باب سوّم در سیر و سلوک در طلب کمال و بیان احوال سالک.

هو

و آن مشتمل بر شش فصل است :

فصل  اول -       در خلوت
فصل دویم -      در تفکّر
فصل  سیّم -    در خوف
فصل چهارم -   در رجاء
فصل  پنجم -   در صبــر
فصل  ششم - در شکر


فصل اول (در خلوت)

قال اللّه تعالی : وَذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا ( و كسانى را كه دین خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا آنان را فریفته است رها كن ) (انعام / 70 ).

در علوم حقیقی مقرر شده است که هر ذات که مستعد قبول فیض الهی باشد با وجود استعداد و عدم موانع از حصول آن فیض محروم نتواند بود،
و طلب فیض از کسی ممکن باشد که او را دو چیز معلوم بود:

یکــی آنکه وجود آن فیض به یقین و بی‏شک تجویز داند،
و دیگر آنکه داند که وجود آن فیض در هر ذات که باشد مقتضی کمال آن ذات بود،
و این هر دو علم مقارن استعداد قبول آن فیض باشد در همه احوال.

و چون این مقدمه معلوم شد و تقدیر داده آمد، گوئیم :
طالب کمال را بعد از حصول استعداد، رفع موانع واجب باشد، و معظم موانع مشاغل مجازی باشد که نفس را به التفات به ما سوی اللّه مشغول دارند و از اقبال کلّی بر وصول به مقصد حقیقی باز دارند و شواغل حواس ظاهره و باطنه باشند، یا دیگر قوای حیوانی یا افکار مجازی
.

امّا حواس ظاهره شاغل باشند به دیدن صورتهائی که بیننده را به مشاهدت او رغبت افتد، و شنیدن صوتهای مناسب، و همچنین در بوی‏ها و طعم‏ها و ملموسات.

امّا حواس باطنه شاغل باشند به تخییل صورتها و حالتها که خاطر بدان ملتفت باشد، یا به توهم محبتی یا مبغضتی، یا تعظیم مسرّتی یا تحقیر مضرتی، یا انتظامی یا عدم انتظامی، یا به تذکر حال گذشته، یا به تفکر در اموری که طالب حصول آن امور باشد مانند مال و جاه.

امّا قوای حیوانی شاغل به سبب حزنی، یا خوفی، یا غضبی، یا شهوتی، یا خیانتی، یا خجلتی، یا غیرتی، یا انتظار لذتی، یا امید قهر بر عدوی، یا حذر از مولمی باشد.

امّا افکار مجازی شاغل تفکر در امری غیر مهم یا علمی غیر نافع باشد.

و بالجمله هر چه به اشتغال بدان، از مطلوب محجوب شود.

و خلوت عبارت است از ازالت این جمله موانع، پس صاحب خلوت باید که موضعی اختیار کند که همی از محسوسات ظاهر و باطن شاغلی نباشد و قوای حیوانی را مرتاض گرداند تا او را جذب به آنچه ملایم آن قوی باشد، و دفع از آنچه غیر ملایم بود تحریک نکند، و از افکار مجازی به کلّی اعراض کند، و آن فکرهائی بود که غایات آن راجع با مصالح معاش فانی باشد.

اما مصالح معاد اموری باشد که غایات آن حصول لذّات‏ باقی باشد نفس طالب را، و بعد از زوال موانع ظاهره و خالی کردن باطن از اشتغال به ما سوی اللّه باید که به همگی همّت و جوامع نیّت اقبال کند بر ترصّد سوانح غیبی و ترقّب واردات حقیقی، و آن را تفکر خوانند و آن در فصلی مفرد ایراد کرده شود، و آن این است :


فصل دوّم (در تفکّر)

قال اللّه تعالی سبحانه : أَوَلَمْ یَتَفَكَّرُوا فِی أَنفُسِهِمْ مَا خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ ( آیا در خودشان به تفكر نپرداخته ‏اند خداوند آسمانها و زمین و آنچه را كه میان آن دو است جز به حق نیافریده است )  (روم / 8 )

هر چند در معنی تفکر وجوه بسیار گفته‏ اند، خلاصه همه وجوه آن است که تفکر سیر باطن انسانیت از مبادی به مقاصد، و نظر را همین معنی گفته ‏اند در اصطلاح علما، و هیچکس از مرتبه نقصان به مرتبه کمال نتواند رسید الا به سیری، و به این سبب گفته‏ اند اوّل واجبات تفکّر و نظر است، و در تنزیل حثّ بر تفکّر زیاده از آن است که بر توان شمرد:

« إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لَّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ » ( قطعا در این [امر] براى مردمى كه مى ‏اندیشند نشانه‏ هایى است ) (جاثیه / 13 ) و در حدیث آمده است :

« تفکّر ساعة خیر من عبادة سبعین سنة »

و بباید دانست که مبادی سیر که از آنجا آغاز حرکت باید کرد، آفاق و انفس است، و سیر استدلال است از آیات هر دو، یعنی از حکمتهائی که در هر ذرّه از ذرات است هر یکی از این دو کون یافته‏ شود بر عظمت و کمال مبدع هر دو تا مشاهده نور ابداع او در هر ذرّه کرده شود

« سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ » (به زودى نشانه‏ هاى خود را در افق ها[ى گوناگون] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد كه او خود حق است) (فصلت / 53 )

و بعد از آن استشهاد از حضرت جلال او بر هر چه جز اوست بر مبدعات « أَوَلَمْ یَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ » (آیا كافى نیست كه پروردگارت خود شاهد هر چیزى است.) (فصلت / 53 ) تا در هر ذرّه از ذرّات تجلّی ظهور او مکشوف گردد.

و امّا آیات آفاق از معرفت موجوداتی که سوی اللّه باشد چنانکه هست، و حکمت در وجود هر یکی به قدر استطاعت انسانی حاصل شود مانند علم هیئت افلاک و کواکب و حرکت، و اوضاع هر یک و مقادیر اجرام و ابعاد و تأثیرات آن، و هیئت عالم سفلی و ترتیب عناصر و تفاعل ایشان به حسب صور و کیفیّات، و حصول امزجه و ترکیب مرکّبات معدنی و نباتی و حیوانی و نفوس سماوی و ارضی، و مبادی حرکت هر یک و آنچه از ایشان و در ایشان واقع باشد، از مبانیات و مخالفات و خواص و مشارکات، و آنچه بدینجهت تعلّق دارد از علوم اعداد و مقادیر و لواحق آن.

و امّا آیات انفس، و آن معرفت ابدان و انفس است، و آن معلوم می‏شود به علم تشریح اعضای مفرده از عظام و عضلات و اعصاب و عروق و منافع هر یک، و مرکّبه چون اعضای رئیسه و خادمه و آلات هر یک، و جوارح و معرفت قوی و افعال هر یک، و احوال مانند صحت و مرض، و معرفت نفوس و کیفیّت ارتباط آن بر ابدان و افعال و انفعالات هر دو از یکدیگر، و اسباب نقصان و کمال در هر یک، و مقتضی سعادت و شقاوت عاجل و آجل و آنچه بدان‏ تعلّق دارد، این جمله مبادی سیر است که تفکّر عبادت از آن است.

و امّا مقاصد و آنچه منتهای سیر باشد، در آخر فصول و ابواب معلوم شود و آن وصول باشد به نهایت مراتب کمال.


ادامه دارد ...


................
توضیح : از این قسمت ببعد بلطف و عون الله تعالی قصد داریم که کتاب و اثر گرانقدر " اوصاف الاشراف " جناب خواجه بزرگوار نصیرالدین طوسی را در چند شماره منتشر نمائیم تا مورد استفاده دوستان مخاطب و علاقمند ما قرار بگیرد.

آنطوریکه متوجه شدم متاسفانه اغلب تحصیلکرده های ما از مواریث و مفاخر علمی و ادبی و معارفی ما یا کم اطلاع بوده و بهمان اطلاعات چند خطی تاریخ ادبیات در دروس اکتفا کرده یا بسیاری اصلا فقط اسمی از آنان را شنیده اند . بویژه از شخصیت این بزرگ حوزه علم و معرفت و تاثیرگذار در فرهنگ اسلامی بخصوص شیعی که هم نقش و هم حق بسزایی بر ما ایرانیان بخصوص دارد اطلاعات چندانی ندارند . شاید بخشی از علت آن برمیگردد به سطح بالای معارف مطروحه در آثار این بزرگان که بتناسب زبان روز چندان کاری برای ترجمه روان آن صورت نگرفته و قطعا بخشی از آن هم برمیگردد به عدم طرح آن در اجتماعات حقیقی و مجازی و ... 

ان شاء الله دوستان اگر همراه ما باشند در ادامه در همین یک اثر خواجه گرانقدر خواهند دید که مشاهیری مانند قاضی نور اللّه حق داشتند که در حق خواجه نصیرالدین طوسی ایرانی بفرماید که: فیلسوفی که روان افلاطون و ارسطو به وجود او مفاخرت و مباهات جویند، و زبان حال أبو علی سینا شکر مساعی جمیله او گوید، عقل فعال در اشراق طفل راه او است، و مشکلات ارباب‏ کمال موقوف به یک نگاه او است...

بعضی از آثا این مرد بزرگ :آداب المتعلمین، اثبات بقاء النفس الانسانیة، اثبات الواجب تعالی، اخلاق ناصری، اساس الاقتباس، الامامة، اوصاف الاشراف، تجرید الکلام، تجرید المنطق، تحریر اصول الهندسة و الحساب، تحریر ظاهرات الفلک، تحریر الکتب السبعة، تحریر المجسطی، دیوان، کشف القناع عن اسرار القطاع، مبدأ و معاد، المقنعة فی العقائد، و... 
( اردیبهشت 94 - ساری , گاهنوشته های محمود زارعhttp://www.mzare.ir







ادامه اوصاف الاشراف :
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10 )






مطالب مرتبط :
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !





مطالب اخیر وبلاگ :

اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )
وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )
چند کلمه از امیر کلام علیه السلام
خلقت بی نقص الهی
تندروی و کندروی از نادانی است !
لاف بلاغت مزن با ...
زاهدنما مباش و ...
انذارهای امام علی (ع) به حاکمان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (08)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (03)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
على (علیه السلام ) و اصرار بر اصول
رفتار و تواضع على (علیه السلام )
على (علیه السلام ) محبوب دل ها
مادام دیالافواى مسیحى و ایرانیان و مولا علی (ع)
شیخ و شراب و خون خلق
نظر مرحوم مجلسی درباره خلافت بعد از رسول (ص)
حشر محبان علی با علـی , حشر غلامان عمر با عمر
مولا علی(ع) یاور و غمخوار پیامبر(ص)
جـان عالــم بـه فـــدای تــو علـــی (ع)
تا غدیر با مولا علی (ع)
بنده پادشاه ...
سبحه تزویر شیخ ...
بقای ریای زاهد و مردم نادان
پند زاهد ... !
زندگی بمیزان باخت ...
از نفرین پدر و مادر بترسید
نوشته سردر بهشت
ملا هادی سبزواری و حیوانیت و انسانیت !
صلح و دوستی
گفتگو آیین درویشی نبود
سگ ها و انسان ها !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
یقین
جـــنّ
دلاور شهید اسماعیل حیدری
ظهور قائم (عج) ناگهانی است !
روز و شب و غوغا و آسمان
شب و آسمان و زمین و ...
درباره حضرت بقیه الله (ع) مقصر مائیم!




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.