ساری گاهنوشتهای محمود زارع:... و فى الامالى للشیخ الطوسى (ره )، عن ابى عبدالله علیه السلام فى حدیث طویل : ان امیرالمومنین علیه السلام قال : و الذى بعث محمدا صلى الله علیه و آله بالحق نبیا لو شفع ابى فى كل مذنب على وجه الارض لشفعه الله فیهم ، ابى یعذب بالنار و ابنه قسیم الجنة و النار؟! ثم قال : و الذى بعث محمدا صلى الله علیه و آله بالحق ان نور ابى طالب یوم القیامة لیطفى انوار الخلق الا خمسة انوار: نور محمد صلى الله علیه و آله و نورى و نور فاطمة و نور الحسن و الحسین و من ولده الائمة علیهم السلام ، لان نوره من نورنا الذى خلقه الله عز و جل من قبل خلق آدم بالفى عام (امالى طوسى ج 1، ص 311.) - الحدیث .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و در امالى شیخ طوسى (ره ) از امام صادق علیه السلام ضمن حدیثى طولانى روایت است كه :
امیرمومنان علیه السلام فرمود:
سوگند به آن كه محمد صلى الله علیه و آله را به حق به پیامبرى برانگیخت اگر پدرم درباره هر گنهكارى كه بر روى زمین قرار دارد شفاعت كند خداوند شفاعت او را در مورد آنان مى پذیرد، آیا پدرم به آتش عذاب مى گردد و حال آن كه پسرش قسمت كننده بهشت و دوزخ است ؟!

سپس فرمود: سوگند به آن كه محمد صلى الله علیه و آله را به حق برانگیخت همانا نور ابى طالب در روز قیامت انوار تمام آفریدگان را خاموش مى سازد مگر پنج نور را: نور محمد صلى الله علیه و آله و نور من و نور فاطمه و نور حسن و حسین علیهم السلام و نور امامانى را كه از اولاد اویند، زیرا نور او (ابى طالب ) از نور ماست ، همان نورى كه خداى بزرگ دو هزار سال پیش از آن كه آدم را بیافریند آن را آفریده است ....

فعلم من حدیث جابر ان خلافة الحقیقیة (كذا، و فى ج : خلافة الحقیقة)هى قطب الاقطاب . و لما تقرر عند اهل الذوق ان لكل اسم من الاسماء الالهیة صورة فى العلم مسماة بالمهیة و العین الثابتة ، و ان لكل واحد منها صورة خارجیة مسماة بالمظاهر و الموجودات العینیة ، و ان تلك الاسماء ارباب تلك المظاهر و هى مربوباتها، و منه الفیض و الاستمداد على جمیع الاسماء، و حینئذ نقول : ان تلك الحقیقة هى التى برزت بصورة العوالم كلها باسم الرب الظاهر فیها الذى هو رب الارباب ، لانها هى الظاهرة فى تلك المظاهر. فصورتها الخارجیة المناسبة لصور العالم التى هى مظهر الاسم الظاهر ترب صور العالم ، و بباطنها ترب باطن العالم ، لانه صاحب الاسم الاعظم و له الربوبیة المطلقة ، و لهذا قال تعالى : هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین كله ، (صف ،9.) و لهذا قال صلى الله علیه و آله : خصصت بفاتحة الكتاب و خواتیم البقرة ، (رك : الدر المنثور ج 1، ص 5.) و هى مصدرة بقوله : الحمد لله رب العالمین . فجمیع عوالم الاجسام و الارواح كلها مربوبة لها.

پس از حدیث جابر دانسته شد كه خلافت حقیقیه محمدیه صلى الله علیه و آله قطب الاقطاب است . و چون به نزد اهل ذوق مقرر است كه هر اسمى از اسماء الهیه صورتى در علم دارد كه ماهیت و عین ثابته نامیده مى شود، و نیز صورتى در خارج دارد كه مظاهر و موجودات عینى نام دارند، و آن اسماء ارباب آن مظاهرند و آن مظاهر مربوبهاى آن اسماءاند، و فیض هم از او (...؟...) بر تمام اسماء فایض مى گردد، حال گوییم : آن حقیقت همان است كه به صورت تمام عوالم به اسم رب ظاهر و در آن كه همان رب الارباب است ، ظهور و بروز نموده زیرا همان حقیقت است كه در آن مظاهر ظاهر گردیده است . پس صورت خارجى آن كه مناسب صور عوالم است ، عوالمى كه مظهر اسم ظاهراند، صور عوالم را ربوبیت مى كند، و به باطن خود باطن عالم را، زیرا او صاحب اسم اعظم است و ربوبیت مطلقه از آن اوست ، از این رو خداى متعال فرموده : اوست آن كه رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر تمام ادیان غلبه دهد، و از همین رو رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
من به سوره فاتحة الكتاب و آیات آخر سوره بقره ویژگى یافته ام و آن سوره با الحمد لله رب العالمین شروع مى شود. پس تمام عوالم اجساد و ارواح مربوب آن حقیقت اند.

و هذه الربوبیة انما لها من جهة حقیقتها لا من جهة بشریتها، فانها من تلك الجهة عبد مربوب محتاج الى ربها كمانبه سبحانه على هذه الجهة بقوله : قل انما انا بشر مثلكم یوحى الى ، (كهف ، 110.) و بقوله : و انه لما قام عبدالله یدعوه ، (جن ، 19. و در نسخه ها لفظ انه افتاده است)فسماه عبدالله تنببیها على انهامظهر لهذا الاسم دون اسم آخر. و نبه على الجهة الاولى بقوله : و ما رمیت اذ رمیت و لكن الله رمى ، (انفال ، 17.) فاسند رمیه الى الله . و لا یتصور هذه الربوبیة الا باعطاء كل ذى حق حقه و افاضة جمیع مایحتاج الیه العالم ؛ و هذا المعنى لا یمكن الا بالقدرة التامة و الصفات الالهیة جمیعا. فله كل الاسماء یتصرف بها فى العالم على حسب استعداداتهم .

و این ربوبیت براى آن از جهت حقیقت آن است نه از جهت بشریت آن ، چرا كه وى از این جهت بنده اى مربوب و محتاج به پروردگار خود است ، چنان كه خداى سبحان بر این جهت آگهى داده با این آیه كه : بگو من بشرى مانند شمایم و نیز با این آیه كه : و چون بنده خدا بپا خاسته او را مى خواند...، بنابراین او را بنده خواند تا توجه دهد كه او مظهر این اسم است نه اسم دیگرى . و بر جهت اول (جنبه ربوبیت ) با این آیه آگهى داده است كه : و تو نیفكندى آن گاه كه افكندى ،بلكه خدا افكند، كه افكندن او را به خدا نسبت داده است . این ربوبیت تصور ندارد مگر به این كه حق هر ذیحقى را به او برساند و آن چه را كه عالم بدان نیازمند است بر آن افاضه نماید؛ و این معنا امكان ندارد جز با قدرت تامه و تمام صفات الهیه . پس او تمام اسماء را داراست و در عالم بر حسب استعداد عالمیان تصرف مى نماید.

و لما كانت هذه الحقیقة مشتملة على الجهتین الالهیة و العبودیة لا یصح لها ذلك اصالة بل تبعیة و هى الخلافة ،فلها الاحیاء و الامانة و اللطف و القهر و الرضا و و السخط و جمیع الصفات للتصرف (نسخه ها: المتصرف) فى العالم و فى نفسها و بشریتها ایضا لانها منه . و بكاؤ ه و ضجره و ضیق صدره لا ینافى ما ذكر، فانه بعض مقتضیات ذاته و صفاته ، و لا یعزب عن علمه مثقال ذرة فى الارض و لا فى السماء من حیث مرتبته ، و ان كان یقول : انتم اعلم بامور دنیاكم (جامع الاسرار ص 420.) من بشریته .

و چون این حقیقت مشتمل بر دو جهت الهیت و عبودیت است این ربوبیت براى او اصالة صحت ندارد بلكه تبعى است كه همان خلافت و جانشینى (از سوى خداوند) مى باشد، بنابراین زنده كردن ، میراندن ، لطف ، قهر، خشنودى ، خشم و تمام صفاتى كه در عالم تصرف دارد براى اوست ، حتى تصرف در خودش و بشریت خودش زیرا كه این هم ازجمله عالم است . و گریه و ملامت و دلتنگى او منافاتى با آن چه گفته شد ندارد زیرا اینها برخى از مقتضیات ذات و صفات اوست ، و از جنبه مرتبه او هیچ چیز به اندازه ذره اى در زمین و آسمان از دایره علم او بیرون و بر او پوشیده نیست ، هر چند از ناحیه بشریت خود مى فرمود: شما به امور دنیاى خود داناترید.

و الحاصل ان ربوبیته للعالم بالصفات الالهیة التى من حیث مرتبته ، و عجزه و مسكنته و جمیع ما یلزمه من النقایص الامكانیة من حیث بشریته الحاصلة من التقید و التنزل فى العالم السفلى لیحیط بظاهره خواص العالم (الظاهر و بباطنه خواص العالم ) الباطن ، فیصیر مجمع البحرین و مظهر العالمین ، فنزوله ایضا كمال له كما ان عروجه الى مقامه الاصلى كمال له ، فالنقایص ایضا كمالات باعتبار آخر یعرفها من تنور قلبه بالنور الالهى .

حاصل آن كه : ربوبیت او نسبت به عالم با صفات الهى اى است كه از جنبه مرتبه الهى داراى آن است و عجز و مسكنت و تمام نقایص امكانى كه لازم اوست از جنبه بشریت اوست كه از تقیید و تنزل در عالم سفلى براى او دست داده است تا با ظاهر خود (بر خواص عالم ظاهر، و با باطن خود) بر خواص عالم باطن احاطه یابد، تا مجمع دو دریا و مظهر دو عالم گردد، بنابراین نزول او نیز كمال اوست چنان كه عروج او به مقام اصلى خود نیز كمال او مى باشد، پس نقایص نیز به یك اعتبار دیگر كمالات است كه هر كس كه دلش به نور الهى منور گشته آن را مى شناسد.

و قد قال اهل الاشارة : ان جمیع المظاهر الكلیة الافاقیة و الانفسیة راجع الى الاسماء الثلاثة التى فى بسم الله الرحمن الرحیم ، و حروف البسملة تسعة عشر حرفا، فوقع ترتیب العالم على تسع عشر مرتبة : العقل الاول ، و النفس الكلیة ، و الافلاك التسعة ، و العناصر الاربعة ، و الموالید الثلاثة ، و الانسان الكامل الجامع لكله . فاذا ثلاثة رجعت الى العقل الاول و النفس و الجسم ، و هى الجبروت و الملكوت و الملك ، و هى النبوة و الرسالة و الولایة ، و هى الشریعة و الطریقة و الحقیقة . ولهذا قال على علیه السلام : ظهرت الموجودات عن بسم الله الرحمن الرحیم . فالنبى مظهر الرحمن و الولى مظهر الرحیم ، و الجامع للمرتبتین مظهر اسم الله ؛ و مشربهما من الوحى و الالهام ، فالاول من العقل ، و الثانى من النفس ، و اشرفهما و اعظمهما الاسم الاعظم و هو الله ، و اشرف المظاهر و اعظمها مظهر هذا الاسم بالفعل دون القوة ، لان النوع الانسانى باسره مظهر له بالقوة لكن الشرف و العظمة لیس الا للمظهر الفعلى و هو نبینا صلى الله علیه و آله من بین الانبیاء علیهم السلام و سایر الانبیاء بعده على الترتیب ؛ و من الاولیاء على علیه السلام و سایر الاولیاء بعده على الترتیب .

و اهل اشاره گفته اند: تمام مظاهر كلیه آفاقى و انفسى به اسماء سه گانه اى كه در بسم الله الرحمن الرحیم است باز مى گردد، و حروف بسم الله الرحمن الرحیم نوزده حرف است ، از این رو ترتیب عالم بر نوزده مرتبه واقع گردیده است :
عقل اول ، نفس كلى ، افلاك نه گانه ، عناصر چهارگانه ، موالید سه گانه و انسان كامل كه جامع همه اینهاست .

و اینها مجموعا سه امر كلى اند كه عقل اول و نفس كلى و جسم باشد، و آن جبروت و ملكوت و ملك ، و نبوت و رسالت و ولایت ، و شریعت و طریقت و حقیقت مى باشد.
از این رو على علیه السلام فرموده است : موجودات از بسم الله الرحمن الرحیم ظاهر گردیده اند.
پس نبى مظهر رحمن ،
ولى مظهر رحیم ،
و انسان داراى هر دو مرتبه مظهر اسم الله است
و آبشخوار آن از وحى و الهام مى باشد. پس اولى از عقل است و دومى از نفس ، و اشرف و اعظم آن ها اسم اعظم است كه همان الله است ، و اشرف و اعظم مظاهر مظهر بالفعل این اسم است نه مظهر بالقوه ، زیرا نوع انسان همگى مظهر بالقوه آنند، ولى شرف و عظمت نیست مگر براى مظهر بالفعل كه او پیامبر ما صلى الله علیه و آله است از میان انبیا، و سایر انبیا به ترتیب پس از او مى باشند؛ و از میان اولیا، على علیه السلام ، و سایر اولیا به ترتیب پس از او مى باشند.

هكذا افاد بعضهم ، و للعبد فیه نظر یظهر وجهه مما اسلفنا، فنبینا صلى الله علیه و آله مظهر اسم الله باعتبار جمعیته ، و مظهر اسم الرحمن باعتبار تصرفه فى الوجود و خلافته فیه ، و مظهر اسم الرحیم باعتبار ولایته المطلقة ، فهو العقل الاول و النفس الكلیة ، و كذلك على علیه السلام و سایر اولاده علیهم السلام الى خاتم الختم ، لانهم اصحاب الجمعیة باعتبار اخذها من القطب المحمدى ، فكل واحد منهم على الترتیب مظهر اسم الله باعتبار جمعیته ، و مظهر اسم الرحمن باعتبار خلافته ، و مظهر اسم الرحیم باعتبار ولایته ،فكلهم مجمع العوالم الافاقیة و الا نفسیة . فتدبر هذه الدقایق فانها سر من الاسرار و من مكنونات علم الله ، و هذا نقطة من بحر محیط اسرارهم كما تقدم فى قصة موسى و خضر علیهماالسلام اخبار كثیرة بهذا المضمون ، و الله عنده علم الكتاب .

این بود نظریه یكى از اهل اشاره . ولى این بنده در این باره نظرى دارم كه وجه آن از مطالبى كه درگذشته گفتیم آشكار مى شود ؛ (از نظر من ) پیامبر صلى الله علیه واله به اعتبار مقام جمعى خود مظهر اسم الله ، و به اعتبار تصرف خود در وجود و مقام خلافتش مظهر اسم رحمن ، و به اعتبار ولایت مطلقه خویش مظهر اسم رحیم مى باشد.
پس او عقل اول و نفس كلى است .
على علیه السلام و سایر اولاد او تا خاتم ولایت نیز اینگونه اند زیرا آنان اصحاب مقام جمع اند به اعتبار اخذ آن از قطب محمدى صلى الله علیه و آله
بنابراین هر كدام آنان به ترتیب
به اعتبار مقام جمعى خود مظهر اسم الله ،
و به اعتبار خلافت خود مظهر اسم رحمن ،
و به اعتبار ولایت خویش مظهر اسم رحیم اند؛
پس همه آنان مجمع عوالم آفاقى و انفسى مى باشند.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
در این دقایق تدبر كن كه اینها سرى از اسرار و از علوم پوشیده الهى است و این نقطه اى از دریاى محیط اسرار ایشان است ، چنان كه در داستان موسى و خضر اخبار زیادى به این مضمون گذشت . و خداست كه علم كتاب نزد اوست .

( فصل 85 - 4  از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.




قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 40 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 41 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 42 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 43 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 44 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 45 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 46 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 47 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 48 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 49 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 50 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 51 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 52 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 53 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 54 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 55 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 56 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 57 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 58 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 59 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 60 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 61 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 62 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 63 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 64 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 65 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 66 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 67 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 68 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 69 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 70 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 71 )






مطالب مرتبط :
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !




مطالبی دیگر از وبلاگ :




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.