... یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
کـــز عــدو خــوبان در آتش میــزیند

یوسفان از مکــر اخوان در چهنـــد
کز حسد یوسف به گرگان میدهند

از حسد بر یوسف مصــری چه رفت
این حسد اندر کمین گرگیست زفت

لاجــــرم زین گـــرگ یعقــوب حلیـــم
داشت بر یوسف همیشه خوف و بیم

گرگ ظاهر گرد یوسف خود نگشت
این حسد در فعل از گرگان گذشت

رحم کرد این گرگ وز عذر لبق
آمـــده که انا ذهبنـــا نستبق

صد هزاران گرگ را این مکر نیست
عاقبت رسوا شود این گرگ بیست

زانک حشــر حاسدان روز گزند
بی گمان بر صورت گرگان کنند

حشر پر حرص خس مردارخوار
صورت خوکــی بود روز شمــار

زانیـــان را گنـــد اندام نهان

خمرخواران را بود گند دهان

گنـــد مخفی کان به دلها میرسید
گشت اندر حشر محسوس و پدید

بیشه ای آمــــد وجــود آدمــــی
بر حذر شو زین وجود ار زان دمی

در وجود ما هزاران گرگ و خـوک
صالح و ناصالح و خوب و خشوک

حکـــم آن خوراست کان غالبتـرست
چونک زر بیش از مس آمد آن زرست

سیـــرتی کان بر وجودت غالبست
هم بر آن تصویر حشرت واجبست

ساعتـــی گرگــی در آید در بشر
ساعتی یوسفرخی همچون قمر

میرود از سینه ها در سینه ها
از ره پنهـــان صــلاح و کینه ها

بلک خود از آدمی در گاو و خر
میرود دانایی و علــم و هنــر

اسپ سکسک میشود رهوار و رام
خــرس بازی میکند بز هم ســــلام

رفت اندر سگ ز آدمیان هــوس
تا شبان شد یا شکاری یا حرس

در سگ اصحاب خویی زان وفود
رفت تا جـــویای الله گشتـه بود

هر زمان در سینه نوعی سر کند
گاه دیو و گه ملک گــــه دام و دد

زان عجب بیشه که هر شیر آگهست
تا به دام سینــــه ها پنهان رهـــست

دزدیی کن از درون مرجان جان
ای کم از سگ از درون عارفان

چـــونک دزدی باری آن در لطیـــف
چونک حامل میشوی باری شریف

"جلال الدین محمد"



مطالب مرتبط :
... شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
... بی تشویش مرگ
... دیو خوش طبع به از حور گره پیشانی... گوهر ها و خرمهره ها ... !
... فــــرات ؛ شرمنده ترین آب ... !... او را خود التفات نبودش به صید من
... ای دل چه اندیشیده ای ...
... امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
... هدایای سوخته ... !
... یــــــارم .... !
... دل حرم خداست ...
... نعمت خدا و زیبایی ...
... خدای زیبا و دوستدار زیبایی
... گل عزیز است ...
... آرش کمانگیـــر
... مکن بیگانگی با ما ...
... جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
... در دل شب خبر از عالم جانم کردند
... نفسم گرفت از این شهر ...





مطالب اخیر وبلاگ :
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (02)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08)
رساله مشواق‏ فیض کاشانی (01)
حدیث حقیقت
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07)
ریشه وهابیت
وحدت وجود یا وحدت موجود (4)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06)
وحدت وجود یا وحدت موجود (3)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )
The Beginning of Revelation
بعثت پیامبر شریعت سمهه و سهله و بیضاء حضرت محمد (ص)مبارک
وحدت وجود یا وحدت موجود (2)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )
وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )
چند کلمه از امیر کلام علیه السلام
خلقت بی نقص الهی
تندروی و کندروی از نادانی است !
لاف بلاغت مزن با ...
زاهدنما مباش و ...
انذارهای امام علی (ع) به حاکمان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (08)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (03)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
على (علیه السلام ) و اصرار بر اصول
رفتار و تواضع على (علیه السلام )
على (علیه السلام ) محبوب دل ها
مادام دیالافواى مسیحى و ایرانیان و مولا علی (ع)
شیخ و شراب و خون خلق
نظر مرحوم مجلسی درباره خلافت بعد از رسول (ص)
حشر محبان علی با علـی , حشر غلامان عمر با عمر
مولا علی(ع) یاور و غمخوار پیامبر(ص)
جـان عالــم بـه فـــدای تــو علـــی (ع)
تا غدیر با مولا علی (ع)
بنده پادشاه ...
سبحه تزویر شیخ ...
بقای ریای زاهد و مردم نادان
پند زاهد ... !
زندگی بمیزان باخت ...
از نفرین پدر و مادر بترسید






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.