شرط سوم: خلوت دائم و عزلت از خلق.

لا اکراه فی الدین

در این معنا سیزده معنا و بیشتر فایده است:
فایده اول: نگهداشت دیده از نظر به شهوت.
فایده دوم: نگهداشت پای از رفتن به حرام.
فایده سوم: نگهداشت دست از گرفتن و ستدن به حرام.
فایده چهارم: نگهداشتن گوش از شنیدن حرام.
فایده پنجــم: سگ نفس در بند (نمودن) و حبس کردن.
فایده ششم: چون حواس ظاهر بسته شود، حواس باطن که درهای غیبت است، گشوده شود.
فایده هفتــم: از آزار خلق دور شدن.
فایده هشتم: سلامت گزیدن، که: السلامه فی العزله(مجموعه ورام، ج‏2، ص‏119).
فایده نهـــــم: به روحانیان تشبیه کردن، که خلق ایشان را نبینند.
فایده دهــــم: جمعیت دل حاصل کردن.

فایده یازدهـم: اکتساب درجه ظل عرش الرحمن که: سبعه یظلهم الله فی ظله یوم لا ظل عرشه. یکی از ایشان بود که و رجل ذکر الله خالیا ففاضت عیناه(الخصال، ج‏2، ص‏343)، یعنی مردی بود حق تعالی را در خالی(خلوت) یادآورد و آب از چشم او روان شود.

فایده سیزدهم: نقوش دنیا و معاملات و داد و ستد ارباب دنیا از آینه دل دور کردن؛ و چون روی دل از نقوش دنیا صافی شود، نقوش آخرت در او پرتو زند و چون صافی‏تر شود، احوال و حقایق در او پرتو زند و چون صافی‏تر شود، صفات حق تعالی در او پرتو زند از راه عکس، و چون صفای تمام یابد وحدانیت در او پرتو زند چنان که جان و عقل و هوش ببرد، آنگه معرفت حاصل شود و مرد اهل تجلی شود.


شرط چهارم: صوم‏

روزه را بیست و دو فایده است:
فایده اول: تشبیه به روحانیان، که ایشان چیزی نخورند از آنچه ما خوریم.
فایده دوم: نفس اماره را که دشمن حق تعالی است قهر کردن.
فایده سوم: خصوصیت حاصل کردن که: الصوم لی و انا اجزی به(اصول کافی، ج‏4، ص‏63)؛ یعنی روزه از آن من است و من بدو پاداش دهم .
فایده چهارم: ثواب بی‏ نهایت به دست آوردن،
انما یوفی الصبرون اجرهم بغیر حساب« بى ‏تردید شكیبایان پاداش خود را بى‏ حساب [و] به تمام خواهند یافت  » (سوره زمر (39) آیه‏10)
فایده پنجم: نفس آلوده را از گناهان پاک کردن.
فایده ششم: تخته جان پاک را از خاک نفسانی بشستن تا نقوش علوم لدنی پدید آید، که
قد افلح من زکاها، و قد خاب من دساها« كه هر كس آن را پاك گردانید قطعا رستگار شد*و هر كه آلوده‏ اش ساخت قطعا درباخت » (سوره شمس (91) آیات 9-10).
فایده هفتم: از چشم دل، سبل که در او محکم شده باشد دور کردن، که چون مرد گرسنه شود، پیهی که در چشم دل باشد بگذارد و چشم دل روشن شود، در عالم غیب نگردد و عالم ملکوت را معاینه ببیند.
فایده هشتم: آنکه صائم راهها بر شیطان تنگ کند، و آن رگهاست در تن زیرا که شیطان در رگ و پوست رود.
فایده نهم: سپر حاصل کردن از شیطان و دوزخ که الصوم جنه (اصول کافی، ج‏2، ص‏24).
فایده دهم: نام خویش در جریده مخلصان ثبت کردن، زیرا که روزه عبادتی است که در او ریا و سمعت نگنجد.
فایده یازدهم: درد دل گرسنگان شناختن و بر ایشان از راه شفقت و رحمت بخشودن.
فایده دوازدهم و سیزدهم: دو شادمانی حاصل کردن که: للصائم فرحتان: فرحه عند افطاره و فرحه عند لقاء ربه (همان، ج‏4، ص‏65)یعنی یک شادمانی در وقت افطار، نه به آنکه نان خواهد خوردن، لیکن برای آنکه یک روز برای رضای حق تعالی روزه داشت تا روز قیامت دستگیر او باشد؛ و دیگر شادمانی دیدار دیدار حق تعالی، روز قیامت.
فایده چهاردهم: تندرستی حاصل کردن.
فایده پانزدهم: بدترین و عاها تهی کردن که: ما ملی وعاء شرا من بطن (مستدرک الوسائل، ج‏16، ص‏210).
فایده شانزدهم: امانت گزاردن، که روز امانت حق تعالی است که هیچ کس به روزه‏دار مطلع نباشد به جز او.
فایده هفدهم: وفابه عهد کردن، که چون روزه دار نیت کند که روزه خواهم داشتن، عهدی باشد که با خدای تعالی کند.
فایده هیجدهم: خود را منصب امانت حاصل کردن به: الصائم المتطوع امین نفسه و به روایتی دیگر: امیر نفسه یعنی از امانت.
فایده نوزدهم: نیکی به دیوان خویشتن نوشتن. اگر تواند که روزه تمام بدارد، (ده)نیکویی نویسد و اگر تمام نشود هم یک نیکویی نویسند، از وعده رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) که گفت: نیه المومن ابلغ من عمله(امالی طوسی، ص‏454.) زیرا که اگرچه عمل را این فضیلت است که چون به تمامیت پیوندد به اخلاص، ده نیکویی نویسد، اما آن خطر نیز دارد که چون ریا و سمعت درآید، خود را خبط کند؛ و در نیت این نیست زیرا که نیت، عمل دل است و ملک بر آن اطلاع نیست، خاصه آدمی را؛ پس ریا و سمعت درنگنجد.
فایده بیستم: آن است که از لغو و بیهوده گفتن باز رهد.
فایده بیست و یکم: آن است که بر روزه ‏دار بعد از نماز دیگر، لغو ننویسد، از وعده رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) .
فایده بیست و دوم: آن است که هر که روزه دارد، معان و موفق باشد که:
استعینوا بالصبر و الصلوه « از شكیبایى و نماز یارى جویید » (سوره یبقره (2) آیه‏153.) یعنی: بالصوم و الصلوه.


شرط پنجم: دوام ذکر لا اله الا الله‏

و اگر وقت وقت(گاه‏گاه) نیز بر محمد رسول اللهبگوید سخت خوب بود و علم اولین و آخرین در این کلمه مضمون است.

آن آوردی چو حق به یاد آوردی
ورنه به مثل به دست باد آوردی‏‏
ظلمی که بکرده‏ ای به جان و دل خویش
فارغ بنشین کان همه داد آوردی‏‏


چون گفتم که علم اولین و آخرین در این کلمه تعبیه است، فواید او را شرح دادن خامی بود.

کعبه را جامه کردن از هوس است
یاء بیتی جمال کعبه بس است‏‏


با این همه فوایدی چند یاد کرده آید:
فایده اول: آن است که رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: امرت ان اقاتل الناس حتی یقولوا لا اله الا الله محمد رسول الله. فاذا قالوها فقد عصموا منی دماءهم و اموالهم الا بحق من الله و حسابهم علی الله تعالی(عوالی اللثانی، ج‏1، ص‏238).

فایده دوم: آن است که بلندترین هفتاد و هفت اعلام دین است که اعلاها شهاده ان لا اله الا الله.

فایده سوم: آن است که (هر که) یک بار از راستی بگوید لا اله الا الله و بر آن میرد، به بهشت رود.

فایده چهارم: آن است که رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مفتاح الجنه لا اله الاالله (مستدرک، ج‏5، ص‏364.).

فایده پنجم: رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: من یعلم ان لا اله الا الله دخل الجنه(بحار الانوار، ج‏30، ص‏574)، یعنی هر که بداند که هیچ خدای نیست به جز خدای تعالی، در بهشت رود.

فایده ششم: آن است که این کلمه را بردارند که:
الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصلح یرفعه « ‏سخنان پاكیزه به سوى او بالا مى ‏رود و كار شایسته به آن رفعت مى‏ بخشد » (سوره فاطر (35) آیه‏10.).

فایده هفتم: آن است که اسم اعظم در این کلمه است.

فایده هشتم: آن است که چون بنده بگوید لا اله الا الله، ستون عرش حق تعالی بلرزد؛ حق تعالی گوید: یا عرش اسکن، فیقول نخ کیف اسکن و لم تغفر لقائلها، فیقول الله تعالی: اسکن فقد غفرت له (توحید صدوق، ص‏23)، یعنی حق تعالی گوید مر عرش را که: ای عرش بیارام، گوید: چگونه بیارامم و نمی‏آمرزی گوینده لا اله الا الله؟ حق تعالی گوید: بیارام که من بیامرزیدم او را.

فایده نهم: آن است که فاضل‏ترین ذکرها این کلمه است که: افضل الذکر، لا اله الا الله(ر.ک: الدعوات، ص‏20.).

فایده دهم: آنکه فاضل‏ترین کلمه‏ای که جمله پیامبران و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند این کلمه است: لا اله الا الله وحده لاشریک له.

فایده یازدهم: آن است که این کلمه ذکر است و توحید است و هر ذکری توحید نیست.

فایده دوازدهم: آن است که این، کلمه نفی و اثبات است؛ نفی خدایان به دروغ است و اثبات خدای تعالی.

فایده سیزدهم: آن است که کافران تا این کلمه نگویند مسلمان نشوند.

فایده چهاردهم: آن است که این، کلمه نجات است و اگر کلمه‏ ای بودی بهتر از این در نجات، رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) بر عم خویش ابوطالب، عرضه کردی.

فایده پانزدهم: آن است که رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) بر اسامه که مولا و دوست او بود خشم گرفت به سبب آنکه کافری در میان غزا گفته بود: لا اله الا اللهو اسامه نیزه بر او زد.
و قال: من لک بلا اله الا الله اقتلته بعد ان قال لا اله الا الله.

فایده شانزدهم: آن است که روزی صحابه رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند: فلان کس منافق است، رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: می‏گویید! آخر نه گوینده لا اله الا الله است؟ گفتند: بلی یا رسول الله! گفت: هر بنده‏ای که به راستی گوید لا اله الله دخل الجنه (توحید صدوق، ص‏27).

فایده هفدهم: آن است که چون بنده گوید لا اله الا الله، آسمان و زمین را پر کند، یعنی ترازوی وی پر کند.

فایده هجدهم: آن است که روز قیامت بنده را بیاورند در عرصات و نیکی و بدی او بسنجند، بدی او در ترازو زیادت باشد. حق تعالی او را گوید: هیچ نیکی دیگر داری؟ گوید: خداوندا ندارم، و از خود ناامید شود. حق تعالی گوید: بلی ان لک عندنا حسنه یک بار گفته شد لا اله الا الله، آن را بیاورند در کاغذی نوشته همچند ناخن. این بنده درجات سیئات خود بسیار بیند و این، مقدار یک ناخن کاغذ بیند. گوید: خداوندا! این قدر یک ناخن چه باشد در برابر آن سجلات؟ حق تعالی گوید:

لا ظلم الیوم « امروز ستمى نیست » (سوره غافر (40) آیه‏17.).

این کاغذ مقدار یک ناخن را در یک پله ترازو نهد و آن سجلات بدیها را در پله دیگر. آن سجلات و بدی چون باد به بالا رود و پله کاغذ لا اله الا الله گران آید. او را به بهشت برند. راوی این حدیث گفت: در آن مجلس که این حدیث بخواندند، غریبی بود که کسی او را نشناختی. چون این حدیث بشنید، نعره‏ای از او برآمد و در آن نعره جا بداد. اصحاب حدیث او را تجهیز کردند و من در آنجا بودم که بر او نماز کردند. و اگر خواهم، هزار فضیلت و فواید این کلمه را بگویم، لکن اختصار بر این مقدار اولی دیدم.


شرط ششم: نفی خواطر

این مشکل‏ترین شرط باشد بر رهروان راه حق تعالی و حقیقت نفی خواطر حقیقت ذکر است، زیرا که خواطر پنج نوع است:

اول، خاطر حق است، و نشان آن خاطر آن است که بی‏سبب در دل آید و آن خاطر را نفی نباید کرد و خود را به حقیقت نفی نتوان کرد، لکن وظیفه مبتدی آن است که نفی کند؛ زیرا که او هنوز در تمییز خواطر استاد نگشته.

دوم، خاطر دل است.

سوم، خاطر ملک است.

و هر دو به یکدیگر نزدیکند و میان خاطر دل و خاطر ملک فرقی دقیق است و این فرق را آنجا دانی حدیث رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) خود جوانمرد بود و در ماه رمضان جوانمردتر بودی و چون جبرئیل (علیه السلام) به نزد او بودی، جوانمردتر بودی از باد وزان. پس بدانستی که از حضور ملک و خاطر او جوانمردی زیارت شود.

چهارم، خاطر نفس است.

پنجم خاطر شیطان.

و این هر دو به یکدیگر نزدیکند لکن میان هر دو خاطر فرقی است، و آن، آن است که چون نفس چیزی بخواهد و نیابد، باز همان بخواهد و در خواستن آن چیزها ستیزها نماید و شیطان چون به چیزی که گناه است فرماید، اگر مرد آن نکند، به چیز دیگری خواند زیرا که او را مراد اضلال است.

دیگر فرق میان خاطر دل و ملک و میان خاطر نفس و شیطان آن است که خاطر دل و ملک به قربت حق تعالی خوانند و میل کنند به رضای حق تعالی و دریافت ثواب آخرت، و نفس و شیطان پهلو تهی کنند از قربت حق تعالی و میل دارند به زخارف دنیا و شهوات نفسانی. فرق دیگر آنکه، از خاطر ملک و دل، سکون و طمانینه دل حاصل شود و اعتراض از درون نه؛ و از خاطر نفس و شیطان، گرانی درون پدید آید و از هر گوشه‏ای معترضان پدید آیند. فرق دیگر آن است که دل و ملک به محمودات خوانند در غالب احوال، و نفس و شیطان به مذمومات خوانند در غالب احوال. فرق دیگر آن است که خاطر دل و ملک موافق کتاب الله و سنت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد و خاطر نفس و شیطان مخالف کتاب الله و ملک و دل و سنت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد. فرق دیگر آنکه از خاطر ملک و دل یقین افزایند و از خاطر نفس و شیطان شک و ریب پدید آید. فرق دیگر آنکه خاطر ملک و دل از جنس خواطری باشد که نزدیک جان دادنم بود و خاطر نفس و شیطان از جنس خواطری باشد که در وقت تندرستی و کامرانی پدید آید. فرق دیگر آن است که در وقت خاطر ملک و دل، مشاهده صافی‏تر شود و تیرگی برود و خاطر نفس و شیطان به جز تیرگی و گرانی دل، طبیعی نارد.


ادامه دارد >>>>>

توضیح: رساله السائر الحائر اثر نجم الدین کبری را در سه قسمت منتشر میکنیم . مزید استحضار ؛ ترجمه آیات قرآن کریم را در جلوی هر آیه داخل پرانتز + منابع و مآخذ را نیز بهمین صورت بر متن افزودیم . اصل اثر بی کم و کاست منتشر گشته و میگردد. ( محمود زارع )




مطالب مرتبط:

... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)

... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )




مطالب اخیر وبلاگ:
السائر الحائر (1)
عشقم و امیرم آقا حسین بن علی است
حسین (ع) نیز خود چو باران است!
ترنمی شعرگونه (بی نام ؛ بی سر ) پیکش مولا حسین جان
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
نگهداری و زایش داعش !
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
مکر الهی است که مستکبران با دست خود تحقیر شوند
زهد و ریا و زاهد ریایی
نشانه ها را دریابید ! (01)
وحدت وجود یا وحدت موجود (5)
هرگز نمیشد باورم (سالار عقیلی) + دانلود
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09)
شهرت بی ظرفیت آفت است
یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08)
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
حدیث حقیقت
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07)
ریشه وهابیت
وحدت وجود یا وحدت موجود (4)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06)
وحدت وجود یا وحدت موجود (3)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )
The Beginning of Revelation
بعثت پیامبر شریعت سمهه و سهله و بیضاء حضرت محمد (ص)مبارک
وحدت وجود یا وحدت موجود (2)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )
وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )
چند کلمه از امیر کلام علیه السلام
خلقت بی نقص الهی
تندروی و کندروی از نادانی است !
لاف بلاغت مزن با ...
زاهدنما مباش و ...
انذارهای امام علی (ع) به حاکمان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (08)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (03)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
على (علیه السلام ) و اصرار بر اصول



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.