آخرین قسمت از جلد دوم این مجموعه: و فى بحر المعارف و خلاصة المناقب عن النبى صلى الله علیه و آله : اذا كان یوم القیامة یصعد على بن ابى طالب علیه السلام على الفردوس و هو جبل عال فى الجنة و فوقه عرش رب العالمین و من سفحه یتفجر الانهار و تتفرق فى الجنان و هو جالس على كرسى من نور یجرى بین یدیه التسنیم ، لا یجوز على الصراط احد الا و معه براة بولایته و ولایة ذریته و اهل بیته ، و هو مشرف على الجنة فیدخل محبیه الجنة و مبغضیه النار. (رك : ص 681.)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و در بحر المعارف و خلاصة المناقب از پیامبر صلى الله علیه و آله روایت است كه : چون روز قیامت شود على بن ابى طالب علیه السلام بر فردوس - كه كوهى بلند در بهشت است و عرش پروردگار عالمیان بالاى آن قرار دارد و از دامن آن نهرها جارى و دربهشتها پراكنده مى شود - بالا مى رود و بر كرسى اى از نور مى نشیند و چشمه تسنیم در برابر او جارى است ، هیچكس بر صراط عبور نكند مگر آن كه براتى از ولایت او و اولاد و خاندانش با او باشد، و حضرتش مشرف بر بهشت مى باشد پس دوستانش را به بهشت و دشمنانش را به دوزخ داخل مى سازد.

و فى العلل عن الصادق علیه السلام انه قال : اذا كان یوم القیامة وضع منبر یراه جمیع الخلایق ، و یقف علیه على بن ابى طالب علیه السلام عن یمینه ملك و عن یساره ملك ، و ینادى الذى عن یمینه : یا معشر الخلایق ، هذا على بن ابى طالب علیه السلام صاحب الجنة یدخلها من یشاء. و ینادى الملك الذى عن یساره : یا معشر الخلایق ، هذا على بن ابى طالب علیه السلام صاحب النار یدخلها من یشاء. (علل الشرایع ص 164: و یقف علیه رجل ....)

و در علل از امام صادق علیه السلام روایت است كه : چون روز قیامت شود منبرى بر پا شود كه تمام آفریدگان آن را ببینند. على بن ابى طالب علیه السلام بر آن مى ایستد، فرشته اى از راست و فرشته اى از چپ او قرار دارد، آن كه در سمت راست اوست ندا دهد: اى آفریدگان ، این على بن ابى طالب صاحب بهشت است ، هر كه را خواهد داخل آن مى سازد. و آن كه در جانب چپ اوست ندا دهد: اى آفریدگان ، این على بن ابى طالب صاحب آتش است ، هر كه را خواهد داخل آن مى سازد.

و عن ابن عباس : فى الحدیث القدسى عن الرب العلى سبحانه : لولا على ما خلقت جنتى . فله الجنة النعیم ، فهو المالك لها و القسیم لها، لان من خلق الشى ء له فهو له و ملكه .

و از ابن عباس روایت است كه : در حدیث قدسى پروردگار والاى سبحان مى فرماید: اگر على نبود بهشتم را نمى آفریدم . پس بهشت نعیم از آن اوست ، پس او مالك و قسمت كننده آن است ، زیرا كسى كه چیزى براى او آفریده شده باشد آن چیز از آن اوست و ملك او مى باشد.

و فى العلل عن المفضل بن عمر قال : قلت لابى عبدالله علیه السلام : لم صار امیرالمومنین علیه السلام قسیم الجنة و النار؟ قال : لان حبه ایمان و بغضه كفر، و انما خلقت الجنة لاهل الایمان ، و النار لاهل الكفر، فهو قسیم الجنة و النار لهذه العلة - الى ان قال علیه السلام - فقد ثبت ان جمیع انبیاء الله و رسله و جمیع المومنین كانوا لعلى بن ابى طالب علیه السلام محبین ، و ثبت ان اعداءهم و المخالفین لهم كانوا (لهم و) لجمیع اهل محبتهم مبغضین . قلت : نعم ، (قال :) فلا یدخل الجنة الا من احبه من الاولین و الاخرین ، و لا یدخل النار الا من ابغضه من الاولین و الاخرین ، فهو اذا قسیم - الجنة و النار - الحدیث . (علل الشرایع ص 162.)

و در علل مفضل بن عمر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض كردم :
چرا امیرمومنان علیه السلام قسمت كننده بهشت ودوزخ است ؟
فرمود: زیرا دوستى او ایمان و دشمنیش كفر است ، و جز این نیست كه بهشت براى اهل ایمان و آتش براى اهل كفر آفریده شده ، به همین علت او قسمت كننده بهشت و دوزخ است - تا آن كه فرمود - پس ثابت شد كه همه انبیاء و رسولان خدا و همه مومنان دوستدار على بن ابى طالب علیه السلام بوده ، و همه دشمنان و مخالفان آن ها دشمن آنان و دوستان آنان بوده اند،
گفتم : چنین است ،
(فرمود) بنابراین جز دوستان او از اولین و آخرین به بهشت ، و جز دشمنان او از اولین و آخرین به دوزخ نروند، پس او قسمت كننده بهشت و دوزخ است ...

و فى السرایر مستطرفا من جامع البزنطى عن ابى عبدالله علیه السلام یقول : ما من نبى (فى المصدر: شى ء.) و لا آدمى و لا انسى و لا جنى و لا ملك فى السماوات و الارض الا و نحن الحجج علیهم ، و ما خلق الله خلقا الا و قد عرض ولایتنا علیه و احتج بنا علیه ، فمومن بنا، و كافر جاحد حتى السماوات و الارض و الجبال : (مستطرفات السرائر ص 58.)

و در سرایر در بخشى از جامع بزنطى برگزیده ، از امام (ع )روایت است كه مى فرمود: هیچ پیامبر (یا چیزى )، انسان ، جن و فرشته اى در آسمانها و زمین نیست جز آن كه ما حجت بر آنانیم ، و خداوند خلقى را نیافریده مگر آن كه ولایت ما را بر او عرضه داشته و به سبب ما بر او احتجاج نموده است ، و برخى مومن به ما و برخى كافر به ما گشتند حتى آسمانها و زمین و كوهها.

و فى الكافى عن ابى جعفر علیه السلام قال : ان الله عز و جل نصب علیا علما بینه و بین خلقه ، فمن عرفه كان مومنا، و من انكره كان كافرا، و من جهله كان ضالا، و من نصب معه شیئا كان مشركا، و من جاء بولایته دخل الجنة . ((كافى ) ج 1، ص 437.)

و در كافى از امام باقر علیه السلام روایت است كه : خداى بزرگ على علیه السلام را نشانه اى میان خود و آفریدگانش قرار داد، هر كه او را بشناسد مومن ، هر كه انكارش كند كافر، هر كه به او جاهل باشد گمراه و هر كه چیزى را با او قرین سازد مشرك است و هر كه با ولایت او (به محشر) آید داخل بهشت گردد.

و فى مجالس الصدوق (ره ) عن ابن عباس قال : قال رسول الله صلى الله علیه و آله : یا على ، انت صاحب حوضى ، و صاحب لوائى ، و منجز عداتى ، و حبیب قلبى ، و وارث علمى ، و مستودع مواریث الانبیاء، و انت امین الله فى ارضه ، و انت حجة الله على بریته ، و انت ركن الایمان ، و انت مصباح الدجى ، و انت منار الهدى ، و انت العلم المرفوع لاهل الدنیا، من تبعك نجا، و من تخلف منك هلك ، و انت الطریق الواضح و انت الصراط المستقیم ، و انت قائد الغر المحجلین ، و انت یعسوب الدین ، و انت مولى من انا مولاه ، و انا مولى كل مومن و مومنة ، لا یحبك الا طاهر الولادة ، و لا یبغضك الا خبیث الولادة ، و لا یبغضك الا خبیث الولادة ، و ما عرج بى ربى الى السماء و كلمنى ربى الا قال : یا محمد، اقرا منى علیا السلام و عرفه انه امام اولیائى و نور اهل طاعتى ، فهنیئا لك یا على هذه الكرامة . (امالى صدوق ، مجلس 50، ص 272.)

و در مجالس صدوق (ره ) از ابن عباس از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت است كه :
 اى على ، تو صاحب حوض و صاحب پرچم و ادا كننده وعده ها و محبوب قلب و وارث علم من و محل به ودیعه نهادن مواریث انبیا مى باشى
و تو امین خدا در زمینش مى باشى ،
تو حجت خدا بر آفریدگانش هستى ،
تو ركن ایمانى ،
تو چراغ تاریكى اى ،
تو مشعلگاه هدایتى ،
تو نشانه برافراشته براى اهل دنیایى ، هر كه از تو پیروى كند نجات یابد و هر كه از تو تخلف ورزد هلاك گردد،
تو راه روشنى ، تو صراط مستقیمى ،
تو پیشواى سپید چهرگانى ، تو رئیس دینى ،
تو مولاى كسى هستى كه من مولاى اویم و من مولاى هر مرد و زن مومنى مى باشم ،
تو را دوست ندارد مگر كسى كه ولادتش پاكیزه باشد،
و تو را دشمن ندارد مگر كسى كه ولادتش پلید باشد،
و هیچگاه پروردگارم مرا به آسمان بالا نبرد و با من سخن نگفت مگر آن كه فرمود:
اى محمد، على را از جانب من سلام برسان و او را آگاه كن كه وى پیشواى اولیا و نور اهل طاعت من است ،
پس گوارایت باد این كرامت اى على .


و فى المجالس عن على بن موسى الرضا، عن آبائه صلى الله علیه و آله ، عن النبى صلى الله علیه و آله ، عن جبرئیل ، عن میكائیل ، عن اسرافیل ، عن الله جل جلاله انه قال : انا الله لا اله الا انا، خلقت الخلق بقدرتى ، فاخترت منهم من شئت من انبیائى ، و اخترت من جمیعهم محمدا صلى الله علیه و آله حبیبا و خلیلا وصفیا، فبعثته رسولا الى خلقى ، و اصطفیت له علیا فجعلته اخاو وزیرا و مودیا عنه من بعده الى خلقى ، و خلیفتى الى (م : على ) عبادى لیبین لهم كتابى و یسیر فیهم بحكمى ، و جعلته العلم الهادى من الضلالة ، و بابى الذى اوتى منه ، و بیتى الذى من دخله كان امنا من نارى ، و حصنى الذى من لجا الیه حصنه من مكروه الدنیا و الاخرة ،و وجهى الذى من توجه الیه لم اصرف وجهى عنه ، و حجتى فى السماوات و الارض على جمیع من فیهن من خلقى .

و در مجالس از حضرت رضا از پدرانش علیهم السلام ، از پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله روایت است ، از جبرئیل ، از میكائیل ، از اسرافیل ، از خداى بزرگ كه فرمود:
منم الله ، معبودى جز من نیست ، خلق را به قدرتم آفریدم ، پس از میانشان هر كه را خواستم از پیامبرانم برگزیدم و میان همه آنان محمد صلى الله علیه و آله را حبیب و خلیل و برگزیده خود انتخاب كردم و او را به عنوان رسول به سوى خلقم فرستادم ، و على را براى او برگزیدم و او را برادر، وزیر و ادا كننده از جانب او به خلقم پس از وى و جانشین خودم میان بندگانم قرار دادم تا كتابم را برایشان بیان دارد و در میان آنان به حكم من رفتار نماید ؛ و او را نشانه هدایت كننده از گمراهى ، باب خودم كه از آن به سوى من وارد شوند، خانه خودم كه هر كه داخل آن شود از آتشم در امان باشد، دژ محكم خودم كه هر كه بدان پناه برد از ناخوشایندیهاى دنیا و آخرت محفوظش مى دارد، وجه و چهره خودم كه هر كه بدو توجه كند روى خود را از او بر نگردانم و حجت خویش در آسمانها و زمین بر تمام آفریدگانم كه در آن ها هستند قرار دادم .

لا اقبل عمل عامل منهم الا بالاقرار بولایته مع نبوة احمد رسولى و هو یدى المبسوطة على عبادى ، و هو النعمة التى انعمت بها على من احببته من عبادى ، فمن احببته من عبادى و تولیته عرفته ولایته و معرفته ، و من ابغضته من عبادى ابغضته لانصرافه عن معرفته و ولایته . فبعزتى حلفت ، و بجلالى اقسمت انه لا یتولى علیا عبد من عبادى الا زحزحته عن النار و ادخلته الجنة ، و لا یبغضه عبد من عبادى و یعدل عن ولایته الا ابغضته و ادخلته النار و بئس المصیر. (امالى صدوق ، مجلس 39، ص 196 - 197.)

عمل هیچ عاملى را نمى پذیرم جز با اقرار به ولایت او همراه با نبوت فرستاده ام احمد؛ اوست دست گشاده من بر بندگانم ، او نعمتى است كه آن را به هر یك از بندگانم كه دوستش دارم و او را تحت ولایت خویش گرفته ام بخشیده ام . هر یك از بندگانم را كه دوست بدارم ولایت و معرفت او را به وى مى شناسانم ، و هر یك از بندگانم را كه دشمن بدارم به جهت انصرافش از معرفت و ولایت او دشمن داشته ام .
به عزت خودم سوگند خورده و به جلال خویش قسم یاد كرده ام كه بنده اى از بندگانم على را دوست نداشته و ولایت او را نپذیرد مگر آن كه او را از آتش دوزخ دور ساخته و داخل بهشتش نمایم ، و بنده اى از بندگانم او را دشمن نداشته و از ولایتش عدول ننموده مگر آن كه او را دشمن داشته و به دوزخش فرستم ، و دوزخ بد بازگشتگاهى است .

و فى المجالس عن الصادق علیه السلام عن آبائه علیهم السلام قال : قال رسول الله صلى الله علیه و آله لعلى بن ابى طالب علیه السلام : یا على انت قسیم الجنة و النار، بمحبتك یعرف الابرار من الفجار، و یمیز بین الاشرار و الاخیار و بین المومنین و الكفار. (امالى صدوق ، مجلس 11، ص 41. و در نسخه ها: بین المومن ...)

و در مجالس از امام صادق از پدرانش علیهم السلام روایت است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله به على بن ابى طالب علیه السلام فرمود: اى على ، تو قسمت كننده بهشت و دوزخى ، و با محبت توست كه نیكان از فاجران باز شناخته شوند و میان بدان و خوبان و مومنان و كافران تمیز داده شود.
پایان جلد دوم مطابق تقسیم ما، و جلد سوم از خطبه مشهور به تطنجیه شروع مى شود.
حسین استادولى
(  پایان از جلد دوم )




قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 40 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 41 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 42 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 43 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 44 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 45 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 46 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 47 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 48 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 49 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 50 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 51 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 52 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 53 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 54 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 55 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 56 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 57 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 58 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 59 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 60 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 61 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 62 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 63 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 64 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 65 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 66 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 67 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 68 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 69 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 70 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 71 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 72 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 73 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 74 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 75 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 76 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 77 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 78 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 79 )







مطالب مرتبط :
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !




مطالبی دیگر از وبلاگ :




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.