فصل (72): (در افضلیت ائمه از سایر پیامبران علیهم السلام )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:قال فى جامع الاسرار و هو للسید حیدر الاملى : و الذى اتفق اصحابنا الشیعة (علیه ) هو ان امیرالمومنین علیه السلام اعظم من جمیع الانبیاء و الاولیاء بعد نبینا صلى الله علیه و آله ، و اولاده المعصومون كذلك . و هو عند التحقیق لیس الا هذا (المعنى ) یعنى مرتبة هولاء الائمة من حیث الولایة اعظم من مرتبة هولاء الانبیاء و الرسل من حیث الولایة (، لا غیر )، و لا شك انه كذلك ، و الا فمرتبة النبوة و الرسالة اعظم من ان یكون فوقهما مرتبة ، دنیا و آخرة . و لهذا كان الاوصیاء و الاولیاء دائما محتاجین الى الانبیاء و الرسل فى القوانین الشرعیة و الاحكام الالهیة ، كقول على علیه السلام مثلا: تعلمت من رسول الله صلى الله علیه وآله الف باب من العلم ففتح لى بكل باب الف باب (به بحار ج 40، ص 127 به بعد مراجعه شود)، و غیر ذلك من الاخبار.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
سید حیدر آملى در جامع الاسرار گوید: آن چه اصحاب ما شیعه برآن اتفاق دارند آن است كه امیرمومنان علیه السلام پس از پیامبران صلى الله علیه و آله از تمام انبیاء و اولیاء عظیم تر است ، و اولاد معصومین او علیهم السلام نیز چنین اند. و این نظریه در نظر تحقیق جز این معنى نیست ، یعنى مرتبه این امامان علیهم السلام از جهت ولایت از مرتبه انبیاء و رسل از جهت ولایت بالاتر است (نه چیز دیگر) و شكى ندارد كه مطلب همین است و گرنه مرتبه نبوت و رسالت بالاتر از اینند كه فوق آن ها مرتبه اى وجود داشته باشد، چه در دنیا و چه در آخرت ، از همین رو اوصیا و اولیا در قوانین شرعى و احكام الهى ، پیوسته نیازمند به انبیا و رسل بوده اند، مانند سخن على علیه السلام مثلا كه : از رسول خدا صلى الله علیه وآله هزار باب علم آموختم كه از هر بابى هزار باب دیگر گشوده شد، و دیگر اخبارى كه شاهد این مطلب اند.

و ان تحققت عرفت ان الحاد الاسماعیلیة ما كان الا لالحادهم عن هذا المقام و عدولهم عن هذه المرتبة ، وكذلك النصیریة ، (لان الاسماعیلیة ) لما شاهدوا ان الباطن اعظم من الظاهر، و تحققوا ان الباطن (له ) مرتبة الولایة ، و الظاهر (له ) مرتبة النبوة ، و عرفوا احتیاج الظاهر الى الباطن من جمیع الوجود ذهبوا الى ان الاولیاء اعظم من الانبیاء، و ان علیا علیه السلام اعظم من نبینا صلى الله علیه و آله ، حتى وقعوا فیما وقعوا، نعوذ بالله منهم و من تابعیهم .

و اگر به دیده تحقیق بنگرى خواهى دانست كه الحاد و انحراف اسماعیلیه نیست مگر به جهت الحادشان از این مقام و عدولشان از این مرتبه ؛ و همچنین نصیریه . زیرا (اسماعیلیه ) چون دیدند باطن از ظاهر بالاتر است ، و محققا دانستند كه باطن (داراى ) مرتبه ولایت و ظاهر (داراى ) مرتبه نبوت است ، و دانستند كه ظاهر از هر جهت نیازمند به باطن است ، از این رو معتقد شدند كه اولیا از انبیا عظیم تر، و على علیه السلام از پیامبر صلى الله علیه وآله عظیم تر است ، تا آن جا كه به وادى عقاید فاسده دیگرى افتادند. از آنان و پیروانشان به خدا پناه مى بریم .

و ایضا لما(فى المصدر: و كذلك النصیریة لما....) شاهدوا منه امرا لا یمكن ان یصدر من نبى ولا رسول و لا بشر مطلقا قالوا بالهیته ، و كفروا به . و لو عرفوا ان هذه الافعال من خواص الولایة ، و ان هذه الولایة حاصلة (له ) بالوراثة و الخلافة من الله و من رسوله ، لما ذهبوا الى ما ذهبوا و لا وقعوا فیما وقعوا. و الحق فى هذا المقام ما قلناه اولا و هو ان الولى لا یكون اعظم من النبى و الرسول لا من حیث الولایة فقط، و الا فالنبوة و الرسالة اعظم من ان ینال احد مرتبتهما غیر النبى و الرسول ، و اذا لم یمكن حصول مرتبتهما لغیرهما فكیف یمكن التفوق علیهما؟( جامع الاسرار ص 387 - 388.) انتهى .

و (نصیریه ) نیز چون چیزهایى از آن حضرت دیدند كه صدور آن مطلقا از هیچ پیامبر و رسول و بشرى ساخته نیست به الوهیت حضرتش معتقد شده و با این عقیده كافر گشتند. و اگر مى دانستند كه این گونه كارها از خواص ولایت است ، و این ولایت ، خود از ناحیه وراثت و جانشینى از خدا و رسول او حاصل گردیده است ، هرگز بدین اعتقاد دچار نمى شدند و در این وادى نمى افتادند. آرى سخن حق در این مقام همان است كه اول گفتیم و آن این است كه : ولى از نبى و رسول بزرگتر نیست مگر از جهت ولایت تنها، و گرنه نبوت و رسالت بزرگتر از اینند كه كسى جز نبوت و رسول بدان دست یابد. و چون حصول این دو مرتبه براى دیگران ممكن نیست چگونه مى توان بر نبى و رسول برترى یافت ؟

اقول : مضافا الى ما تقدم ان ماتفوه به خلاف صریح الاخبار المتقدمة و الاتیة المتواترة . و الذى یعتقده العبد الضعیف فى هذه المسالة ، و یرجو الزلفى عند البارى تعالى و ان یثبتنى الله تعالى علیه الى یوم البعث و النشور: ان بعد سید البشر و خاتم الانبیاء و المرسلین صلى الله علیه و آله لیس فى دایرة الامكان احد من الانبیاء و المرسلین و الملائكة المقربین افضل و اشرف و اعلم و اقرب منزلة عند الله تعالى من امیرالمومنین على بن ابى طالب علیه السلام ، كما ینطق بذلك الاخبار المتواترة ، مضافا الى ماتحقق من انه الولى الاعظم و القطب الاعلم ، و سیاتى ایضا زیادة توضیح لذلك ، و تقدم من كلام محیى الدین ایضا. ثم بعده صلوات الله علیه و اولاده المعصومون علیهم السلام سادات الخلق اجمعین .

مولف : علاوه بر مطالب گذشته ، نظریه اى كه ایشان بدان لب گشوده است (افضلیت انبیاو مرسلین بر ائمه معصومین علیهم السلام ) خلاف صریح اخبار متواتر گذشته و آینده است . و چیزى را كه این بنده ضعیف دراین مساله معتقد است و بدان سبب امید تقرب به خدا دارد و امیدوارم كه مرا بر این عقیده تا روز رستاخیز ثابت قدم بدارد آن است كه :
بعد از سید بشر و خاتم انبیا و مرسلین صلى الله علیه وآله ، دردایره امكان ، هیچ یك از انبیا و مرسلین و فرشتگان مقرب ، برتر و شریفتر و داناتر و نزدیكتر به خداى متعال از نظر منزلت ، از امیرمومنان علیه السلام على بن ابى طالب علیه السلام نیست ، چنان كه اخبار متواتره بدان ناطق است علاوه بر آن كه در گذشته به تحقیق رسید كه آن حضرت ولى اعظم و قطب اعلم است ، و به زودى توضیح بیشترى دراین زمینه خواهد آمد و در سخن محى الدین نیز (تاییدى بر این مطلب ) گذشت . و پس از آن حضرت نیز اولاد معصومش علیهم السلام سروران تمام خلایق اند.

قال فى تاویل الایات الظاهرة فى فضایل العترة الظاهرة - و فى حق مصنفه قال فى البحار: هذا الكتاب للشیخ شرف الدین النجفى ، و قال : ذكر النجاشى بعد توثیقه : ان له كتاب ما نزل من القرآن فى اهل البیت علیهم السلام .( پوشیده نیست كه این بیان نجاشى در مورد محمد بن عباس بن ماهیار است كه مرحوم شرف الدین از كتاب تفسیر وى بسیار نقل كرده است نه در مورد شرف الدین نجفى) و قال الشیخ محمد بن الحسن العاملى : الشیخ شرف الدین النجفى كان فاضلا محدثا صالحا، له كتاب الایات الباهرة فى فضل العترة الطاهرة .( امل الامل ج 2، ص 131.) و الحاصل انه قال فى هذا الكتاب - بعد ذكر نبذ من الاخبار فى تفضیل الائمة الاطهار علیهم السلام : فانظر بعین البصر و البصیرة الى مافیه من تفضیل محمد و آله الطاهرین على كافة الخلق اجمعین من الاولین و الاخرین ما فیه كفایة للمتدبر و تبصرة للمستبصر. جعلنا الله و ایاك من المهتدین بولایتهم ، الداخلین فى زمرتهم ، الناجین فى سفینتهم ، الفائزین بشفاعتهم و بجاههم عند ربهم العظیم (تاویل الایات ص 80، ذیل آیه 74 از سوره بقره) انتهى .


در كتاب تاویل الایات الظاهرة فى فضایل العترة الطاهرة - كه در بحار درباره مصنف آن فرموده : این كتاب تالیف شیخ (سید) شرف الدین نجفى است ، و گوید: نجاشى بعد از توثیق او گوید: كتاب ما نزل من القرآن فى اهل البیت علیهم السلام از اوست .( به پاورقى (1) صفحه قبل مراجعه شود) و شیخ حر عاملى گوید: شیخ (سید) شرف الدین نجفى ، فاضل ، محدث و صالح بوده است و كتاب الایات الباهرة فى فضل العترة الطاهرة از اوست . - بعد از ذكر پاره اى اخبار در برترى ائمه اطهار علیهم السلام گوید: پس با دیده ظاهر و باطن به آن چه در این حدیث از برترى بخشیدن محمد و آل پاك او بر تمام آفریدگان از اولین و آخرین وجود دارد بنگر، كه در آن مدبر را كفایت و حقیقت جو را تبصره و مایه بینش است . خداوند ما و تو را از كسانى كه به ولایتشان هدایت یافته ، در گروهشان داخل شده ، در كشتى آنان به نجات رسیده و با شفاعت آبروشان نزد پروردگار بزرگشان به رستگارى رسیده اند، قرار دهد.

قال فى شرح الصحیفة عند ترجمة : یا من خص محمدا و آله بالكرامة :( این جمله در ملحقات صحیفه است . رك : صحیفه ط آخوندى ، ص 316.) یستفاد من هذه الكلمات المذكورة فى هذا الدعاء افضلیة النبى صلى الله علیه واله و اهل بیته علیهم السلام على جمیع الانبیاء، اولى العزم و غیرهم . اما النبى صلى الله علیه و آله فلا خلاف فى افضلیته مطلقا. و اما مولانا امیرالمومنین و اولاده المعصومون علیه و علیه السلام فمن اصحابنا من ساواهم باولى العزم ، و منهم من توقف . و بالجملة الخلاف انما بینهم و بین اولى العزم ، و الا فلا خلاف فى افضلیتهم على باقى الانبیاء علیهم السلام . و ذهب اهل الحدیث الى افضلیتهم ، و هو الحق الذى دلت علیه الاخبار، و ما صح من قوله صلى الله علیه و آله : على خیر البشر، من ابى فقد كفر(بحار ج 38، ص 6.) دالا علیه .( دال - ظ)


و در شرح صحیفه ذیل شرح فقره اى آن كه محمد و آل او را به كرامت مخصوص گردانیدى گوید: از این كلمات مذكور در این دعا، برترى پیامبر صلى الله علیه و آله و خاندان او علیهم السلام بر تمام انبیا، چه اولوالعزم و چه غیر آن ، استفاده مى شود. اما پیامبر صلى الله علیه و آله ، كه در افضلیت و برترى ایشان به طور مطلق خلافى نیست . و اما مولایمان امیرمومنان و اولاد معصومین او علیه و علیهم السلام ، پاره اى از اصحاب ما ایشان را با اولى العزم مساوى دانسته و پاره اى در این مورد توقف كرده (و اظهار نظر ننموده اند). و خلاصه خلافى كه واقع است در مقایسه آنان با پیامبران اولى العزم است ، و گرنه در برترى آنان بر سایر انبیا علیهم السلام خلافى نیست . و اهل حدیث به برترى آنان معتقدند و همین نظریه حق است كه اخبار هم بر آن دلالت دارد، و نیز این حدیث كه صحت آن از رسول خدا صلى الله علیه و آله به صحت پیوسته كه فرموده است : على بهترین بشر است ، هر كه نپذیرد كافر است بر این نظریه دلالت دارد.

و اما التفاضل بینهم ، فقد صح الاخبار عنهم علیهم السلام ان امیرالمومنین علیه السلام و الحسنین علیهماالسلام افضل من باقى الائمة علیهم السلام . و الوجه فیه ظاهر سیما بالنظر الى امیرالمومنین علیه السلام ، فان بسیفه انتظم الدین و هزم المشركین ، و لو لم یكن له الا ضربة (عمروبن ) عبدود التى رجحت عبادة الثقلین الى یوم القیامة لكفى به شرفا. و افضلیته على سایر الخلق سوى ابن عمه صلى الله علیه واله ، فانه علیه السلام لما اثنى على نفسه قال : انا عبد من عبید محمد صلى الله علیه وآله ، (توحید صدوق ، ص 173 - 175.) و المراد كما قال الصدوق - رحمه الله - عبد طاعة لا عبد رق . و اما الحسنان علیهماالسلام فقد نص النبى صلى الله علیه وآله على امامتهما مشافهة ، و كانا یشاهدان الوحى ، و فى بیتهم نزل ، و خصهما جدهما من الفضایل و الكرامات ما لم یشاركهما به احد.

اما در مورد برترى در میان خود آن بزرگواران ، اخبارى از آنان به صحت پیوسته كه امیرمومنان و امام حسن و امام حسین علیهم السلام از باقى امامان علیهم السلام افضل اند، و چه آن هم پیداست به ویژه در مورد امیرمومنان علیه السلام ، زیرا كه به شمشیر او دین نظام یافت و مشركان گریختند، و اگر او را فضلیتى نبود جز همان ضربتى كه بر (عمروبن ) عبدود زد كه برعبادت جن و انس تا روز قیامت سنگینى دارد همانا او را در شرافت بس بود. و افضلیت آن حضرت بر همه آفریدگان ثابت است ، جز بر پسرعمویش رسول خدا صلى الله علیه و آله ، زیرا حضرتش در مقام مدح خود فرموده : من بنده اى از بندگان محمد صلى الله علیه و آله مى باشم . و مراد حضرت همان گونه كه صدوق (ره ) فرموده : عبد در اطاعت است نه عبد زرخرید. و اما در مورد برترى حسنین علیهما السلام ، پیامبر صلى الله علیه واله به طور شفاهى نص بر امامت آن دو فرموده ، و ایشان شاهد وحى بوده ، و وحى در خانه آنان فرود آمده ، و جد بزرگوارشان آن دو را به فضایل و كراماتى مخصوص گردانیده كه هیچ كس در آن با ایشان شریك نیست .

(فصل 72-1 از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.






قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 40 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 41 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 42 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 43 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 44 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 45 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 46 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 47 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 48 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 49 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 50 )





مطالب مرتبط :
...  درون پیمایی (01)
...  انسان کم نیست ... !


مطالب اخیر وبلاگ:







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.