و وجود و موجود واحد است، البته با ظهورات و تطوراتی که موجب می‏شوند که خود وجود به نظر متعدد و متکثر آید، در حالی که جز ذات حق و مظاهر اسماء و صفات او و شئون جمال و جلال و قهر و لطف او در بین نیست و بسیاری از عرفا حجابهای پوشاننده را از این اسرار کنار زدند، تا آنجا که محی الدین از این سرّ با تغییر در یک کلمه از این بیت مشهور که:

وحده لا اله الا هو

و فی کل شئ له آیة
تدل علی انه واحد‏

تعبیر نموده [و آن‏] را چنین خوانده است که تدل علی انه عینه؛ (باید در اینگونه موارد دقت نمود که عینیت و هو هویت حق تعالی با اشیاء و مظاهر خود، عینیت در مقام ظهور و فعل است، نه در مقام ذات، چنانکه ابن عربی در مواردی تصریح نموده که: فهو عین الاشیاء فی الظهور و ما هو عین الاشیاء فی ذواتها سبحانه و تعالی بل هو هو و الاشیاء اشیاء، بدین معنا که حق تعالی عین اشیاء است در مرتبه ظهور، نه در مرتبه ذوات اشیاء، خداوند منزه و والا مرتبه ‏تر است از این معنا.بلکه در مقام ذات خداوند، عین ذات خویش و اشیاء عین ذات خود می‏باشند. چنانکه قبلا ذکر شد دقت در این نکته امری ضروری است که عدم فهم آن سخنی که محض توحید و توحید محض است را به صورت کفر محض در می‏آورد.) وانگهی او به دعویی صریحتر و عظیمتر نیز مبادرت ورزیده، آنجا که گفته است:

سبحان من حجب ناسوته
نور سنا لاهوته الثاقب ‏
(این بیت در نسخه‏های مختلف فصوص به این صورت آمده است: سبحان مَن اظهر ناسوتُه - سرّ سنا لاهوته الثاقب‏‏)
ثم بدأ فی خلقه بارزا
بصورة الاّ کل و الشارب‏‏

منزه است خدایی که برق نور لاهوتش، ناسوت او را پوشانیده و سپس در خلق خود در صورت هر خورنده و نوشنده‏ ای جلوه ‏گر شده است.

بسیاری از شعرای عرب و عرفای ایشان در قرون میانه اسلامی ‏و این راه دشوار رفته‏ اند که علمدار آنان ابن فارض است که در اغلب ابیاتش به خصوص در تائیه صغری و کبرای خود این مسلک را تشریح نموده است، چنانکه می‏گوید:

هو الواحد الفرد الکثیر بنفسه
و لیس سواه ان نظرت بدقة‏
بدا ظاهرا للکل فی الکل بیننا
نشاهده بالعین فی کل ذرة‏

هم اوست خدای یکتای یگانه ای که درعین حال (در ظهورات خود) تعدد دارد و اگر به دقت بنگری جز او موجودی نیست و هم اوست که بر همه موجودات ظاهر گشته و او را در هر ذره با چشم و نظر خود مشاهده می‏کنیم.

پس هر محسوسی را که مشاهده می‏کنیم از ذره گرفته تا قله کوه و از عرش تا کره خاکی، اطوار و انوار و مظاهر و تجلیات اویند و اوست وجود حق مطلق و چیزی غیر او نیست.

و اگر سؤال کنی پس نجاسات و پلیدیها چه می‏باشند؟ خواهند گفت: نور آفتاب هنگامی‏ که بر نجاست بیفتد، همان نور طاهر و پاکیزه باقی خواهد ماند و نجاست در او تأثیری نمی بخشد.

نور خورشید ار بیفتد بر حدث
آن همان نور است نپذیرد خبث‏‏


[عرفا] تنها بدین تمثیلات نیز اکتفا ننمودند، تا آنکه این نظریه سرکش از قبول عقلها را در برابر سلطنت برهان روشن و دلیل قاطع، خاضع ساختند.

بیان برهان بر مطلب با تنقیح و توضیحی از جانب ما بعد از دو مقدمه مختصر خواهد آمد.

مقدمه اول: وجود و عدم، نقیض یکدیگرند و دو نقیض با هم جمع نمی‏شوند و یکی نیز ضرورتاً دیگری را قبول نخواهد کرد، پس نه وجود عدم را قبول می‏نماید و نه عدم وجود را، یعنی محال است موجودْ معدوم، و بالعکس معدوم موجود گردد، و گرنه لازم می‏آید که شی‏ء نقیض خود را بپذیرد که این به وضوح محال است.

مقدمه دوم: انقلاب حقایق محال است، چنانکه محال است حقیقت انسان، سنگ شود و حقیقت سنگ انسان گردد و این قاعده برای اهل تدبیر از واضحترین امور است.
بنابراین محال است عدم وجود گردد و نیز محال است وجود عدم بشود.

پس از روشن شدن این دو مقدمه گوییم: اگر این کائنات محسوس دارای وجود می‏بودند، محال بود عدم بپذیرند، چرا که وجود، قبول عدم نمی نماید، چه اینکه عدم بطبعه ضد وجود و متأخر [از] آن است، با آنکه می‏ بینیم این کائنات به وجود آمده و معدوم می‏شوند و ظاهر شده یا فانی می‏گردند. به ناچار باید آنها را غیر موجود شماریم و موجود را منحصر در واجب الوجود ازلی بدانیم که همان حق ازلی است که عروض عدم به حسب ذاتش بر او محال است.

در نتیجه هر چه را که در عالم به حسب وهم خود موجود می‏ پنداریم، در واقع اطوار و مظاهر و جلوه‏ های اویند که آنها را افاضه نموده و یا اقباض می‏ نماید و ابقاء گردانیده یا فانی می‏سازد و می‏ گیرد یا اعطا می‏کند. به هر حال اوست که بازدارنده (مانع) و بخشنده و معطی است و تنگ گیرنده (قابض) است و یا گشاده‏ دستی می‏نماید (باسط) و او بر هر چیزی قادر است. هر چیزی جز وجه او هلاک است و تمامی‏ اشیاء تجلیات، ظهورات، اشراقات و انوار اویند و همه کائنات و ممکنات به اضافه اشراقیه - و نه اضافه مقولیه - به او اضافه دارند (یعنی اضافه ای که خود، طرف ساز است نه وابسته به دو طرف).

حال چه بگوییم که این برهان همچون صخره ای سخت، مقاوم و خدشه ناپذیر است، یا آنکه مجالی برای مناقشه در آن وجود دارد،(بر این برهان اشکال شده که آنچه مقتضای مقدمات مورد بحث می‏باشد آن است که وجود بما هُو وجود از هیچ وجودی مادام که وجود است قابل سلب نباشد، زیرا چنانچه ذاتی شی‏ء قابل سلب از آن نیست، ذات شی‏ء نیز از او قابل سلب نیست، اما این به معنی نفی واسطه در عروض است، نه نفی واسطه در ثبوت؛ و احتیاج یا عدم احتیاج به جاعل در این دو وضعیت یکسان نیست، چرا که ذاتیات نیازی به جعل و جاعلی سوای جاعلی که ذو الذاتی را جعل بسیط نموده است ندارند و به اصطلاح آنها جعل مرکب ندارند و جعل بسیط هم مربوط به صاحب ذاتی می‏باشد.

اما ذات قابل جعل به جعل بسیط می‏باشد - البته اگر ذات، ممکن الوجود باشد - پس اگر چه وجود پذیرای عدم نیست - چه وجود واجب و چه وجود ممکن - و در هر حال به واسطه در عروض احتیاجی ندارد و عروض عدم بر او مادامی‏که موجود است محال می‏باشد، اما اگر وجودی وجود امکانی باشد محتاج واسطه در ثبوت است، بنابراین تصویر انعدام وجود امکانی قبل یا بعد از رتبه وجودی ‏اش مانعی ندارد.

به هر حال ظاهراً بهترین برهانی که بر وحدت شخصی وجود اقامه شده از طریق اثبات نامتناهی بودن وجود حق تعالی است که در این صورت، از آنجا که نامتناهی وجودی جایی برای وجودی دیگر نمی گذارد (و الا خلف فرض لازم می‏آید) و با تمسک به قاعده صرف الشئ لا یتثنی و لا یتکرر و نیز قاعده بسیط الحقیقة کل الاشیاء غیر و ما سوی اللّه جز به نحو ظهور و جلوه آن وجود واحد، امکان رخ نمایی نخواهد داشت) به هر حال برهانی منطقی است و مبتنی بر اصول حکمت و منطق می‏باشد. این غیر از انواع علوم حضوری یعنی شهود و مکاشفاتی است که مقامشان از دلیل و برهان والاتر است، زیرا آنها خود گویند که دلیل، عصای دست نابینایان است.

پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود‏

مولوی

زهر نادان که اوخورشید تابان
بنور شمع جوید در بیابان‏‏
در آن جایی که نور حق دلیل است
چه جای گفتگوی جبرئیل است‏‏

شبستری



اثر حاج شیخ محمد حسین کاشف الغطاء (ره).ترجمه: دکتر سعید رحیمیان‏

ادامه دارد ..... >>>>>




مطالب مرتبط :
... وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
... وحدت وجود یا وحدت موجود (2)
... وحدت وجود یا وحدت موجود (3)

... وحدت وجود یا وحدت موجود (4)
... وحدت وجود یا وحدت موجود (5)

... هــــو
... ائمه اثنی عشر
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )
... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !






مطالب اخیر وبلاگ :

وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )
چند کلمه از امیر کلام علیه السلام
خلقت بی نقص الهی
تندروی و کندروی از نادانی است !
لاف بلاغت مزن با ...
زاهدنما مباش و ...
انذارهای امام علی (ع) به حاکمان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (08)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (03)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
على (علیه السلام ) و اصرار بر اصول
رفتار و تواضع على (علیه السلام )
على (علیه السلام ) محبوب دل ها
مادام دیالافواى مسیحى و ایرانیان و مولا علی (ع)
شیخ و شراب و خون خلق
نظر مرحوم مجلسی درباره خلافت بعد از رسول (ص)
حشر محبان علی با علـی , حشر غلامان عمر با عمر
مولا علی(ع) یاور و غمخوار پیامبر(ص)
جـان عالــم بـه فـــدای تــو علـــی (ع)
تا غدیر با مولا علی (ع)
بنده پادشاه ...
سبحه تزویر شیخ ...
بقای ریای زاهد و مردم نادان
پند زاهد ... !
زندگی بمیزان باخت ...
از نفرین پدر و مادر بترسید
نوشته سردر بهشت
ملا هادی سبزواری و حیوانیت و انسانیت !
صلح و دوستی
گفتگو آیین درویشی نبود
سگ ها و انسان ها !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
یقین
جـــنّ
دلاور شهید اسماعیل حیدری
ظهور قائم (عج) ناگهانی است !
روز و شب و غوغا و آسمان
شب و آسمان و زمین و ...
درباره حضرت بقیه الله (ع) مقصر مائیم!
لذت بخشش









توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.