مقدمه :ما اختیار خود را تسلیم دوست کردیم
خدایا تویی بنده را دستگیر
بود بنده را از خدا ناگزیر‏
به بخشایش خویش یاریم ده
ز غوغای خود رستگاری‏م ده‏‏
تویی خالق بوده و بودنی
ببخشا بر این خاک بخشودنی‏‏
به اول سخن دادی ام دستگاه
به آخر قدم نیز بنمای راه‏

پس از ستایش و سپاس ذات بی‏ همال (بی‏ همتا.) و هستی لایزال، خداوند بالا و پستی که ما را از نهانخانه نیستی با فضل و بخشایش رحمانیه‏اش به مشهد وجود و هستی آورده، و در امان کرمش پرورانیده، و به آرزوی دانش و بینش مرزوق و منعم ساخت درود فراوان بر سر سلسه انبیا، سر آغاز کتاب هستی، دارای مقام جمع الجمع، منتهای کمالات، جلوه کمالات ذات و صفات حق، تا جدار دنا فتدلی (سوره نجم (53) آیه‏8.)، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و جانشین آن حضرت، شهسوار اقلیم ولایت، پیشوای انسانیت، علی بن ابی طالب (علیه السلام) و یازده فرزند آن حضرت که به مضمون و الشمس و ضحاها، و القمر اذا تلاها (سوره شمس (91)آیات 1-2.) پس از دوره نبوت بر اراضی نفوذ مستعده و قلوب صافیه مانند ستارگان نظام شمسی تابیده، و مردم را از حضیض نقض به اوج کمال می‏رسانند، معروض می‏دارد:

در این دوره ظلمانی و تاریک که مردم نوامیس و آداب شرع مقدس اسلام را رها ساخته، و از مطالعه قرآن که سراپا دستور حیات اجتماعی، و برنامه رستگاری و فرهنگ بشر و تشکیل مدینه فاضله است، به ظواهر فریبنده، و ترشحات افکار تیره و تاریک مادیین گراییده ‏اند، و افکار آلوده بهیمی چنان مردم را به خود فرو کشیده که مانند عهد بربریت جز اندیشه خورد و خواب، و افکار حیوانی و شهوانی در مغز مردم راه ندارد تا چه برسد که در آیات قرآنی و احادیث بانظر عمیقی و دقت نگریسته و اندرز انبیا و اولیا را فراگوش دارند، و اندکی در خود فرو روند و بفهمند برای چه آفریده شده اند؛ بدیهی است هنگامی به هوش آیند که کار از کار گذشته، نه یاری عملی، نه توان بازگشتی!

چه خوب است اندکی به خود آییم و اندیشه کنیم. بلی! معمای حیات جز با اندیشه و تفکر حل نشود! مولای رومی می ‏فرماید:

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم‏‏
ز کجا آمده‏ام آمدنم بهر چه بود
به کجا می‏روم آخر ننمایی وطنم‏‏


مظهر خدای یکتا، ولی مطلق، علی (علیه السلام) فرمود:
رحم الله امرء عرف قدره و علم من این و الی این (رحم الله امرء عرف قدره و لم یتعد طوره، ر.ک: غر الحکم، ص‏233. آن چه در متن آمده، مضنون روایت است.).

دانشمندان و عرفای بزرگ اسلامی در اثر پیروی از آن سلطان طریقت و پیشوای اهل معرفت، فانوس شریعت را به دست گرفته و از گرداب هولناک طبیعت باز رسته، و در روی امواج پر آشوب حوادث به کشتی نجات که ناخدای آن علی (علیه السلام) و خاندان او و راهنمای آن اولیا و پیروان طریقتند، به بندرگاه حقیقت و معرفت رسیده‏اند، و به روزگار مردم که دانسته و ندانسته خود را به کام اژدهای نفس اماره انداخته‏اند، اسف می‏خورند و با صفیر عشق و سخنان آتشین خود مردم را از این پرتگاه ژرف ترسانده و دعوت به حیات جاودانی می‏کنند.

سعدی می‏فرماید:
قومی غم دین دارد و قومی غم دنیا
بعد از غم رویت غم بیهوده خورانند‏
وینان که به دیدار چنین میل ندارند
سوگند توان خورد که بی‏ عقل و خسانند‏


نهصد سال پیش عارفی ملکوتی، و جهانی معارف، از دوستان خاص حق در گوشه هرات به نام خواجه عبدالله انصاری (396-479) به عرصه وجود آمد. از همان اوان کودکی، بالای سرش ز هوشمندی، می‏تافت ستاره بلندی. در اندک مدتی اغلب علوم مرسوم زمان خود را از فقه و تفسیر نزد بزرگان هر فن یاد گرفته و سر آمد هم‏سالان خود خود گشت. در خراسان برای اخذ احادیث به نزد مشایخ حدیث شتافت، با دانش و هوش خدادادی شصت هزار شعر عربی، سیصد هزار حدیث، با هزار سند آموخته، همه را به گنجینه خاطره سپرده و حفظ کرد. صفای خاطر و جذبه الهی او را به الفاظ حدیث قانع نساخت، در صدد رفع حجاب از چهره مقصود برآمده، به تزکیه نفس پرداخت (بدین ترتیب) علم درسی را با علم کشفی، و دانش را با بینش توأم نموده و در جستجوی استاد طریقت بود که عارف بزرگ، شیخ ابوالحسن خرقانی (م 425) را در نیشابور پیدا کرد و با نیروی ارشاد او یافت آنچه می‏خواست، و فرمود:

عبدالله مردی بود بیابانی، ناگاه رسید به ابوالحسن خرقانی، کشید آن قدر آب زندگانی، که نه ابوالحسن ماند و نه خرقانی.

این عارف بزرگ پس از بازگشت از سفر عشق و طی وادی معرفت، به مضمون مثل عربی علی الخبیر سقطت نشان‏ه ای منازل سلوک الهی الی الله و مدارج معرفت را از تبتل و از مقامات فنا پایه پایه تا ملاقات خدا از آغاز تا انجام با اقتباس از آیات قرآن با اسلوب و روشی خاص به صد درجه تقسیم و فصل بندی نموده، و به نام منازل السایرین در صفحه گیتی به یادگار گذاشته که عرفا و پیشنیان چنان ره آوردی از معارف در دسترس حقیقت جویان نگذاشته بودند، و بزرگان پس از زمان او خوشه‏ چین آن خرمن شدند. سنائی و عطار و مولوی و سعدی، هر چه از حقایق بیان نموده ‏اند، همه گلی از آن بوستان چیده ‏اند. سعدی اغلب سخنان نثری را از مقالات خواجه عبدالله انصاری اقتباس نموده؛ مانند اینکه در گلستان سعدی می‏فرماید: مشاهدة الابرار بین التجلی و الاستتار؛ گاهی می‏نمایند و گاهی می‏ربایند... و نظایر آن.

به هر صورت (نام) دانشمندانی که کتاب منازل السایرین را به عربی شرح کرده ‏اند بدین ترتیب است :

1. شمس الدین ابوعبدالله، محمد بن ابی بکر بن قیم جوزیه دمشقی حنبلی (691-791)، شاگرد ابن تیمیه (منافق)، احمد بن عبدالحیلم حرانی حنبلی (م‏728) شرحی نیکو بر منازل السافرین به نام مدارج السالکین بین ایاک نعبد و ایاک نعبد و ایاک نستعین نوشته که در سه جلد در مصر به سال 1331 به چاپ رسیده؛
2. شیخ عفیف الدین سلیمان تلمسانی (م‏690) شرحی نیکو بر منازل السایرین نوشته و جامی در نفحات‏ الانس از شرح مزبور با تمجید نام برده؛
3. احمد بن ابراهیم واسطی (م‏711)؛
4. محمود به محمد محمد درگزینی (م‏734 به نام تنزیل السایرین)؛
5. شمس الدین محمد تبادکانی طوسی (م‏891)به نام تسنیم المقربین (کشف الظنون (این کتاب در سال 1382، به وسیله کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شوارای اسلامی چاپشده است.))؛
6. شیخ کمال الدین عبدالرزاق کاشی (شیخ کمال الدین عبدالرزاق کاشانی، از مریدان شیخ نورالدین عبدالصمد نظنزی (است)و سلسه او به واسطه شیخ نجیب الدین علی بن بزغش شیرازی (م‏678) به شیخ شهاب الدین سهروردی (م‏509-632)و از او به شیخ ابوالنجیب سهروردی و از او به شیخ احمد غزالی (م‏525) می‏رسد. وفات او به نوشته مجمل فصیحی خوافی، در سوم محرم 736 هجری اتفاق افتاده است و بعضی وفات او را 730 و برخی 731 و بعضی 735 نوشته‏ اند (نقل از مقدمه استاد همایی بر کتاب مصباح الهدایه، چاپ 1325 شمسی).)، معاصر شیخ علاءالدوله سمنانی از اقطاب سلسله علیه ذهبیه (م‏736)؛
7. محمد بن حمزه بن محمد عثمانی، مشهور به ابن فناری حنفی در اول کتاب شرح مفتاح غیب و وجود صدرالدین قونوی به طور اختصار به مقدمات منازل السایرین اشاره کرده است.


ضمنا چون شرح منازل السایرین شیخ عبدالرزاق کاشانی که سابقا در ایران چاپ شده، با زبان تازی بوده و طالبان حقیقت نمی‏توانستند از مطالب آن استفاده نمایند، سی سال پیش والد ماجدم، عارف محقق ربانی، حضرت آقای حاج میرزا محسن عماد الفقراء اردبیلی (1288-1374 قمری) متن و شرح را به فارسی ترجمه کرده و توضیحاتی نیز افزوده بودند ولی کتاب مزبور مانند اصل شرح منازل عربی، نیازمند به شرح و توضیح می‏بودم‏

حقیر ناچیز، احمد عماد الفقرا که از سرمایه علم و عمل، تهی دست بوده، و خود را شایسته انجام این امر مهم نمی‏دیدم، تصمیم گرفتم که اصول مطالب شرح منازل (متن و شرح) را به طور اختصار و کوتاه انتخاب کنم و با مراجعه به آرای عرفای متأخر به فارسی شرح و ترجمه نمایم، تا برای صاحب حال و سالکان و صاحبدلان، مراجعه بدان سهل و آسان بوده، و چکیده مطالب را به مضمون المعسور لا یترک بالمیسور و- آب دریا را گر نتوان کشید / هم به قدر تشنگی باید چشید - در چند سطر به طور فهرست بیابند.

لذا از روح حضرت خواجه عبدالله انصاری و اولیای حق، طلب همت و استمداد نموده و به یاری و مدد انفاس اولیای حق با خواهش و تشویق یکی از دوستان ارجمند، در این کار بزرگ توفیق یافتیم و این کتاب را نامیدم به آیین رهروان منتخب منازل السایرین.

اینک این کتاب را مانند پای ملخ به حضور عارف کامل، سلطان الفقراء، ملاذ السالکین، ابوالفتح آقای حاج میرزا محمد علی حب حیدر دامت برکاته تقدیم می‏کنم و امیدوارم مورد نظر کیمیا اثر ایشان واقع شود و ظاهر و باطن ما را اصلاح فرموده و این هدیه ناچیز در محضرش پذیرفته آید.

در قبول توست عز مقبلی
چون که شاه جان و سلطان دلی‏


و چون یکی از سالکان با صدق و صفا، آقای محمد خواجوی مشوق و محرک ترجمه و نشر این کتاب گردیده‏ اند، از صاحبان درد و عشق حق و صاحبدلان خواستار است اگر باز جسته خود را در این کتاب بیابند، بانی و ناشر و مولف را از دعای خیر فراموش نفرمایند.

تهران، 26 بهمن ماه‏1337، مطابق 7 شعبان 1378 هجری.
احمد بن الحاج میرزا محسن مدرس عماد الفقراء روح الله روحه.


ادامه دارد >>>





بعض مطالب مرتبط:
آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
آیین رهروان در سیر و سلوک (2)
آیین رهروان در سیر و سلوک (3)
آیین رهروان در سیر و سلوک (4)
آیین رهروان در سیر و سلوک (5)
آیین رهروان در سیر و سلوک (6)
آیین رهروان در سیر و سلوک (7)

آیین رهروان در سیر و سلوک (8)
آیین رهروان در سیر و سلوک (9)

آیین رهروان در سیر و سلوک (10)

جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )





مطالب اخیر وبلاگ:

امام موسی صدر و جامعه قهرمان نه فرد قهرمان
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (2)
امام موسی صدر و معنای حیات وی
شاهد افلاکی
نامه امام علی (ع) به محمد بن ابی بکر و اهالی مصر
جام جهان‏ نما ؛ شمس مغربی (1)
نصایح مولا امیرالمومنین به امام حسین (ع)
السائر الحائر (3)
السائر الحائر (2)
نقشه منطقه ای پیش شماره های تلفن همراه
حقیقة الحقایق
نازنین از عشق مردم ناز تا کی میکنی (دو اثر از استاد اسحاقی) + دانلود
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
السائر الحائر (1)
عشقم و امیرم آقا حسین بن علی است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
ترنمی شعرگونه (بی نام ؛ بی سر ) پیکش مولا حسین جان
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
نگهداری و زایش داعش !
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
مکر الهی است که مستکبران با دست خود تحقیر شوند
زهد و ریا و زاهد ریایی
نشانه ها را دریابید ! (01)
وحدت وجود یا وحدت موجود (5)
هرگز نمیشد باورم (سالار عقیلی) + دانلود
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09)
شهرت بی ظرفیت آفت است
یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08)
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
حدیث حقیقت
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07)
ریشه وهابیت
وحدت وجود یا وحدت موجود (4)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06)
وحدت وجود یا وحدت موجود (3)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )
The Beginning of Revelation
بعثت پیامبر شریعت سمهه و سهله و بیضاء حضرت محمد (ص)مبارک
وحدت وجود یا وحدت موجود (2)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )
وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب








توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.