ساری ؛ گاهنوشته های محمود زارع : ... گاه می اندیشم که در عالم بعد از « ایمان » , حضرت محبوب ؛ موجودی عزیزتر از « عشق » خلق نکرده است ... حتی همین عشقهایی که گاه به « عشقهای زمینی » توصیف میشود ! ...
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
همواره گفته ام که یکی از هزاران هدیت از هدیه های ارزشمند عشق , به آدمیان - و حتی دیگران - « رهایی » است ...
رهایی از بخصوص « خودخواهی » و کبر که مظهر تفرعن و ابلیسی است ...
همان صفتی که بسهولت " آنی " موجودی را مطرود و مخلوقی را " رجیم " از درگاه " رحیم " و " رانده " از آستان " خوانده " می کند ...
موثرترین دوای " علت (1) " های ما و پادزهر سمّ هلاک کننده نخوت ما ؛ همین موجود لطیف « تک رو » ی بی بدیل و البته ویرانگر ؛ بنام حضرت عشق است ...

بسیار ره آورد مبارکی است ؛ آنجا که اگر عشقی بر دلی بنشیند و " دگرخواهی " را جایگزین " خودخواهی " کسی بکند ...

مرا اینجا البته سر آن نیست که بتوصیف چنین موجود نازنینی بنشینم که بیشتر « یدرک و لا یوصف » است ؛ که در توصیف باعتبار ابعاد میتوان سر وصف را گشود ... ولیک چگونه میتوان بوصف موجودی نشست که « سخت روی تک رو » ئیست که هیچ " پشت " ی ندارد و همه « رو » ست !! ...

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
الغرض ... مدتی قبل در جمعی بودم که یکی از مطلعین گرامی ( که در یکی از موسسات آموزشی ... مشغول تحقیق میباشند ) و اخیرا مهرداد اوستانسبتی هم با ما پیدا کرده اند ( بواسطه ... ؛ عزیزی محتشم و محترم و بسیار دوست داشتنی ما ... ) خاطره و مطلبی را درباره شاعر و استاد فقید محمدرضا رحمانی یاراحمدی ( مهرداد اوستا ) برایم بازگو کرد که همین خاطره ایشان انگیزه ای شد تا این پست را در این بخش بهمراه متن شعری که مربوط بهمان خاطره بوده را منتشر کنم. میزان صحت و سقم اصل ماجرا برمیگردد به ناقل محترم آن - که اینجانب بجهت ضرورت مجبور شدم ماجرای مختصر آن دیدار را صدرا توضیح دهم که مخاطب محترم میزان صحت آنرا با توجه بدان برای خویش تعیین کند - خلاصه ماجرایی که ایشان تعریف کرد بدین شرح بود که :

مرحوم اوستا در جوانی سخت دلباخته دختری شده بود که ... طی آن قرار بر ازدواج هم فی مابین آنها منعقد گردید و باصطلاح ما " نامزد " هم شده بودند !

اما گویا روزگار تقدیر دیگری را برای آندو رقم زده بود ! ... دخترک بواسطه ارتباط با دربار پهلوی ؛ مورد توجه شاه واقع میشود و این بار از سوی شاه درخواست ازدواج میگیرد ! ...

تعدادی از دوستان محمدرضا بعد از اطلاع از ماجرای دخترک ؛ با لطایف الحیلی تلاش کردند تا نظر اوستا را از پیگیری امر ازدواج با این دختر عوض کرده تا بلکه ماجرا بدون آنکه خود محمدرضا باصل واقعه پی ببرد بخیر ختم شده و ایشان دست دل از سر سودایی دخترک بردارد !

ولی مگر نسبتی از « بی وفایی » را با انسانی همچو استاد اوستا آنهم با آن روحیات عالی انسانی و لطبفی که داشت ؛ میتوان برقرار کرد ؟!! ... بدین ترتیب ایشان توصیه دوستان را اصلا نپذیرفت تا آنکه ...

گویا بعدها خود ایشان بمناسبتی ماجرای ارتباط دخترک را با دربار متوجه شده و ... ( گفتند که خود ایشان دیدند که دختر در پوشش لباسی که زمانی خود اوستا برای یادگاری نامزدیش خریده بود , سوار ماشینی که از دربار آمده بود شد و ... رفت آمد وی به دربار را - خلاصه - متوجه شد و باقی ماجرا که میتوانید حدس بزنید ... ! )

بعد از انقلاب و فرار پهلوی از کشور ؛ اغلب درباریان - و بعدها همچنین همسران معلوم و غیر معلوم شاه - بنوعی بکشورهای مختلف بخصوص کشورهای اروپایی پراکنده شده بودند ... که یکی از آنها همین دخترک بود که به فرانسه مهاجرت میکند .

مدتی که میگذرد این دختر طی نامه ای باصطلاح  از استاد اوستا حلالیت طلبیده و میخواهد که او را ببخشد ...

گفته شد که مرحوم استاد اوستا شعر معروف « شکوه » را در پاسخ به همین نامه نامزد سابقش سروده که بعدا با صداهایی هم خوانده شد از جمله همین شعر با صدای هنرمند محترم و همشهری گرامی ما ؛ جناب مختاباد خوانده شد که از اقبال شایانی هم برخوردار گردید !...

در آن مجلس ؛ من فقط گفتم :

آنرا   که وفا  نیست  ؛ ز عالم کم  باد


... متن این شعر - آنطوری که در آواز جناب مختاباد وجود دارد - بدین شرح میباشد :        

وفا نکردی و کردم ، خطا ندیدی و دیدم
رمیــدی و نرمیـــدم ، بریـــدی و نبریـــدم
اگر ز جمله ملامت، شنیدم از تو شنیدم
وگر ز کرده ندامت ، کشیدم از تو کشیدم

بعد از این یا گردبادم یا در این صحرا غبارم
تا رسم در رهگذارت یا رسی در رهگـــذارم

گذشتی و نگذشتم ، شکستی و نشکستم
بریــدی و نبریـــدم ، گسستـــی و نگسستــم
اگـــر کــه خانه بدوشـــم اگـــر که باده پرستـــم
کجـــا که با تو نبــودم کجا که بی تو نشستـــم

شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارم
مردم ای مهتاب بسوزی، همچو شمعی بر مزارم



ساری , گاهنوشته های محمود زارع

البته یکی از دوستان متن دیگری از همین شعر را بمن داده اند که کمی با آنچه در فوق آمده متفاوت است :

وفا نكردی و كردم، خطا ندیدی و دیدم
شكستی و نشكستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشیدم از تو كشیدم، شنیدم از تو شنیدم

وفا نكردی و كردم، خطا ندیدی و دیدم
شكستی و نشكستم، بُریدی و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز كرده ندامت
كشیدم از تو كشیدم، شنیدم از تو شنیدم

كی ام، شكوفه اشكی كه در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شكفتم، به روی شكوه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا كه از همه عالم، محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نكردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نكردی، مگر ز موی سپیدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی كه نبردم، ملامتی كه ندیدم

نبود از تو گریزی چنین كه بار غم دل
ز دست شكوه گرفتم، بدوش ناله كشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم

به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشك نشستم، گهی چو رنگ پریدم

وفا نكردی و كردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟



برای دانلود موسیقی این شعر که بسیار هم زیبا و خواستنی خوانده شده است,میتوانید  از طریق لینک های زیر اقدام کنید :

دانلود شکوه استاد اوستا . مختاباد
.

دانلود شکوه استاد اوستا . مختاباد
.


-----------
(1) . علت در اینجا بمعنی بیماری 




نواهایی دیگر برای دانلود :
... لینک کلیه موسیقی های وبلاگ
... موسیقی - تصنیف سپیده از محمدرضا شجریان
گل یاس (دانلود)
نوای محلی خراسان + دانلود




مطالب اخیر وبلاگ :
مکافات عمل (سزای سریع آزار زائر)
مکافات عمل (کیفر حاکم سامرا)
حوض کوثر و اصحابی عهدشکن مردود
سگهای حوئب و جنگ جمل
علت صلح امام حسن (ع)
مکافات عمل (جزای قاضی ناصبی)
مکافات عمل ( عیب جویی از لباس مردم )
مکافات عمل ( مرگ زیات در تنور )
مکافات عمل (آتش خران خـــر)
مکافات عمل (ایمن مباش از حتی حرف)
مکافات عمل (کودک و چشم اسفندیار)
محمد مصطفی خداوند را درود
MUHAMMAD, THE MAN OF JUSTIC
عقل قربان کن بشرع مصطفی
محمد (ص) هزاران آفرین بر جان پاکش
مکافات عمل ( پاداش شایان )
محمد (ص) را چو جان دوست داریم
خدا و ما , عاشق پیامبریم !
محمد (ص) پیامبر مهربان
مکافات عمل(وسعت رزق پاداش بخشش)
صهیونیست؛دشمن ترین کل ملت
مکافات عمل ( پاداش پناه دادن )
رضا به حکم قضا اختیار کن ...
مکافات عمل ( زراعت معنوی )
دجّـــــال ( 3 )
!؟ WHICH WAY IS BETTER
مکافات عمل (عافبت بخیری میرغضب)
I AM LIKE A TRAVELLER IN THIS WORLD
MUHAMMAD, THE TRUST-WORTHY
THE PLOT TO MURDER THE HOLY PROPHET
THE GOOD MANNERS OF THE PROPHET
مکافات عمل (پاداش ایمان کربلایی کریمی)
SPEECHES IN THE FAMOUS BAZAARS
مکافات عمل (حكومت پاداش انفاق)
دجّـــــال ( 2 )
مکافات عمل ( پاداش ترحم به سگ )
دجّـــــال ( 1 )
سفیـانـی (11)
سفیـانـی (10)
ارزش قانون
سفیـانـی (9)
THE KIND PROPHET
سفیـانـی (8)
نامت بلند باد ؛ ای محمد (ص)
نگذارید کار کسان بدینجاها کشد که ؛ دست از جان بشویند و ...
سفیـانـی (7)
رها کن رها والا نخواهی رسید (3)
كسی را به افراط مَسِتای
زنان بیگانه
خوب رویان جـفــــا پیشه وفــــا نیز کنند





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.