ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... کار وقتی که از اخلاص تهی باشد نه تنها به نمایش و تظاهر و اداء و اطوار کشانده شود بلکه عاقبت نیکویی نیز نخواهد داشت ! قیمت اخلاص چند است؟! مقام مخلصین تا چه پایه میباشد ؟!

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... کافیست کمی حضرت حق را بشناسیم تا متوجه شویم که اگر برای « او » ست ؛ خواهیم دانست که حضرتش جنس بنجل و کالای مخلوط  نمیخرد و بیهوده زحمت نکشید مگر آنکه بخواهی برای چند صباحی سر بعض از عامیان از خلق لله را بی کلاه بگذاری و با نام خدا « خود » را تبلیغ کنی و اغلب حتی متدینین هم گاه متوجه این تلبیس ابلیس نمیشوند که بزرگانی را از همین زاویه فریفته و موجبات حبط اعمال آنان میگردد و بدینجهت است که می بینیم روایاتی تکاندهنده از حضرات معصومین داریم که در ترسیم صحنه بازخواست قیامت گاه بمواردی اشاره میفرمایند که موی بر تن آدمیزاده سیخ میکند ...

 مثلا یک کلاه نمدی ساده بیسواد بی شیله پیله هزاران ساله راه جلوتر و بالاتر از بزرگان عالمی که در زمان خویش محتشم و مرجع مراجعه بسیاری از خلق الله بودند ؛ از پل صراط بسهولت میگذرد و در نعمت نعیم خداوندی بر اریکه خوشبختی تکیه زده ولی این محتشمان مشهور هزاران گیر و گور ر هنوز دارند که وقتی تحقیق میکنی می بینی که این گرفتاران مشهور گرچه تبلیغ دین خدا میکردند اما مدام میخواستند که فقط خودشان و فقط از طریق خودشان باشد و این « خود » رفته رفته جلوتر از خود خدا هم برایشان تبدیل به اصل میشده ولو آنکه خود می پنداشتند که دارند برای خدا مساله میگویند و ... !

اینجاهاست که بایست متوجه بود که اس و اساس مقام اخلاص در بادی امر همانا ندیدن « خود » است ... که خدای ناکرده گاه خود را بنام خدا یا همراه خدا تبلیغ کرده هر چند با نیت خیر ! یک مخلص هیچگاه خود را نمی بیند با هیچ توجیهی الا آنکه خود حضرت حق امر فرموده باشد که کسانی آنهم بعنوان وسیله برای تقرب درست فقط برای تسریع و تسهیل و درست نمایی این وسط قرار بگیرند که تنها معصومین علیهم السلام را در مذهب حقه شیعه میتوان شناخت والا فلا ...

مثلا حکایتی از جوانی در یاد دارم که برای موضوع ما در آخر این بخش از بحث شنیدنی است ...

یک سنی با یک شیعه ای در راهی همسفر بودند . در مسیر به نهر آبی رسیدند .
ابتدا فرد سنّی گفت من معتقداتم محکم است ببین یک " یا عمر " میگویم و بر روی آب حرکت میکنم . این را گفت و یا عمر گویان پا در آب نهاده و البته پا نهادن همان و غوطه ور شدن در آب نیز همان !

شیعی هم که تحریک شده بود و گفت عمر کجا و مولای متقیان حضرت علی (ع) کجا که اصلا قابل قیاس نیست بهتر است به این سنی بنمایانم که من شیعه حالش را بگیرم لذا گفت تو سست ایمانی پس حال مرا " تماشا " کن که با چه ایمانی یاعلی میگویم و از روی آب میگذرم . شیعی هم علی گویان پای در آب نهاد و البته تا سینه در آب فرو رفت !

پس از آنکه هر دو مغموم شده بودند و پس از بیرون آمدن از آب شیعی گفت که :
این فضیحت را ما برای خود نخریدیم الا بخاطر کاهلی و سستی خود چون از همان اول قصد نمایش و تظاهر داشتیم و اگر چنین تظاهری نمیکردیم از نهر با پرش بسلامت رد میشدیم و البته بفضیحتی این چنین دچار نمیشدیم !

در مناظرات و تبادل اطلاعات و معرفت و تبلیغ اگر قصد و نیت از ابتدا خیر باشد و قصد نمایش نباشد و سرکوب رقیب نباشد قطعا حق بسهولت بیشتری برای انسان بی آلایش و بی غرض و مرض آشکار میشود کما اینکه حق آشکارا با مولا علی مرتضی علیه السلام است ! ... پس کار به آلایش نمایش درست در نیاید ! ...

..........
توضیح : بخشی از جلسه یازدهم مباحث قرآنی رمضان سال 92 پدر بود ( فروغ )



--------------------------------
مطالب مرتبط را بخوانید :

...
مطالب جدید وبلاگ :




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.