بسم الله الرحمن الرحیم
رب اعن و یسر

وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ

سپاس مر خداوندی را که خلق را از عدم به وجود آورد، و بعضی خلق بر بعضی تفضیل کرد، و آدم و آدمی زاد را بر بسی خلقان فضل داد؛ فقال عز من قاتل:
و فضلنهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا « و آنها را بر بسیارى از آفریده ‏هاى خود برترى آشكار دادیم » (سوره اسراء (17) آیه‏70.).

و خلافت در زمین بر آدم و آدمی زاد ارزانی داشت؛ فقال:

انی جاعل فی الارض خلیفه  « من در زمین خلیفه ای می آفرینم » (سوره بقره (2) آیه 30.)
و قال: جعلکم خلائف الارض و رفع بعضکم فوق بعض درجت « شما را در زمین جانشین [یكدیگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى دیگر به درجاتى برترى داد »  (سوره انعام (6) آیه 165.)و این مشتی ضعیفان را اهلیت خطاب و کلام خود داد و به زبان ایشان خواندن میسر گردانید؛ فقال:

و لقد یسرنا القراءن للذکر فهل من مدکر« و قطعا قرآن را براى پندآموزى آسان كرده ‏ایم پس آیا پندگیرنده ‏اى هست » (سوره قمر (54) آیه‏17.).

و در اذل و ابد از اعزاز و اکرام باقی نگذاشت؛ فقال:
و ما کنت بجانب الطور اذ نادینا و لکن رحمه من ربک« و آندم كه [موسى را] ندا دردادیم تو در جانب طور نبودى ولى [این اطلاع تو] رحمتى است از پروردگار تو » (سوره قصص (28) آیه‏46.)

و در وقت تصویر خلایق، (آدمی را) صورتی خوب داد، که:
و صورکم فاحسن صورکم« و شما را صورتگرى كرد و صورتهایتان را نیكو آراست » (سوره تغابن (64)آیه‏3.)

و در نهاد ایشان صلاحیت آن نهاد که به یک ساعت خود را شایسته حظیره قدسی او کنند و در لحظه‏ ای دیگر به اسفل السافلین فرو افتند، که

لقد خلقنا آلانسن فی احسن تقویم، ثم رددنه اسفل سفلین، الا الذین امنوا و عملوا الصلحت فلهم اجر غیر ممنون« براستى انسان را در نیكوترین اعتدال آفریدیم*سپس او را به پست‏ترین [مراتب] پستى بازگردانیدیم*مگر كسانى را كه گرویده و كارهاى شایسته كرده ‏اند كه پاداشى بى ‏منت ‏خواهند داشت » (سوره تین(95) آیه 4-6.)

و قال:
ان المتقین فی جنت و نهر، فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر« در حقیقت مردم پرهیزگار در میان باغها و نهرها *در قرارگاه صدق نزد پادشاهى توانایند » (سوره قمر (54) آیه54-‏55.)
و اجزاءو ابعاض و معانی اینان را آیتهای ملکوت و جبروت گردانیده؛

فقال:
وفی انفسکم افلا تبصرون« و در خود شما پس مگر نمى‏ بینید » (سوره ذاریات (51) آیه‏21.)
و قال:
سنریهم ایتنا فی الافاق و فی انفسهم« به زودى نشانه ‏هاى خود را در افقها[ى گوناگون] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود » (سوره فصلت (41)آیه‏53.).

و جانهای پاک ایشان را دیده‏ها داد، تا آیات باطنه او ببیند، چنان که به دیده صورتها آیات ظاهره او ببینند؛ فقال:
فانها لاتعمی الابصر و لکن تعمی القلوب التی فی صدور« در حقیقت چشمها كور نیست لیكن دلهایى كه در سینه‏ هاست كور است » (سوره حج (22) آیه‏46.)؛

و درود بی‏نهایت بر خلاصه موجودات و خواجه کاینات، محمد رسول الله باد، و اهل بیت او، خاصه فرزندان و نبیرگان او، و (زنان او که) مادران مومنان‏اند و اصحاب او، از مهاجران و انصار، رضی الله عنهم و رضوا عنه.


فصل:
پیش از این، از این ضعیف، خواص اصحاب معنا که به صورت دور ترک بودند و از راه معنای نزدیک، التماس کردند کتابی به زبان تازی، که روشن‏ترین همه زبانهاست، تا دستوری بوده در راه حق تعالی؛ و شرط و علامات آن جمع کردیم و نام آن کتاب رساله الهائم الخائف من لومه اللائم الطالب بقلبه الهارب بقالبه نهادیم و بحمدالله تعالی مقبول آمد و مقدمان دین و شریعت نبوی قبول فرمودند، و موافق حال ایشان آمد. لکن جماعتی دیگر که از زبان تازی دور ترک بودند و ایشان را به زبان پارسی موانستی بیشتر بود، التماس کردند تا یکی دیگر مانند آن یا نزدیک آن، کتابی کنیم به زبان پارسی که تلو زبان تازی است در حلاوت و فصاحت، تا فایده عام‏تر بود.

اجابت کردیم و بر مهمات دیگر که بود، مقدم کردیم و نام او رساله السایر الحایر الواجد الی الساتر الواحد الماجد نهادیم و در نهادن این نام، پنج شش معنا گوش داشتیم: یکی آنکه مرد سایر باید در راه حق تعالی، که از راه تمنا چیزی نتوان یافت.

دیگر آنکه مرد واجد باید، از وجد و وجدان و موجدت و وجود، زیرا که تا مرد در وجد نباشد به چیزی نرسد و نیز از راه فال نیکو باشد زیرا که یافتن چون نایافتن نباشد. دیگر آنکه نام ستاری او یاد کردیم تا گناهان و خرده‏ های ما را به کرم عفو فرماید. دیگر نام واحدی او در آخر نام آوردیم تا بداند رونده، که آخر راه، فنای رونده است در وحدانیت؛ و در نام رونده حائر آوردیم و در نام حق تعالی، ماجد زیرا که ماجد مستحق ثناهای بی‏حد و اندازه بود و سیار در آن متحیر گردد. اکنون بباید دانستن که راه رفتن را پیشنیان هشت شرط نهاده ‏اند بعد از مسلمانانی تمام، و ما در آن هشت شرط دو شرط دیگر درافزودیم تا ده شد
تلک عشره کامله« این ده [روز] تمام است » (سوره بقره(2)آیه‏196.).


شرط اول: طهارت‏

طهارت را انواع بسیار است: یکی طهارت از کفر و شرک جلی. دیگر طهارت از شرک خفی، چون ریا و سمعت. دیگر طهارت از دوستی دنیا و هر چه در اوست.
دیگر طهارت از هوا جس نفوس و وساوس شیطان. دیگر طهارت از رفع حاجت بر غیر حق تعالی است، و اگر چه جبرئیل (علیه السلام) باشد، چنان که ابراهیم (علیه السلام) گفت اما الیک فلا(خصال صدوق، ج‏1، ص‏335.).

اول طهارت از جنابت و حدث، چهار اندام شستن که وظیفه عوام اهل اسلام است. چون بر آن طهارت مداومت نماید، از جمله اهل خواص گردد و فواید این طهارت بیست است به ظاهر:

فایده اول: رفع حدث و جنابت.
فایده دوم: تخفیف است، زیرا که رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث غریب فرمود: سر طهارت تخفیف است و این سخن را غوری است که به جز پیغمبر یا ولی نداد، و آن آن است که چون مرد به نجاست حدث یا جنابت ملوث بود محمل شیاطین گردد، زیرا که در حدیث درست می‏گوید:الحشوش محتضره یعنی چیزهای بی نماز در او شیاطین جمع شوند و حاضر گردند. پس چون مرد وضو سازد، شیاطین و ثقل ایشان از او دور شود، تخفیف حاصل آید.
فایده سوم: نظافت است و رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) می‏گوید: الدین النظافه.
فاید چهارم: شستن کل آلودگی از روی روح پاک است. اشارات به این سخن در آن آیت است که

قد افلح من زکاها، و قد خاب من دساها« و هر كه آلوده‏ اش ساخت قطعا درباخت » (سوره شمس (91) آیه‏10.).

فایده پنجم: آتش نفسانی به آب کشتن است و روحانی شدن.
فایده ششم: به اسباب حیات پیوستن که :

و جعلنا من الماء کل شی حی « و هر چیز زنده ‏اى را از آب پدید آوردیم » (سوزه انبیا (21) آیه 30.).

فایده هفتم: سلاح در پوشیدن که: الوضوء سلاح المومن.
فایده هشتم: نور بر نور افزودن که: الوضو علی الوضوء نور علی نور(وسائل الشیعه، ج‏1، 377.)
فایده نهم: علامات ایمان بر خود ظاهر کردن که لایحافظ علی الوضوء الا مومن(ر.ک: الجعفریات، ص‏34.).
فایده دهم: به طهارت صغری مصحف برداشتن و به طهارت کبری کلام مجید از بر خواندن.
فایده یازدهم: چون به طهارت باشد، ملک با او به یک جامعه خواب باشد.
فایده دوازدهم: هر که طهارت نگه دارد، ملک بر او صلوات فرستد که: اللهم اغفرله اللهم ارحمه.
فایده سیزدهم: چون طهارت بسازد، هر گناه که کرده باشد از او بریزد.
فایده چهاردهم: سبب رفع درجات است، که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: و اسباغ الوضوء فی السبرات(الخاصل، ج‏1، ص‏85.)
فایده پانزدهم: سبب حلال شدن مناجات حق تعالی که: لاصلوه الا بالطهور(میزان الحکمه، ج‏10، ص‏115.).
فایده شانزدهم: آن است که روز قیامت برخیزد، روی سپید و نورانی دست و نورانی پای.
فایده هفدهم: نیمه نشانهای ایمان حاصل گردد که: الطهور شطر الایمان(میزان الحکمه، ج‏5، ص‏588.).
فایده هیجدهم: درجه سابقان - حاصل کردن که:

فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات« پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ایشان میانه ‏رو و برخى از آنان در كارهاى نیك به فرمان خدا پیشگامند » (سوره فاطر (35) آیه 32).
سابق گفته‏ اند آنکه پیش از آنکه بانگ نماز گویند بر طهارت باشد.

فایده نوزدهم: درجه محبت حاصل کردن.

فایده بیستم: نام رجولیت کسب کردن که:

فیه رجال یحبون ان یتطهروا و الله یحب المطهرین« در آن مردانى ‏اند كه دوست دارند خود را پاك سازند و خدا كسانى را كه خواهان پاكى ‏اند دوست مى ‏دارد » (سوره توبه (9) آیه‏108.).

اگرچه آیت در حق اهل قبا آمده است که استنجا به آب می‏کردند، لکن چون استنجا شرط طهارت شرعی آمد لابد حکم آن لازم آمد، به خلاف عرف و عادت، و فایده‏ های دیگر هست، اسرار آن نگفتم تا در راه روندگان پیدا شود، ان شاءالله تعالی.



شرط دوم: خاموشی زبان ظاهر الا از ذکر حق تعالی.

در خاموشی زبان ظاهر، ده دوازده فایده بیش است:

فایده اول: نجات در روز قیامت از حساب.

فایده دوم: آن است که چون زبان ظاهر خاموش شود، زبان دل در گفتن آید.

فایده سوم: نجات از دوزخ، که رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: و هل یکتب الناس علی وجوههم او علی مناخرهم الا حصائد السنتهم(اصول کافی، ج‏2، ص‏115).

فایده چهارم: آن است که هر روز اندامهای تن همه سوگند می‏دهند زبان را، که خاموش باش از زیادتی گفتن، که اگر نگوید ابراء قسم ایشان باشد.

فایده پنجم: قهر نفس است در خاموشی، که این نفس هرزه گوی است.

فایده ششم: آن است که خاموش شود، باشد که کلام ملک بشنود که: ان الحق لینطق علی لسان....

فایده هفتم: آن است که خزاین حکمتها بر او بگشاید، که رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرماید:
اذا رایتم الرجل طویل الصمت فاجلسوا الیه فانه یقلن الحکمه.

فایده هشتم آن است که در مثل گفته: لو کان الکلام من فضه کان السکوت من ذهب(ر.ک: اصول کافی، ج‏2،ص‏114)؛ یعنی اگر گفتن از نقره بودی، خاموشی از زر بودی.

فایده نهم: آن است که در خاموشی تشبیه به زکریا (علیه السلام) است که حق تعالی او را گفت:

ءایتک الاتکلم الناس ثلثه ایام الا رمزا« گفت پروردگارا براى من نشانه ‏اى قرار ده فرمود نشانه ‏ات این است كه سه روز با مردم جز به اشاره سخن نگویى » (سوره آل عمران (3)آیه‏41.)

و چون سه روز سخن نگفت، حق تعالی یحیی را در ایام کودکی به سخن آورد. عجب نباشد که چون مرد راه، روزی چند از گفتن خاموش شود، یحیای دل او در ابتدای راه به گفتن آید.
فایده دهم: آن است که تشبیه به مریم علیها السلام است، مادر عیسی (علیه السلام)، که گفت

انی نذرت للرحمن صوما فلن اکلم الیوم انسیا« من براى [خداى] رحمان روزه نذر كرده ‏ام و امروز مطلقا با انسانى سخن نخواهم گفت » (سوره مریم (19) آیه‏26.)؛

و چون خاموشی بگزید، حق تعالی عیسی را به طفلی در سخن آورد که

انی عبد الله ءاتانی الکتب« گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است » (سوره مریم (19) آیه‏30).

عجب نباشد که چون مرد راه از لغو گفتن خاموش شود، عیسای دل او در گفتن آید.

فایده یازدهم: آن است که در خاموشی از سخن، دوام ذکر حق تعالی حاصل آید به دل و زبان؛ و در حدیث است که: اهل بهشت را در بهشت، هیچ حسرت نبود بزرگ‏تر از آن لحظه ‏ای که بر ایشان گذشته باشد در دنیا که ذکر حق تعالی نگفته باشند یا درود بر پیغمبر نداده باشند.

ادامه دارد >>>>>

توضیح: رساله السائر الحائر اثر نجم الدین کبری را در سه قسمت منتشر میکنیم . مزید استحضار ؛ ترجمه آیات قرآن کریم را در جلوی هر آیه داخل پرانتز + منابع و مآخذ را نیز بهمین صورت بر متن افزودیم . اصل اثر بی کم و کاست منتشر گشته و میگردد. ( محمود زارع )




مطالب مرتبط:

... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (2)
... السائر الحائر (3)

... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
... رساله مشواق‏ فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )




مطالب اخیر وبلاگ:
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (03)
نگهداری و زایش داعش !
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10)
مکر الهی است که مستکبران با دست خود تحقیر شوند
زهد و ریا و زاهد ریایی
نشانه ها را دریابید ! (01)
وحدت وجود یا وحدت موجود (5)
هرگز نمیشد باورم (سالار عقیلی) + دانلود
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09)
شهرت بی ظرفیت آفت است
یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08)
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
حدیث حقیقت
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07)
ریشه وهابیت
وحدت وجود یا وحدت موجود (4)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06)
وحدت وجود یا وحدت موجود (3)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )
The Beginning of Revelation
بعثت پیامبر شریعت سمهه و سهله و بیضاء حضرت محمد (ص)مبارک
وحدت وجود یا وحدت موجود (2)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )
وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )
چند کلمه از امیر کلام علیه السلام
خلقت بی نقص الهی
تندروی و کندروی از نادانی است !
لاف بلاغت مزن با ...
زاهدنما مباش و ...
انذارهای امام علی (ع) به حاکمان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (08)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (03)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
على (علیه السلام ) و اصرار بر اصول
رفتار و تواضع على (علیه السلام )
على (علیه السلام ) محبوب دل ها
مادام دیالافواى مسیحى و ایرانیان و مولا علی (ع)
شیخ و شراب و خون خلق



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.