فصل (86): (تفویض امور تكوینى و تشریعى به مقام ولایت )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...اى عزیز! از اخبار متقدمه خصوص حدیث غمامه و طارق و خطبة البیان و حدیث جابر جعفى و بیان وجود منبسط ظاهر شد كه امر عالم تفویض به ولایت است كه ولى باشد، و چون بعضى اخبار نیز بخصوص در این معنى وارد شده است لهذا این ضعیف نیز این معنى را علیحده متعرض شد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و فى معانى الاخبار عن ابى الحسن موسى علیه السلام : ان سلیمان علیه السلام قال : هب لى ملكا لاینبغى لاحد من بعدى (ص 35 و 39.) ان یقول : انه ماخوذ بالغلبة و الجور(این قسمت را از روى مصدر اصلاح كردیم ، و در نسخه ها چنین است : انه یقول : ماخوذ...) - الى ان قال - و الله اوتینا ما اوتى سلیمان و ما لم یوت سلیمان و مالم یوت احد من العالمین ، قال الله عز و جل فى قصة سلیمان : هذا عطاونا فامنن او امسك بغیر حساب (ص ، 35 و 39.) و قال الله تعالى فى قصة محمد صلى الله علیه و آله : و ما اتاكم الرسول فخذوه و مانهاكم عنه فانتهوا. (حشر، 7.) و سیاتى تفسیر هذا الخبر فى الاخبار الاتیة .

و در معانى الاخبار از امام كاظم علیه السلام روایت است كه سلیمان علیه السلام گفت : به من ملكى ببخش كه هیچ كس را پس از من نسزد كه گوید: این ملك با غلبه و ستم به دست آمده است - تا این كه فرمود: - به خدا سوگند به ما داده شده آن چه به سلیمان داده شده و آن چه به او داده نشده و آن چه به احدى از جهانیان داده نشده است ، خداوند در داستان سلیمان فرموده : این عطاى ماست ، پس ببخش یا نگهدار بدون حساب ، و در داستان محمد صلى الله علیه و آله فرموده : و آن چه را این رسول براى شما آورد بگیرید، و از آن چه شما را بازداشت باز ایستید.

 امام رضا علیه السلام فرمود: غالیان كافرند و اهل تفویض مشركند، هر كه با ایشان بنشیند، یا آمیزش داشته باشد، یا هم غذا شود، یا پیوند برقرار كند، یا به آنان زن دهد، یا از ایشان زن بگیرد، یا پناهشان دهد، یا امینشان شمارد، یا سخنشان را تصدیق كند، یا با نیم كلمه یاریشان دهد، از تحت ولایت و سرپرستى خداى بزرگ و رسول او و ما خاندان بیرون شده است .

به زودى تفسیر این خبر در ضمن اخبار آینده خواهد آمد.
و فى العیون عن یاسر الخادم قال : قلت للرضا علیه السلام : ما تقول فى التفویض ؟ فقال : ان الله تعالى فوض الى نبیه صلى الله علیه وآله امر دینه فقال عز و جل ما آتاكم الرسول فخذوه و مانهاكم عنه فانتهوا .( حشر، 7.) فاما الخلق و الرزق فلا. ثم قال علیه السلام : ان الله عز و جل یقول : ان الله خالق كل شى ء(رعد، 16: قل الله ....) و یقول الله عز و جل : الذى خلقكم ثم رزقكم ثم یمیتكم ثم یحییكم هل من شركائكم من یفعل من ذلكم من شى ء سبحانه و تعالى عما یشركون . ((عیون اخبار الرضا ج 2، ص 202. و آیه در سوره روم ، 40.)

و در عیون از یاسر خادم روایت است كه : به حضرت رضا علیه السلام گفتم : درباره تفویض چه مى فرمایید؟
فرمود: خداى متعال امر دینش را به پیامبر خود واگذاشت و فرمود: آن چه این رسول براى شما آورد بگیرید و از آن چه شما را بازداشت باز ایستید. اما آفریدن و روزى دادن را نه .
سپس فرمود: خداى بزرگ مى فرماید: خداوند آفریننده هر چیزى است . و مى فرماید: آن كه شما را آفرید سپس روزیتان داد، سپس شما را مى میراند، سپس زنده مى گرداند، آیا هیچ یك از آنهایى كه شریك خدا مى دانید یكى از این گونه كارها مى كند؟ خداوند منزه و برتر است از آن چه ایشان شرك مى آورند. (پوشیده نیست كه استدلال به این آیات به حسب فهم مخاطب بوده است و گرنه این گونه آیات منافاتى با خلق و رزق امامان علیهم السلام ندارد چنان كه به زودى مرحوم مولف نیز بدان اشاره مى فرماید، زیرا مقصود این آیات خلق و رزق بالاصاله است ، چرا كه در آیات دیگر میراندن را به ملك الموت نسبت مى دهد. آن چه من گفتم به قدر فهم توست - مردم اندر حسرت فهم درست)

و فى العیون عن ابى هاشم الجعفرى قال : سالت اباالحسن الرضا علیه السلام عن الغلاة و المفوضة ، فقال : الغلاة كفار، و المفوضة مشركون ، من جالسهم او خالطهم او آكلهم او شاربهم او واصلهم او زوجهم او تزوج الیهم او آمنهم او ائتمنهم على امانة او صدق حدیثهم او اعانهم بشطر كلمة خرج من ولایة رسوله و ولایة الله عز و جل و ولایتنا اهل البیت علیهم السلام . (عیون اخبار الرضا ج 2، ص 203: تزوج منهم)

و در عیون از ابى هاشم جعفرى روایت است كه :
از حضرت رضا علیه السلام درباره غالیان و اهل تفویض پرسیدم ،
فرمود: غالیان كافرند و اهل تفویض مشركند، هر كه با ایشان بنشیند، یا آمیزش داشته باشد، یا هم غذا شود، یا پیوند برقرار كند، یا به آنان زن دهد، یا از ایشان زن بگیرد، یا پناهشان دهد، یا امینشان شمارد، یا سخنشان را تصدیق كند، یا با نیم كلمه یاریشان دهد، از تحت ولایت و سرپرستى خداى بزرگ و رسول او و ما خاندان بیرون شده است .

و فى الكافى عن زرارة انه سمع ابا جعفر و ابا عبدالله علیهماالسلام یقولان : ان الله تبارك و تعالى فوض الى نبیه صلى الله علیه و آله امر خلقه لینظر كیف طاعتهم . ثم تلا هذه الایة : ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا. (كافى ) ج 1، ص 267. و آیه در سوره حشر، 7.)

و در كافى از زراره روایت است كه او از امام باقر و امام صادق علیهما السلام شنیده است كه مى فرمودند:
خداى متعال امر خلق خود را به پیامبرش صلى الله علیه وآله واگذاشت تا ببیند چگونه اطاعت مى كنند. سپس این آیه را تلاوت فرمود: آن چه پیامبر آورده است بگیرید و از آن چه شما را بازداشت باز ایستید.

و فى الكافى عن ابى عبدالله علیه السلام : ان الله تعالى ادب نبیه صلى الله علیه و آله ، فلما انتهى به الى ما اراد قال له صلى الله علیه و آله : انك لعلى خلق عظیم . (قلم ، 4.) ففوض الیه دینه فقال : و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا. و ان الله عز و جل فرض الفرایض و لم یقسم للجد شیئا، و ان رسول الله صلى الله علیه وآله اطعمه السدس ، فاجاز الله تعالى له ذلك . (كافى ج 1، ص 267.)

و در كافى از امام صادق علیه السلام روایت است كه : خداى متعال پیامبر خود صلى الله علیه وآله را ادب آموخت ، و چون را بدانجا كه مى خواست رسانید به حضرتش فرمود: راستى كه تو داراى خلق عظیمى مى باشى . پس امر دین خود را بدو واگذاشت و فرمود: و آن چه این رسول آورد بگیرید... و خداوند سهام ارث را معین نمود ولى براى جد چیزى معین نكرد، و رسول خدا صلى الله علیه و آله یك ششم را سهم او قرار داد و خداى متعال آن را برایش اجازه فرمود.

و فى آخر عن ابى جعفر علیه السلام : وضع رسول الله صلى الله علیه و آله دیة العین و دیة النفس ، و حرم النبیذ و كل مسكر. فقال له رجل : وضع رسول الله صلى الله علیه و آله من غیر ان یكون جاء فیه شى ء؟ فقال : نعم ، لیعلم من یطع الرسول ممن یعصیه . (كافى ج 1، ص 267.)

و در حدیث دیگرى از امام باقر علیه السلام كه : رسول خدا صلى الله علیه و آله قانون خونبهاى چشم و جان را وضع كرد و نبیذ (شراب خرما یا انگور) و هر مست كننده اى را حرام فرمود. مردى به حضرتش عرضه داشت : پیامبر (ص) این قانون را وضع كرد بدون آن كه دستورى نسبت به آن ها آمده باشد؟ فرمود: آرى ، تا كسانى كه از رسول اطاعت مى كنند از نافرمانان بازشناخته شوند.

و فى آخر عن ابى عبدالله علیه السلام : لا والله ما فوض الى احد من خلقه الا الى رسول الله صلى الله علیه وآله و الى الائمة علیهم السلام . (همان كتاب ، ص 268.)

و در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السلام كه : نه ، به خدا سوگند كه خدا امرى را به هیچ یك از آفریدگانش واگذار نفرموده مگر به رسول خدا صلى الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام .

و فى آخر عن ابى عبدالله علیه السلام : فما فوض الله الى رسول صلى الله علیه و آله فقد فوض الینا. (همان كتاب ، ص 268.)


و در حدیث دیگرى از امام صادق علیه السلام كه : پس آن چه را كه خداوند به رسول خود صلى الله علیه وآله واگذار فرمود به ما نیز واگذار فرموده است .

و در عین الحیاة به سند معتبر ازحضرت امام محمد باقر علیه السلام منقول است كه : خداوند عالمیان را وصف نمى توان نمود، و چگونه او را وصف مى توان نمود و حال آن كه در قرآن مى فرماید: و ما قدروا الله حق قدره .( انعام ، 91.) و به درستى كه پیغمبر را وصف نمى توان نمود، و چگونه وصف توان نمود بنده اى را كه خداى تعالى از هفت حجاب او را گذرانیده و با او راز گفت و طاعت او را در زمین مانند طاعت خود گردانید تا آن كه امور دین را به او مفوض گردانید. و ما اهل بیت را وصف نمى توان نمود - تا آن كه فرمودند - و مومن را وصف نمى توان كرد، الحدیث .

و بعد از این گفته است كه : به سند معتبر از حضرت رسول صلى الله علیه و آله منقول است - و در آخر حدیث حضرت فرمودند كه - مومن را براى این مومن مى گویند كه امان مى دهد از جانب خدا از عذاب الهى و خدا امان او را اجازه مى فرماید. (عین الحیاة ص 431 و 432.)

و فى كتاب النوادر و العیون : الغلاة و المفوضة مشركون .
بیان : المفوضة تطلق تارة على القدریة و اخرى على من یقول : ان الله فوض امر الخلق و الرزق و غیرهما الى النبى صلى الله علیه و آله ، و قد جاء التفسیران فى الاخبار. (نوادر فیض ، ص 136 و 137، عیون اخبار الرضا ج 2، ص 203.)

و در كتاب نوادر و عیون آمده است : غالیان و اهل تفویض مشركند.

بیان : مفوضه گاهى بر قدریه (كسانى كه انسان را مختار و مستقل در اراده مى دانند و مى گویند خداوند بندگان را به اراده خودشان واگذارده است ) اطلاق مى شود، و گاهى بر كسانى كه مى گویند خداوند امر خلق و رزق و...را به پیامبر صلى الله علیه و آله واگذار نموده است . و هر دو تفسیر در اخبار وارد شده است .
(  فصل 86 - 1   از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.




قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 40 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 41 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 42 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 43 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 44 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 45 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 46 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 47 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 48 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 49 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 50 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 51 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 52 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 53 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 54 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 55 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 56 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 57 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 58 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 59 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 60 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 61 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 62 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 63 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 64 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 65 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 66 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 67 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 68 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 69 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 70 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 71 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 72 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 73 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 74 )







مطالب مرتبط :
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !




مطالبی دیگر از وبلاگ :






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.