فصل (83): (وصف امام از زبان امیرالمومنین علیه السلام )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و مما یدل على ما ذكر ما رواه فى الغوالى عن ابى جعفر علیهما السلام ، انه قال : كما لا تقدر على صفة الله لا تقدر على صفتنا، و كما لا تقدر على صفتنا لا تقدر على صفة المومن . (عوالى اللئالى ج 1، ص 436. كافى ج 2، ص 180: لایقدر)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و از جمله چیزهایى كه برمطالب مذكور دلالت دارد روایتى است كه در غوالى از امام باقر علیه السلام آورده كه :
فرمود: همان گونه كه بر وصف خدا قادر نیستى بر وصف ما نیز قادر نمى باشى ، و همان گونه كه بر وصف ما قادر نیستى بر وصف مومن نیز قادر نمى باشى .

و ما رواه فى المشارق عن طارق بن شهاب ، عن امیرالمومنین علیه السلام انه قال : یا طارق ، الامام كلمة الله ، و حجة الله ، و وجه الله ، و نور الله ، و حجاب الله ، و آیة الله ، یختاره الله و یجعل فیه ما یشاء، و یوجب له بذلك الطاعة ، و ولاه على جمیع خلقه ، فهو ولیه فى سماواته و ارضه ، اخذ له بذلك العهد على جمیع عباده ، فمن تقدم علیه كفر بالله من فوق عرشه ، فهو یفعل مایشاء، و اذا شاء الله شاء، و یكتب على عضده : وتمت كلمة ربك صدقا و عدلا. (انعام ، 115.) فهو الصدق و العدل ، و ینصب له عمود من نور من الارض الى السماء یسرى فیه اعمال العباد، و یلبس الهیبة ، و یعلم الضمیر، و یطلع على الغیب ، و یعطى التصرف على الاطلاق ، و یرى ما بین المغرب و المشرق ، و لایخفى علیه شى ء من عالم (الملك و) الملكوت ، و یعطى منطق الطیر عند ولایته .


فصل (84): (خطبه البیان و اصول توجیه آن )
و از جمله اخبارى كه دلالت بر این معنى دارد خطبة البیان است ، و از جهت فهم این خطبه شریفه ، قطع نظر از آن چه ذكر شد مقدمه اى مقرر مى شود.

بدان كه آدمى نسخه اى مجموعه و كتابى است جامع ، و جوامع قوابل كلیه است . و حق تعالى مشاهده اسماء و صفات خود در انسان كامل مى كند، پس انسان متصف به این صفات كامله سزاوار مرتبه خلافت حق است ، و اوست مظهر اسم اعظم ، بلكه اوست اسم اعظم ، چنانچه در حدیث خیبرى و غیره گذشت . (در نسخه ها: سنن الحلال من الحرام . فهو...) و انسان كامل موصوف است به صفات كامله اى كه حق تعالى موصوف است به آن صفات غیر از وجوب ذاتى و غنا، چنان چه حدیث تخلقوا باخلاق الله ، دلالت بر این معنى دارد. اى عزیز!

هر هنر كاوستا بدو معروف شد
جان شاگردان بدو موصوف شد
(مثنوى دفتر اول ، ص 78.)

پس جمیع اخبار متقدمه و آتیه در این باب ناخوشى ندارد، و قاصدان بى بصیرت و خفاشان دور از شمس هدایت ، و جاهلان عور از كمال و معرفت كه انكار خطبة البیان و خطبه طتنجیه و سایر اخبار مى نمایند ذرهم یاكلوا و یتمتعوا و یلههم الامل فسوف یعلمون . (حجر، 3: رهاشان ساز تا بخورند و بهره برند و آرزو سرگرمشان سازد، كه بزودى خواهند دانست)
هر كسى را بهر كارى ساختند

اى عزیز! این مقام را اهل معرفت مقام توحید عیانى شهودى كه نهایت قرب و اتصال است مى نامند، و ناخوشى نیز به حسب شریعت مقدسه ندارد، و اخبار وارده در این باب ان شاء الله در مرتبه سیم و چهارم با توضیح معانى توحید عیانى خواهد آمد. و قطع نظر از آن چه پیش از این از عین الحیاة منقول شد، از جهت تاكید، تحقیقى كه آخوند ملا محمد باقر (ره ) در اصل سیم از این كتاب ذكر نموده است این ضعیف در این مقام ایراد مى نماید، چه عین مدعاست . و لفظ كتاب مذكور این است :

بدان كه معرفت را مراتب مختلفه است ، و در مرتبه ایمان زیاده و نقصان مى باشد، چنانچه خواجه نصیرالدین (ره ) نقل كرده است كه مراتب خدا بلا تشبیه مثل مراتب معرفت آتش است . و اول مرتبه معرفت آتش آن است كه شخصى بشنود كه چیزى مى باشد كه هر چیزى را كه در آن مى افكنى مى سوزد و فانى مى كند، و هر چه در محاذى آن واقع مى شود اثرش در آن ظاهر مى گردد، و هر چند از آن اخذ مى كنند كم نمى گردد، و همچنین موجودى را آتش مى گویند. و نظیر این معرفت در معرفت بارى تعالى معرفت جماعتى است كه دین خدا را به تقلید بدانند، از راه دلیلى ندانند.

و بالاتر از این مرتبه كسى است كه دود آتش به او رسیده است اما آتش را ندیده و مى گوید كه البته این دود از چیزى حاصل شده است و هر اثرى موثرى مى خواهد، پس آتشى هست كه این دود اثر اوست . و نظیر این مرتبه در معرفت بارى تعالى معرفت اهل نظر و استدلال است كه به دلایل عقلیه و براهین قاطعه حكم مى نمایند بر وجود صانع .

و مرتبه بالاتر از این مرتبه كسى است كه نزدیك آتش رفته و حرارت آتش به او میرسد و نور آتش بر چیزى مى تابد و چیزها را به آن نور مى بیند. و نظیر این مرتبه در معرفت خداى تعالى معرفت مومنان خاص است كه دلهاى ایشان به نور الهى اطمینان یافته در جمیع اشیاء به دیده یقین آثار صفات كمالیه الهیه را مشاهده مى نمایند.

پاك كن دو چشم را از موى عیب
تا ببینى باغ و سروستان غیب
(مثنوى دفتر دوم ، ص 50.)

هر كه دارد از هوسها جان پاك
زود بیند حضرت ایوان پاك


و مرتبه بالاتر از این ، مرتبه كسى است كه در میان آتش باشد و آثار آتش بر او ظاهر گردیده باشد. و این در مراتب معرفت الهى ، اعلى درجات معرفت است كه تعبیر از این به فناء فى الله مى كنند، و حصول این معنى به كثرت عبادت و ریاضت مى شود، چنان چه امام جعفر صادق علیه السلام در این حدیث فرمودند كه : قال الله تعالى :

ما تقرب الى عبد بشى ء احب الى مما افترضت علیه ، و انه لیتقرب الى بالنافلة حتى احبه ، فاذا احببته كنت سمعه الذى یسمع به ، و بصره الذى یبصر به ، و لسانه الذى ینطق به ، و یده التى یبطش بها، اذا دعانى اجبته ، و ان سالنى اعطیته . (كافى ج 2، ص 352:

خداى متعال فرموده : بنده ام به چیزى محبوبتر نزد من از آن چه بر او واجب كرده ام به من تقرب نجسته است ، و او بسا كه با نافله و امور مستحبى به من تقرب مى جوید تا آن جا كه او را دوست مى دارم ، و چون دوستش داشتم گوش شنوا و چشم بینا و زبان گویا و دست گیرنده او خواهم شد، چون مرا بخواند اجابتش كنم و اگر از من درخواست كند به او عطا نمایم)

و آخوند مرحوم بعد از نقل كلام خواجه و ذكر یك معنى از براى این حدیث شریك گفته اند كه : یك معنى دیگر ذكر مى كنم و از خدا مى طلبم كه در نظر باطل بینان و احول بصیرتان به معنى باطل مشتبه نشود و مقبول افتد. و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم .

اى عزیز، بدان كه حق سبحانه و تعالى در خلقت انسان قوا و شهوات بسیار مقرر ساخته ، و امر فرموده است كه اینها را در رضاى او صرف نمایند، و وعده فرموده كه آن چه در راه او صرف نمایند عوضى كرامت فرماید كه مشابهتى به اول نداشته باشد....و خداوند عالمیان یك قدر قوتى به هر كس كرامت فرموده كه به آن قوت قدرى از كارها مى تواند كرد. و جمعى كه این قوت را خست كردند و در راه او صرف نكردند اندك وقتى ناقص مى شود یا به مرگ زایل مى گردد. و حضرت امیرالمومنین علیه السلام و بزرگوارانى كه او را متابعت نموده اند و در عبادات و طاعات این قوتها را صرف نموده اند خداى تعالى قوتى به ایشان كرامت فرموده كه فوق قوت بشرى است ، چنان چه فرمودند كه : در خیبر را به قوت جسمانى نكندم بلكه به قوت ربانى كندم . (امالى صدوق ، مجلس 77، ص 461.) در آن وقت دست را هم حركت ندهد و متوجه شود آسمان و زمین را بر هم مى تواند زد، و جمیع عالم مطیع اویند.

و این قوت به مردن بر طرف نمى شود و زنده و مرده ایشان یك حكم دارد. بلكه چون غیر مراد الهى مرادى ندارند و از مرادات و ارادات خود خالى شده اند و اول امرى را به اراده و به قوت خود آن كار را مى كردند اكنون مقارن اراده او خداى تعالى قدرت خود را در مرادات او به كار مى فرماید، و چون از براى خدا از سر ارادت خود گذشت خدا اراده خود را در قلب او القا مى نماید و مدبر او مى شود. و اشاره به این معنى است آن چه در این حدیث شریف وارد شده است كه : دل مومنان در میان دو انگشت است از انگشتان الهى - كه كنایه از قدرت است - كه به هر طرف كه مى خواهد مى گرداند.

و موافق حدیث معتبر، آیه و ما تشاون الا ان یشاء الله (دهر، 30: و شما نمى خواهید مگر آن كه خدا بخواهد) كه در سوره هل اتى در شان اهل بیت علیهم السلام نازل شده است به این معنى تفسیر نموده اند، یعنى در این مرتبه از كمال ، مشیت ایشان متعلق نمى شود مگر به چیزى كه مشیت الهى به آن تعلق گرفته . و همچنین نور دیده خود را كه كهنه كرده در راه دوست ، و پروا نكرده از این كه بیدارى كه مى كشم چشمم ضعیف مى شود، یا در نظر كردن ها اراده دوست را ملاحظه كرد و از اراده خود درگذشت ، خداى تعالى نورى به دیده و چشم دل او كرامت مى فرماید كه حقایق معانى و امور غیبیه را به آن نور مى بیند، و آن زوال ندارد، چنانچه رسول خدا صلى الله علیه واله فرموده است : اتقوا فراسة المومن فانه ینظر بنور الله ...( بحار ج 67، ص 75.) و همچنین به مقتضاى ام لهم آذان یسمعون بها، (اعراف ، 195.) از آن چه مى شوند چیزى چند كه دیگران از آن ها كرند، و به مقتضاى فتح الله ینابیع الحكمة من قلبه على لسانه ، (بحار ج 70، ص 242.) چشمه هاى حكمت ازدلشان بر زبانشان جارى مى شود كه خود هم خبر ندارند. و این چشمه چنان چه بر دیگران میریزد بر خودشان هم فایض مى گردد. و همه یك بار مى یابند، و این حكمت همیشه بر زبان ایشان جارى است ، وچون سرچشمه آبش نامتناهى است نهایت ندارد. و در این مقام سخن بسیار نازك مى شود و زیاده از این نمى توان گفت .

تا نگویى سر سلطان را به كس
تا نریزى قند را پیش مگس
گوش آن كس نوشد اسرار جلال
كو چو سوسن ده زبان افتاد لال

(مثنوى دفتر سوم ، ص 1.)

( فصل 84-1  از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.




قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 40 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 41 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 42 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 43 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 44 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 45 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 46 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 47 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 48 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 49 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 50 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 51 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 52 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 53 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 54 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 55 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 56 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 57 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 58 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 59 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 60 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 61 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 62 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 63 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 64 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 65 )



مطالب مرتبط :
...  درون پیمایی (01)

...  انسان کم نیست ... !



مطالب مرتبط :






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.