نگارنده در مورد دجال به نتیجه قطعی نرسیده است، زیرا روایاتی که در مورد دجال نقل شده، غالباً مورد اعتماد نیستند، و در ضمن آنها مطالبی هست که یقیناً جعلی هستند و متن آنها گواه است بر اینکه سخن معصوم نیست. در این حدیثها ذوق و قریحه جاعلین اثر گذاشته، طبق سلیقه و ذوق آنها جعل شده است. و آنچه از رسول گرامی اسلام (ص) نقل شده در میان احادیث جعلی دستگاه خلافت گم شده است و تشخیص آنها بسیار دشوار می نماید. به احتمال قوی در احادیث رسول اکرم (ص) مطالب مربوط به دجال به یک فرد معین مربوط می شود و به اصطلاح: دجال شخصی است نه نوعی، ولی در مورد تطبیق آن به شخص معین، به نتیجه مشخصی نرسیده ام، اگر چه احتمال قوی می دهم که به یکی از سران رژیم اشغالگر قدس مربوط باشد که سلاح را همه چیز می پندارند و سرنوشت بشریت را وابسته به مسابقات تسلیحاتی می دانند و نمی دانند که نزدیک است همین سلاحها به دست مرد دیگری که با نیروی برتر (جهان غیب) مربوط است ازکار بیفتد و دیگر، طرحهای شیطانی آنها کارگر نیفتد. و لذا این خدا نشناسها همه خواسته های خود را توسط رژیم اشغالگر قدس و از طریق یهودیان آمریکا، از ایالات متحده می خواهند و دیگر کشورهای منطقه را به هیچ می انگارند و برای آنها فخر می فروشند و کوس « انا ربکم الاعلی » می زنند!!.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
برخی از صفاتی که در مورد دجال در احادیث وارد شده، مانند کور بودن یک چشم و بیرون آمدن آن چون دانه عناب، و مانند مطالبی که در مورد مرکب معروف او (خر دجال) گفته شده، مطالبی است که باید گذشت زمان آنها را معنی کند.
دجال از ماده « دجل » است و معنای آن : دروغگو، حقه باز، افسونگر، متقلب و تزویرکار است.[1]

از ظواهر اخبار استفاده می شود که دجال هنگامی خروج می کند که حضرت بقیه الله (عج) بر سفیانی پیروز شده، وارد عراق گشته، استانبول را فتح کرده، عازم فلسطین باشد و برای نابود ساختن آن جرثومه فساد از قبل خاورمیانه به سوی عکا عزیمت نماید، تا از این طریق مصر و دیگر کشورهای آفریقائی را فتح فرماید.

باز هم تکرار می کنم که به خیال من نود درصد مطالب مربوط به دجال مربوط است و ده درصد دیگر به یک شخص معین با ویژگی های شگفت انگیز دلالت می کند که انشاء الله با ظهور قریب الوقوع آن مهرتابان معنای دقیق آن برای همگان روشن می شود.

آنچه از روایات اهلبیت عصمت و طهارت در منابع و مآخذ نقل شده بسیار فراوانست که ما تعداد بسیار اندکی را به عنوان نمونه در اینجا می آوریم و مسئولیت آن را به عهده راویان و ناقلان می گذاریم. و به قدر امکان، مطالب مبهم آن را بیان می کنیم.

رسول اکرم (ص) می فرماید :

1809) من قاتلنی فی الاولی، و قاتل اهل بیتی فی الثانیه، حشره الله فی الثالثه مع الدجال .
« کسیکه در آغاز با من نبرد کند و در ثانی با اهلبیت من جنگ کند، در سومی خداوند او را با دجال محشور می کند.»

رسول اکرم (ص) براساس تنزیل می جنگید و امیرمؤمنان براساس تأویل می جنگید، ابوسفیان با رسول اکرم (ص) جنگید، معاویه با امیرمؤمنان جنگید و سفیانی با حضرت بقیه الله (عج) می جنگد. خداوند هر سه را با دجال محشور می فرماید.

1810) یخرج الدجال من سجستان .
« دجال از سجستان خروج می کند » [2]

1811) انه یخرج من المشرق من قریه یقال لها یهوداء و هی قریه من قری اصفهان و بلده من بلدان الاکاسره، تحته حمار اقمر، و هو مطموس العین مکسور الظفر و النظر، و یخرج منه الحیات و هو محدودب الظهر، قد صور کل سلاح فی یدیه حتی الرمح و القوس، یخوض البحار الی الکعب. و هو قصیر القامه، کهل، مکتوب بین عینیه: کافر .

« دجال از یکی از دهکده های اصفهان به نام یهودا خروج می کند، که آنجا از شهرهای سلاطین ایرانی است و بر مرکبی سوار می شود که بسیار زشت و کریه المنظر است، چشمش کور است، ناخن و استخوان پیشانی اش شکستگی دارد، افعی ها از او بیرون می آید، پشتش قوز دارد، هر سلاحی را در دست خود کج می کند حتی نیزه و کمان را، تا سینه در دریا فرو می رود، کوتاه قد و کهنسال است و در میان دو چشمش نوشته شده: کافر .» [3]

1812) یمکث ابو الدجال ثلاثین عاما لا یولد له و لزوجته ولد. ثم یولد لهما غلام اعور اخرس، تنام عیناه ولا ینام قلبه. ابوه طویل کثیر اللحم، کان انفه منقار، و امه امراه فرضا خیه طویله الیلدین .

« پدر دجال 30 سال زندگی می کند و صاحب اولاد نمی شود، آنگاه پسری کور و لنگ برای او عطا می شود، که دیدگانش می خوابد و دلش نمی خوابد، پدرش دراز قد و چاق است، دماغش چون منقار است، مادرش زنی با شکم فراخ و دست های دراز است.» [4]

1813) بین یدیه ثلاث سنوات: سنه تمسک السماء فیها ثلث قطرها، والارض ثلث نباتها، و سنه تمسک فیها السمائ ثلثی قطرها، والارض ثلثی نباتها. و سنه تمسک فیها السماء قطرها کله، و الارض نباتها کله، فلا یبقی ذات ظلف ولا ذات خرس من البهائم الا هلک. و ان من اشد فتنه ان یادتی الاعرابی یقول: ارایت ان احییث لک ابلک الست تعلم انی ربک؟. فیقول: بلی. فیمثل له نحو ابله کاحسن ما یکون ضروعا و اعظمه اسنمه!. و یاتی الرجل قد مات اخوه و مات ابوه فیقول: ارایت ان احییث اباك و اخاك الست تعلم انی ربک؟. فیقول: بلی. فیمثل الشیاطین نحو ابیه اواخیه .

« در پیشقدم خروج او سه سال خشکی است: در سال اول آسمان یك سوم بارانش را حبس می کند و زمین یک سوم گیاهش را، در سال دوم آسمان دو سوم بارانش را حبس می کند و زمین دو سوم گیاهش را، و در سال سوم آسمان همه بارانش را حبس می کند و زمین همه نباتش را. هیچ حیوان سم داری نمیماند جز اینکه هلاك می شود، حیوان وزوز کننده ای نمی ماند جز اینکه نابود میشود، از زشت ترین فتنه های او اینست که پیش بادیه نشین می رود و می گوید: اگر شتر ترا زنده کنم باور می کنی که من پروردگار تو هستم؟! می گوید: آری. پس در برابر دیدگان او شترش را به بهترین شکلی مجسم می کند که با پستان های بسیار جالب و کوهان بسیار مرتفع دیده می شود!! به کسیکه پدرش یا برادرش مرده است می گوید: اگر پدرت و برادرت را زنده کنم، باور می کنی که من پروردگار تو هستم؟! می گوید: آری، پس شیاطین را به صورت پدر و برادر او در می آورد .» [5]

اگر این تعبیرات واقعا کلام رسول اکرم (ص) باشد، دجال مرد تزویر کار و حقه باز عجیبی است که همگان را فریب می دهد، مگر اینکه خداوند کسی را از شر او در امان نگهدارد.

1814) الدجال یبصر باحدی عینیه ولایبصر بالاخری، طویل القامه، ارزق العینین، اعمش، بوجهه اثر الجدری، ابخر الفم کبیر الاسنان، مقلب الاظافر، اجدر الجسم لا شعر فی جسده، متنقع الراس، طویل العنق، شانیء اصابعه تصل حد کفه. کلامه له دوی، عالی الاکتاف، طارح الجبهه، فی احدی عینیه عیب، لحیته بشاخین تصل سرته. عبوس، شروس ...

« دجال با یک چشمش می بینند ولی با چشم دیگرش نمی بیند، قامتی دراز و چشمانی زاغ دارد که از آنها آب می ریزد، صورتش آبله رو است و دهانش بوی بد می دهد، دندانهایش درشت است و ناخنهایش خمیده، پوست بدنش آبله دار است و بی مو، در سرش نشانه شکستگی دارد، گردنش دراز، اخلاقش زشت و انگشتانش بسیار بلند است که از وسطهای کف دستش منشعب می شود، صدایش طنین دار، شانه هایش بلند و پیشانی اش فراخ است، یکی از دیده هایش معیوب است، ریشش به سینه اش فرو هشته، مردی زشت خوی و ترش رویست، بر مرکبی سوارست که خودش سرخ و پاهایش سبز است و میان دو گشش 20 میل است !!، سرش چون کوهی بلند و پشتش متناسب با آنست. گامهایش 20 میل است!! بر پیشانی اش دو سطر نوشته شده که هر مؤمنی آن را می خواند و هر کافری آن را تکذیب می کند، و آن اینکه هر کس از تو پیروی کند شقاوتمند است و هر کس از تو جدا شود خوشبخت است، بیشتر لکشریانش از یهودیان و زنازادگان است. در طرف راست او کوهی سبز و در طرف چپش کوهی سیاه است که با او راه می روند و همراه او توقف می کنند. می گوید: این بهشت منست و این یکی دوزخ من. هر کس از من پیروی کند او را به بهشت می برم و هر کس نافرمانی کند او را با شمشیر نقمت خود تأدیب میکنم.» [6]

این حدیث شگفتیهای فراوانی دارد که برخی از تأویلهایش را در فرازهای بعدی خواهیم گفت.

1815) الا احدثکم حدیثا عن الدجال ما حدث به نبی قومه؟. انه اعور، و انه یجیء معه بمثل الجنه و النار. و انی انذرکم کما انذر به نوحه قومه .. تعلمون انه اعور، و ان الله لیس باعور .

« آیا برای شما در مورد دجال حدیثی بگویم که هیچ پیامبری به قوم خود نگفته است؟ او (یک چشمش) نابیناست، و چیزی همانند بهشت و جهنم با خود حمل می کند، من شما را از او بیم می دهم آنچنانکه حضرت نوح قومش را بیم داد. من شما را از او بیم می دهم و هیچ پیامبری نیست جز اینکه از او بر حذر داشته است. ولی من به شما چیزی می گویم که هیچ پیامبری به قوم خود نگفته است: می دانید که او اعور (نابینا) است و خداوند اعور نیست. دجال تا نزدیکی مدینه می آید و آنگاه سه زلزله در مدینه روی می دهد، پس هر کافر و منافقی از شهر بیرون می رود و بدین سان وحشت از دجال (مسیح کاذب) وارد مدینه نمی شود. آن روز مدینه هفت دروازه دارد برای هر یکی دو فرشته نگهبان هستند.. چشم راست او نابیناست و همانند یک دانه عناب است.» [7]

در متن حدیث اضطراب هست و از نظر فصاحت در سطحی نیست که شایسته فصیحترین انسان روی زمین باشد. و اگر حدیث صحیح باشد منظور از جمله « دجال اعور است و خدا اعور نیست » شاید این باشد که چون او کارهای خارق العاده انجام می دهد و ادعای الوهیت می کند، از این رو رسول اکرم (ص) می فرماید که او یک چشمش معیوب است و خداوند باید از هر عیبی پیراسته باشد و لذا او هرگز نمی تواند خدای باشد.

در روایات دیگری آمده است که حضرت رسول (ص) در نماز از فتنه دجال به خدا پناه می برد و به اصحابش می فرمود:

1816) ان معه نارا و نورا. فناره ماء بارد، و ماوه نار، فمن ادرك ذلک منکم فلیقع فی الدی یری انها نار، فانه عذب بارد .

« همراه او آتش و نوری هست، آتش او آب خنک است و آب او آتش است. هر کس از شما شیعیان آنزمان را درك کند خود را به آنچه که آتش به نظر می رسد بیفکند که آنچه آتش تصور شود آب گوارائی است .» [8]

البته این معنی به نظر می رسد که دور از واقعیت باشد و به شوخی شبیه تر باشد و تصور نمی رود که پیامبر اکرم (ص) چنین تعبیری را فرموده باشد، ولی در منابع اهل سنت موجود است.

1817) الدجال رجل ضخم عریض، لیس ما بین خلق آدم الی قیام الساعه خلق اکبر منه .
« دجال مردی درشت و چاق است و در میان مخلوقات خدا از حضرت آدم تا پایان جهان کسی بزرگتر از او نیست .» [9]

1818) انه لم تکن فتنه فی الارض، منذ ذرا الله ذریه آدم، اعظم من فتنه الدجال!.. و ان الله لم یبعث نبیاً الا حدر امته الدجال، و انا آخر الانبیاء، و انتم آخر الامم، و هو خارج فیکم لا محاله .

« از روزیکه خداوند اولاد حضرت آدم را آفریده است فتنه ای بالاتر از فتنه دجال نیست. خداوند پیامبری نفرستاده جز اینکه امت خود را از فتنه دجال بیم داده است. من آخرین پیامبر و شما آخرین امت هستید، او بدون تردید در میان شما خروج خواهد کرد.» [10]

1819) ما من نبی الا وانذرقومه الدجال الاعور الکذاب .
« هیچ پیامبری نیست جز اینکه امتش را از دجال دروغگوی نابینا برحذر داشته است » [11]

1820) ایها الناس، ما بعث الله نبیا الا وقد انذر قومه الدجال. و ان الله قد اخره الی یومئکم هذا. فمهما تشابه علیکم فی امره فان ربکم لیس باعور انه یخرج علی حمار عرض ما بین اذنیه میل!. یخرج و معه جنه و نار، و جبل من خبز و نهر من ماء!. اکثر اتباعه الیهود و النساء و الاعراب. یدخل آفاق الارض کلها الا مکه ولا بتیها والمدینه ولا بتیها فانهما محرمتان علیه .

« هان ای مردم ! خداوند پیامبری را نفرستاده جز اینکه قوم خود را از دجال بیم داده است و خداوند او را برای زمان شما ذخیره کرده است. اگر کارهای او بر شما مشتبه شود، این هرگز مشتبه نشود که او کوراست و پروردگارتان کور نیست. او بر فراز مرکبی می آید که بین دو گوشش یک میل است. او خروج میکند در حالیکه بهشت و جهنم را با خود یدك می کشد و کوهی از نان و رودخانه ای از آب را همراه خود حمل می کند. بیشترین پیروانش از یهودیان، زنان و بادیه نشینیان است، به همه اقطار و اکناف جهان وارد می شود جز مکه و حوالی مکه، و مدینه و حوالی مدینه، که هر دو (مکه و مدینه) بر او حرام است.» [12]

در اینجا جای شکرش باقیست که فاصله بین دو گوش مرکبش از 20 میل به یک میل تقلیل یافته است.
یوم الخلاص - جلد دوم


مطالب مرتبط با این بحث :
آن مهربان که قبل از فرمان بدیگران, خود عمل میکند !
فقهاء و مجتهدین دشمن شناخته شده امام زمان
نامه ای از حضرت ولی عصر (علیه السلام )
حضرت امام عصر (ع) و توضیح امر الهی
یاران امام زمان علیه السلام (4) طالقان!
غیبت طولانی است برای خالص سازی
حق با آقا بقیه الله و پیروانش میباشد
ظهور, بعد از غربال و امتحاناتی سخت
فصل غربت آقا ولی عصر علیه السلام
آزمون سخت آخرالزمان؛ خواری مومن
نامه ای از امام زمان (علیه السلام )
اندوه دائمی شیعیان تا زمان ظهور !
کعبه را کردم بهانه تا بگردم دور تو ...
انتظار؛ آزمونی سخت و عبادتی برتر
اختلاف بین شیعیان در عصر ظهور !
مسیر حرکت امام عصر علیه السلام
 بقیه الله (عج) و حضرت عیسی (ع)
مومنین گمنام , رستگاران واقعی !
یک اقلیت چگونه پیروز می شود ؟!
خدا آوازه مهدی (ع) را بلند گرداند !
عصر غیبت عصر حوادث و امتحان !
سیمای مبارک آقا ولی عصر (عج)
شیعه یعنی وفاداری به امام (01)
شیعه یعنی وفاداری به امام (02)
شیعه یعنی وفاداری به امام (03)
شیعه یعنی وفاداری به امام (04)
 حضرت ولی عصر (عج) و یهودیان
همه اولیاء هم از منتظران بودند !
بعضی از وقایع روزگار رهایی (4)
بعضی از وقایع روزگار رهایی (3)
بعضی از وقایع روزگار رهایی (2)
بعضی از وقایع روزگار رهایی (1)
چهره خندان دنیا با بقیه الله (عج)
ظهور قائم (عج) ناگهانی است !
شش نشانه قائم (ع) از پیامبران
یاران امام زمان علیه السلام (1)
 یاران امام زمان علیه السلام (2)
یاران امام زمان علیه السلام (3)
یاران امام زمان علیه السلام (5)
دوران فترت مشخص است ... !
توبه بعد از ظهور پذیرفته نیست !
سیمای حضرت مهدی (عج)
عمل خلاف قلب ما شیعیان !
پایان سفارت و آغاز اجتهاد !
وقایع روزگار رهایی ( ترکیه )
او دست انتقام خداست !
تسلیت بر صاحب عزا
زنان یاور مهدی (عج)
او در میان ماست !
دوران حیــــــــرت !!
سفیانی (1)
سفیانی (2)
سفیانی (3)
سفیانی (4)
سفیانی (5)
سفیانی (6)
سفیانی (7)
سفیانی (8)
سفیانی (9)
سفیانی (10)
سفیانی (11)
دجّـــــال ( 1 )
دجّـــــال ( 2 )
دجّـــــال ( 3 )
انتــــظار
قــــــــــم !
 دولت حق ( 1 )
 دولت حق ( 2 ) 
دولت حق ( 3 )
 دولت حق ( 4 )
دولت حق ( 5 )
نشانه ها ( 1 )
نشانه ها ( 2 )
 نشانه ها ( 3 )
نفس زکیه (1)
نفس زکیه (2)
بنی قنطوره (1)
بنی قنطوره (2)
بانگ آسمانی (1)
بانگ آسمانی (2)
بانگ آسمانی (3)
بانگ آسمانی (4)
بانگ آسمانی (5)
خروج سید هاشمی
آتش و آتش افروز (1)
آتش و آتش افروز (2)
شورش عوف سلمی
آشوب های جهانی (1)
آشوب های جهانی (2)
آشوب های جهانی (3)
آشوب های جهانی (4)
آشوب های جهانی (5)
آشوب های جهانی (6)
آشوب های جهانی (7)
آشوب های جهانی (8)
آشوب های بیگانگان (1)
آشوب های بیگانگان (2)
خروج سید خراسانی (1)
خروج سید خراسانی (2)
خروج سید خراسانی (3)
خروج سید خراسانی (4)
خروج سید خراسانی (5)
خروج سید خراسانی (6)
دولت حق و تورات و انجیل
دین و قرآن در آخر الزمان (1)
دین و قرآن در آخر الزمان (2)
دین و قرآن در آخر الزمان (3)
دین و قرآن در آخر الزمان (4)
دین و قرآن در آخر الزمان (5)
دین و قرآن در آخر الزمان (6)
خورشید و ماه و ستارگان (1)
 خورشید و ماه و ستارگان (2)
 شورشهای مصری و مغربی (1) 
شورشهای مصری و مغربی (2)
نشانه ها و خارق العاده ها (1)
نشانه ها و خارق العاده ها (2)
علما و زمامداران آخر الزمان (1)
علما و زمامداران آخر الزمان (2)
علما و زمامداران آخر الزمان (3)
علما و زمامداران آخر الزمان (4)
علما و زمامداران آخر الزمان (5)
علما و زمامداران آخر الزمان (6)
شورشهای اصهب و ابقع در شامات
زلـــزلـه ها ( خسف , قذف , مسخ )
مـرقومه شریف حضرت بقیه الله ( ع )
خروج یمانی با خالص ترین پرچم هدایت
بدبینی مردم , در اثر تجربه تلخ گذشته
صهیونیست ها در آستانه عصر ظهور (1)
صهیونیست ها در آستانه عصر ظهور (2)
صهیونیست ها در آستانه عصر ظهور (3)
صهیونیست ها در آستانه عصر ظهور (4)
صهیونیست ها در آستانه عصر ظهور (5)
صهیونیست ها در آستانه عصر ظهور (6)
تحرکات سبعانه گروهای بی مقدار در آستانه ظهور منجی





مطالبی دیگر از وبلاگ :
شاهدان جنایت ...
!BEING KILLED AS A MARTYR
جنگ قنداق با قنداقه ...
نفرت از آمریکا و اسراییل
یکی از سگ های جنگ ...
مباحث قرآنی رمضان (04)
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 32 )
آب , مهر مادر و زایش زندگیست
مباحث قرآنی رمضان (03)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (15)
آشنایی مختصری با جفـــــر ! ( قسمت اول )
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (16)
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 31 )
مباحث قرآنی رمضان (02)
مباحث قرآنی رمضان (01)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (13)
THE MASTER OF ALL BELIEVERS
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (12)
قدر قدر ( نگاهی به سوره مبارکه قدر )
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (11)
بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 30 )
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (10)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
سرچشمه کوثری خدیجه , لیلای پیمبری خدیجه ...
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (08)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (07)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (06)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (05)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (04)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (03)
دانلود چند اثر قدیمی تر از پدر
سفرنامه های بی نام ... ! (02)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.