فصل پنجم (در صبر)
مکر خدا

قال اللّه سبحانه و تعالی : (وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ) ( و صبر كنید كه خدا با شكیبایان است) (انفال/46).

صبر در لغت حبس نفس است از جزع به وقت وقوع مکروه، و آن منع باطن باشد از اضطراب و باز داشتن زبان از شکایت و نگاهداشتن اعضا از حرکات غیر معتاد.

و صبر بر سه نوع باشد:
اوّل - صبر عوام، و آن حبس نفس است بر سبیل تجلّد و اظهار ثبات در تحمّل، تا ظاهر حال او به نزدیک عاقلان و عموم مردم مرضی باشد:

« یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ » (از زندگى دنیا ظاهرى را مى‏ شناسند و حال آنكه از آخرت غافلند) (روم/7)

دویّم - صبر زهّاد و عبّاد و اهل تقوی و ارباب حلم از جهت توقع ثواب آخرت:

« إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ » (بى ‏تردید شكیبایان پاداش خود را بى‏ حساب [و] به تمام خواهند یافت) (زمر/10)

سیّم - صبر عارفان، چه بعض ایشان التذاذ یابند به مکروه از جهت تصوّر آنکه معبود جلّ ذکره ایشان را به آن مکروه از دیگر بندگان خاص گردانیده است و به تازگی ملحوظ نظر او شده‏ اند:

« وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ أُولَئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ » (و مژده ده شكیبایان را؛ [همان] كسانى كه چون مصیبتى به آنان برسد مى ‏گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‏ گردیم؛ بر ایشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد]) (بقره/155-157)

و در آثار آورده ‏اند که جابر بن عبد اللّه انصاری، که یکی از اکابر صحابه بود در آخر عمر به ضعف پیری و عجز مبتلا شده بود.
محمد بن علی بن الحسین المعروف بالباقر (علیه السلام) به عیادت او رفت و از حال او سئوال نمود؟ گفت: در حالتی‏ ام که پیری از جوانی، و بیماری از تندرستی، و مرگ از زندگانی دوست‏تر دارم .
محمد (ع) گفت: من باری چنانم که اگر مرا پیر دارد پیری دوست‏تر دارم، و اگر جوان دارد جوانی دوست‏تر دارم، و اگر بیمار دارد بیماری، و اگر تندرست دارد تندرستی، و اگر مرگ دهد مرگ، و اگر زندگانی، زندگانی را دوست‏تر دارم.

جابر چون این سخن شنید بر روی محمد (ع) بوسه داد و گفت: صدق رسول اللّه که مرا گفت:
« تو یکی از فرزندان مرا ببینی همنام من ‏و هو یبقر العلم بقرا کما یبقر الثّور الارض »
و به این سبب او را باقر علوم الاوّلین و الآخرین گفتند.

و از معرفت این مراتب معلوم شود که جابر در مرتبه اهل صبر بوده است، و محمد (ع) در مرتبه رضا. و بعد از این شرح رضا گفته آید إن شاء اللّه تعالی.


فصل ششم (در شکر)

قال اللّه تعالی سبحانه:
« وَسَنَجْزِی الشَّاكِرِینَ » (و به زودى سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد) (آل عمران/145)

شکر در لغت، ثنا است بر منعم به ازای نعمتهای او، چون معظم نعمتها بل جمله نعمتها از حقتعالی است، پس بهترین چیزی مشغول بودن به شکر او تعالی باشد.

و قیام شکر به سه چیز لازم آید:
یکی معرفت نعمت منعم که آفاق و انفس مشتمل بر آن است.
و دوّم شادمانی به وصول آن نعمتها باد.
و سیّم جهد نمودن در تحصیل رضای منعم بقدر امکان و استطاعت، و آن به محبت او باشد در باطن و ثنای او بر وجهی که به او لا یق باشد در قول و فعل، و جهد نمودن در قیام به آنچه به قیاس با منعم به آن قیام باید نمود از مکافات طاعت یا اعتراف به عجز.

قال اللّه تعالی
«لإن شکرتم لأزیدنّکم» (اگر واقعا سپاسگزارى كنید [نعمت] شما را افزون خواهم كرد) (ابراهیم/7)

وفی الخبر:«الایمان نصفان، نصف صبر و نصف شکر».

چه سالک به هیچ حالی از احوال از امری ملایم یا غیر ملایم خالی نباشد، پس بر ملایم شکر باید کرد و بر غیر ملایم صبر باید نمود، و همچنان که به ازای صبر جزع است، به ازای شکر کفران است، و کفر نوعی از کفران است:

« وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ » (و اگر ناسپاسى نمایید قطعا عذاب من سخت‏ خواهد بود) (ابراهیم/7)

و از اینجا معلوم شود که درجه شکر از درجه صبر عالی‏تر است، و چون شکر نتوان گذارد الا به دل و زبان و اعضای دیگر که هر سه نعمت اوست، و قدرت بر استعمال هر یکی نعمت دیگر، پس اگر خواهد که بر هر نعمتی شکری گذارد بر این نعمتها هم شکری دیگر باید گذارد و سخن دراز گردد، و آن به که شکر همچنان باشد که در اوّل و انتها به عجز باشد، و اعتراف به عجز از شکر، آخر مراتب شکر است چنانکه اعتراف به عجز از ثنا بزرگترین ثناسب، و به این سبب گفته‏ اند:

« لا أحصی ثناء علیک أنت کما اثنیت علی نفسک و فوق ما یقول القائلون

و به نزدیک اهل تسلیم شکر منتفی شود، چه شکر مشتمل است بر قیام مجازات و مکافات منعم، و آن کسی که در مقام بندگی به محلّی بود که خود را هیچ محلّی ننهد، چگونه در مقابل کسی تواند آمدن که همه او باشد؟ پس نهایت شکر تا آنجا باشد که خود را وجودی داند و منعم را وجودی.


ادامه دارد ...


................
توضیح : از این قسمت ببعد بلطف و عون الله تعالی قصد داریم که کتاب و اثر گرانقدر " اوصاف الاشراف " جناب خواجه بزرگوار نصیرالدین طوسی را در چند شماره منتشر نمائیم تا مورد استفاده دوستان مخاطب و علاقمند ما قرار بگیرد.

آنطوریکه متوجه شدم متاسفانه اغلب تحصیلکرده های ما از مواریث و مفاخر علمی و ادبی و معارفی ما یا کم اطلاع بوده و بهمان اطلاعات چند خطی تاریخ ادبیات در دروس اکتفا کرده یا بسیاری اصلا فقط اسمی از آنان را شنیده اند . بویژه از شخصیت این بزرگ حوزه علم و معرفت و تاثیرگذار در فرهنگ اسلامی بخصوص شیعی که هم نقش و هم حق بسزایی بر ما ایرانیان بخصوص دارد اطلاعات چندانی ندارند . شاید بخشی از علت آن برمیگردد به سطح بالای معارف مطروحه در آثار این بزرگان که بتناسب زبان روز چندان کاری برای ترجمه روان آن صورت نگرفته و قطعا بخشی از آن هم برمیگردد به عدم طرح آن در اجتماعات حقیقی و مجازی و ... 

ان شاء الله دوستان اگر همراه ما باشند در ادامه در همین یک اثر خواجه گرانقدر خواهند دید که مشاهیری مانند قاضی نور اللّه حق داشتند که در حق خواجه نصیرالدین طوسی ایرانی بفرماید که: فیلسوفی که روان افلاطون و ارسطو به وجود او مفاخرت و مباهات جویند، و زبان حال أبو علی سینا شکر مساعی جمیله او گوید، عقل فعال در اشراق طفل راه او است، و مشکلات ارباب‏ کمال موقوف به یک نگاه او است...

بعضی از آثا این مرد بزرگ :آداب المتعلمین، اثبات بقاء النفس الانسانیة، اثبات الواجب تعالی، اخلاق ناصری، اساس الاقتباس، الامامة، اوصاف الاشراف، تجرید الکلام، تجرید المنطق، تحریر اصول الهندسة و الحساب، تحریر ظاهرات الفلک، تحریر الکتب السبعة، تحریر المجسطی، دیوان، کشف القناع عن اسرار القطاع، مبدأ و معاد، المقنعة فی العقائد، و... 
( اردیبهشت 94 - ساری , گاهنوشته های محمود زارعhttp://www.mzare.ir






ادامه اوصاف الاشراف :
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10 )






مطالب مرتبط :
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !





مطالب اخیر وبلاگ :
وحدت وجود یا وحدت موجود (3)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )
The Beginning of Revelation
بعثت پیامبر شریعت سمهه و سهله و بیضاء حضرت محمد (ص)مبارک
وحدت وجود یا وحدت موجود (2)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )
وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )
چند کلمه از امیر کلام علیه السلام
خلقت بی نقص الهی
تندروی و کندروی از نادانی است !
لاف بلاغت مزن با ...
زاهدنما مباش و ...
انذارهای امام علی (ع) به حاکمان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (08)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (03)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
على (علیه السلام ) و اصرار بر اصول
رفتار و تواضع على (علیه السلام )
على (علیه السلام ) محبوب دل ها
مادام دیالافواى مسیحى و ایرانیان و مولا علی (ع)
شیخ و شراب و خون خلق
نظر مرحوم مجلسی درباره خلافت بعد از رسول (ص)
حشر محبان علی با علـی , حشر غلامان عمر با عمر
مولا علی(ع) یاور و غمخوار پیامبر(ص)
جـان عالــم بـه فـــدای تــو علـــی (ع)
تا غدیر با مولا علی (ع)
بنده پادشاه ...
سبحه تزویر شیخ ...
بقای ریای زاهد و مردم نادان
پند زاهد ... !
زندگی بمیزان باخت ...
از نفرین پدر و مادر بترسید
نوشته سردر بهشت
ملا هادی سبزواری و حیوانیت و انسانیت !
صلح و دوستی
گفتگو آیین درویشی نبود
سگ ها و انسان ها !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
یقین
جـــنّ



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.