فصل سوم (در خوف و حزن)

دوستان خدا نمی ترسند

قال اللّه سبحانه و تعالی : « وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ » (اگر مؤمنید از آنان مترسید و از من بترسید) (آل عمران / 175 )
علما گفته‏اند « الحزن علی ما فات و الخوف ممّا لم یأت ».

پس حزن عبارت باشد از تألّم باطن به سبب وقوع مکروهی که دفع آن متعذّر باشد، یا فوات فرصتی، یا امری مرغوب فیه که تلافی آن متعذّر باشد.

و خوف عبارت بود از تألّم باطن به سبب توقّع مکروهی که اسباب حصول آن ممکن الوقوع باشد، یا توقع فوات مطلوبی و مرغوبی که تلافی آن متعذّر بود.

پس اگر اسباب حصول معلوم الوقوع باشد یا مظنون به ظنّی غالب، آن را انتظار مکروه نیز خوانند و تألّم زیادت باشد، و اگر تعذّر وقوع اسباب معلوم باشد و تألّم حاصل آن را خوفی خوانند که سبب آن مالیخولیا باشد.

و خوف و حزن ارباب سلوک از فایدتی خالی نباشد، چه حزن اگر به سبب ارتکاب معاصی باشد، یا به سبب فوات مدّت‏ گذشته در عطلت از عبادت، یا در ترک سیر در طریق کمال مقتضی تصمیم عزم توبه باشد.

و خوف اگر از سبب ارتکاب گناه و نقصان و نا رسیدن به درجه ابرار باشد، موجب جهد نمودن در اکتساب خیرات و مبادرت در سلوک طریق کمال باشد،« ذَلِكَ یُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ » (این [كیفرى] است كه خدا بندگانش را به آن بیم مى‏ دهد ) (زمر / 16)

و کسی که در این مقام از خوف و حزن خالی باشد از اهل قساوت باشد« فَوَیْلٌ لِّلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ » (پس واى بر آنان كه از سخت ‏دلى یاد خدا نمى ‏كنند اینانند كه در گمراهى آشكارند ) (زمر / 22)،

و هر امن که در این مقام به سبب زوال این خوف بود مقتضی هلاک باشد« أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ یَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ » (آیا از مكر خدا خود را ایمن دانستند [با آنكه] جز مردم زیانكار [كسى] خود را از مكر خدا ایمن نمى ‏داند.) (اعراف / 99)

امّا اهل کمال از این خوف و حزن مبرّا باشند:« أَلا إِنَّ أَوْلِیَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ » (آگاه باشید كه بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى ‏شوند) (یونس / 62)

و هر چند به حسب لغت، خوف و خشیت به یک معنی است، در عرف این طایفه میان هر دو فرق است که خشیت به علماء خاص است که « إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء » ( از بندگان خدا تنها دانایانند كه از او مى ‏ترسند ) (فاطر / 28)،

و بهشت ایشان خاص است « ذَلِكَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ » (این [پاداش] براى كسى است كه از پروردگارش بترسد ) (بینه / 8)

و خوف از ایشان منتفی است « لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ » (نه بیمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد) (بقره / 62).

پس خشیت استشعاری باشد که به سبب شعور به عظمت و هیبت حقّ عزّ و علا، و وقوف بر نقصان خود، و قصور از بندگی حق، و یا از تخیّل ترک ادب در عبودیت، یا از اخلال به طاعت لازم آید.

پس خشیت خوفی خاص باشد:« وَیَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَیَخَافُونَ سُوءَ الحِسَابِ » ( و از پروردگارشان مى ‏ترسند و از سختى حساب بیم دارند ) (رعد / 21)

... دلیل است بر آن و رهبت به خشیت نزدیک است:« هُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یَرْهَبُونَ » (براى كسانى كه از پروردگارشان بیمناك بودند هدایت و رحمتى بود) (اعراف / 154).

و سالک چون به درجه رضا رسد خوف او به امن بدل شود:

« أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ » (آنان راست ایمنى و ایشان راه‏ یافتگانند) (انعام / 82)

نه او را از هیچ مکروهی کراهیّت باشد، و نه به هیچ مطلوبی رغبت بود، و این امن از سبب کمال بود، چنانکه امن مذکور از سبب نقصان باشد و صاحب این امن از خشیت خالی نباشد تا آنگه که به نظر وحدت متجلّی شود، و آنگاه از خشیت اثری باقی نماند، چه خشیت از لوازم تکثّر بود.


فصل چهارم (در رجاء)

قال اللّه سبحانه و تعالی: انّ الذین آمنوا و الّذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل اللّه أولئک یرجون رحمة اللّه (بقره / 218).

هرگاه مطلوبی متوقع باشد که در زمان استقبال حاصل خواهد شد و طالب را ظن باشد به تحصیل اسباب آن مطلوب، فرحی که از تصور حصول آمیخته با توقّع حصول در باطن او حادث شود رجا خوانند.

و اگر داند و متیقن باشد که اسباب ساخته است و متوقّع واجب الوقوع است در مستقبل، آن را انتظار مطلوب خوانند، و هر آینه فرح در آن صورت زیادت باشد.

و اگر ساختگی اسباب حصول معلوم و مظنون نباشد، آن را تمنّی خوانند.

و اگر تعذّر حصول اسباب معلوم و مظنون نباشد و توقّع حصول باقی، آن رجاء از باب غرور و حماقت باشد.

و خوف و رجا متقابلانند، و در سلوک رجا مشتمل بر فوائد بسیار باشد مانند خوف، چه رجا باعث باشد بر ترقّی درجات کمال و بر سرعت سیر در طریق وصول به مطلوب :

« یرجون تجارة لن تبور لیوفّیهم اجورهم و یزیدهم من فضله.» (فاطر / 29-30)

و نیز رجا مقتضی حسن ظن باشد به مغفرت و عفو باری سبحانه و تعالی و ثقت به رحمت او:

« أولئک یرجون رحمة اللّه» (بقره / 218)، و در حصول به مطلوب به موجب آن توقع فرموده است :
« أنا عند ظنّ عبدی بی.»

و عدم رجا در این مقام باعث یأس و قنوط باشد:
« انّه لا ییأس من روح اللّه الا القوم الکافرون» (یوسف/87)

و ابلیس به سبب این یأس، هدف لعنت ابدی شد:
« لا تقنطوا من رحمة اللّه » (زمر/53)

امّا چون سالک به مرتبه معرفت رسد رجاء او منتفی شود به سبب آنکه داند که هر چه بایسته است ساخته است، و آنچه نساخته است نبایسته است.

و با این تصور اگر رجا باقی باشد عاید با جهل باشد به تمامی آنچه در بایست و در نبایست باشد، یا با شکایت از مسبب الاسباب جهت حرمان از مطلوب.

و از فصل گذشته و این فصل معلوم شود که مادام که سالک در سلوک باشد از خوف و رجا خالی نباشد:

« یدعون ربّهم خوفا و طمعا » (سجده/16)،

چه از استماع آیات وعد و وعید، و تفرّس دلایل نقصان و کمال، و توقع وقوع هر یکی بدل از یکدیگر، و تصوّر آنکه انتهاء سلوک یا وصول باشد به مقصد یا لا وصول و حرمان رجاء مقارن خوف لازم آید، و ترجیح یک طرف بر دیگری ممکن نباشد:

« لو وزن خوف المؤمن و رجاؤه لاعتدلا» که اگر رجا را ترجیح دهند امنی نه به جایگاه لازم آید:

« ا فأمنوا مکر اللّه» (اعراف/99)،

 و اگر خوف را ترجیح دهند یأسی موجب هلاکت لازم آید:

« انّه لا ییأس من روح اللّه الا القوم الکافرون » 12: 87.(یوسف/87)


ادامه دارد ...


................
توضیح : از این قسمت ببعد بلطف و عون الله تعالی قصد داریم که کتاب و اثر گرانقدر " اوصاف الاشراف " جناب خواجه بزرگوار نصیرالدین طوسی را در چند شماره منتشر نمائیم تا مورد استفاده دوستان مخاطب و علاقمند ما قرار بگیرد.

آنطوریکه متوجه شدم متاسفانه اغلب تحصیلکرده های ما از مواریث و مفاخر علمی و ادبی و معارفی ما یا کم اطلاع بوده و بهمان اطلاعات چند خطی تاریخ ادبیات در دروس اکتفا کرده یا بسیاری اصلا فقط اسمی از آنان را شنیده اند . بویژه از شخصیت این بزرگ حوزه علم و معرفت و تاثیرگذار در فرهنگ اسلامی بخصوص شیعی که هم نقش و هم حق بسزایی بر ما ایرانیان بخصوص دارد اطلاعات چندانی ندارند . شاید بخشی از علت آن برمیگردد به سطح بالای معارف مطروحه در آثار این بزرگان که بتناسب زبان روز چندان کاری برای ترجمه روان آن صورت نگرفته و قطعا بخشی از آن هم برمیگردد به عدم طرح آن در اجتماعات حقیقی و مجازی و ... 

ان شاء الله دوستان اگر همراه ما باشند در ادامه در همین یک اثر خواجه گرانقدر خواهند دید که مشاهیری مانند قاضی نور اللّه حق داشتند که در حق خواجه نصیرالدین طوسی ایرانی بفرماید که: فیلسوفی که روان افلاطون و ارسطو به وجود او مفاخرت و مباهات جویند، و زبان حال أبو علی سینا شکر مساعی جمیله او گوید، عقل فعال در اشراق طفل راه او است، و مشکلات ارباب‏ کمال موقوف به یک نگاه او است...

بعضی از آثا این مرد بزرگ :آداب المتعلمین، اثبات بقاء النفس الانسانیة، اثبات الواجب تعالی، اخلاق ناصری، اساس الاقتباس، الامامة، اوصاف الاشراف، تجرید الکلام، تجرید المنطق، تحریر اصول الهندسة و الحساب، تحریر ظاهرات الفلک، تحریر الکتب السبعة، تحریر المجسطی، دیوان، کشف القناع عن اسرار القطاع، مبدأ و معاد، المقنعة فی العقائد، و... 
( اردیبهشت 94 - ساری , گاهنوشته های محمود زارعhttp://www.mzare.ir







ادامه اوصاف الاشراف :
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10 )





مطالب مرتبط :
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !





مطالب اخیر وبلاگ :
وحدت وجود یا وحدت موجود (2)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )
وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )
چند کلمه از امیر کلام علیه السلام
خلقت بی نقص الهی
تندروی و کندروی از نادانی است !
لاف بلاغت مزن با ...
زاهدنما مباش و ...
انذارهای امام علی (ع) به حاکمان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (08)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (03)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
على (علیه السلام ) و اصرار بر اصول
رفتار و تواضع على (علیه السلام )
على (علیه السلام ) محبوب دل ها
مادام دیالافواى مسیحى و ایرانیان و مولا علی (ع)
شیخ و شراب و خون خلق
نظر مرحوم مجلسی درباره خلافت بعد از رسول (ص)
حشر محبان علی با علـی , حشر غلامان عمر با عمر
مولا علی(ع) یاور و غمخوار پیامبر(ص)
جـان عالــم بـه فـــدای تــو علـــی (ع)
تا غدیر با مولا علی (ع)
بنده پادشاه ...
سبحه تزویر شیخ ...
بقای ریای زاهد و مردم نادان
پند زاهد ... !
زندگی بمیزان باخت ...
از نفرین پدر و مادر بترسید
نوشته سردر بهشت
ملا هادی سبزواری و حیوانیت و انسانیت !
صلح و دوستی
گفتگو آیین درویشی نبود
سگ ها و انسان ها !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
یقین
جـــنّ
دلاور شهید اسماعیل حیدری
ظهور قائم (عج) ناگهانی است !
روز و شب و غوغا و آسمان
شب و آسمان و زمین و ...



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.