گر جلوه می نمائی و گر طعنه می زنی
مــا نیستیــم معتقـد شیـخ خــودپسـتد
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:
در علل الشرایع شیخ صدوق (ره) در جلد 1 و ص 63 روایتی عجیب و تامل برانگیز دیدم که بلادرنگ این بیت حافظ ما در ذهنم نقش بست که ؛
ما و می و زاهدان و تقوی
تا یــار ســـر کـــــدام دارد


......علت های عجیب در حکمت الهی... بگذریم بخشی از متن را با هم مرور میکنیم !
... ابوالحسن طاهرین محمدبن یونس بن حیات که مرد فقیهی است در اجازه ای که بمن در بلخ داد فرمود :
محمدبن عثمان هروی از ابومحمد حسن بن مهاجر از هشام بن خالد از حسن بن یحیی از صدقه بن عبدالله از هشام از انس از نبی اکرم صل الله علیه و آله نقل کرده که آنحضرت نیز از جبرئیل علیه السلام حکایت کردند که وی گفت :

خداوند تبارک تعالی فرمود :
کسی که به دوست و ولیّ من اهانت کند به محاربه با من برخاسته است

و اگر تردد در حق من راه میداشت در هیچ فعلی تردد نداشتم مثل ترددی که در قبض روح مومن برایم حادث میشد (1) زیرا مومن از مرگ کراهت دارد و من هم از کاری که مورد کراهت مومن است , بیزارم ولی در عین حال چاره ای از مرگ و مردن او نمی باشد ,

و بنده من با هیچ عمل و کرداری به اندازه  انجام آنچه را که بر او واجب کرده ام بمن نزدیک نمیشود

و پیوسته بنده ام به درگاه من زاری میکند تا محبوبم واقع شود و وقتی محبوبم قرار گرفت گوش و چشم و دست و پناهگاهش میگردم , اگر مرا بخواند اجابتش کرده و اگر از من درخواست کند به او عطا خواهم نمود ,

برخی از بندگان مومن هستند که میخواهند عبادتی را انجام دهند ولی منصرفشان میکنم تا خودبینی به ایشان راه نیابد و بدین ترتیب حالشان فاسد گردد

چنانچه پاره ای از بندگان مومن سلامتی ایمانشان صرفا با فقر است بطوریکه اگر غنی شوند ایمانشان فاسد میشود

یا بعضی دیگر هستند که سلامتی ایمان آنها فقط با ابتلاء به بیماری تامین گشته لذا اگر جسمشان سالم شود فاسدالایمان میشوند
و به عکس جمعی از اهل ایمان میباشند که تنها در صورت صحیح المزاج بودن ایمانشان سالم میماند از این رو اگر آنها را مبتلا به بیماری کنم ایمانشان فاسد میگردد ,

بنابراین با علم به قلوب و دلهای بندگان بین ایشان تدبیر میکنم چه آن که من عالم و خبیر هستم.

... حالا اینجا جای آن است که به ابیات زیر توجه فرمایید که چقدر درست هستند :

زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز
تا ترا خود ز میان با که عنایت باشد

برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو
راز این پرده نهانست و نهان خواهد بود

برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر
که ندادند جز این تحفه به ما روز الست

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

زاهد ار راه به رندی نبرد معذورست
عشق کاریست که موقوف هدایت باشد

فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز
نظر به دردکشان از سر حقارت کرد

بد رندان مگو ای شیخ و هشدار
که با حکم خدائی کینه داری

میخانه را اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند
دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار
که ره از صومعه تا دیرمغان اینهمه نیست

در صومعه زاهد و در خلوت صوفی
جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست


زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود
هم مستی شبانه و راز و نیاز من

..........................
(1) . در متن حدیث محذوف در تقدیر است و بفرموده مرحوم مجلسی در بحار تقدیر چنین میباشد :
لو جاز علیّ التردّد ما توددت فی شیئی ... چنانچه ما در ترجمه بر اساس همین تقدیر عبارت را برگردان نمودیم البته تقادیر دیگری نیز گفته اند که بجهت عدم اطاله کلام از ذکرشان صرفنظر کردیم.




مطالبی دیگر از وبلاگ :




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.