فصل پنجم (در محاسبت و مراقبت)

آنچه را که در دل دارید خدا میداند !

قال اللّه تعالی: وَإِن تُبْدُواْ مَا فِی أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْكُم بِهِ اللّهُ « و اگر آنچه در دلهاى خود دارید، آشكار یا پنهان كنید، خداوند شما را به آن محاسبه مى ‏كند؛  » (بقره / 284).

محاسبت با کسی حساب و مراقبت نگاهداشتن بود. و مراد از محاسبت آن است که طاعات و معاصی را با خود حساب کند تا کدام بیشتر است، اگر طاعت بیشتر باشد باز بیند که در فضل طاعات بر معاصی با نعمتهائی که حقتعالی در حق او کرامت کرده است چه نسبت دارد، اوّل وجود او و چندین حکمتها در آفرینش اعضای او که علمای تشریح چندین کتب در شرح آنقدر که فهم ایشان به آن رسیده است ساخته ‏اند با آنکه از آنچه هست از دریائی قطره‏ای فهم نکرده‏ اند، و چندین فوائد که در قوتهای نباتی و حیوانی در او موجود است پیدا کرده است، و چندین دقایق صنع در نفس او که مدرک علوم و معقولات است بذات خود و مدرک محسوسات و مدبّر قوی و اعضا به آلات ایجاد کرده است و روزی او که از ابتدای خلقت تقدیر کرده است و اسباب پرورش او از علویّات و سفلیات ساخته.

پس اگر فضل طاعات او به این نعمتها و دیگر نعمتها که بر نتوان شمرد، چنانکه فرموده است:

« وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا» (و اگر نعمت[هاى] خدا را شماره كنید آن را نمى ‏توانید بشمارید) (نحل / 18 )موازنه کند بر تقصیر خود در همه احوال واقف شود.

و امّا اگر طاعات و معاصی او مساوی باشد بداند که به ازای این نعمتها به هیچ بندگی قیام نکرده است و تقصیر خویش واضح‏تر یابد.
و اگر معاصی راجح ‏تر باشد، فویل له ثمّ ویل له.

پس هرگاه طالب کمال این حساب با خود کرده باشد از او جز طاعت در وجود نیاید و خویشتن را با آنکه جز طاعت نکند مقصّر داند، و از این جهت فرموده ‏اند:

« حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا »

و اگر حساب خود نکند و در معصیت تمادی نماید به وقت آنکه به مقتضای

« وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِینَ » (و اگر [عمل] هموزن دانه خردلى باشد آن را مى‏ آوریم و كافى است كه ما حسابرس باشیم.) (انبیاء / 47)

حساب او کنند و در عذاب الیم و خسران عظیم افتد، و حین ئذلا یؤخذ منها عدل ‏ولا یقبل منه شفاعة اعاذنا اللّه من ذلک.
و اما مراقبت آنست که همیشه ظاهر و باطن خود نگاه دارد تا از وی چیزی در وجود نیاید که حسناتی که کرده باطل گرداند، یعنی ملاحظت احوال خود دایم بکند تا بر معصیتی اقدام ننماید، نه در آشکار و نه در پنهان، و شاغلی او را از سلوک راه حق باز ندارد، نه قوی و نه ضعیف، و این معنا همیشه پیش خاطر خود بدارد:

« وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ مَا فِی أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ » (و بدانید كه خداوند آنچه را در دل دارید مى ‏داند پس از [مخالفت] او بترسید) (بقره / 235 ) تا آنگاه که به مرتبه وصول به مطلب رسد، و اللّه یوفق من یشاء من عباده انّه‏ هو اللطیف الخبیر.



فصل ششم ( در تقوی )

قال اللّه سبحانه و تعالی: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست) (حجرات / 13).

تقوی پرهیز باشد از معاصی از بیم خشم خدای تعالی و دوری از او، همچنانکه بیمار را که طالب صحت باشد از تناول آنچه در آن مضرّت باشد و آنچه را اقدامش مقتضی مزید بیماری او باشد پرهیز باید کرد تا علاج او دست دهد و درمان بیماری او منجح آید.

همچنین ناقصانی را که طالب کمال باشند از هر چه منافی کمال باشد، یا مانع حصول آن، یا سالک را شاغل از سیر و سلوک در طریق طلب کمال پرهیز باید کرد تا آنچه مقتضی وصول باشد یا معاون در سلوک بود، مفید و مؤثر باشد.

«  وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ » (و هر كس از خدا پروا كند [خدا] براى او راه بیرون‏ شدنى قرار مى‏ دهد * و از جایى كه حسابش را نمى‏ كند به او روزى مى‏ رساند ) (بقره / 2-3).

و به حقیقت، تقوی مرکب از سه چیز است :

یکی خــــــــــوف
و دیگر تحاشی از معاصی
و سیّم طلب قــــربت

و شرح هر یک از این سه به تمام در این رساله مختصر به جای خود بیان خواهد شد، و در تنزیل و احادیث ذکر تقوی و ثنای متقیان بیشتر از آن آمده است که در این مختصر ذکر توان نمود، و غایت همه غایات محبت باریتعالی باشد:

« بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» (آرى هر كه به پیمان خود وفا كند و پرهیزگارى نماید بى ‏تردید خداوند پرهیزگاران را دوست دارد) (آل عمران / 76 )


ادامه دارد ...


................
توضیح : از این قسمت ببعد بلطف و عون الله تعالی قصد داریم که کتاب و اثر گرانقدر " اوصاف الاشراف " جناب خواجه بزرگوار نصیرالدین طوسی را در چند شماره منتشر نمائیم تا مورد استفاده دوستان مخاطب و علاقمند ما قرار بگیرد.

آنطوریکه متوجه شدم متاسفانه اغلب تحصیلکرده های ما از مواریث و مفاخر علمی و ادبی و معارفی ما یا کم اطلاع بوده و بهمان اطلاعات چند خطی تاریخ ادبیات در دروس اکتفا کرده یا بسیاری اصلا فقط اسمی از آنان را شنیده اند . بویژه از شخصیت این بزرگ حوزه علم و معرفت و تاثیرگذار در فرهنگ اسلامی بخصوص شیعی که هم نقش و هم حق بسزایی بر ما ایرانیان بخصوص دارد اطلاعات چندانی ندارند . شاید بخشی از علت آن برمیگردد به سطح بالای معارف مطروحه در آثار این بزرگان که بتناسب زبان روز چندان کاری برای ترجمه روان آن صورت نگرفته و قطعا بخشی از آن هم برمیگردد به عدم طرح آن در اجتماعات حقیقی و مجازی و ... 

ان شاء الله دوستان اگر همراه ما باشند در ادامه در همین یک اثر خواجه گرانقدر خواهند دید که مشاهیری مانند قاضی نور اللّه حق داشتند که در حق خواجه نصیرالدین طوسی ایرانی بفرماید که: فیلسوفی که روان افلاطون و ارسطو به وجود او مفاخرت و مباهات جویند، و زبان حال أبو علی سینا شکر مساعی جمیله او گوید، عقل فعال در اشراق طفل راه او است، و مشکلات ارباب‏ کمال موقوف به یک نگاه او است...

بعضی از آثا این مرد بزرگ :آداب المتعلمین، اثبات بقاء النفس الانسانیة، اثبات الواجب تعالی، اخلاق ناصری، اساس الاقتباس، الامامة، اوصاف الاشراف، تجرید الکلام، تجرید المنطق، تحریر اصول الهندسة و الحساب، تحریر ظاهرات الفلک، تحریر الکتب السبعة، تحریر المجسطی، دیوان، کشف القناع عن اسرار القطاع، مبدأ و معاد، المقنعة فی العقائد، و...  ( اردیبهشت 94 - ساری , گاهنوشته های محمود زارعhttp://www.mzare.ir






ادامه اوصاف الاشراف :
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (04 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (05 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (07 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (08 )

... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (09 )
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (10 )





مطالب مرتبط :
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !





مطالب اخیر وبلاگ :

وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )
چند کلمه از امیر کلام علیه السلام
خلقت بی نقص الهی
تندروی و کندروی از نادانی است !
لاف بلاغت مزن با ...
زاهدنما مباش و ...
انذارهای امام علی (ع) به حاکمان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (08)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (03)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
على (علیه السلام ) و اصرار بر اصول
رفتار و تواضع على (علیه السلام )
على (علیه السلام ) محبوب دل ها
مادام دیالافواى مسیحى و ایرانیان و مولا علی (ع)
شیخ و شراب و خون خلق
نظر مرحوم مجلسی درباره خلافت بعد از رسول (ص)
حشر محبان علی با علـی , حشر غلامان عمر با عمر
مولا علی(ع) یاور و غمخوار پیامبر(ص)
جـان عالــم بـه فـــدای تــو علـــی (ع)
تا غدیر با مولا علی (ع)
بنده پادشاه ...
سبحه تزویر شیخ ...
بقای ریای زاهد و مردم نادان
پند زاهد ... !
زندگی بمیزان باخت ...
از نفرین پدر و مادر بترسید
نوشته سردر بهشت
ملا هادی سبزواری و حیوانیت و انسانیت !
صلح و دوستی
گفتگو آیین درویشی نبود
سگ ها و انسان ها !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
یقین
جـــنّ
دلاور شهید اسماعیل حیدری
ظهور قائم (عج) ناگهانی است !
روز و شب و غوغا و آسمان
شب و آسمان و زمین و ...
درباره حضرت بقیه الله (ع) مقصر مائیم!
لذت بخشش



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.