فصل (85): ( انسان كامل مظهر اسماء و صفات الهى است )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اى عزیز! مجموع اسماء الله و صفات الله مركز و مقام ظهور آن ها وجود انسان كامل است ، همچنان كه روح تا در وجود خود به بدن تعلق نگیرد هیچ اعمال از او در وجود و ظهور نیاید، و بعد از تعلق ، همه خواص از او در وجود و ظهور آید، پس همچنین جمله اسماء و صفات الهى چون در عالم غیب الغیوب بالقوه اند هیچ اثرى از آن ها به وجود نیاید، پس چون تعلق به وجود انسانى یابند هر صفت به قدر توجه خاطر، خواص او به وجود آید.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
اى عزیز! هر چند كه همه ذرات موجودات به قبضه قدرت الله تعالى است اما هر ظهورى را مركزى مى باید، و مركز جمله ظهورات دل انسان كامل است كه جمله صفات حضرت (الهى ) را ظهور به واسطه دل انسان كامل است ، و لذا ورد فى الحدیث : قلب المومن مرآة الله ، (جامع الصغیر ج 2، ص 184.) و: المومن مراة المومن ، (جامع الصغیر ج 2، ص 184.) و: المومن اسم من اسماء الله . (در شمار اسماء حسنى) فالانسان الكامل مرآة الله .
دل مومن آینه خداست و مومن آینه مومن است و مومن نامى از نامهاى خداست . پس انسان كامل آینه خداست .

بعضى گفته اند كه : دل آدمى در بدن او مركزى است كه حركت او نزد محققین از حركت قطب فلك است ، و قطب نقطه سویداى دل ، نقطه سواد اعظم است ، بلكه بتحقیق عكس سواد اعظم است كه در وجه آینه دل پیداست . پس چون دل اولیاء الله پرحضور بود، حضور دل اولیاء الله كه مهبط فیض الهى است هر فیضى كه فایض گردد بر چنین دلى آن فیض به فرح قلوب اولیاء الله معطر گردد و عالم از او منور گردد، و اگر معاذ الله اولیاء الله اندوهگین و حزین شود هر فیضى كه فایض مى گردد بر دل اهل حق ، آن فیض به واسطه غم و اندوه آن دل لباس غیورى درپوشد و به صفت قهاریت مبدل گردد و عالم را تباه كند.

تا دل مرد خدا نامد به درد
هیچ قومى را خدا رسوا نكرد

(مثنوى دفتر دوم ، ص 80.)
هر چه از گردون گردان میرسد
از طفیل جان مردان میرسد

و اما آن كه مصدر و مركز ظهور جمیع موجودات انسان است : روى سهل التسترى و شیبان الراعى انهما لاقیا الخضر و سمعامنه انه قال : خلق الله نور محمد صلى الله علیه وآله من نوره ، و صوره و صدره على یده ، فبقى ذلك النور بین یدى الله مائة الف عام ، فكان یلاحظه فى كل یوم و لیلة سبعین الف لحظة و نظرة ، و یكسوه فى (كل ) نظرة نورا جدیدا و كرامة جدیدة . ثم خلق منها الموجودات . (مقصد اقصى باب هشتم)

روایت است كه سهل تسترى و شیبان راعى با خضر ملاقات نموده و از وى شنیدند كه مى فرمود: خداوند نور محمد صلى الله علیه و آله را از نور خویش آفرید و آن را با دست خود صورتگرى و صادر نمود، این نور صد هزار سال دربرابر خداوند ماند و خداوند در هر شبانه روز هفتاد هزار نظر به آن مى افكند و در هر نگاهى یك نور و كرامت جدیدى بدان مى پوشاند، سپس موجودات را از آن آفرید.

و فى اخبار عدیدة ان الرسول صلى الله علیه واله قال : انا من الله و الخلق منى . و فى بعضها: انا من الله و الكل منى ، و فى بعضها: انا من الله و المومنون منى . (به مشارق الانوار ص 29 و 65 مراجعه شود)

و در اخبار چندى وارد است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: من از خدایم و آفریدگان از من اند. و در بعضى آمده : من از خدایم و همه از من اند و در بعضى دیگر: من از خدایم و مومنان از من اند.

و در روضة الشهداء آورده است كه : پیغمبر صلى الله علیه وآله فرمودند كه : همچنان كه عرش و لوح و قلم و هفت آسمان را از نور من آفریدند، زمین و كوه ها و نباتات و اشجار را از نور و با وفور على علیه السلام آفریدند، و او را ابوتراب از این جهت گفتند.
و شیخ افجكى اشاره بدین معنى نموده :
هفت آسمان ز نور من آنگه بیافرید
افلاك و چرخ و انجم و آن گاه ماه و خور
و آن گاه آفرید ز نور على زمین
اشجار و كوهسار و نباتات و بحر و بر
خواندنش ابوتراب خداوند از این سبب
كز نور او زمین شد و بد خاك را پدر
بادا حلال كوشش و نوشش به دوستانش
بر دشمنش حرام زن و مال و خواب و خور


و فى منهاج العلامة (ره ) عن انس بن مالك قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله : خلق الله من نور وجه على علیه السلام سبعین الف ملك یستغفرون له و لمحبیه الى یوم القیامة . (منهاج الكرامة ص 22، نسخه خطى كتابخانه مجلس ،ش 4322.)

و در منهاج علامه (ره ) از انس بن مالك روایت است كه رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود: خداوند از نور چهره على علیه السلام هفتاد هزار فرشته آفرید كه براى او و دوستانش تا روز قیامت استغفار مى كنند.

فجمیع ما انظر جماله ، و كل ما خیل لى خیاله ، و كل ما انشق نسیمه ، و كل ما اسمع مقاله ، فهو مصدر الاشیاء؛ فعودها الیه ضرورة بدوها منه و عودها الیه . فمن هو المبدا هو المعاد. فزمام الامور یفوض الیه رتقها و فتقها، و من بیده الفتق و الرتق له الحكم و الیه المرجع ، و الله من ورائهم محیط.( بروج ، 20.)

پس هر چه مى بینم جمال او، هر چه به خیالم آید خیال او، هر چه مى بویم نسیم او و آن چه مى شنوم گفتار اوست . پس او مصدر همه اشیاء است ؛ پس بازگشت همه چیز به اوست ، چرا كه آغازشان از او و بازگشتشان به اوست . پس آن كه مبدا است معاد نیز مى باشد. پس زمام رتق و فتق امور به او سپرده شده است و آن كه رتق و فتق امور به دست اوست حكم ازآن اوست و بازگشت نیز به سوى او. و خداوند از همه سو به آنان احاطه دارد.

اى عزیز! جمعى از اهل معرفت از توحید اطلاقى گریخته به وجود منبسط قائلند، یعنى حقیقت محمدیه صلى الله علیه و آله سارى در جمیع موجودات است . و این طریقه را مطابق ظاهر اخبار مى دانند. و این ضعیف آن چه از اخبار وارده در این باب دلالت دارد ذكر مى نماید:

منها ما مرآنفا من الاخبار. و منها ما فى بصائر الانوار عن جابر بن عبدالله قال : قلت لرسول الله صلى الله علیه و آله : اول شى ء خلق الله تعالى ماهو؟ فقال : نور نبیك یا جابر، خلقه الله ثم خلق منه كل خیر، ثم اقامه بین یدیه فى مقام القرب ماشاء الله ، ثم جعله اقساما، فخلق العرش من قسم ، و الكرسى من قسم ، و حملة العرش من قسم ، و خزنة الكرسى من قسم .( در نسخه ها چنین است و در بحار: و حملة العرش و خزنة الكرسى من قسم .... است و همین صحیح است ، زیرا اینها مجموعا سه قسم مى شوند و قسم چهارم را در جمله بعد توضیح مى دهد) و اقام القسم الرابع فى مقام الخوف ماشاء الله ، (بحار: فى مقام الحب ماشاء الله ، ثم جعله اقساما، فخلق القلم من قسم ، و اللوح من قسم ، و الجنة من قسم ، و اقام القسم الرابع فى مقام الخوف ماشاء الله) ثم جعله اجزاء فخلق الملائكة من جزء، و الشمس من جزء، و القمر و الكوكب من جزء. و اقام القسم الرابع فى مقام الرجاء ماشاء الله ، ثم جعله اجزاء، فخلق العقل من جزء، و العلم و الحلم من جزء، و العصمة و التوفیق من جزء. و اقام القسم الرابع فى مقام الحیاء ما شاء الله ، ثم نظر الیه بعین الهیبة ، فرشح ذلك النور و قطرت منه مائة الف و اربعة و عشرون الف قطرة فخلق الله من كل قطرة روح نبى و رسول ، ثم تنفست ارواح الانبیاء فخلق الله من انفسها ارواح الاولیاء و الشهداء و الصالحین . (بحار الانوار ج 25، ص 21 - 22 به نقل از ریاض الجنان)

برخى همان اخبارى است كه گذشت . و از آن جمله است آن چه در بصائر الانوار
از جابربن عبدالله روایت كرده كه گفت : به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض كردم : اولین چیزى كه خدا آفرید چه بود؟
فرمود: نور پیامبر توست اى جابر، خداوند آن را آفرید سپس هر چیزى را از آن آفرید، سپس آن اندازه كه خواست آن را در مقام قرب در برابر خود بپا داشت ، سپس آن را چند قسم نمود، عرش را از قسمى ، كرسى را از قسمى ، حاملان عرش را از قسمى و خازنان كرسى را از قسمى دیگر آفرید. قسم چهارم را درمقام خوف آن اندازه كه خواست بپا داشت ، سپس آن را چند جزء كرد، فرشتگان را از جزئى ، خورشید را از جزئى و ماه و ستاره را از جزئى آفرید. و قسم چهارم را در مقام رجاء آن اندازه كه خواست بپا داشت ، سپس آن را چند جزء كرد، عقل را از جزئى ، علم و حلم آن را از جزئى ، و عصمت و توفیق را از جزئى آفرید. و قسم چهارم را در مقام حیاء آن اندازه كه خواست بپا داشت ، سپس با دیده هیبت بدان نگریست ، پس آن نور را پاشید و صدو بیست و چهار هزار قطره از آن بارید، و خداوند از هر قطره اى روح نبى و رسولى را آفرید. سپس ارواح انبیا نفس كشیدند و خداوند از نفسهاى آن ها ارواح اولیا و شهداء و صالحان را بیافرید.
( فصل 85 - 1  از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.




قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 40 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 41 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 42 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 43 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 44 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 45 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 46 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 47 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 48 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 49 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 50 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 51 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 52 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 53 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 54 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 55 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 56 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 57 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 58 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 59 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 60 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 61 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 62 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 63 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 64 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 65 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 66 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 67 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 68 )





مطالب مرتبط :
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !




مطالبی دیگر از وبلاگ :




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.