تابع اثر روحانی می‏شوند و نور ایمان از نهاد و ضمیر آنان پرتو افکن می‏شود و سیر سالکان در این مرحله چهار قسم است:

سحری ببرد عشقش دل خسته را بجایی

1. سیر الی  الله
2. سیر فی  الله
3. سیر من  الله

و سه سیر اول دارای صد نوع منزل است و خواجه عبدالله انصاری در منازل السایرین هر ده منزل را در یک فصل بیان کرده است تا مراتب به طور اجمال معلوم شود؛ و آنها مانند نردبان نیست که آنچه در درجه نازله است، در درجه عالیه نباشد و آنچه در درجه بالاست، در پایین نباشد بلکه مانند نوع و جنس، نمونه منازل عالیه در پایین است و حقیقت و عین منازل پایین در منازل بالا مندرج است؛ مانند انسان و حیوان که حیوان جنس است و انسان نوع آن است؛ و هر یک از منازل دارای صد باب است و هر باب از این صد منزل ده منزل دارد که مجموع هزار منزل است.

اول این است که سالک آغاز نماید در سفر، از منازل و قرارگاه طبیعت و عادت و آلایش لذات جهان فانی، با ملازمت اوامر و نواهی شریعت مقدس اسلام در جمیع حرکات خود قولا و فعلا که مقام اسلام است و این مقام را سیر الی الله نامند که هشت باب دارد:

1- بدایات
2- ابواب
3- معاملات
4- اخلاق
5- اصول
6- اودیه
7- احوال
8- ولایات

دوم این است که نفس ناطقه انسانی از حیث باطن، داخل در حال غربت و دوری از تعلقات جهانی شود و او را به وسیله اخلاق ملکی روحانی، پیوستگی به آثار وحدت و یگانگی باطنی حاصل گردد و این متعلق به مقام ایمان است که آن را سیر فی الله نامیده ‏اند.

ره آسمان درون است پر عشق را بجنبان
پر عشق چون بجنبد غم نردبان نماند‏


سوم آن است که نفس ناطقه انسانی از جهت سر، داخل در آدم مشاهده گردیده و به سبب آن از احکام و آثار حجب عارضی قیود (که به سبب مصاحبت و انس با احکام مراتب هنگام تنزیل حاصل گردیده) فنا پیدا کرده، به سرچشمه توحید جذب شود و تمام اعمال و عبادات او به طور مشاهده واقع شود و این متعلق به مقام احسان است (احسان اسم جامعی است که همه ابواب حقایق در تحت او جمعند؛ زیرا حقایق، مجموع ابواب عبادات و معاملات است که مبنی بر مشاهده باشد و آن معنای احسان است که خدا را آنچه سزاوار پرستش اوست بپرستد.
در قرآن می‏فرماید: و من احسن دینا ممن اسلم وجهه للله و هو محسن (نساء، آیه 124).ای بمشاهده آیاته و اسلام وجهه و القیام بطاعته؛ فجزاه الله بالنظر الیه باصلاح شانه.) که سیر فی الله است.

چندان برو این ره که دویی برخیزد
گر هست دویی به رهروی برخیزد‏
تو او نشوی ولیکن ار جهد کنی
جایی برسی کز تو تویی برخیزد‏


و اما نحو و ترتیب سیر و سلوک و حرکت سالکان و رهروان راه طریق معرفت نیز بر سه قسم منقسم است و هر قسمی متضمن امور کلیه است که نام آن را مقامات گذاشته‏ اند؛ برای آنکه نفس ناطقه (روح) در آن منازل اقامت می‏نماید تا آنچه را که در تحت احاطه اوست دریابند و به او برسد؛ و آن را احوال می‏نامند از جهت اینکه دائما در تحول و تغییر است؛ و علت سه قسم بودن آن این است که برای نفس ناطقه سه جنبه است :

اول جنبه توجه آن با قوای خود به تدبیر بدن، و خو دادن بدن بر چیزی که در آن منافع آن منظور است، چه در عقبی و چه در دنیا، به طور متعادل و متناسب و موافق قواعد شرع، که نامیده می‏شود بر مقامات سیر و این جهت را بدایات نامند زیرا آغاز شروع در استعداد سیر و حرکت سالک است.

دوم جنبه توجه نفس ناطقه است به خودش با معتدل ساختن صفات، و تسکین و تعدیل حدت و ثبات آن، و این باب دخول از ظاهر به باطن است که آن را بدین جهت ابواب نامند.

سوم جهت توجه روح بر باطن آن است؛ یعنی روح و سر ربانی و استمداد او از باطن خودش در ازاله حجب، که آن را باب معاملات نامند.

و اساس منازل هر یک از بدایات و ابواب، معاملات سه جنبه دارد، و مابقی متمم آن شمرده می‏شود.

اول بدایات و آن ده پایه دارد:

1) یقظه
2) توبه
3) محاسبه
4) انابه
5) تفکر
6) تذکر (اعتصام (اعتصام، در متن نیامده بود.))،
7) فراز
8) ریاضت
9) سماع
10) یقظه

(( آمد افسوس کنان مغ بچه باده فروش - گفت بیدار شو ای رهرو خواب آلود‏)حضرت امام خمینی در صفحه ‏98 و174 چهل حدیث، مطالب ارزشمندی در مورد یقظه آورده‏ اند (حدیث چهارم و دهم).) عبارت از بیداری خواب غفلت و برخاستن از پرتگاه سستی به شاهراه عمل و سعی است که فرموده ‏اند: همین مگو فردا که فرداها گذشت - تا به کلی نگذرد ایام کشت‏ .

و خوداری از تباه کردن عمر، و غنیمت شمردن وقت و تلافی و جبران گذشته‏ ها، و دریافت نفحات حق، که فرموده ‏اند: ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا له (بحارالانوار، ج‏8، ص‏221؛ ور.ک: عوالی اللثانی، ج‏4، ص‏118.)

گفت پیغمبر که نفحت های حق
اندر این ایام می‏دارد سبق‏‏
گوش هش دارید این اوقات را
در ربایید این چنین نفحات را‏
دفع کن از مغز و از بیمی زکام
تا که ریح الله آید در مشام‏‏


و آن اول مراتب نزدیکی و تقرب به خداست و تنبه نیز نامیده می‏شود و بعضی از عرفای متقدم از آن جمله خواجه عبدالله انصاری یقظه را باب الابواب نامیده‏ اند ولی به اتفاق عرفای متاخر اول مراتب تقرب حق و باب الابواب آن توبه (ر.ک: چهل حدیث امام، حدیث هفدهم.) است.

پس مهمترین اقسام بدایات توبه است و آن عبارت است از بازگشت سالک از مخالفت اوامر الهی بر موافقت آنها، در سیر الی الله برای مبتدیان، و از ظاهر به باطن در سیر فی الله؛ و یقظه و انابت و محاسبه در آن داخل و از اقسام آن است، و انابه بالاترین درجه توبه است و آن رجوع و بازگشت عارف به سوی خداست.

و توبه سه درجه دارد:
اول : توبه عام و آن این است که از مخالفت اوامر حق برگردد بر موافقت و امتثال، و آن سه رکن دارد:
1. بزرگ دانستن گناه .
2. خود را در توبه متهم نموده و معتقد باشد که شرایط آن را به جا نیاورده.
3. این است که خلق را در گناه معذور داشته و خود را معذور ندارد.


دوم : توبه خاص است و آن این است که اولا خود را از اشتهار و جاه‏ طلبی باز دارد، و توبه او برای ریا و خودنمایی نباشد. دوم این است که اصلا از لحاظ صفا و حضور، از گناه غفلت ورزد، زیرا توجه او به کلی به سوی خداست و اشتغال به حق او را از اعراض مانع گردیده است.

توبه عامه با کثرت عبادات ظاهر گردد که به عبادات متوسل شوند تا به جایی که سیئات تبدیل به ثواب شده و جای گناه را بگیرد، چون آنان با اتکا بر حسنات خود از طرف حق دارند مانند این است که بر خدا ایجاب حقی می‏کنند و این عمل در نزد خالصان حق گناه و سیئه است و به همین جهت هم گفته شده: حسنات الابرار سیئات المقربین (بحار الانوار، ج‏25، ص‏205. -)؛ عابدان از گناه توبه کنند، عارفان از عبادت استغفار.

سوم : توبه خاص الخالص است و این است که از همه ما سوا به سوی خدا متوجه شده و حتی خود و بازگشت خود را نبیند و این در مقام فناست.

و محاسبه (ر.ک: چهل حدیث امام، ص‏9،10،359،360و 441.) این است که بین اعمال شخصی و حسنات و سیئات موازنه برقرار شود؛ اگر گناه زیاد است، در تقلیل آن بکوشند و به جای آن حسنات را زیاد کنند و آن از مرتبه توبه است.

دوم از اقسام بدایات اعتصام بحبل الله است و آن تمسک به امر و نهی خدا و تاسی و پیروی از اقوام و افعال و احوال صاحب شرع مطهر است به طور دقیق.

اعتصام بحبل الله از شئون مبتدیان اهل سکوت است ولی اعتصام بالله حال متوسطان و منتهیان است و تفکر و تذکر و سماع در تحت آن داخل می‏باشند (سماع عام است که نواهی شارع را به گوش دل بپذیرد، نه برای ترسی و بیم بلکه فقط برای طاعت حق و و سماع خاص این است که در هر اشاره ‏ای مقصود خود یعنی خدا را ببیند. سماع خاص الخاص این است که وسایط کشف را براندازد و از علل به معلول بپردازد که مولوی می‏فرماید: دیده ‏ای خواهم سبب سوراخ کن - تا سبب را برکند از بیخ و بن‏‏).

تفکر(ر.ک: چهل حدیث امام، حدیث دوازدهم.) آن است که بصیرت قبیله سالک تدریجا از قوه سالک تدریجا از قوه به فعلیت برسد و آن از ادراکات نفس لوامه است، و تذکر یاد آوردن فطرت اصلیه روح است از توحید ذات و آن از ادراکات نفس مطمئنه است و حصول آن بعد از انابه است، و انابه موقعی حاصل می‏شود که فطرت سالک صفا پیدا کند. پس تذکر بالاتر از تفکر است؛ تفکر طلب و جستجو است، تذکر دریافت و روشن شدن مقصود است.

فکر آنم باشد که بگشاید رهی
ذکر آن باشد که پیش آید شهی‏‏




ادامه دارد >>>





بعض مطالب مرتبط:
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )





مطالب اخیر وبلاگ:

امام موسی صدر و جامعه قهرمان نه فرد قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به محمد بن ابی بکر و اهالی مصر
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
نصایح مولا امیرالمومنین به امام حسین (ع)
السائر الحائر (3)
السائر الحائر (2)
نقشه منطقه ای پیش شماره های تلفن همراه
حقیقة الحقایق
نازنین از عشق مردم ناز تا کی میکنی (دو اثر از استاد اسحاقی) + دانلود
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
السائر الحائر (1)
عشقم و امیرم آقا حسین بن علی است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
ترنمی شعرگونه (بی نام ؛ بی سر ) پیکش مولا حسین جان
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
نگهداری و زایش داعش !
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
مکر الهی است که مستکبران با دست خود تحقیر شوند
زهد و ریا و زاهد ریایی
نشانه ها را دریابید ! (01)
وحدت وجود یا وحدت موجود (5)
هرگز نمیشد باورم (سالار عقیلی) + دانلود
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09)
شهرت بی ظرفیت آفت است
یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08)
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
حدیث حقیقت
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07)
ریشه وهابیت
وحدت وجود یا وحدت موجود (4)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06)
وحدت وجود یا وحدت موجود (3)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )
The Beginning of Revelation
بعثت پیامبر شریعت سمهه و سهله و بیضاء حضرت محمد (ص)مبارک
وحدت وجود یا وحدت موجود (2)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )
وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.