ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...ععع و فى تاویل الایات عن الكافى عن ابى عبدالله علیه السلام انه جاء ابن الكواء الى امیرالمومنین علیه السلام فقال : یا امیرالمومنین ، ما معنى قوله عز و جل و على الاعراف رجال یعرفون كلا بسیماهم ؟( اعراف ، 46.) فقال : نحن على الاعراف ، نعرف انصارنا بسیماهم ، و نحن الاعراف الذین لا یعرف الله الا بسبیل معرفتنا، و نحن الاعراف یعرفنا الله عز و جل یوم القیامة على الصراط الناس ، فلا یدخل الجنة الا من عرفنا و عرفناه ، و لا یدخل النار الا من انكرنا و انكرناه . ان الله عز و جل لو شاء لعرف العباد نفسه و لكن جعلنا ابوابه و صراطه و سبیله و وجهه الذى یوتى منه ، فمن عدل عن ولایتنا و فضل علینا فانهم عن الصراط لناكبون . (تاویل الایات ص 182. كافى ج 1، ص 184.) و ذكر بهذا المضمون اخبارا اخر.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و در همان كتاب از كتاب كافى از امام صادق علیه السلام روایت است كه :
ابن كواء نزد امیرمومنان علیه السلام آمد و عرضه داشت :
اى امیرمومنان معناى این آیه چیست كه : و بر اعراف مردانى قرار دارند كه همه را به سیمایشان مى شناسند؟!
فرمود: ما بر اعراف قرار داریم كه یاران خود را از سیمایشان مى شناسیم ،
و ما اعرافیم ، كه خداوند جز از راه شناخت ما شناخته نمى گردد،
و ما اعرافیم كه خداوند در روز قیامت بر صراط، ما را به مردم مى شناساند، پس داخل بهشت نمى شود مگر آن كه ما را بشناسد و ما او را بشناسیم ، و داخل دوزخ نمى شود مگر آن كه به ما شناسا نبوده و ما نیز او را نشناسیم .
خداى بزرگ اگر مى خواست خود را به بندگان مى شناساند، ولى ما را درها و صراط و راه و چهره خود كه از آن به سوى او توجه مى شود قرار داد،
پس هر كه از ولایت ما عدول نموده و دیگران را بر ما برترى دهد چنین كسانى از راه منحرفند.
اخبار دیگرى نیز به همین مضمون آورده است .

و فى تاویل الایات فى تفسیر فاذن موذن بینهم ان لعنة الله على الظالمین انه اذا استقر اهل الجنة فى الجنة و اهل النار فى النار فاذن موذن بینهم ، و الموذن امیرالمومنین علیه السلام . (تاویل الایات ص 180. و آیه درسوره اعراف ، 44.) ثم ذكر اخبارا كثیرة فى هذا المعنى .

و در همان كتاب در تفسیر آیه و موذنى میان آنان ندا در دهد كه لعنت خدا بر ستمكاران گوید كه چون بهشتیان در بهشت و دوزخیان در دوزخ قرار گیرند، موذنى میان آنان ندا دهد، و آن موذن امیرمومنان علیه السلام است . سپس اخبار بسیارى در این معنى آورده است .

و عن ابن عباس عن النبى صلى الله علیه و آله انه قال : یا على ، انت صاحب الجنان ، و قسیم النیران ، الا و ان مالك و رضوان یاتیانى غدا عن امر الرحمن فیقولان لى : یا محمد،هذه هبة من الله الیك فسلمها الى على بن ابى طالب ؛ فادفعها الیك ، فمفاتیح الجنة و النار یومئذ بیدك تفعل بها ما تشاء.

و از ابن عباس روایت است كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:
اى على ، تو صاحب بهشتها و تقسیم كننده آتشهایى ؛ هان كه فردا روز مالك و رضوان (دربانان دوزخ و بهشت ) به فرمان خداى رحمن نزد من آیند و گویند:
اى محمد این (كلیدها) بخشش از سوى خدا به توست پس آن را به على بن ابى طالب تسلیم كن . من آن را به تو دهم ، پس در آن روز كلیدهاى بهشت و دوزخ به دست توست ، با آن ها هر بخواهى مى كنى .

و فى العلل عن المفضل بن عمر قال : قلت لابى عبدالله علیه السلام : اذا كان على علیه السلام یدخل الجنة محبه ، و النار عدوه ، فاین مالك و رضوان اذا؟ فقال : یا مفضل ، الیس الخلایق كلهم یوم القیامة بامر محمد صلى الله علیه و آله ؟ قلت : بلى قال : فعلى یوم القیامة قسیم الجنة و النار بامر محمد صلى الله علیه و آله ، و مالك و رضوان امرهما الیه . خذها یا مفضل ، فانها من مكنون العلم و مخزونه . (علل الشرایع باب 130، ص 162 با اختلاف در لفظ)

و در علل از مفضل بن عمر روایت كرده كه گفت : به امام صادق علیه السلام عرضه داشتم : هرگاه على علیه السلام دوست خود را به بهشت و دشمن خود را به دوزخ فرستد، پس مالك و رضوان كجایند؟
فرمود: اى مفضل ، مگر نه این است كه مردم در روز قیامت همگى به فرمان محمد صلى الله علیه و آله مى باشند؟
گفتم : چرا،
فرمود: پس على علیه السلام قسمت كننده بهشت و دوزخ است به فرمان محمد صلى الله علیه و آله ، و كار مالك و رضوان به دست اوست . اى مفضل ، این را بگیر كه از علوم مكنون و پوشیده است .

و فى مجالس الصدوق (ره ) عن على علیه السلام قال : قال رسول الله صلى الله علیه و آله : اذا كان یوم القیامة یوتى بك یا على على عجلة من نور و على راسك تاج له اربعة اركان ، على كل ركن ثلاثة اسطر، لا اله الا الله ، محمد رسول الله صلى الله علیه و آله ، على ولى الله ، و تعطى مفاتیح الجنة ، ثم یوضع لك (در نسخه ها: ثم توضع على ....) كرسى یعرف بكرسى الكرامة فتقعد علیه ، ثم یجمع لك الاولون و الاخرون فى صعید واحد، فتامر بشیعتك الى جنة ، و باعدائك الى النار، فانت قسم الجنه ، و انت قسیم النار، و لقد فاز من تولاك ، و خسر من عاداك ، فانت فى ذلك الیوم امین الله و الحجة الواضحة . ((امالى ) صدوق ، مجلس 95، ص 598.)

و در مجالس صدوق (ره ) از على علیه السلام روایت است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
چون روز قیامت شود، تو را اى على بر مركبى از نور مى آورند در حالى كه تاجى چهارگوشه بر سر دارى و بر هر ضلع آن سه سطر نوشته شده : معبودى جز الله نیست ، محمد رسول خدا، على ولى خداست . كلیدهاى بهشت به تو داده شود، سپس كرسى اى كه به كرسى كرامت معروف است براى تو قرار داده شود و بر روى آن مى نشینى ، سپس تمام اولین و آخرین در سرزمین واحدى در حضور تو جمع مى شوند، پس شیعیانت را راهى بهشت و دشمنانت را راهى دوزخ مى نمایى ، بنابراین تو قسمت كننده بهشت و دوزخى ، و به راستى كه رستگار شد هر كه تو را دوست داشت و زیانكار گردید هر كه با تو دشمنى ورزید، پس تو در آن روز امین خدا و حجت آشكارى .

و فى الارشاد عن ابى الحسن علیه السلام : اذا كان لك یا سماعة حاجة الى الله عز و جل فقل : اللهم انى اسالك بحق محمد و على ، فان لهما عندك شانا من الشان و قدرا من القدر، فبحق ذلك القدر و بحق ذلك الشان ان تصلى على محمد و آل محمد، و ان تفعل بى كذا و كذا، فانه اذا كان یوم القیامة لم یبق ملك مقرب و لا نبى مرسل و لا مومن امتحن الله قلبه للایمان الا و هو محتاج الیهما فى ذلك الیوم . (ارشاد دیلمى ، ص 426.)

و در ارشاد از امام كاظم علیه السلام روایت است كه فرمود:
اى سماعه ، هرگاه حاجتى به پیشگاه خدا داشتى بگو:
خداوندا، به حق محمد و على از تو درخواست مى كنم ، كه آن دو را نزد تو شان و ارزشى والاست ، پس به حق آن ارزش و شان ، بر محمد و آل محمد درود فرست و برایم چنین و چنان كن . زیرا چون قیامت شود هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل و مومنى كه خدادل او را براى ایمان آزموده باشد نمى ماند جز این كه آن روز محتاج به آن دو بزرگوار است .

از عین على دیده ملت بیناست
در لام على لواى دولت برپاست
گر چشمه رحمت طلبى اى نادم
دریاى على طلب كه دریا دریاست


و فى مجالس ابن الشیخ (ره ) قال ابوعبدالله علیه السلام : یا سلیمان ما جاء عن امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام یوخذ به ، و ما نهى عنه ینتهى عنه ، جرى له الفضل ما جرى لرسول الله صلى الله علیه و آله و لرسول الله الفضل على جمیع من خلق الله . العایب على امیرالمومنین علیه السلام فى شى ء كالعایب على الله و على رسوله ، و الراد علیه فى صغیر او كبیر على حد الشرك بالله . كان امیرالمومنین علیه السلام باب الله الذى لا یوتى الا منه ، و سبیله الذى من تمسك بغیره هلك . كذلك جرى حكم الائمة علیهم السلام من بعده واحدا بعد واحد، جعلهم اركان الارض ، و هم الحجة البالغة على من فوق الارض و ما تحت الثرى . اما علمت ان امیرالمومنین علیه السلام قال : انا قسیم الله بین الجنة و النار، و انا الفاروق الاكبر، و انا صاحب العصا و المیسم ، و لقد اقر لى جمیع الملائكة و الروح بمثل ما اقروا لمحمد صلى الله علیه و آله ، و لقد حملت مثل حمولة محمد صلى الله علیه و آله و هى حمولة الرب ، و ان محمدا یدعى فیكسى و یستنطق فینطق (و) ادعى فاكسى و استنطق فانطق . و لقد اعطیت خصالا لم یعطها احد قبلى : علمت المنایا و القضایا و فصل الخطاب . (امالى طوسى ، ج 1، ص 209.)

و در مجالس ابن شیخ امالى طوسى (ره ) امام صادق علیه السلام (به راوى )فرمود:
اى سلیمان ، آن چه از امیرمومنان على بن ابى طالب علیه السلام رسیده باید گرفت و از آن چه نهى فرموده باید دست بازداشت . هر فضل و برترى اى كه براى رسول خدا صلى الله علیه و آله است در مورد آن حضرت جارى است و رسول خدا صلى الله علیه و آله بر تمام آفریدگان خدا برترى دارد. هركه بر امیرمومنان علیه السلام درباره چیزى عیب بگیرد چون كسى است كه بر خدا و رسولش عیب گرفته است ، و هر كه در مورد هر خرد و كلانى دست رد بر او زند در مرز شرك به خدا قرار گرفته است .
امیرمومنان علیه السلام همان باب خداست كه جز از آن به سوى خدا راه نیست و همان راه اوست كه هر كه به غیر آن چنگ زند هلاك شود. حكم امام انپس از او یكى پس از دیگرى نیز همین گونه است . خداوند ایشان را اركان زمین قرار داده و آنان حجت رساى الهى بر موجودات روى زمین و زیر خاك اند. آیا ندانستى كه امیرمومنان علیه السلام فرمود: من تقسیم كننده میان بهشت و دوزخم ، من فاروق اكبرم (بزرگ جدا كننده میان حق و باطل )، من صاحب عصا و میسمم (آلتى كه با آن مومن و كافر را نشان مى نهد)، تمام فرشتگان و روح برایم اقرار كردند همان گونه كه براى محمد صلى الله علیه و آله اقرار نمودند، تمام مسئولیتهاى الهى كه بر دوش محمد صلى الله علیه و آله بوده بر دوش من نهاده شده (یا بر همان مركبى كه محمد صلى الله علیه و آله بر آن سوار است و آن مركب الهى است من نیز سوارم )، همانا محمد فرا خوانده شود و جامه بر تن او گردد و از او خواهان سخن شوند و سخن گوید، من نیز فراخوانده شوم و جامه بر تنم گردد و از من خواهان سخن شوند و من سخن گویم . همانا خصلتهایى به من عطا شده كهبه هیچ كس پیش از من داده نشده : علم منایا (تقدیرات یا حوادث مرگبار) و قضایا (داوریها) و فصل خطاب (سخن حق و قطعى در داورى ) به من تعلیم داده شده است .

و فى ارشاد الدیلمى عن مناقب ابن مردویه ، (در ارشاد حدیث دیگرى را كه قبل از این است از مناقب ابن مردویه نقل نموده و این حدیث را به كتابى اسناد نداده است) عن الامام جعفر بن محمد الصادق علیهماالسلام انه قال : اذا كان یوم القیامة نادى مناد من بطنان العرش : این خلیفة الله فى ارضه ؟ فیقوم داود النبى علیه السلام فیاتى النداء من عند الله عز و جل : لسنا اردنا ایاك یا داود و ان كنت لله تعالى خلیفة . ثم ینادى این خلیفة الله فى ارضه ؟ فیقوم امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام ، فیاتى النداءمن قبل الله عز و جل : یا معثر الخلایق ، هذا على بن ابى طالب خلیفة الله فى ارضه و حجته على العباد، فمن تعلق بحبله فى دار الدنیا فلیتعلق بحبله فى هذا الیوم (...) (در اینجا چند جمله افتادگى دارد) فیتبعونه الى الجنة . ثم یاتى النداء من عند الله : الامن ائتم بامام فلیتبعه الى حیث یذهب به . فحینئذ تبرا الذین اتبعوا سواه من الذین اتبعوا و راوا العذاب و تقطعت بهم الاسباب . (ارشاد دیلمى ، ص 235 - 236. امالى مفید ص 285. و آیه در سوره بقره ، 166.)

و در ارشاد دیلمى از مناقب ابن مردویه ، از امام صادق علیه السلام روایت است كه فرمود: چون روز قیامت شود آواز دهنده اى از باطن عرش ندا دهد: خلیفه خدا در زمینش كجاست ؟
داود پیامبر علیه السلام بر مى خیزد، از سوى خدا ندا آید: منظورمان تو نیستى هر چند تو هم خلیفه خدایى .
سپس ندا دهد: خلیفه خدا در زمینش كجاست ؟
امیرمومنان علیه السلام برخیزد، از سوى خداى بزرگ ندا آید: اى آفریدگان ، این على بن ابى طالب خلیفه خدا در زمینش و حجت او بر بندگانش است ، پس هر كه در دنیا به ریسمان (ولایت ) او چنگ زده امروز نیز به ریسمان او بچسبد و بدین وسیله به دنبال او به بهشت روند.
سپس از سوى خدا ندا آید: هان ، هر كه از امامى پیروى كرده (امروز) باید هرجا او را مى برد در پى او رود. اینجاست كه جز او همه امامان (امامان ناحق ) از پیروانشان بیزارى جویند و عذاب را ببینند و دستشان از اسباب بریده و كوتاه گردد.
(  فصل 87 - 3  از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.




قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 40 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 41 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 42 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 43 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 44 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 45 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 46 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 47 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 48 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 49 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 50 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 51 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 52 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 53 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 54 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 55 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 56 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 57 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 58 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 59 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 60 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 61 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 62 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 63 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 64 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 65 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 66 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 67 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 68 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 69 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 70 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 71 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 72 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 73 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 74 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 75 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 76 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 77 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 78 )







مطالب مرتبط :
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !




مطالبی دیگر از وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.