ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... گفته اند که روزی شاه شجاع بطریق اعتراض بجناب حافظ گفت :

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (شعر حافظ)

ابیات غزلیات شما یکنواخت نبوده بلکه از هر غزل چهار بیت در تعریف شراب است و دو بیت در صفات محبوب و متفرقات امثال این !

حافظ گفت : نظر حاکم درست است اما با این وجود , این شعر حافظ است که در همه آفاق اشتهار تمام دارد و پای نظم حریفان از دروازه شیراز بیرون نرفته است!

سخن حافظ در واقع کنایه ای بود بر نظر حاکم و بدینجهت شاه شجاع رنجیده خاطر گشته و قصد ایذاء حافظ نمود. این واقعه مصادف شده بود با غزل سروده ای از حافظ که یک بیت آن چنین بود :

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگـــر از پس امـــروز بود فـــردایــی


حاکم متکبر که بدنبال بهانه ای بود تا حافظ را دچار دردسر نماید همین بیت حافظ را دستاویز کرد و با فقهای عصر قرار گذاشت که ؛ از آنجایی که حافظ « اگر » را در بیت آورده پس معلوم میشود که وی به قیامت و معاد اعتقادی ندارد و با همین بهانه از فقهاء در خصوص چنین مساله ای حکم شرعی فقهی برای حافظ خواست ! حتی نزدیکانی گفته اند که یحتمل فقهایی چند حکم بر اباحه گری حافظ خواهند داد و اینجا بود که حافظ مضطرب شد زیرا در اغلب اوقات فقهای درباری بنفع حاکم حکم کرده یا آنکه نوعی قشری نگری عجیبی را در خصوص افراد و اشخاص عارف مسلک بروز میدادند!

در آن هنگام زین الدین ابوبکر بغدادی که از فقیهان و مفتیان بود بعزم زیارت خانه خدا از خراسان بشیراز رسیده بود که از آنجا بمکه برود . خواجه شیراز فرصت را مغتنم شمرد و بنزد مولانا زین الدین رفت چرا که حیله شرعی را فقط یک فقیه میتواند در برابر فقیه دیگری بتراشد !

مولانا زین الدین هم بعد از تاملی بحافظ گفت یحتمل فقهای حکومتی دور و بر حاکم حکم بقتل تو خواهند داد. رای من اینست که تو مناسب بیتی دیگر مقدم بر این بیتی که سرودی درج کنی چنانکه بیت مقطع مقول قول دیگری واقع شود زیرا ناقل کفر در فقه کافر نمیگردد و از تهمت نجات می یابی !

خواجه پس از این رایزنی بیت زیرین را ماقبل مقطع جای داد و از آن مهلکه جان سلامت بدر برد:

این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه میگفت
بر در میکده ها با دف و نی ترسایی

گر مسلمانی از اینست که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردایی

من هماندم که وضو ساختم از چشمه عشق
چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست


درباره محتوای متن بیت فوق چنین میتوان گفت که منظور جناب حافظ این بود که ؛ وضو ساختن از چشمه عشق از لوث انانیت ؛ کاملا پاک شدن است و چار تکبیر هم , عبارت از چهار تکبیر فناست یعنی:

1- فنای آثــاری
2- فنای افعالی
3- فنای صفاتی
4- فنای ذاتـــی

خود فنای آثاری هم بعبارتی بدین معناست که سالک آثار همه موجودات را در آثار وجود حقیقی مضمحل داند آنچنانکه بغیر آثار او آثار دیگری نبیند علی هذالقیاس فناء افعالی و صفاتی و ذاتی و از جهتی این بمنزله اسفار اربعه معروف میتواند باشد و هست.

***

شاه ترکان سخن مدعیان میشنود
شرمی از مظلمه خون سیاوشش باد


اگر اهل حتی بدیهیات ادبیات عرفانی باشی مراد خواجه شیراز را در کاربرد اصطلاحات خاص بسهولت خواهی فهمید مثلا همین اصطلاح " شاه ترکان " که شاه ترکان در اصطلاح اهالی عرفان همان " افراسیاب نفس " است و مدعیان خواهش های نفسانی میباشد که موجب هلاکت وی هستند و سیاوش هم بمعنی عقل معاد است !... خلاصه فهم حافظ برای هر کسی ممکن نیست هر چند که از هنر این هنرمند بی بدیل ملک هستی است که حتی آدمهای معمولی هم از خواندن غزلیات حافظ سرشار از لطف میشوند !

 تا اینجا را داشته باشید که در ادامه یکی دو نکته دیگر را اگر عمری باقی بود از زوایای دیگر زندگی و کار و بار حضرت لسان الغیب را برای شما برشماریم . حافظ را دست کم نگیرید ... خود من که اولین بار بشیراز رفتم و بحرم ایشان فرصت خلوتی دست داد تقریبا با روح ایشان بطرز عجیبی نزدیک شده بودم که البته حسب خواستی بوده ... ولی بدلیل جوانی تحمل چندانی نداشتم و انفصال سریع حاصل شد و اتصال تداوم چندانی نداشت ...

چه گفت خواجه آنجا ؟!... مطلعش اینست که : منم که گوشه میخانه خانقاه من است ... بله گفت :

از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فراز مسند خورشید تکیه گاه من است
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش و گو گناه من است


عید 94

یک غزل از حافظ :

بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
که به بالای چمان از بن و بیخم برکند

حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا
که به رقص آوردم آتش رویت چو سپند

هیچ رویی نشود آینه حجله ی بخت
مگر آن روی که مالند در آن سم سمند

گفتم اسرار غمت هرچه بود گو می باش
صبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند

مکش آن آهوی مشکین مرا ای صیاد
شرم از آن چشم سیه دار و مبندش به کمند

من خاکی که از این در نتوانم برخاست
از کجا بوسه زنم برلب آن قصر بلند

باز مستان دل از آن گیسوی مشکین حافظ
زان که دیوانه همان به که بود اندر بند

***




به تلگرام ما بپیوندید



مطالب مرتبط :
... قراء سبعه و حافظ و... (01)
... تفسیر کفــر و ایمـان
... صباحت روی یا حسن خوی
... دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
... مومنین مشرک !
... خواب و مرگ و زندگی و بهشت
... هرگز آرزوى مرگ مكن !
... رضـــــای خـــــــدا ... !
... او را خود التفات نبودش به صید من
... ای دل چه اندیشیده ای ...
... امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
... هدایای سوخته ... !
... یــــــارم .... !
... دل حرم خداست ...
... رضای خدا یا رضایت خلق
... عمل بقرآن
... فضیلت سخن حق نزد جائر
... امام رضا (ع) و عجز مشرک
... گوهر اخلاص و خاطره دوران کودکی







مطالب اخیر وبلاگ :
زندگی و آدمیزاده اورجینال (04)
قراء سبعه و حافظ و... (01)
تفسیر کفــر و ایمـان
زبر و بیّنه و بسط اسم در علم اعداد
زندگی و آدمیزاده اورجینال (03)
مکافات عمل (نتیجه تمسخر)
زندگی و آدمیزاده اورجینال (02)
نظر پاک تواند رخ جانان دیدن
حروف هجا و تهجّی
همه هستند ولی زهرا نیست
شهادت یاس محمدی تسلیت
زندگی و آدمیزاده اورجینال (01)
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد
اقسام ابجد و ...
حساب جمل
معانی حروف ابجد
تفسیر کلمات ابجد
تحقیقی پیرامون علوم غریبه
معجزه بهار !
نفسم گرفت از این شهر ...
تن مــپوشــانیــد از باد بهــار
صباحت روی یا حسن خوی
فضیلت سخن حق نزد جائر
امام رضا (ع) و عجز مشرک
گوهر اخلاص و خاطره دوران کودکی
مولا علی (ع) و فروتنی
زبان سیاست و سیاست زبان
عمل بقرآن
مکافات عمل (یهودیه و ظلم بخود)
مکافات عمل(علت تاخیر در مکافات)
دلیل تقدم سوره مبارکه حمد
!? WHO SHALL GATHER BONES
ما در آثار صنع حیــرانیــم (1)
مکافات عمل (نتیجه نیت سوء)
در دل شب خبر از عالم جانم کردند
ما در آثار صنع حیــرانیــم (2)
مومنین مشرک !
حسد و غبطه
ما در آثار صنع حیــرانیــم (3)
جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی
ما در آثار صنع حیــرانیــم (4)
مکن بیگانگی با ما ...
مکافات عمل (چاه و مار و چاه)
ما در آثار صنع حیــرانیــم (5)
فاطمه (س) تنها گل خوشبوی محمدی
آرش کمانگیـــر
مولا علی (ع) و میراث عمل
سلام بر حضرت مادر سلام الله
رضای خدا یا رضایت خلق
مکافات عمل (جزای راهنمایی بد)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.