ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:حکیمی گفت:خردمند را بایسته است که بداند در مردم خیری نیست . و با این همه او را از ایشان ناگزیر است.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و اگر این دو داند , با ایشان چنان رفتار کند که شایسته چنین دانایی است. ( کشکول شیخ بهایی )
گویا خود خداوند نخواسته که مردم خیر را در مردم دیگر بجویند , شرط بندگی و عبودیت هم در سطحی عالی و متعالی همین است.

خیر واقعی در نزد خدای یگانه است و بس !
خیر را باید از درگاه حضرت رزاق خواست اما همانگونه در کلام کشکول بنقل از حکیمی آمده است با همه این احوال همه مردم ناگزیر از همدیگر هستند و شرط و دقت عبودیت در همین نکته نهفته است که با اینکه ما را از مردم ناگزیر و ناگریز است اما چشم امید تنها باید به حضرت باری تعالی داشت.

حالا مرد میدان عبودیت میخواهد که اینور و آنور نچرخد .
نه اقبال مردم بوی , وی را از جاده بندگی بیرون کند و مغرور شود که العیاذ بالله خدا را بنده نباشد , نه چنان باشد که خود را بطور مطلق از مردم منفک و جدا افتاده انگارد !

خلاصه بنظر میرسد که این هنر زیستن و هنر بندگی است که با این حالت دوگانه راه از چاه بازشناسد و بر صراط همی رود !

مطالبی دیگر از وبلاگ :






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.