ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...و فى المكاتیب : در اخبار آمده است كه نور محمد صلى الله علیه و آله چون مرغ سفیدى در بحر رحمت كه نزدیك عرش است چهار صد هزار سال غوطه خورده و به چهار كلمه تسبیح مى كرد، و چون از آن بحر بیرون آمد او را صد و بیست و چهار هزار بال بود، از هر بالى قطره اى فروچكید و از هر قطره اى پیغمبرى مخلوق گشت .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و فى تاویل الایات و كتاب السماء و العالم من البحار عن مصباح الانوار للشیخ الطوسى (ره )( سابقا در پاورقى ص 435 گفتیم كه این كتاب از شیخ طوسى (ره ) نیست ، و باید دانست كه در (تاویل الایات هر جا از شیخ طوسى (ره ) بدون ذكر نام كتابى نقل مى كند از همین كتاب است كه انتسابش به شیخ (ره ) صحیح نمى باشد) باسناده عن انس ، عن النبى صلى الله علیه و آله قال : ان الله خلقنى و خلق علیا و فاطمة و الحسن و الحسین علیهم السلام قبل ان یخلق آدم حین لاسماء مبنیة و لا ارض مدحیة و لا ظلمة و لا نور و لا شمس و لا قمر و لا جنة و لا نار. فقال العباس : كیف كان بدء خلقكم یا رسول الله ؟ فقال : یا عم ، لما اراد الله ان یخلقنا تكلم بكلمة فخلق منها نورا، ثم تكلم بكلمة اخرى فخلق منها روحا، ثم خلط النور بالروح فخلقنى و خلق علیا و فاطمة و الحسن و الحسین علیهم السلام ، فكنا نسبحه حین لا تسبیح ، و نقدسه حین لاتقدیس .

و در تاویل الایات و كتاب آسمان و جهان بحار از مصباح الانوار شیخ طوسى (ره ) با سندش از انس ، از پیامبر صلى الله علیه و آله روایت كرده است كه فرمود: خداوند من و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را آفرید پیش از آن كه آدم را بیافریند آن گاه كه نه آسمانى برافراشته و نه زمینى گسترده و نه ظلمت و نور و نه خورشید و ماه و نه بهشت و دوزخى بود.
عباس گفت : اى رسول خدا، آغاز آفرینش شما چگونه بود؟
فرمود: اى عمو، چون خداوند خواست ما را بیافریند كلمه اى گفت و از آن نورى آفرید، سپس كلمه دیگرى گفت و از آن روحى آفرید، سپس نور را با روح آمیخت پس من و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را آفرید، و ما خدا را تسبیح مى كردیم آن گاه كه تسبیحى نبود و او را تقدیس مى كردیم آن گاه كه تقدیسى وجود نداشت .

فلما اراد الله ان ینشى ء خلقه فتق نورى فخلق منه العرش ، فالعرش من نورى و نورى من نور الله ، و نورى افضل من نور العرش . ثم فتق نور اخى على فخلق منه الملائكة ، فالملائكة من نور على و نور على من نور الله ، فعلى علیه السلام افضل من الملائكة . ثم فتق نور ابنتى فخلق منه السماوات و الارض ، فالسماوات و الارض من نور ابنتى فاطمة و نور البنتى فاطمة من نور الله ، فابنتى فاطمة علیهاالسلام افضل من السماوات و الارض . ثم فتق نور ولدى الحسن و خلق منه الشمس و القمر، فالشمس و القمر من نور ولدى الحسن و نور ولدى الحسن من نور الله ، فالحسن علیه السلام افضل من الشمس و القمر. ثم فتق نور ولدى الحسین فخلق منه الجنة و الحور العین ، فالجنة و الحور العین من نور ولدى الحسین و نور ولدى الحسین من نور الله ، فولدى الحسین علیه السلام افضل من الجنة و الحور العین . (بحار ج 57، ص 192. تاویل الایات ص 144.)

پس چون خدا خواست خلق خود را بیافرید نور مرا شكافت و عرش را از آن آفرید، پس عرش از نور من است و نور من از نور خداست ، و نور من از نور عرش برتر است ، سپس نور برادرم على را شكافت و فرشتگان را از آن آفرید، فرشتگان از نور على مى باشند و نور على از نور خداست ، پس على علیه السلام از فرشتگان برتر است . سپس نور دخترم فاطمه را شكافت و آسمانها و زمین را از آن آفرید، پس آسمانها و زمین از نور دخترم فاطمه اند و نور دخترم فاطمه از نور خداست ، پس دخترم فاطمه علیهاالسلام از آسمانها و زمین برتر است . سپس نور فرزندم حسن را شكافت و خورشید و ماه را از آن آفرید، پس خورشید و ماه از نور فرزندم حسن است و نور فرزندم حسن از نور خداست ، پس حسن علیه السلام از خورشید و ماه برتر است . سپس نور فرزندم حسین را شكافت و بهشت و حورالعین را از آن آفرید، پس بهشت و حورالعین از نور فرزندم حسین است و نور فرزندم حسین از نور خداست ،پس فرزندم حسین از بهشت و حورالعین برتر است .

و فى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : و تقلبك فى الساجدین (شعراء، 219.) عن الشیخ ابى جعفر الطوسى (ره )باسناده عن الشیخ ابى محمد الفصل بن شاذان ، باسناده عن جابربن یزید الجعفى ، عن الامام العالم موسى بن جعفر الكاظم (امام باقر (ع ) - ظ.) علیهماالسلام قال : ان الله تبارك و تعالى خلق نور محمد صلى الله علیه و آله ، و نور محمد صلى الله علیه و آله من نور اخترعه من نور عظمته و جلاله و هو نور لاهوتیة الذى تبدى من لاه اى من الاهیة ، تبدى منه (م : لا هوتیته الذى ابتدا من لاه اى من الاهیته من اینیته (انیته - ظ) الذى (ا) بتدامنه) و تجلى لموسى بن عمران فى طور سیناء، فما استقر و لا طاق موسى لرویته و لا ثبت له حتى خر صاعقا مغشیا علیه ، وكان ذلك النور محمدا صلى الله علیه و آله .

و در تاویل الایات در تفسیر آیه و (مى بیند) حركت و جابجا شدن تو را در میان سجده كنندگان از شیخ ابى جعفر طوسى (ره ) با سندش از ابى محمد فضل ابن شاذان با سندش از جابر بن یزید جعفى ، از امام عالم موسى بن جعفر علیهما السلام روایت كرده كه فرمود:
خداى تبارك و تعالى نور محمد صلى الله علیه و آله را آفرید، و نور محمد از نورى است كه خداوند از نور عظمت و جلال خود اختراع نمود و آن نور لاهوتیت است كه از لاه یعنى از الهیت آشكار شده و در كوه سینا براى موسى آشكار شده و تجلى كرد كه نه كوه بر جاى ماند و نه موسى طاقت دیدن آورد و دربرابر آن استوار نماند تا آن كه بیهوش بر زمین افتاد ؛ و آن نور، محمد صلى الله علیه و آله بود.

فلما اراد ان یخلق محمدا صلى الله علیه و آله قسم ذلك النور شطرین ، فخلق من الشطر الاول محمدا صلى الله علیه و آله و من الشطر الاخر على بن ابى طالب علیه السلام ، و لم یخلق من ذلك النور غیرهما، خلقهما الله بیده و نفخ فیهما بنفسه من نفسه لنفسه و صورهما على صورتهما و جعلهما امناء له و شهداء على خلقه و خلفاء على خلیقته و عینا له علیهم و لسانا له الیهم ، قد استودع فیهما علمه ، و علمهما البیان ، و استطلعهما على غیبه ، و جعل احدهما نفسه و الاخر روحه ، لا یقوم واحد بغیر صاحبه ؛ ظاهرهما بشریة و باطنهمالاهوتیة ، ظهرا للخلق على هیاكل الناسوتیة حتى یطیقون (یطیقوا - صحیح) رویتهما و هو قوله تعالى : و للبسنا علیهم ما یلبسون . (انعام ،9. به عبارت و جعل احدهما... اجمعین بهما در بحار نیست . و استشهاد به این آیه صحیح به نظر نمیرسد، زیرا معناى لبس به اشتباه انداختن است نه پوشاندن لباس بشریت ، (دقت شود).) فهما مقاما(در نسخه ها: فهمامقام) رب ناس العالمین و حجابا خالق الخلایق اجمعین ،بهما فتح بدء(ب : بدا فتح : ج : بدو فتح) الخلق و بهما یختم الملك و المقادیر.



پس چون خواست محمد صلى الله علیه و آله را بیافریند آن نور را دو قسمت كرد، از قسمت اول محمد صلى الله علیه و آله را آفرید و از قسمت دیگر على بن ابى طالب علیه السلام را و از آن نور هیچ كس دیگر را نیافرید ؛ خداوند آن دو را با دست خویش آفرید و به نفس خود و از نفس خود و براى نفس خود در آن دو دمید (یعنى این دمیدن مستقلا و بدون واسطه از خود خداوند بود)، و آن دو را به صورتهاى خودشان تصویر نمود و امینان خود و گواهان خود بر خلقش و جانشینان خود بر آفریدگانش و چشم و نگهبان خود بر آنان و زبان خود به سوى آنان قرار داد، علم خویش را نزد آن دو به ودیعت گذارد و بیان را به آن دو آموخت و ایشان را از غیب خویش آگاه ساخت ، و یكى از آن دو را نفس خود و دیگرى را روح آن قرار داد كه هیچ كدام بدون دیگرى بر پا نمى باشند؛ ظاهرشان بشرى است و باطنشان لاهوتى است ، براى خلایق در كسوت و هیكل ناسوتى (عالم ماده و طبیعت ) آشكار شدند تا بتوانند آنان را ببینند و آن مضمون این آیه است كه : ...و حتما كار را بر آن ها مشتبه مى ساختیم همان طور كه آن ها كار را (بر خود و دیگران ) مشتبه مى سازند. (این ترجمه كه ترجمه صحیح آیه شریفه است با مورد استشهاد سخن مطابقت ندارد، ولى درمتن كلمه لبس ) به معناى پوشش گرفته شده و معناى آن چنین در نظر گرفته شده است : و حتما مى پوشاندیم برآن ها همان را كه خود مى پوشند، (لباس بشریت به اندام آنان مى پوشاندیم تا مردم بتوانند با آن ها تماس بگیرند) ). و منظور این است كه آن دو بزرگوار هرچند حقیقتشان از عالم لاهوت است ولى جامه بشرى پوشیده اند تا مردم بتوانند آنان را ببینند و با ایشان تماس حاصل نمایند) پس آن دو مقام پروردگار مردم جهان و حجاب خالق تمام آفریدگانند، با آن دو آفرینش از آغاز نموده و با آن دو ملك و مقادیر (یا مقدورات و سرنوشتها) را پایان مى بخشد.

ثم اقتبس من نور محمد صلى الله علیه و آله فاطمة علیهاالسلام ابنته كما اقتبس نوره من نوره ، و اقتبس من نور فاطمة علیهاالسلام الحسن و الحسین علیهماالسلام كاقتباس المصابیح ، هم خلقوا من الانوار و انتقلوا من ظهر الى ظهر و صلب الى صلب و من رحم الى رحم فى الطبقة العلیا من غیر نجاسة بل نقلا بعد نقل لامن ماء مهین و لانطفة خثیرة (خشرة - خ ل ) كسایر خلقه بل انوار انتقلوا من اصلاب الطاهرین الى ارحام المطهرات ، لانهم صفوة الصفوة اصطفاهم لنفسه و جعلهم خزان علمه و بلغاء عنه الى خلقه ، اقامهم مقام نفسه ، لانه لایرى و لا یدرك و لاتعرف كیفیته و لا اینیته ، (الصواب كما فى المصدر: انیته)فهولاء الناطقون المبلغون عنه المتصرفون فى امره و نهیه ، فبهم (ب و ج و بعضى نسخ مصدر: فیهم) یظهر قدرته ، و منهم ترى آیاته و معجزاته ، و منهم عرف عباده نفسه ، و بهم یطاع امره ، و لولاهم ما عرف الله و لا یدرى كیف یعبد الرحمن ، فالله یجرى امره كیف یشاء فیما یشاء لا یسال عما یفعل و هم یسالون . (تاویل الایات ص 393 - 395. و آیه در سوره انبیاء، 23.)

سپس از نور محمد صلى الله علیه و آله دخترش فاطمه علیهاالسلام را برگرفت همان گونه كه نور او را از نور خود اقتباس نمود، و از نور فاطمه حسن و حسین علیهماالسلام را برگرفت مانند برگرفتن چراغها (كه نور خود را از یكدیگر مى گیرند)، آنان از انوار آفریده شده و از پشتى به پشت دیگر و از صلبى به صلب دیگر و از رحمى به رحم دیگر منتقل شدند در مرتبه والا بدون هیچ گونه آلودگى ، بلكه این انتقالات یكى پس از دیگرى بوده نه از آب پست و نطفه گندیده (منى ) مانند سایر آفریدگان ، بلكه انوارى بوده اند كه از اصلاب مردانى پاك با ارحام زنانى پاكدامن انتقال یافته اند، زیرا برگزیده برگزیدگانند كه خداوند ایشان را براى خود برگزید و آنان را گنجینه داران علم خود و مبلغان خود به سوى خلقش قرار داد، ایشان را در جاى خود بداشت ، زیرا خود نه دیده شود و نه ادراك گردد و چگونگى و كجائى او (حقیقت او - ظ) شناخته نمى گردد، پس اینان سخنگویان و مبلغان از جانب اویند كه امر و نهى او را به كار مى گیرند، قدرت خدا به سبب آنان آشكار شده و آیات و معجزات او از آنان دیده مى شود، از راه آنان خود را به بندگانش معرفى نموده و امر او به سبب آنان اطاعت مى گردد، اگر آنان نبودند خدا شناخته نمى شد و كسى نمى دانست كه خداى رحمن چگونه باید پرستش گردد، پس خدا امر خود را هر گونه كه بخواهد و در هر چه كه بخواهد جارى مى سازد، خداوند از آن چه میكند بازخواست نشود و آنان بازخواست شوند.
و هذا الحدیث من جملة الاخبار الدالة على طهارة ابى طالب .
این حدیث از جمله اخبارى است كه دلالت بر طهارت حضرت ابى طالب دارد....

( فصل 85 - 3  از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.




قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 40 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 41 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 42 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 43 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 44 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 45 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 46 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 47 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 48 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 49 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 50 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 51 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 52 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 53 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 54 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 55 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 56 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 57 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 58 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 59 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 60 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 61 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 62 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 63 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 64 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 65 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 66 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 67 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 68 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 69 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 70 )






مطالب مرتبط :
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !




مطالبی دیگر از وبلاگ :




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.