حال گوییم: وجود به دو نوع تقسیم می‏شود:

نفس واحد بشری

1. وجود ذهنی؛(مقصود از وجود ذهنی در اینجا به قرینه آنچه در متن می‏آید مفهوم وجود است، نه وجود ذهنی در اصطلاح فلسفه که خود نوعی خارجیت و تأصل دارد و اعتباری نیست)

2. وجود خارجی؛ وجود ذهنی، اعتبار صرف و مفهوم محض است؛ نظیر سایر مفاهیم ذهنی که از مصادیقی انتزاع شده و بدان به حمل شایع حمل می‏شود ( از آن نوع حملها که در آنها محمول بالضمیمه است نه خارج محمول).(از آنجا که مفهوم وجود معقول ثانی فلسفی است و در خارج منشأ انتزاع دارد نه ما بازاء، در نتیجه حمل آن بر اشیاء از آن سنخ حملهایی است که محمول من ضمیمه (خارج محمول) در آنها محمول است نه محمول بالضمیمه، مگر اینکه در این حمل موضوع را ماهیت بدانیم که در این صورت وجود نسبت به ماهیت محمول بالضمیمه است، اما نسبت به وجودات امکانی و ماهیات موجوده محمول من ضمیمه است.)

پس اگر می‏گویی: زید موجود است، نظیر گفته دیگر که زید ثابت است می‏باشد (و به اصطلاح حکیم از معقولات ثانیه است) اما وجود عینی خارجی که محکی عنه این مفهوم و منشأ انتزاع آن است چهار نوع دارد.(ظاهراً مقصود از قسم چهارم، که در مقاله ذکر نشده وجود لا بشرط مقسمی است، لازم به ذکر است که در اینکه وجود حق تعالی کدام یک از اقسام اعتبارات وجود لا بشرط یا وجود بشر لا می‏باشد تفاوتی در مذهب حکما و عرفا موجود است. حکما وجود واجب را از سنخ وجود بشرط لا دانسته ‏اند و عرفا آن را از سنخ وجود مطلق لا بشرط.)

1. ذاتـی (بشـــــــرط لا)
2. مطلق (لا بشـــــرط)
3. مقیـد (بشرط شی‏ء)

که شامل وجود رابط که مفاد کان ناقصه است می‏باشد، و نیز وجود رابطی که وجود فی نفسه آن عین وجود لغیره ‏اش است را در بر می‏گیرد (همانند اعراض)، همانطور که وجود ربطی که وجودش لنفسه و فی نسفه است، لیکن بغیره (یعنی وابسته به علتش) نظیر جواهر را نیز شامل می‏شود. اما واجب الوجود، وجودش لنفسه فِی نفسه و بنفسه است؛ و اَوَّلیَّت و اُولَوِیَّت می‏باشد که بالاترین، اولین و شایسته ترین مراتب آن وجود واجب تعالی است که جامع همه کمالات مراتب وجودی مادون خود، به نحو بساطت و وحدت است (وحدتی که در بر گیرنده تمام کثرات است) و همه کثرات از آن ناشی شده و به سوی آن بازگشت دارند [که‏] اءِنّا لله و اءِنّا اءِلَیهِ رَاجِعون.(سوره بقره (2) آیه 156.)

و گفتار حکما در این قضیه که بسیط الحقیقة کلّ الاَشیاء وَ لَیسَ بِشَی‏ءٍ مِنهَا و اینکه توحید کامل، ارجاع کثرت به وحدت و ارجاع وحدت به کثرت می‏باشد اشاره به همین معناست، و این وجود خارجی از والاترین مراتب (مرتبه وجوبی) گرفته تا پست ترین مراتب امکانی که هیولا باشد (که ضعیف ترین بهره وجودی را داراست و قوه قابل همه صورتهاست و شاید مقصود از این قطعه از دعای سمات که اِنزَجَرَ لَها الْمعمق الاَکبَر همین هیولا بوده است) از واجب گرفته تا ممکن [و] از مجرد گرفته تا مادی، همه حقیقتی واحد می‏باشند. گر چه این حقیقت واحد از حیث شدّت و ضعف و وجوب و امکان و علّیت و معلولیت متفاوت است، لیکن این تفاوتهای عظیم آن را از حقیقت واحد بودن خارج ننموده و مبدّل به حقایقی متباین نمی سازد. (گر چه به لحاظ حدود و مراتب، تعدد و تکثر در جهان حکمفرماست، اما حقیقت همه از آن حیث که واحد است، تعدد و تکثری نمی پذیرد) چنانکه آب از حیث انواع و اصنافش چقدر متکثر و فراگیر است و آب آسمان و آب دریا و آب نهر و آب چاه و... را در بر دارد، لیکن هر چقدر که انواع و مصادیقش متعدد شود، حقیقت آب و طبیعت آن در همه موارد واحد است (همچنین حال ماهیات و طبیعتهای دیگر نیز بدینگونه است).

بنابراین وحدت وجود بدین معنی قریب به بداهت و از جمله ضروریات می‏باشد که حقیقت توحید نیز جز با آن راست نیاید و مراتب علت و معلول و حق و خلق نیز جز در قالب آن انتظام پیدا نمی کند. پس وجود، حقیقت واحدی است که بعضی مراتبش به بعض دیگر مرتبط می‏باشند، از واجب الوجود گرفته تا هیولا که جز قوه و استعداد سهمی از وجود ندارد و نیز در جهت عکس از هیولا تا به سوی مبدأ اعلی و علت اولی‏ که مبدأ و معاد کل است.

حال اولین صادر و معلول از حق تعالی و نزدیکترین موجودات به او عقل کلی (صادر اول) است، چنانکه در حدیث آمده است:
اوّل ما خَلَقَ الله اَلْعَقل(عوالی اللئالی، ج 4، ص 99.) که مقصود عقل کلی خارجی و عینی است، نه عقل کلی ذهنی مفهومی؛ و این عقل ظل الله و فیض اقدس اوست؛ سایه خداوند که از آسمان جبروت عالم سکون (ثبات) مطلق و مرکز ثبات تا عالم ملک و ملکوت و ناسوت که موطن تغییر و حرکات است تشبیه شده، چنانکه در قرآن کریم می‏فرماید:
أَلَم تَرَ اءِلی ربِّکَ کَیفَ مَدَّ الظِّلِّ و لَو شاءَ لَجَعَلَهُ سَاکِناً (سوره فرقان (25) آیه 45.)

مقصود همان وجه الله است که به هیچ وجه فانی و فناپذیر نیست و همین وجه الله است که اسم عظیم اعظم و نور تابیده بر اجساد ممکنات بوده و نزد حکما نام نفس رحمانی بر آن اطلاق می‏شود و نزد عرفا به حق مخلوقٌ به نام بردار است و در شرع رحمت واسعه خداوند که همه اشیاء را در بر گرفته و حقیقت محمدیه و صادر اول (و مفاد حدیث اوّل مَا خَلَقَ اللّه نُورِی: نخستین چیزی که خداوند خلق نمود نور من بود) می‏باشد. همین حقیقت است که جامع تمامی‏ عوالم است، از جبروت و ملکوت و ملک و ناسوت، و شامل تمامی‏ عقول مجرد و کلی و عقول طولیه و عرضیه و نفوس کلیه و جزئیه و عالم ارواح و اجساد و مُثل اعلی و ارباب انواع [است ]که در شرع به ملائکه و روح اعظم که سرور ملائکه و رب النوع ایشان است نامیده شده است.

همه عوالم یاد شده، از وجود مطلق و مبدأ اعلی که فوق مالایتناهی بما لا یتناهی از حیث قوت و شدت و عدت و مدت [است ]صادر شده ‏اند. او این صادر اول را که جامع همه کائنات و وجودات امکانی است، ایجاد نموده و این ایجاد با صرف مشیت و اراده او در ازل بی پایان (احتمالا ازل بی ابتدا صحیح است.) و ابد بی‏ انتها انجام شده است، چنانکه قرآن کریم می‏فرماید: وَ مَا اَمَرنآ الاّ وَاحِدة کَلَمْح بِالبَصَر(سوره قمر (54) آیه 50.) و تشبیهات در این زمینه از تنگی حیطه الفاظ است و الاّ حقیقت، دقیقتر و رقیقتر از این امر است و لفظ هو برای حق نمونه اعلایی است که به نحوی از ذات مقدس (که مرتبه غیب الغیوب است) و در حجاب پرده های عظمت و جبروت است، حکایت می‏کند: یا مَن لا یَعلَمُ مَا هُوَ اءِلا هُو.

این عقل کلی یا صادر اول یا حقیقت محمدیه یا هر تعبیر دیگری که مطرح کنیم، متصل به مبدأ خود است و از او جدایی ندارد، [بلکه عین اتصال است‏]. (چنانکه در دعای رجبیه فرموده ‏اند: لا فَرقَ بَینَکَ وَ بَینِهَا (بینَهُم) اءِلا أَنَّهم عِبادُک و خلقِک بَدؤها مِنکَ وَ عَودُها الیک؛ خدایا تفاوتی بین تو و ایشان (ائمه علیهم السلام) نیست، جز در این که آنها بندگان تواند و ابتدای خلقت ایشان از تو و بازگشت آنها نیز به سوی توست.

[و از امیر المؤمنین علیه‏السلام منقول است‏] که: اَنا اَصغَرُ مِن رَبِّی بِسِنَتَینِ؛ من دو سال از پروردگارم کوچکترم.(رسائل مجذوبیه، ص 111. در آیات و احادیثی که مقاطع زمانی برای امور مجرد ذکر شده، مقصود از سال و ماه و روز یا نظایر این امور را مراحلی می‏دانند که در نظام وجودی عالم (یا نظام ظهوری آن) تحقق دارد و در اینجا بدین معنی است که حقیقت علویه که متحد با حقیقت محمدیه و وجود منبسط و صادر اول می‏باشد از ذات حق دو مقام و دو رتبه یعنی احدیت و واحدیت فاصله دارد؛ چرا که تأخّرِ طبیعتِ ممکن از طبیعت واجب لازمه ذات اوست)

در کل موجودات وجود واحدی که بدون مدت و بدون ماده گسترده شده است، از صبح ازل تا شام ابد بدون حد و شمارش و بدون ابتدا و انتهایی، تحقق دارد و به جهت تنگی معانی الفاظ است که فرمود: هُوَ الاَوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ البَاطِنُ (سوره حدید آیه 3.) چرا که وجود او قبل از قبلیت زمانی و در ازل بوده (و اول ندارد) و بقای او نیز بعد از بعدیت زمانی و بدون زوال بوده (و آخر نیز ندارد).(به نظر می‏رسد تعبیر آیه شریفه بسیار دقیق تر از تعبیر مصنف است، زیرا مراد از اول و آخر، تنها اول و آخر زمانی نیست، بلکه مطلق اولیت و آخریت است؛ لذا تمام مراحل هستی را در بر می‏گیرد و از مجموع هستی چیزی را برای دیگری نمی گذارد، چرا که هر شیئی یا باید اول باشد (نسبت به شئ دیگر)، یا آخر و متأخر؛ و نیز یا باید موجودی ظاهر باشد یا از باطن و از سنخ غیب، حال آنکه در آیه شریفه تمام این امور در حق تعالی منحصر شده است)

همه عالم صدای نغمه اوست
که شنید این چنین صدای دراز‏



اثر حاج شیخ محمد حسین کاشف الغطاء (ره).ترجمه: دکتر سعید رحیمیان‏

ادامه دارد ..... >>>>>




مطالب مرتبط :
... وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
... وحدت وجود یا وحدت موجود (2)
... وحدت وجود یا وحدت موجود (3)

... وحدت وجود یا وحدت موجود (4)
... وحدت وجود یا وحدت موجود (5)

... هــــو
... ائمه اثنی عشر
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )
... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !







مطالب اخیر وبلاگ :

وحدت وجود یا وحدت موجود (1)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (03 )
مکافات عمل (نتیجه تمسخر کردن)
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (02 )
اوصاف الاشراف خواجه نصیر (01 )
مکافات عمل (تبدیل آب شیر به سیل)
ائمه اثنی عشر
اسب
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
مکافات عمل ( انعکاس اعمال )
چند کلمه از امیر کلام علیه السلام
خلقت بی نقص الهی
تندروی و کندروی از نادانی است !
لاف بلاغت مزن با ...
زاهدنما مباش و ...
انذارهای امام علی (ع) به حاکمان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (08)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (03)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
على (علیه السلام ) و اصرار بر اصول
رفتار و تواضع على (علیه السلام )
على (علیه السلام ) محبوب دل ها
مادام دیالافواى مسیحى و ایرانیان و مولا علی (ع)
شیخ و شراب و خون خلق
نظر مرحوم مجلسی درباره خلافت بعد از رسول (ص)
حشر محبان علی با علـی , حشر غلامان عمر با عمر
مولا علی(ع) یاور و غمخوار پیامبر(ص)
جـان عالــم بـه فـــدای تــو علـــی (ع)
تا غدیر با مولا علی (ع)
بنده پادشاه ...
سبحه تزویر شیخ ...
بقای ریای زاهد و مردم نادان
پند زاهد ... !
زندگی بمیزان باخت ...
از نفرین پدر و مادر بترسید
نوشته سردر بهشت
ملا هادی سبزواری و حیوانیت و انسانیت !
صلح و دوستی
گفتگو آیین درویشی نبود
سگ ها و انسان ها !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
یقین
جـــنّ
دلاور شهید اسماعیل حیدری
ظهور قائم (عج) ناگهانی است !
روز و شب و غوغا و آسمان
شب و آسمان و زمین و ...
درباره حضرت بقیه الله (ع) مقصر مائیم!
لذت بخشش






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.