خلاصه جلسه یازدهم ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... اینکه چرا ناویل لازم است را قبلا عرایضی را داشتیم ... اینکه عده ای از عامه که مولوی های اهل باصطلاح سنت و اکثر یا تمام آنهایی که زاویه پیدا کردند با اهل بیت پاک نبی (ص) - یا دیگران را بر آنها عملا ترجیح داده اند یا حتی اقلی همطراز گرفته اند - حالا بتقصیر یا بقصور و بخصوص منحرفین از اصل دین مانند وهابیت فقط تنزیل را تا حد قبول تبلیغ میکنند ؛ باید بدانها گفت مثلا با آیاتی مانند این آیه چه میکنند که فرمود :
« و من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخره اعمی » که در سوره بنی اسرائیل است و یعنی اینکه : " هر کسی در اینجا ( در این دنیا ) کور باشد , در آخرت هم کور خواهد بود " !
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
... اگر اینجوری باشد با کوران مادرزاد یا کورانی که بر اثر حوادثی نابینا شده اند ؛ یعنی باید همه را نابینا در قیامت و آخرت محشور دید ؟!!

قطعا منظور باری تعالی از کور همان کوری بمعنای گمراهیست که مشاهده و وجدان میکنید که منظور درست تر همین وجه است ؛  که بر اساس تاویل به چنین برداشت صحیحتری میرسیم ... حالا موارد زیادست که فقط خواستیم مشهورترینش را بعنوان شاهد مثال ذکر کنیم و ضرورت تاوبل را گوشزد کنیم ...  

درباره مطلب آقای ... من هم همین مساله را دیدم یعنی در منابع داریم که « قرار دادن امامی در کنار امام حقیقی همان تاویل مشرک میباشد . » ... در کافی شریف بابی هست تحت این عنوان که منظور از اولی الامر در قرآن , ائمه (ع) هستند نه غیر آنها ! ...

... در آنجا ما گفتیم که یک " ناس " داریم و یم " نسناس " که ناس به خوبان و نسناس به بدان تاویل میشود . ... از طرفی گفتیم که در نساء آیه 54  داریم :

« ام یحسدون الناس »

یعنی بلکه به ناس رشک و حسادت میورزند !

حالا منظور از ناس در اینجا در اصل ائمه هدی (ع) هستند و بعد ... ما هستیم ! حال کسی که محسود واقع میشود علی الاغلب مظلوم است ...

... از حضرات ائمه (ع) بما رسیده است که « دشمنان خویش و کسانی را که ادعای امامتی میکنند که از آنها نیست , این افراد را , « اهل افک » نامیده اند ! ...

...

درباره موضوع دیگری که در آخر جلسه پنجم مطرح فرمودید موضوع را حاجی ... بمن یادآوری کردند فقط چند نکته یادداشت کردم که ... از حضرت مولا امیرالمومنین (ع) بنقل از جویریه آمده است که حضرت درباره سرزمین بابل میفرمایند :

« این سرزمین ملعون است که تاکنون دو (2) بار عذاب شده و منتظر بار سوم میباشد ! ( در یک روایت دیگر هم داریم سه بار ) ...

یا در سوره نجم ( احتمالا آیه 50 تا 53 یکی از اینها باشد ) که « الموتفکه اهوی » بنقل از مولا علی (ع) آمده که فرمود :

« ای اهل بصره و ای اهل موتفکه و ای سپاه زن ... ! تا آنجا که فرمود « و تاکنون دو (2) مرتبه بر ساکنانش خراب شد و سومین بار در زمان رجعت خواهد بود »

... بهمین سبب در تفسیر قمی در ذیل آیه « الموتفکات بالخاطئه » که در سوره حاقه هست یعنی " مردم شهرهای سرنگون شده " ( سدوم و عاموره ) مرتکب خطا شدند - تاویل میکند که منظور از موتفکات بصره میباشد و منظور از خاطئه مکان زن است . و آنچه از دگرگونی بصره بذهن متبادر میشود دگرگونی واقعی آن همچون سرزمین لوط میباشد ! ...

حال شما اگر وقایعی مشابه در منطقه بابل ( بصره و حوالی آن ) در این سالها دیدید گزارش کنید تا ما بشما نشانه هایی را که در واقع میشود فقط اشاره کرد چونکه در قطعیت کسی جز معصوم نمیداند و فقط ما هم اگر اطلاعی باشد نقل از لسان مبارک معصوم است و شامّه ای اگر باشد فقط از ناحیه قلوب خالی از گرایشات تنانی و دنیایی میتواند آنهم با نظر لطف حضرات معصومین و تاییدات الهی باشد ...

دوستان همواره دقت داشته باشیم ؛ پاس دل بدارید و بداریم و عمر ضایع نکنیم و نگاه به مشاهیر این دنیایی نکنیم و دل بدانها که خویش دل در گروه دنیا بستند نبندیم ... خیری باید در آدمی باشد و بانتظارش باید نشست ... در امالی صدوق خواندم که از پیامبر ختمی مرتبت (ص) نقل کرد که فرمود :

« بهترین مومنان کسی است که با مومنان انس گیرد و کسی که نه انس گیرد و نه انس و الفت ایجاد کند , خالی از هر گونه خیر است » !

... شقه شقه کردن اجتماعات در هر سطحی بهر بهانه ای ؛ نشانه خیر نیست ! نه عامل باشید و نه علت این افتراقات و دودستگی ها که از شیطانست ! ...

یک آدمی که در او خیر است بواسطه او کسانی چند دسته نمیشوند , یعنی بخاطر گرایشات یا اعمال وی مومنین بدو پاره یا چند پاره نمیشوند و ...  اینها همه کدهایی است که معصوم (ع) بما داده اند !

... بسیاری شاید خود ندانند که در این نقش هستند ولی ندانستن مانع از شیطنت و شیطانی شدن نمیشود و حالا هر چه که ما بزرگتر و موثرتر باشیم دائره نقش ما در ایجاد افتراق بیشتر میشود خدای ناکرده که بسیار باید مواظبت کرد ...

خلاصه اگر شما در دلتان نسبت به دیگر متدینین لطف و انس احساس کردید بدانید که پیامبر (ص) بشما بشارت خیر داده که در شما خیری هست والا فلا !

آنحضرت (صلی الله علیه و آله ) باز در همین خصوص فرمود :

« بدترین مردم کسانی اند که بر مومنین بغض و خشم گیرند و قلب های آنها نیز از آنان انزجار و کینه دارند , سخن چین اند و میان دوستان جدایی ایجاد میکنند و در پی عیب مردم میباشند »

خدا نکند که ما و شما در میان سخنان و زندگی و صفحات دیگران با این رویکرد ( یعنی تجسس ) بگردیم که در آنصورت قطع و یقین بدانید که سقوط کرده بوده و بودیم ولی گاه شاید تصور میکنیم که قصد خدمت داریم و بقصد سالم سازی محیطهای مختلف داریم انجام وظیفه میکنیم و بقول آن برادر گرامی ما یعنی همین سردار گرامی ... بواسطه احاطه خویش در زمینه ای که کار میکنند که فرموده بودند ؛ یکی مزاحم مردم وقتی بعد از پاس چند ساله ؛ باصطلاح گیر افتاد ... بعدا در جایی مخصوص در دفاع از خویش مدعی بود که من قصدم از پیگیری و سرک در زندگی مردم این بود که آنها به مقدسات توهین نکنند و ...! ولی وقتی بررسی میکنی با یک نظر در سابقه خانوادگیش می بینی که ابدا کمترین شایستگی اخلاقی در امورات معرفتی و دینی نداشته اند - حالا مسئولیت اداری که اصلا هم نداشت - ولی باعث و بانی بسیاری از نابهنجاری ها در چند خانواده شده بود که اگر آن مردک اینهمه دقیق نمیشد و فضولی و تجسس نمیکرد و کینه توزی نمیکرد خودبخود بعد از مدتی بطور عادی حل میشد و ماجرایی درست نمیشد ...

از طرفی بدانید که اگر دنبال کار زندگی خصوصی مردم بیفتید مطمئن باشید که خداوند را در کمینگاه خویش خواهید داشت که البته بدموقع یقه خود شما و یا وابستگان شما را خواهد گرفت و تمام ناخالصی های شما را بر آفتاب خواهد انداخت چرا که مدعیان را ماجراهاست و خداوند نسبت ببندگانش حتی همون بدهاش هم غیرت دارد و دوستشان دارد ... !

... مزاحم مردم نباشید , خوب و بد مردم همه با هم در یک کشتی نشسته ایم و اگر هم دستی بخواهد جنبشی کند تنها دستان پاکی باید باشند که فقط بقصد بیرون کشیدن کسی که داخل چاه افتاده دراز شود نه آنکه با ریاکاری و خودنمایی در اینجا و آنجا بوق و کرنا کرده و آبرو ببریم و ...خلاصه حرف پیامبر(ص) را گوش کنیم !   
 
....
ساری,گاهنوشته های محمود زارعبحث دیگر هم درباره غلو بود و غالیان
درخصوص غالیان ... در کتاب امالی مرحوم شیخ صدوق بنقل از فضیل بن یسار آمده است که حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند :

« مواظب باشید که غالیان جوانانتان را فاسد نکنند که همانا غلات بدترین خلق خدا هستند که عظمت او را تحقیر و برای بندگان ادعای ربوبیت میکنند ... فرد غالی بسوی ما برمیگردد و ما او را نمی پذیریم اما چون اهل تفریط بسوی ما برگردند او را می پذیریم . »

آنطوری که جستجویی داشتم دیدم که باتفاق ؛ حضرات معصومین علیهم السلام ؛ از افراط و تفریط منع فرموده اند بخصوص اهالی غلو را که حتی کافر و ملعونشان دانسته اند و خود این توجه و تذکر دادن دال بر آنست که تنها آن حضرات مبلغ و ناشر توحید راستین بوده اند و بس !  و گرنه اینهمه نسبت به غلوکنندگان و غالیان با این شدت و حدت مخالفت نمیکردند !

غلو هم همیشه درباره فقط ائمه معصومین (ع) نبوده بلکه اصل غالیان درباره پیروان حضرت عیسی (ع) بوده و حتی تا زماننا بسیاری میتوانند درباره افرادی در همان حد غلو در چاله برائت حضرات معصومین (ع) و بیزاری حضرت ولی عصر(عج) درباره خودشان - خدای ناکرده - بدلیل غلوی که درباره کسانی میکنند ؛ بیفتند ! که مشمول بیزاری اولیاء الله گردند ...! زیرا آن حضرات بالاتفاق از غالیان بیزاری جسته اند !

نکته ای که بر من مکشوف گردید آنکه از همین زاویه آن حضرات همچنان مظلوم مانده اند و شان و مرتبه شان شناخته نشده زیرا این بیم همواره وجود داشته است که اگر از فضیلت و کمالات و امتیازات آن حضرات بیشتر مکشوف میگشت درصدهاای زیادی از خلق الله بوادی غلو می افتادند و لذاست که می بینیم بسیاری از زوایای شخصیتشان یا مخفی مانده و یا برمز و اشاره بیان شده است و یا هم برای خواصی از قابلان و کاملان تا حدی مکشوف گشته است ! ... اینکه فرموده اند حدیث محمد و آل محمّد صلی الله علیه و آله اجمعین صعب و دشوار است بخشی از آن هم از همین رو بوده است ! ...

آری باید ملاحظه ناس و مخاطب را نیز کرد حتی تا جایی که مقاماتی از وجوه امتیازی حتی امام معصوم نیز مخفی بماند تا خدای ناکرده مرزهای توحید مخدوش نگردد و لذاست که یک مرد خدا حاضر نمیشود که مداحی شود و ستایش شود و مورد دستبوسی و مداهنه قرار بگیرد ؛ حتی اگر شایسته هم باشد که معمولا نیستند در مقام مقایسه با حضرات معصومین ؛ چون مساله دو طرفه هست , تنها ممدوح نیست بلکه مداح هم در این ماجرا ملاحظه اش را باید کرد تا بمرز  چاپلوسی و شرک نیفتد ! ...

در عمق نفرتی را که  این کار ,  یعنی غلو دارد ,  تنها به یک روایت اشاره کنیم و بگذریم که این حدیث را از عیون اخبار الرضا (ع) یادداشت کردم که ؛ از جانب امام رضا علیه السلام نیز در خصوص همین موضوع یعنی همین غلو آمده است , از حدیث حسن بن جهم ؛ که حضرتشان پس از کفر شمردن غلو و بیزاری جستن از آن فرمودند :
« هر کسی برای انبیاء ادعای ربوبیت کند و برای ائمه (ع) ادعای نبوت کند یا مدعی امامت برای کسی بجز ائمه معصومین (ع) گردد , ما از او در دنیا و آخرت بیزاریم » 

...

اینکه گفتید از آقا مرتضی علی علیه السلام هم آیا مطالبی درباره غلو کنندگان آمده است چون بیشتر غالیان درباره آنحضرت باین بلیه دچار شده اند ؟! ... کاش این موارد را جلوتر میخواستید و مطرح میکردید تا ما هم فرصت لازم را برای گشتن در منابع داشته باشیم که فقط نقل بمضمون نکنیم بلکه کلام مستقیم را بی کم و کاست بسمعتان برسانیم , مع الوصف یکی دو نکته در همین دفتر هست که مجبورم فعلا بهمین نکته اکتفا کنیم ...

... مثلا در خصال ( خصال شیخ صدوق ) بنقل از اصول اربعه آمده است که مولامایمان آقا امیرالمومنین علیه السلام فرمودند :
« شما را از غلو در ما برحذر می دارم , ما بندگانی مربوب هستیم , پس از آن هر چه میخواهید در باب فضل ما بگویید »

حضرت مولا (ع) محو حضرت رب العالمین هست و عاشق حضرت اله و هموست که اولین هشدارها را داده بود تا رسید بعدها به ذریه پاک آن حضرت ...
مثلا در احتجاج طبرسی از مولا امیرالمومنین (ع) نقلی وجود دارد که مولا (ع) فرمودند :
« درباره ما پا را از حد عبودیت فراتر نگذارید ... برحذر باشید از غلو همچون غلو نصاری که همانا من از غالیان بیزارم »

... خلاصه دوستان دیگر واقعا نیازی بشرح و تفسیر وجود دارد با این کلامهای نورانی ؟! از خداوند بخواهیم به آبروی این انوار مقدس همه ما را از افراط و تفریط بدور دارد و ایمان ما را نسوزاند ! ... خیلی متوجه باشیم خلاصه و از لسان دین بدنیافروشان تفسیرهای آنچنانی را نشنویم ... ! راهی برای رهنمونی و سعادت بجز دریافت مستقیم از کلام خود این انوار و ذوات مقدسه نداریم ... !
خوب این هم از این بحث که مطرح فرمودید که فقط خواستم اشاره ای کنیم بخصوص وقتی هم که میخواهیم بدانیم نظر همین ذوات مقدسه درباره مصحف شریف بعنوان شریک قرآن چیست !!! ...

... مساله دیگری که باز مطرح فرمودید در واقع برمیگردد به تطابق خواست ائمه (ع)  با خواست و اراده خداوند تبارک و تعالی ... فی الواقع اینطور میتوان با مساله برخورد کرد که خداوند متعال ؛ قلوب حضرات ائمه معصومین (ع) را مامن و قرارگاه و جایگاه اراده خویش قرار داده است پس با این نگاه چیزی را که خداوند متعال بخواهد , آنها هم همان چیز را میخواهند چون مساله اراده باری در قلوب آن انوار مقدسه هست ...

... خلاصه عرایضم این بود که نباید از مفوضه بود بخصوص که تفویض در اموراتی که در چهار پنج مورد میشود تیتر کرد از مصادیق بارز کفر است :

- تفویض در  آفــــرینش
- تفویض در رزق و روزی
- تفویض در ربــــوبیـــت
- تفویض در مساله مرگ
- و تفویض در امر احیــاء

این اموراتی که سرجمعش را بدینصورت خلاصه کردیم خاص خداوند متعال بوده و ابدا به احدی تفویض نفرموده است ( متوجه باشید این اصول را بعنوان مبنا در ایمان بتوحید حضرت متعال در باطن خویش مومن باشید ... ) !

...
راز عدم تصریح نام مولایمان در ... ! ( یک مطلبی را بعدها اینجا در همین باره نوشتیم ببنید
)
ببینید دوستان این یک امر بیشتر شخصی است ؛ از کودکی در دلم افتاد ؛ از نوجوانی در باطنم نشست و با جانم بدان اعتقاد دارم ... یک امر شخصیه بیشتر ؛ واقعا هم نمی دانم که تا دیگرانی از بزرگان چه فرموده اند در اینخصوص ؛ البته بعدها لطائف و ظرائفی در متون خاص دیدم که ولایت باطن نبوت است و نبی موظف میشود که خویش برود و مامور است بمعرفی خود و دعوت و ... و در همین راستا قبل از آنکه باین معارف برسم ؛ عرض کردم در باطنم خیلی پیشترها نشست که ... مردم باید بروند بسراغش ... مولا امیرالمومنین علیه السلام باصطلاح عموم برگ آس خداست ... آقا خودش کعبه است و دیگران باید بروند بسراغش ...

ما داریم که پیامبر باید برود بسراغ مثلا فرعون ... آنجا معرفی میشود که مثلا موسی (ع) است , که باید هم برود و معلوم و آشکار ... چون مامور خداست و بنای شریعت باید بنهد !

اما آقا مرتضی علی (ع) را کسانیکه واقعا میخواهند و لیاقتش را دارند باید بروند پیدا کنند ... , آقا خویش کعبه ایست ؛ معتقدم که حضرت احمد مرسل هم باید فرموده باشد که مولا خود کعبه است مردم باید بسراغش بروند ...

برای همین هم گرچه منصوب خداست و نبی (ص) هم مامور به ابلاغش ؛ اما تا مردمانی از شایستگان لایق نخواهندش , نمی آید ! ...

فکر نمیکنی که یک وجه از راز غیبت حضرت ولی عصر (عج) هم همین هست ؟! ...
تا قابلیت نداشته باشی نمی آید ؛ یعنی در واقع تا نیایی درک نمیکنی حضرتش را والا او که غایب - بآن معنایی که عامه می پندارند - نیست , غایب مائیم ... جایش را حضرت رب الارباب امن فرموده است ... !

... گفتم که نمیخواستم , ... باز ما را باین نحو از سخنان بکشانید و خلاصه ... برویم شایستگی پیدا کنیم تا در کاسه مان بتناسب نسبتی که با نور پیدا کردیم , روشنی بگذارند و وضوح و حضور بگذارند ! بگذریم ( یاعلی )

... امروز نمیدانم چرا پاشنه بحث را هی میچرخانید بر روی نامی مبارک ؟! ... خوب البته چون بیشتر بقرائت آیات کریم جامانده گذشت این نیمساعت آخر را دوستان میچرخانند ! ...

در آن لطیفه ... سپیدی موی همچو من محمود , از سیاهی دلست ... دیگه کلام آخر باشد ... درباره آن روایتی که این خانم اشاره کردند ؛ درسته فکر کنم در ارشاد شیخ مفید علیه الرحمه باشد - چون از شیخ مفید قطعیت دارم که هست ولی از کدام اثر با تردید عرض کردم که ... - درسته حضرت مولا (ع) فرمودند که :
« سپیدی مویم سنتی است از حضرت ایّوب همانطور که خدا پراکندگی اهل ایوب را جمع کرد و گرد آورد , برای من نیز چنین میکند بطوری که اگر یک حرکت کنند میگویند مرد و هلاک شد »
... حالا متن همینه که نقل کردیم با مختصری تفاوت در املاء شاید ...

حضرت ایّوب پیامبر هم که میدانید از جانب پدر باینصورت به حضرت ابراهیم خلیل الله میرسد که فرزند عیص که خود فرزند اسحاق بن ابراهیم علیه السلام بود ... و از جانب مادر هم باز میرسد به خلیل الله چون نام مادرش رحیمه دختر حضرت یوسف (ع) بود که خود آنحضرت فرزند یعقوب بن اسحاق بود که هر دو از طریق اسحاق باز بابراهیم میرسند علیه السلام و الصلاه .

دفعه بعد انانی که خود در فراغت روز تا عصر که زمان جلسه است آیات را خواندند اعلام بفرمایند که اینجا تکرار نشود و فقط اگر کسانی آیات را توفیق حفظش را پیدا کرده اند از حفظ بخوانند تا حظ کنیم و دعا ؛ ... و بتوانیم بمباحث عادی خویش برگردیم چون قرار ما در جلسات فقط قرائت صرف نیست ... خداوند همه ما و شما را هر چه عمیقتر بمعارف الهی آشنا بفرماید ان شاء الله

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

( پایان خلاصه جلسه یازدهم)

ادامه دارد .....

توضیح : جلسه تدبری در قرآن کریم از سوی پدر ( آقای محمود زارع ) بود کمافی السابق بمناسبت ماه مبارک رمضان . که ما کل جلسه یک و نیم ساعته را در چند سطر برای انتشار خلاصه نمودیم تا در حوصله مخاطب بگنجد . ان شاء الله در پستهای بعدی خلاصه جلسات بعدی که حدود 30 جلسه میباشد را منتشر میکنیم ( فاطمه )    

برداشت و نقل از مطالب وبلاگ با درج نام و لینک وبلاگ بلامانع میباشد

مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)
... مباحث قرآنی رمضان (11)
... مباحث قرآنی رمضان (12)
... عدم تصریح نام گاه از غیرت دوستی خداوند متعال است!
 


مطالب اخیر وبلاگ :



 


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.