امام باقر (ع) در تفسیر آیه شریفه« فمهل الکافرین امهلهم رویدا » [101 ]  
فرمود :
607) امهل الکافرین یا محمد رویدا، لو بعث القائم فینتقم من الجبارین و الطواغیت من قریش و بنی امیه و سائر الناس .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

« یعنی: ای محمد! (ص) کافران را مهلت بده، مهلت دادنی، که اگر قائم قیام کند از ستمگران و ابر جنایتکاران قریش، بنی امیه و هر قوم دیگر انتقام خواهد گرفت[102]

608) ویستعمل علی مکه ثم یسیر نحو المدینه، قیبلغه ان عامله قتل، فیرجع الیهم فیقتل المقاتله و لایزید علی ذلک. ثم ینطلق فیدعو الناس ما بین المسجدین الی کتاب الله و سنه رسوله والولایه لعلی بن ابی طالب و البراءه من عدوه، حتی یبلغ البیداء فیخرج الیه جیش السفیانی فیخسف بهم .

« فرمانداری بر شهر مکه تعیین می کند و از آنجا به سوی مدینه حرکت می کند. به او اطلاع می رسد که فرماندارش کشته شده، به مکه باز می گردد و قاتل او را می کشد و دیگر متعرض شخص دیگری نمی شود. سپس راه می افتد و در میان دو مسجد (مسجد الحرام و مسجد النبی – ص- ) مردم را به کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم (ص) و ولایت علی بن ابیطالب (ع) و بیزاری از دشمنان علی (ع) دعوت می کند. تا به سرزمین بیدا می رسد. آنجا سپاه سفیانی به سوی او حرکت می کند و زمین آنها را در کام خود فرو می برد .» [103]

 اوست که سخنها را یکی می کند (وحدت کلمه ایجاد می کند)، نعمت ها را کامل می گرداند، خداوند به وسیله او حق را تحقق می بخشد و باطل را ریشه کن می سازد. او مهدی منتظر شماست

609) یخرج عائا الی المدینه حتی یمر بالبیداء فیقول هذا مکان القوم الذین خسف بهم، و هی الایه التی قال الله: [افامن الدین مکروا السیئات، ان یخسف الله بهم الرض، اویاتیهم العذاب من حیث لایشعرون، اویأخذهم فی تقلبهم فما هم بمعجزین] .

« به سوی مدینه باز می گردد تا به سرزمین بیدا می رسد، می فرماید: اینجا محل سپاهی است که زمین آنها را در کام خود فرو برد. و اینست معنای آیه شریفه که می فرماید: (آیا کسانیکه از روی مکر بدیها را انجام دادند، در امان هستند از اینکه خداوند برای آنها زمین را زیروزبر کند و یا عذاب از جائی که نمی دانند به سوی آنها بیاید، و یا آنها را در حال رفت و آمدشان بگیرد، که آنها عاجز کننده نیستند!؟) » [104]

610) ثم یدخل المدینه و تقاومه قریش و غیرها، فیمنحه الله اکتافهم و یمکنه منهم .
« سپس وارد مدینه می شود، قریش و دیگران در برابرش مقاومت می کنند، خداوند به او پیروزی عنایت می کند و او را بر آنها چیره می سازد.» [105]


614) وتقع الصیحه بدمشق، ان اعراب الحجاز قد جمعوتا لکم. فیقول السفیانی لاصحابه: ما یقول هولاء القوم؟. فیقال له: هولاء اصحاب تمر و ابل، و نحن اصحاب خیل و سلاح، فاخرج بنا الیهم: فیخرج السفیانی بخیله و قومه و رجاله و جیشه، و معه منه و سبعون الفا. فینزل بحیره طبریه... و یسیر الیه المهدی، یسیر فی اللیل و یکمن فی النهار، و الناس یتبعونه، حتی یواقع السفیانی علی بحیره طبریه، فیغضب الله علی السفیانی و یغضب خلق الله لغضب الله تعالی، فترشقهم الطیر باجنحتها، و الجبال بصخورها، و الملائکه باصواتها، ولاتکون ساعه حتی یهلک الله اصحاب السفیانی کلهم، ولایبقی علی وجه الارض غیره وحده، فیاخذه المهدی فیذبحه تحت الشجره التی اغصانها مدلاه علی بحیره طبریه قرب مدینه دمشق .

« در شام بانگ برآورده می شود که عرب حجاز برای شما گرد آمده اند . سفیانی به یاران خود می گوید: آنها چه می گویند؟! یارانش به او می گویند آنها جز شتر و خرما چیزی ندارند و ما تا به دندان مسلح هستیم، ما را به سوی آنها بفرست. آنگاه سفیانی با لشکری بالغ بر 170 هزار نفر که با انواع سلاحها مسلح هستند خارج می شود و در کنار دریاچه طبریه منزل می کند. مهدی (ع) نیز همراه لشکریان خود به سوی او حرکت می کند، شبها راه می رود و روزها کمین می کند. چون سفیانی به دریاچه طبریه رسید خشم خدا و خلق خدا بر او تعلق می گیرد، پرندگان با بالهای خود لشکر او را می زنند و کوهها سنگهای خود را به سوی آنها فرو می ریزند و فرشتگان با صدای خود بر آنها نهیب می زنند، یک ساعت نمی گذرد مگر اینکه همه سپاه سفیانی هلاك می شود و از سپاه سفیانی جز خود او حتی یک نفر هم نمی ماند.....

615) و یبعث السفیانی الیه بعثاً، فیظهرون علیهم. و ذلک بعث کلب، و الخیبه لمن لم یشهد غنیمه کلب.

« سفیانی لشکری را به سوی حضرت مهدی می فرستد که شکست می خورند و آنها لشکر کلب هستند، هر کس پیروزی سپاه اسلام را بر لشکر کلب ندیده باشد تأسف می خورد.» [110]

و در همین زمینه می فرماید :
616) ثم یسیر حتی یاتی العذراء هو و من معه و قد الحق به ناس کثیر، و السفیانی یومئذ بوادی الرمله. حتی اذا التقوا یخرج اتاس کانوا مع السفیانی من شیعه آل محمد، و یخرج اتاس کانوا مع آل محمد الی السفیانی فهم من شیعته حتی یلتقوا بهم، و یخرج کل اناس الی رایتهم، و هو یوم الابدال. و یقتل یومئذ السفیانی و من معه حتی لایدرك منهم مخبر. والخائب یومئذ من خاب من غنیمه کلب. ثم یقبل الی الکوفه فیکون منزله فیها .

« سپس با یاران و سپاه عظیمی که به او پیوسته اند حرکت می کند تا به سرزمین « عذرا » [111 ] می رسد، سفیانی در آن روز در سرزمین « رمله » است. چون دو سپاه روبرو شوند، گروهی از شیعیان اهلبیت که در سپاه سفیانی بودند به سپاه حضرت مهدی می پیوندند و گروهی از شیعیان سفیانی که در میان سپاه اسلام بودند به سوی سفیانی رفته به سپاه او می پیوندند. و هر کسی در زیر پرچم خود قرار می گیرد که آن روز، روز مبادله سپاهیان است. سفیانی در آن روز کشته می شود، دیگر از سپاه سفیانی کسی نمی ماند که از آنها خبری نقل کند.هر کس از غنیمت کلب (سپاه سفیانی) محروم  شود به راستی ضرر کرده است.» [112]

منظور از غنیمت کلب، غنایم جنگی قبیله کلب است که سفیانی نیز از طرف مادر از آنهاست. چنانکه حدیث دیگری به آن تصریح می کند

همین مضمون از امام صادق (ع) نیز روایت شده، جز اینکه در مورد بازخواست، می فرماید: از آنها در مورد کنزهای بنی فلان بازخواست می شود .

پیشوای پنجم شیعیان، در تفسیر آیه شریفه« ولمن انتصر بعد ظلمه » یعنی: کسیکه انتقام بگیرد پس از آن که مورد سنم واقع شده، راهی بر آنها نیست. راه بر کسانی هست که به مردم ستم میکنند و در روی زمین به ناحق فساد می کنند، که برای آنها عذابی دردناك هست.) [ 115 ] فرمود :

619) ولمن انتصر بعد ظلمه: (یعنی القائم و اصحابه)، فاولئک ما علیهم من سبیل، والقائم اذا قام انتصر من بنی امیه و من المکذبین و النصاب، هو و اصحابه، و هو قول الله تبارك و تعالی: [انما السبیل علی الذین یظلمون الناس و یبعون فی الارض بغیر الحق، اولئک لهم عذاب الیم ] .

« در حق قائم و یاران اوست، که هنگامی که قائم (عج) قیام کند، از بنی امیه و تکذیب کننده ها و ناصبی ها (که با اهل بیت نصب عداوت کرده اند انتقام می گیرد [116]

و در تفسیر آیه شریفه : « یا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطارالسموات و الارض فانفذوا لاتنفذون الا بسلطان » [117 ] فرمود :

620) ینزل القائم یوم الرجفه بسبع قباب من نور ولا یعلم فی ایها هو، حتی ینزل ظهر الکوفه .
« قائم به روز ظهور در هفت خیمه از نور فرود می آید، که معلوم نمی شود در کدامیک می باشد، تا در پشت کوفه فرود آید. »

از ظاهر حدیث استفاده می شود که حضرت بقیه الله (عج) پس از خسف سپاه سفیانی با هفت فروند هواپیمای تیز پرواز وارد نجف اشرف می شود که نورافکنهای آنها دل سیاه شب را شکافته، افق کوچه را چون روز روشن می سازند و اینکه تعبیر هواپیما کردیم به این دلیل است که در احادیث آمده است

پیشوای پنجم می فرماید :
.... و او سپاهیانش را در شهرها پخش می کند، قسطنطنیه (استانبولچین و کوههای دیلم را فتح می کند.» [122]

624) حتی اذا صعد النجف قال لاصحابه: تعبدوا لیلتکم هذه، فیبیتون بین راکع و ساجد ینضرعون الی الله، حتی اذا اصبح قال: خذوابنا طریق النخیله، و علی الکوفه خندق مخندق، حتی ینتهی الی مسجد ابراهیم (ع) بالنخیله، فیصلی فیه رکعنین، فیخرج الیه من کان بالکوفه من مرجسه و غیر هم من جیش السفیانی، فیقول لاصحابه: استطردوا لهم، ثم یقول: کروا علیهم، فلایجوز الخندق منهم مخبر، و یدخل الکوفه .

« چون وارد نجف اشرف شود به یاران خود می فرماید: امشب را با عبادت سپری کنید. آنشب را در حال رکوع، سجود، گریه و مناجات با خدا سپری می کنند. چون صبح شود می فرماید: به سوی نخیله حرکت کنید. آن روز در اطراف کوفه خندقی خواهد بود. به سوی نخیله حرکت می کنند و در نخیله به مسجد حضرت ابراهیم (ع) میرسند و در آنجا دو رکعت نماز می گذارد، پس هر چه مرجئه [ 123 ] و غیر آن از سپاه سفیانی باشد به سوی آنحضرت هجوم می آورند. امام (ع) به اصحاب خود فرمان می دهد که: عقب نشینی کنید و به دشمن فرصت دهید، سپس فرمان حمله صادر می کند، حتی یک نفر هم از آنها، از خندق نمی گذرد تا گزارش ببرد، آنگاه داخل کوفه می شود.» [124]

625) ذا دخل القائم الکوفه لم یبق مؤمن الا و هو بها یجیء الیها، فیقول القائم: سیروا بنا الی هذا الطاغیه، فیسیرون الیه .

« چون قائم (ع) داخل کوفه شود مؤمنی در کوفه نمی ماند جز اینکه به سوی آن حضرت می شتابد. امام (ع) می فرماید: ما را به نزد این طغیانگر ببرید. پس به سوی او به راه می افتند.» [125]

در اینجا منظور از طغیانگر، فرمانده سپاه سفیانی است که از طرف سفیانی برای ریشه کن ساختن مردم عراق مأموریت یافته است.

626) ثم ینطلق، حتی اذا بلغ قام الیه رجل من صلب ابیه، هو اشد الناس ببدنه و اشجعهم بقلبه ما فوالله انک لتجفل الناس اجفال النعم!. افبعهد من .  خلا صاحب هذا الامر، فیقول: یا هذا، ما تصنع؟ فیقول المولی الذی ولی البیعه: اسکت، لتسکتن او لاضربن الذی فیه عیناك !.  رسول الله ام بماذا؟ فیقول القائم: اسکت یا فلان. ای والله ان معی عهدا من رسول الله. هات لی یا فلان العیبه فیا تیه جعلنی الله فداك. اعطنی راسک اقبله :  بها، فیقرا العهد من رسول الله (ص) فیقول الرجل فیعطیه راسه فیقبل بین عینیه، ثم یقول: جعلنی الله فداك، جدد لنا بیعه، فیجدد لهم بیعه .

« آنگاه پیش می رود تا به « ثعلبیه » می رسد، آنجا یک نفر از تبار پدرش به سوی آن حضرت می آید که بعد از حضرت صاحب الامر (عج) از همه مردم نیرومندتر و شجاعتر است، پس می گوید: چه می کنی؟! به خدا سوگند مردم را چون چارپا روی زمین می ریزی! آیا پیمانی از پیامبر (ص) در دست داری؟ یا به استناد چه فرمانی این کارها را انجام می دهی؟!
کسیکه متصدی بیعت است به او می گوید: ساکت باش و گرنه گردنت را می زنم!.
حضرت ولی عصر (عج) به او می فرماید: تو ساکت باش !.
آنگاه (خطاب به مرد پرخاشگر) می فرماید: آری به خدا سوگند که با من عهدی از رسول خدا هست. آنگاه به یکی از لشکریان می فرماید: ای فلانی صندوق را بیاور. او صندوق را می آورد، پس عهد رسول اکرم (ص) را درآورده می خواند.
آن مرد می گوید: خدا مرا فدای تو سازد، اجازه بده از سر مبارکت ببوسم. امام (ع) سر مبارکش را نزدیک می آورد و آن مرد از میان دو چشم حضرتش می بوسد. سپس می گوید: خدا مرا فدای تو سازد بیعت را برای ما تجدید کن، پس تجدید بیعت میکند[126]

این مرد پرخاشگر، همان سید حسینی خراسانی است که بعداً در این رابطه سخن خواهیم گفت، که از مدتها پیش در میان کربلا و کوفه در انتظار آن حضرت مجاهده می کند و به همین دلیل است که از آن حضرت مطالبه دلیل می کند.

628) یدخل المهدی الکوفه و بها ثلاث رایات قد اضطربت بینها، فتصفوله. فیدخل حتی یاتی المنبر، و یخطب فلا یدری الناس ما قال من البکاء.. کانی بالحسنی (ای الخراسانی) و الحسینی (ای المهدی) و قد فاداها (یعنی الحرب او الرایات) فیسلمها الحسنی للحسینی فیبایعونه .

« مهدی در حالی داخل کوفه می شود که سه پرچم در آن برافراشته شده، و هر سه با یکدیگر دچار اختلافات شده اند، پس راه برای او هموار می شود، او وارد کوفه شده، برفراز منبر قرار می گیرد و خطبه آغاز می کند، (آنقدر مردم اشک شوق می ریزند که) از شدت گریه نمی فهمند که او چه می گوید؟!... گوئی با چشم خود می بینم که حسنی (سید حسنی خراسانی) و حسینی (حضرت مهدی – ع) آن پرچمها را رهبری می کنند، آنگاه جناب سید حسنی آنها را به حسینی (حضرت مهدی –عج - ) تسلیم می کند و همگان دست بیعت به او می دهند.» [128]

و آنگاه سید حسنی در زیر پرچم حضرت ولی عصر (عج) قرار می گیرد و از او فرمان می برد و سپاه خود را به سپاه حق ملحق می سازد.

629) فاذا وصل الی الکوفه بعقد ثلاث رایات: لواء الی القسطنطینیه یفتح الله له، ولواء الی الصین یفتح الله له ولواء الی جبال الدیلم فیفتح الله له .

« چون به کوفه می رسد، سه پرچم ترتیب می دهد، پرچمی به سوی قسطنطنیه (استانبول) میفرستد که آنجا را فتح می کند، و پرچمی به سوی چین می فرستد که خداوند آنجا را نیز برای او فتح می کند، و پرچمی به کوه های دیلم، که خداوند آنجا را نیز برای او فتح می کند.» [129]

630) اذا فتح جیشه بلاد الروم، یسلم الروم علی یده، فیبنی لهم مسجدا، و یستخلف علیهم رجلا من اصحابه .

« هنگامی که سپاه او کشور روم را فتح کند، رومی ها به دست او اسلام را می پذیرند و او برای آنها مسجدی می سازد و مردی از یاران خود را در میان آنها به عنوان نماینده خویش تعیین می کند.» [130]

631) رومیه التی یفتحها المهدی هی ام بلاد الروم، التی من کان یملکها کان بمنزله الخلیفه عند المسلمین.

« آن شهر روم که به دست مهدی (عج) فتح می شود، پایتخت کشور روم است که هر کس آنجا را تحت سیطره خود در آورد در میان مسلمانان همانند خلیفه به شمار می آید.» [131]

این حدیث نیز از احادیث غیبی به شمار می آید، زیرا در آن روز شهر رم همانند امروز مرکزیت نیافته بود و عنوان پایتختی نداشت.
ایتالیا، جانشین کشور روم است و پایتخت آن« رم » خوانده می شود.

632) ثم یسیر المهدیو من معه الی البحر المحیط .
« آنگاه مهدی (ع) با یارانش به سوی اقیانوس حرکت می کند .» [132]

633) هو الذی یجمع الکلم و یتم النعم، و یحق الله به الحق و یزهق الباطل. و هو مهدیکم المنتظر.
« اوست که سخنها را یکی می کند (وحدت کلمه ایجاد می کند)، نعمت ها را کامل می گرداند، خداوند به وسیله او حق را تحقق می بخشد و باطل را ریشه کن می سازد. او مهدی منتظر شماست

امام صادق (ع) می فرماید :
پیشوای ششم شیعیان در تأویل آیه شریفه «... اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا » [133 ]  یعنی : اجازه داده شده به آنها که نبرد می کنند برای اینکه مورد ستم قرار گرفته اند، که خداوند به یاری آنها تواناست. آنانکه از دیار خود بدون حق بیرون رانده شده اند » فرمود :

634) هذه الایه فی القائم (ع) و اصحابه .
« این آیه در حق قائم و یاران او نازل شده است .» [134]

635) ان اماما منا مظفرا مستترا، فاذا اراد الله عزوجل ذکره اظهار امره نکت فی قلبه نکته فظهر فقام بامرالله تبارك و تعالی .

« امامی از ما پیروزمندانه در غیب خواهد بود، هنگامی که خداوند تبارك و تعالی اراده کند که امر او را آشکار سازد، نقطه ای را در دل او به ارتعاش در می آورد، پس ظاهر می شود و به امر خدا قیام می کند.» [136]
" روزگار رهایی - جلد یک  "
...  ای خدا ... !

مطالب مرتبط با این بحث :
آن مهربان که قبل از فرمان بدیگران, خود عمل میکند !
فقهاء و مجتهدین دشمن شناخته شده امام زمان (عج)
نامه ای از حضرت ولی عصر (علیه السلام )
حضرت امام عصر (ع) و توضیح امر الهی

یاران امام زمان علیه السلام (4) طالقان!
غیبت طولانی است برای خالص سازی
حق با آقا بقیه الله و پیروانش میباشد
ظهور, بعد از غربال و امتحاناتی سخت
فصل غربت آقا ولی عصر علیه السلام
آزمون سخت آخرالزمان؛ خواری مومن
نامه ای از امام زمان (علیه السلام )
اندوه دائمی شیعیان تا زمان ظهور !
کعبه را کردم بهانه تا بگردم دور تو ...
انتظار؛ آزمونی سخت و عبادتی برتر
اختلاف بین شیعیان در عصر ظهور !
مومنین گمنام , رستگاران واقعی !
یک اقلیت چگونه پیروز می شود ؟!
خدا آوازه مهدی (ع) را بلند گرداند !
عصر غیبت عصر حوادث و امتحان !
سیمای مبارک آقا ولی عصر (عج)
شیعه یعنی وفاداری به امام (01)
شیعه یعنی وفاداری به امام (02)
شیعه یعنی وفاداری به امام (03)
شیعه یعنی وفاداری به امام (04)

 حضرت ولی عصر (عج) و یهودیان
همه اولیاء هم از منتظران بودند !
بعضی از وقایع روزگار رهایی (3)
بعضی از وقایع روزگار رهایی (2)
بعضی از وقایع روزگار رهایی (1)
ظهور قائم (عج) ناگهانی است !
شش نشانه قائم (ع) از پیامبران
یاران امام زمان علیه السلام (1)
 یاران امام زمان علیه السلام (2)
یاران امام زمان علیه السلام (3)
یاران امام زمان علیه السلام (5)
دوران فترت مشخص است ... !
سیمای حضرت مهدی (عج)
عمل خلاف قلب ما شیعیان !
پایان سفارت و آغاز اجتهاد !
تسلیت بر صاحب عزا
زنان یاور مهدی (عج)
او در میان ماست !
دوران حیــــــــرت !!
انتــــظار ...
قــــــــــم !






مطالب اخیر وبلاگ :




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.