پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
93) المهدی منی، اجلی الجبهه، افنی الانف
« مهدی از منست. پیشانی باز و نورانی و بینی کشیده و باریک دارد 

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

94) المهدی من ولدی، وجهه کالقمر الدری، اللون لون غربی، و الجسم جسم اسرائیلی

« مهدی از نسل منست. سیمایش چون ماه تابان و چهره اش گرد و درخشان است رنگش عربی (گندم گون) و جسمش اسرائیلی (راست قامت و تا حدی بلند قد) است. »

95) وجهه کالدینار، اسنانه کالمنشار، و سیفه کحریق النار
« چهره اش چون دینار (گرد و گلگون)، دندانهایش چون شانه (ظریف، منظم و جدا از هم)، و شمشیرش چون شعله آتشی است. »

96) المهدی طاووس اهل الجنه، علیه جلابیب النورم
« مهدی طاوس اهل بهشت است که هاله ای از نور او را احاطه کرده است .»

رسول اکرم (ص) سیمای درخشان آن حضرت را به روز قیام پیروزمندانه اش چنین ترسیم می فرماید:

97) کانه رجل من شئوءه، علیه عباء تان قطوانیتان
گوئی مردی است از « شنوءه » و بر دوش او دو عباست از « قطوان » . 
« شنوء» منطقه ایست در یمن که قبیله ازد به آنها منسوب است. مردان این منطقه در زیبائی ضرب  المثل هستند. و « قطوان »  نام محلی در کوفه و محل دیگری در سمرقند است.»

98) اکحل العینین، کث اللحیه، علی خده الایمن خال
« دیدگان مبارکش سرمه کشیده، محاسن مبارکش پرمو، و بر گونه راست او خالی جذاب است.»
 
امیرمؤمنان (ع) می فرماید:
99) المهدی اقبل اجعد، هو صاحب الوجه الاقمر، و الجبین الازهر، صاحب الشامه و العلامه. العالم الغیور المعلم المخبر بالاثار
« مهدی دیدگانی مشکلی، موهائی پرپشت، چهره ای چون ماه تابان، پیشانی باز و درخشان، خالی (بر گونه راست) و نشانی (چون مهر نبوت در میان دو کتف) دارد

100) ضخم البطن، ازبل الفخذین، براق الثنایا، عریض ما بین المنکبین
« شکمی چاق، اندامی متناسب، دندانهائی شفاف، و شانه هائی پهن دارد .»

101) حسن الوجه، حسن الشعر، یسیل شعره علی منکبیه، و نور وجهه یعلو سواد لحیته
« چهره ای زیبا و موهائی جاذب دارد که بر شانه هایش فرو ریخته، و درخشندگی چهره اش بر مشکی محاسن شریفتش غلبه می کند.»

آنگاه امیرمؤمنان به برخی از صفات معجز آسایش اشاره کرده می فرماید:

102) یومی ء للطیر فیسقط علی یده، و یغرس قضیبا فی الارض فیخضرو یورق
« به مرغ نگاه می کند، به دست مبارکش می افتد. چوب را می کارد، سبز می شود و برگ می آورد .»

103) سیاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه و یملک بینهم من هو غریب، و هو المهدی، احمر الوجه، بشعره صهوبه یملا الارض عدلا بلا صعوبه، یعتزل فی صغره عن امه و ابیه

خداوند قومی را می آورد که آنها را دوست می دارد و آنها خدای تبارك و تعالی را دوست می دارند، کسی بر آنها حکومت می کند که از نژاد آنها نیست، و او مهدی است، که چهره ای گلگون و موهائی طلائی دارد. بدون رنج و مشقت، عدالت را در پهنه گیتی بگسترد. در خردسالی از پدر و مادرش گوشه گیری می کند. »

104) یخرج رجل من ولدی فی آخرالزمان، ابیض مشرب حمزه. مبدح البطن عریض الفخذین، عظیم مشاش المنکبین، بظهره شامتان: شامه علی لون جلده، و شامه علی شبه شامه النبی (ص)

مردی از فرزندان من در آخرالزمان ظهور می کند که صورتی نقره فام و چهره ای گلگون دارد، که شکمش چاق، رانهایش پرگوشت و شانه هایش عریض است. در پشت او دو علامت هست که یکی به رنگ پوست و دیگری شبیه مهر نبوت است.»

امام حسین (ع) می فرماید:
105) تعرفون المهدی بالسکینه و الوقار، و بمعرفه الحلال و الحرام، و بحاجه الناس الیه، ولایحتاج الی احد
« مهدی را با سکینه و وقار، شناخت حلال و حرام، نیاز همگان به او، و بی نیازی او از همه، خواهید شناخت.»

این نشانه های ظاهر در ائمه دین از الطاف بیکران حضرت احدیت است که احدی به اشتباه نیفتد و امر بر کسی مشتبه نشود.
عنایات بی کران حضرت پروردگار در حق ائمه هدی در سطحی بود که خیلی ها قدرت تحمل آن را نداشتند و در نتیجه در حق آنها به اشتباه افتاده به غلط نسبت الوهیت می دادند.

علی بن قدامه در محضر امیرمؤمنان (ع) عرضه داشت: تو خود مطلب را روشن ساختی، اگر تو خود سخن را قطع نمی کردی، ما می گفتیم : « جز تو خدائی نیست » امیرمؤمنان (ع) در پاسخ فرمود:

106) « لا تعجب تهلک بما تسمع. نحن مربوبون لا ارباب، نکحنا النساء، و حمتنا الارحام، و حملتنا الاصلاب. و علمنا ما کان و ما یکون و ما فی السماوات و الارضین بعلم ربنا... فنحن بذلک اختصاصا مخصوصون ... نحن و ابنای شبرا و شبیرا و امهما الزهراء، و الائمه فیها واحداً واحداً الی القائم، من عین شربنا و الیها وردنا... اسالونی واسالوا الائمه من بعدی، فلم یخل منهم عصر من الاعصار حتی قایم القائم.. فاشهدوا شهاده اسالکم عند الحاجه: علی بن ابی طالب نور مخلوق، و عبد مرزوق، من قال غیرهذا لعنه الله ! »

تعجب نکن که هلاك می شوی، ما بنده ایم چون شما، ازدواج می کنیم. در رحم مادر و صلب پدر قرار می گیریم، با این تفاوت که آنچه در آسمان ها و زمین انجام یافته و یا به وقوع خواهد پیوست، خدا به ما یاد داده است، این دانشها مخصوص ماست: من، حسن، حسین، مادرشان زهرا و امامان بعدی، یکی پس از دیگری، تا مهدی، همه از یک سر چشمه آب خورده ایم و علوم همه ما به یک نقطه بر می گردد. چه از من بپرسید یا از امامان بعدی بپرسید (علوم ما یکیست) ، هرگز هیچ عصری تا قیام قائم، از ما خالی نخواهد بود. این اعتراف را از من بشنوید و گواه باشید که روزی شما را گواه خواهم گرفت: علی بن ابیطالب نوری مخلوق، و بنده ای مرزوق است، هر کس جز این را بگوید، لعنت خدا بر او باد.»


یکبار دیگر در همین رابطه فرمود:
107) قولوا فینا ما شتم، واجعلونا مربوبین
«  ما را بنده خدا بدانید و آنگاه در حق ما هر چه خواستید بگوئید .»

و در حق غالیان فرمود:
108) تغلو طائفه من شیعتی حتی یتخذونی ربا !.. و انی بری ء مما یقولون
« گروهی از شیعیان در حق من غلو کرده، نسبت ربوبیت به من می دهند من از گفته آنها بیزارم.»

این بیزاری، چون بیزاری خدا و پیامبر از مشرکان است و در همین مقدار برای کسانی که بدنبال حق و حقیقت باشند، کفایت است
آری اینست واقعیت امامان معصوم و حجت های پروردگار و مشعلهای هدایت.

امام باقر (ع) می فرماید:
109) وجهه کوکب دری مشرب بحمره
« چهره او سرخ فام و چون ستاره ای درخشان است .»

110) بالقائم علامات: داء الحزاز براسه وشامه تحت کتفه الایسر، تحت کتفیه ورقه مثل الآس
برای « قائم » ما علامت هائی هست: بر موی سرش علامتی چون نخاله، و علامتی (شبیه مهر نبوت) زیر شانه چپش، و علامتی زیر هر دو شانه اش چون برگ آس.»

111) فیش عره قطط افرق الثنایا، ابلجها، واضح الجبین
« موهایش پرپشت، دندانهای ثنایایش براق و از هم جدا، پیشانی مبارکش باز و درخشان .»

112) مشرف الحاجبین، غائر العینین من سهر اللیالی، بوجهه اثر
« ابروهایش به طرف صورتش فرو هشته، دیدگانش از شب زنده داری فرو رفته، بر گونه اش نشانی (خالی) هست.»

امام صادق (ع) می فرماید:
113) انه من اعظم البلیه ان یخرج الیهم صاحبهم شابا، و هم یحسبونه شیخاً کبیرا
« از امتحانات بزرگ خداوندی است که صاحبشان به صورت جوانی نورس ظاهر شود، در حالیکه آنها او را پیری کهنسال تصور می کنند.»

114) ان فی صاحب الزمان شبها من یونس: رجوعه فی غیبته بشرخ الشباب
« در صاحب الزمان نشانی از حضرت یونس هست، و آن اینکه بعد از غیبتش به صورت جوانی نورس ظاهر می شود.»

115) حسن الوجه، آدم، اسمر، مشرب بحمره
« صورتی زیبا، گندمگون، و چهره ای گلگون .»

116) ازج، ابلج، ادعج، اعین، اشم الانف، افنی اجلی
« ابروهائی کشیده، صورتی نیکو، دیدگانی مشکی، بینی باریک و نیکو خمیده، و پیشانی باز و درخشان.»

117) المهدی خاشع لله کخشوع الزجاجه
« مهدی در برابر پروردگارش چون شیشه خاشع است .»
شاید تشبیه به شیشه از جهت تسلیم و عدم مقاومت آن باشد.

118) ان القائم اذا خرج کان فی سن الشیوخ و منظر الشباب، قویا فی بدنه، لومد یده الی اعظم شجره علی وجه الارض لقلعها، ولو صاح بالجبال تد کد کت صخورها، لایضع یده علی عبد الا صار قلبه کزبر الحدید
قائم (عج) هنگامی که ظهور کند، در سن کهولت خواهد بود ولی با سیمای جوانی و نیروی عضلانی، آنچنان نیرومند خواهد بود که اگر قویترین درخت روی زمین را با دست مبارکش بکشد، از ریشه و بن بر می کند. و اگر بر کوهها بانگ بزند، سنگهایش فرو ریزد. اگر بنده ای را با دست مبارکش نوازش کند، قلبش چون قطعه آهن محکم و استوار می گردد.»

زیرا اولاً دعایش مستجاب است، ثانیاً از ولایت تکوینی برخوردار است، از این رهگذر هر گونه بخواهد در جهان طبیعت تصرف می کند، و آنچه از خداوند بخواهد، خدای تبارك و تعالی بر می آورد.

119) لیس بالطویل الشامخ، ولا بالقصیر اللازق بل مربوع القامه، مدور الهامه، واسع الصدر، صلت الجبین مقرون الحاجبین، علی خده الایمن خال کانه فتات المسک علی رضراضه العنبر.

« راست قامت ولی نه دراز قد، چهارشانه ولی نه کوتوله، سیمائی گرد، سینه ای فراخ، پیشانی باز، ابروانی به هم رسیده، خالی بر گونه راست چون دانه مشک که بر قطعه عنبر سائیده

120) ان ابی – ای الباقر (ع) – لبس درع رسول الله (ص) وکانت تسحب علی الارض. و انی لبستها فکانت و کانت و انها تکون من القائم مشمره کما کانت من رسول الله (ص) کانه یرفع نطاقها بحلقتین.

پدرم (امام باقر" ع " ) زره را بر تن کرد، روی زمین کشیده شد، من نیز آن را پوشیدم بر زمین کشیده شد (یعنی به قامت ما بلند بود) ولی قائم (عج ) آن را می پوشد برای او متناسب خواهد بود ( گوئی به قامت او ساخته شده) و مانند رسول الله (ص) راحت و سبک خواهد بود، گوئی به وسیله دو حلقه از کمرش به بالا کشیده می شود.»

یعنی: وقت ظهور، که زره پیامبر (ص) را به تن می کند فرز و چابک خواهد بود و آن زره دست و پایش را نخواهد گرفت.

امام رضا (ع) می فرماید:
121) هو شبیهی و شبیه موسی بن عمران (ع) علیه جلابیت النور تتوقد بشعاع القدس. موصوف باعتدال الخلق و نضاره اللون. یشبه رسول الله فی الخلق.

سیمای او شبیه من و شبیه موسی بن عمران است، هاله ای از نور او را احاطه کرده، و نور الهی از چهره اش ساطع است. با خلقت معتدل و درخشش چهره شناخته می شود. اخلاق حمیده او چون جدش رسول اکرم (ص) است.»

لازم به تذکر است که امام رضا (ع) در میان امامان از همه زیبا تر بود و به همین دلیل وقتی در مجامع عمومی شرکت می کرد به صورت مبارکش نقاب می زد که نور امامت از زیر نقاب می درخشید.

122) علامته ان یکون شیخ السن، شاب المنظر، حتی ان الناظر الیه لیحسبه ابن اربعین سنه اودونها. و ان من علامته ان لا یهرم بمرور الایام و اللیالی علیه حتی یاتی اجله.

از نشانه های او سیمای جوانی او در سن کهولت است که هر کس او را ببیند او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند. و از نشانه های او اینست که گذشت زمان در او اثر نکند و تا فرا رسیدن اجلش آثار پیری در او ظاهر نشود.»

نزدیک به این مضمون از امام صادق (ع) نیز روایت شده است.

123) المهدی خاشع لله کخشوع النسر لجناحه 
«  مهدی (عج) در برابر خدا خاشع است، همچون خشوع کرکس در برابر بالش .»

124) یکون اولی بالناس من انفسهم، و اشفق علیهم من آبائهم و امهاتهم، ویکون اشد الناس تواضعا لله عزوجل، و یکون آخذ الناس بما یأمربه، و اکف الناس عما ینهی عنه

او برای مردم از خودشان اولیتر، از پدر ومادرشان مهربانتر، و در برابر خدا از همه متواضعتر است. آنچه به مردم فرمان دهد خود بیش از دیگران به آن عمل می کند، و آنچه مردم را از آن نهی کند خود بیش از همگان از آن پرهیز می کند.»

125) دلالته فی خصلتین: فی العلم و استجابه الدعوه و کل ما اخبربه من الحوادث التی تحدث قبل کونها، فذلک بعهد معهود الیه من رسول الله (ص)  توارثه عن آبائه عنه علیه السلام . 

« دو نشانه بارز دارد که با آنها شناخته می شود: 1- دانش بیکران 2 - استجابت دعا، آنچه از رویدادها پیش از وقوع آنها سخن بگوید، به صورت پیمانی است که توسط پدران خود از رسول اکرم (ص) به ارث برده است.»

کعب الاخبار می گوید:
126) مهدی قائم (عج) از نسل علی بن ابیطالب (ع) است که در اخلاق و اوصاف، شکل و سیما، شکوه و هیبت چون عیسی بن مریم است. خداوند به همه پیامبران هر چه داده، به او نیز داده، با اضافاتی.»

......

او خود در توقیع شریفش به « احمد بن اسحاق » چنین می نویسد:
89) « ... ثم بعث الله محمداً (ص) رحمه للعالمین، و تمم به نعمته، و ختم به انبیاء ه، و ارسله الی الناس کافه، و اظهر من صدقه ما اظهر، و بین من آیاته و علاماته ما بین .. ثم قبضه حمیدا نقیا سعیدا، و جعل الامر من بعد الی اخیه و ابن عمه و وصیه و وارثه علی بن ابی طالب علیه السلام ثم الی الاوصیاء من ولده واحدا واحدا، احیی بهم دینه، و اتم بهم نوره، و جعل بینهم و بین اخوانهم و بنی عمهم الادنین من ذوی ارحامهم فرقانا بینا یعرف به الحجه من المحجوج و الامام من الماموم، بان عصمهم من الذنونب، وبراهم من العیوب، وطهرهم من الدنس، و نزههم من اللبس، وجعلهم خزان علمه و مستودع حکمته و موضع سره، و ایدهم بالدلایل. ولولا ذلک لکان الناس علی سواء ولادعی امرالله عزوجل کل واحد، و لما عرف الحق من الباطل، ولاالعالم من الجاهل، حفظ الله الحق علی اهله وافره فی مستقره ... و اذا اذن لنا فی القول ظهر الحق و اضمحل الباطل و انحصر عنکم. و الی الله ارغب فی الکفایه و جمیل الصنع والولایه.»

« خداوند حضرت محمد (ص) را رحمه للعالمین برانگیخت، و نعمتش را به وسیله او کامل گردانید، و  پیامبرانش را با او ختم نمود.
او را برای همه مردم مبعوث کرد. و معجزات فراوان و آیات بینات به دست او ظاهر گردانید.
آنگاه او را پاك و پاکیزه، ستوده و پسندیده از این جهان بیرون برد.
و امر امت را به دست برادر و پسر عمویش  « علی بن ابیطالب » (ع) و فرزندان او یکی بعد از دیگری سپرد.
به وسیله آنها دین خود را زنده کرد و نور خود را به اتمام رسانید.
آنگاه میان آنها (امامان) و برادران و پسرعموها و دیگر خویشاوندان فرق واضح و تفاوت آشکار قرار داد تا همواره حجت خدا ممتاز باشد و با غیر حجت مشتبه نشود.
امام و مأموم بازشناخته شوند و با یکدیگر اشتباه نشوند.
برای این منظور آنها را از خطا و لغزش « معصوم »  قرار داد و از هر عیبی مبرا ساخت، آنان را پاك و پاکیزه قرار داد و از هر پلیدی پیراسته ساخت.
آنها را خزینه های علوم خود قرار داد.
حکمت خود را به آنها آموخت و اسرار خود را در نزد آنها به ودیعت نهاد و آنها را با دلائل و بینات تأیید نمود.

اگر این دلایل آشکار نبود، همگی در آن برابر می شدند و هر کسی ادعای امامت و رهبری امت را می کرد، دیگر حق و باطل شناخته نمی شد، عالم و جاهل از یکدیگر تشخیص داده نمی شدند.

خداوند با این معجزات باهرات حق را در اهل حق محفوظ ساخت و آن را در محل خود استقرار داد.
هنگامی که به ما اجازه ظهور داده شود، حق آشکار، و باطل ریشه کن خواهد شد. از خدا می خواهم که این مهم را به دست با کفایت ما انجام دهد و به ما حسن عمل عنایت فرماید تا وظیفه ولایت را به بهترین وجه ادا نمائیم.
»

این نامه که از ناحیه مقدسه حضرت بقیه الله (عج) شرف صدور یافته، برای شناخت معصوم از غیر معصوم، امام از غیر امام، حجت از غیر حجت کافی است.


مطالب مرتبط با این بحث :
نامه ای از امام زمان (علیه السلام )
فصل غربت آقا ولی عصر علیه السلام
شیعه یعنی وفاداری به امام (01)
شیعه یعنی وفاداری به امام (02)
شیعه یعنی وفاداری به امام (03)
شیعه یعنی وفاداری به امام (04)

تسلیت بر صاحب عزا
ظهور قائم (عج) ناگهانی است !
عصر غیبت عصر حوادث و امتحان !
او در میان ماست !
غیبت طولانی است برای خالص سازی
عمل خلاف قلب ما شیعیان !
آن مهربان که قبل از فرمان بدیگران, خود عمل میکند !
سیمای مبارک آقا ولی عصر (عج)





مطالب دیگری از وبلاگ :


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.