ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اقول : لا ریب فیما قاله صلى الله علیه و آله ، لان ولایة على بن ابى طالب علیه السلام مع كل نبى من الانبیاء، فمن انكره فقد انكر ولایة كل نبى . و النبوة بدون الولایة غیر معقول .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
مولف : تردیدى در سخن حضرتش نیست ، زیرا ولایت على بن ابى طالب علیه السلام با هر یك از انبیا بوده است ، پس هر كه آن را انكار كند نبوت هر پیامبرى را انكار نموده است . و نبوت بدون ولایت نامعقول است .

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : و بشر الذین امنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم ، عن الكافى باسناده عن ابى عبدالله علیه السلام فى قول الله عز و جل : و بشر الذین آمنوا - الایة ، قال : ولایة امیرالمومنین علیه السلام .( تاویل الایات ) ص 217. كافى ) ج 1، ص 422. و آیه در سوره یونس ، 2.)

و در تفسیر آیه : و بشارت ده كسانى را كه ایمان آورده اند كه آنان را گامى استوار در نزد پروردگارشان هست از كافى با سندش از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه مراد ولایت امیرمومنان علیه السلام است .

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : و الله یدعوا الى دار السلام و یهدى من یشاء الى صراط مستقیم ، عن كتاب نخب المناقب لعبد الله بن الحسین بن جبیر(ابوعبدالله الحسین بن جبیر صحیح است (الذریعه ، ج 24، ص 88)) باسناده الى عبدالله بن عباس و زید بن على علیه السلام فى قوله تعالى : و الله یدعو الى دار السلام یعنى به الجنة و یهدى من یشاء الى صراط مستقیم قال : یعنى ولایة على بن ابى طالب علیه السلام . (تاویل الایات ص 220، و آیه در سوره یونس ، 25.)

و در تفسیر آیه و خداوند به دارالسلام دعوت مى كند و هر كه را خواهد به راه راست هدایت مى نماید از كتاب نخب المناقب عبدالله بن حسین بن جبیر به سندش از عبدالله بن عباس و زید بن على علیه السلام روایت كرده است كه مراد از دار السلام بهشت است ، و مراد از راه راست ولایت على بن ابى طالب علیه السلام مى باشد.

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : انما انت منذر و لكل قوم هاد عن الحاكم باسناده عن ابى بریدة الاسلمى قال : دعا رسول الله صلى الله علیه و آله بطهور وعنده على بن ابى طالب علیه السلام ، فاخذ رسول الله صلى الله علیه و آله بید على علیه السلام بعد ما تطهر، فالصقها بصدره ، قال : انما انت منذر یعنى نفسه ، ثم ردها الى صدر على علیه السلام ثم قال : و لكل قوم هاد، ثم قال : انك منار الاعلام (مصدر: منار الانام) و غایة الهدى و امیر القرى ، اشهد على ذلك انك كذلك . (همان كتاب ، ص 236، شواهد التنزیل ج 1، ص 301. و آیه در سوره رعد، 7.)

و در تفسیر آیه : جز این نیست كه تو هشدار دهنده اى و هر قومى را هدایت كننده اى است از حاكم با سندش از ابى بریده اسلمى روایت كرده است كه :
رسول خدا صلى الله علیه و آله آب وضو طلبید و على علیه السلام هم نزد آن حضرت بود، رسول خدا صلى الله علیه وآله پس از وضو دست على علیه السلام را گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:
همان تو هشدار دهنده اى یعنى خودش ، سپس آن را به سینه على علیه السلام گذاشت و فرمود:
و هر قومى را هدایت كننده اى است سپس فرمود:
همانا تو منار نشانه ها (یا منار مردم ) و سرمنزل هدایت و امیر قریه هایى ، من گواهى مى دهم كه تو این گونه اى .

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : و لقد صرفنا للناس فى هذا القرآن من كل مثل فابى اكثر الناس الا كفورا، عن الكافى عن ابى جعفر علیه السلام قال : نزل جبرئیل علیه السلام بهذه الایة هكذا: فابى اكثر الناس بولایة على علیه السلام الا كفورا. و نقل بمعناه خیرا آخر عن محمد بن العباس عنه علیه السلام .( تاویل الایات ص 284. و آیه در سوره اسراء، 89.)

و در تفسیر آیه : همانا براى مردم در این قرآن هر گونه مثلى را به كار گرفته ایم ، پس بیشتر مردم جز كفر نیاوردند از كافى از امام باقر علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: جبرئیل این آیه را این گونه فرود آورده : پس بیشتر مردم به ولایت على علیه السلام جز كفر نیاوردند. و خبر دیگرى به همین معنى از محمد بن عباس از آن حضرت علیه السلام نقل كرده است .

وفى تاویل الایات ذكر اخبارا مستفیضة فى تفسیر قوله تعالى : و اجعل لى لسان صدق علیا. عن اكمال الدین و عن كتاب محمد بن العباس و عن غیرهما: ان لسان الصدق هو على بن ابى طالب علیه السلام . (همان كتاب ، ص 296. و آیه در سوره مریم 50: و جعلنالهم)

و اخبار مستفیضه اى را در تفسیر آیه و براى من زبانى راست والا قرار ده از اكمال الدین و كتاب محمد بن عباس و غیر آن ها نقل كرده است كه زبان راست على علیه السلام است .

و فى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : اولئك الذین انعم الله علیهم من النبیین من ذریة آدم و ممن حملنا مع نوح و من ذریة ابراهیم و اسرائیل و ممن هدینا و اجتبینا اذا تتلى علیهم آیات الرحمن خروا سجدا و بكیا، عن ابى جعفر علیه السلام قال : كان على بن الحسین علیهما السلام یسجد فى سورة مریم و یقول : ممن هدینا و اجتبینا اذا تتلى علیهم آیات الرحمن خروا سجدا و بكیا: نحن عنینا بذلك و نحن اهل الصفوة ، و نحن اهل الحبوة .( تاویل الایات ص 298. و آیه در سوره مریم ، 58. و در نسخه ها به جاى الحبوة الحیوة بود)

و در تفسیر آیه : آنان كسانى هستند كه خداوند بر آنان نعمت بخشیده است از پیامبران از اولاد آدم و از كسانى كه با نوح (در كشتى ) سوار كردیم و از اولاد ابراهیم و اسرائیل و از كسانى كه هدایت كردیم و برگزیدیم ، چون آیات خداى رحمن بر آنان خوانده شود به سجده افتاده و گریه مى كنند از امام باقر علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: على بن الحسین علیهماالسلام به هنگام خواندن (این آیه در) سوره مریم سجده مى كرد و مى فرمود: مراد از آنان كه هدایت شده و برگزیده گشته اند... ما هستیم ، و ما اهل برگزیدگى و ما اهل عطیه (الهى ) مى باشیم .

و یروى عن ابى الحسن موسى علیه السلام فى تفسیر هذه الایة : نحن ذریة ابراهیم ، و نحن المحمولون مع نوح علیه السلام ، و نحن صفوة الله .( تاویل الایات ص 298. و آیه در سوره مریم ، 58. و در نسخه ها به جاى الحبوة الحیوة بود)


و از امام كاظم علیه السلام روایت است كه در تفسیر این آیه فرمود: مائیم اولاد ابراهیم ، و ماییم آن حمل شدگان (و سوارشوندگان بر كشتى ) با نوح ، و ماییم برگزیدگان خدا.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و فى تاویل الایات عن المفید باسناده عن ابى جعفر علیه السلام قال : اخذ الله المیثاق على النبیین فقال : الست بربكم ؟ قالوا: بلى و ان هذا محمد صلى الله علیه واله رسولى ؟ و ان علیا امیرالمومنین ؟ قالوا: بلى . فثبت لهم النبوة . ثم اخذ المیثاق على اولى العزم انى ربكم ، و محمد صلى الله علیه وآله رسولى ، و على امیرالمومنین و الاوصیاء علیهم السلام من بعده ولاة امرى و خزان علمى ، و ان المهدى علیه السلام انتصر به لدینى و اظهر به دولتى ، و انتقم به من اعدائى ، و اعبد به طوعا و كرها، قالوا: اقررنا یا ربنا و شهدنا، و لم یجحد آدم علیه السلام و لم یقر، فثبتت العزیمة لهولاء الخمسة فى المهدى ، و لم یكن لآدم عزیمة على الاقرار.( تاویل الایات ص 313، ذیل آیه 115، از سوره طه)

و از مفید با سندش از امام باقر علیه السلام روایت كرده است كه فرمود:
خداوند از پیامبران پیمان گرفت و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم ؟
گفتند: چرا، و آیا این محمد صلى الله علیه واله پیامبر من ، و على امیرمومنان نیست ؟
گفتند: چرا؟ پس نبوت براى آنان ثابت شد.
سپس از اولى العزم پیمان گرفت كه من پروردگار شما و محمد صلى الله علیه وآله پیامبر من ، و على امیرمومنان ، و اوصیاى پس از او والیان امر من و خزینه داران علم من اند، و مهدى علیه السلام كسى است كه به واسطه او دینم را یارى دهم ، و دولتم را بدو آشكار كنم ، و با وى از دشمنانم انتقام گیرم ، و به سبب او خواه و ناخواه پرستیده مى شوم ،
گفتند: اى پروردگار ما! اقرار كردیم و گواهى دادیم ، و آدم علیه السلام نه انكار كرد و نه اقرار نمود، پس عزیمت (و تصمیم ) براى آن پنج تن درباره مهدى علیه السلام ثابت گشت ، و براى آدم عزیمتى بر اقرار كردن نبود.

و روى ایضا عنه عن ابى عبدالله علیه السلام فى قول الله عز و جل : و من اعرض عن ذكرى فان له معیشة ضنكا، قال علیه السلام : یعنى به ولایة امیرالمومنین علیه السلام .( همان كتاب ، ص 316. و آیه در سوره طه ، 124.)

و نیز از او (ابن ماهیار) از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه : و هركس از یاد من اعراض كند، پس همانا او را معیشتى سخت خواهد بود روایت كرده است كه فرمود: مراد از یاد خدا ولایت امیرمومنان علیه السلام است .

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : فطرة الله التى فطر الناس علیها، ذكر اخبارا ثلاثة انهاولایة امیرالمومنین علیه السلام ، و فى بعضها التوحید و النبوة و الولایة .( همان كتاب ، ص 427. و آیه در سوره روم ، 30.)


و در تفسیر آیه : فطرت خدایى است ، همان فطرتى كه مردم را بر اساس آن آفریده است سه خبر نقل كرده است كه مراد از آن ولایت امیرمومنان علیه السلام است ، و دربعضى از روایات آمده كه مراد، توحید و نبوت و ولایت است .

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : انا عرضنا الامانة - الایة ، قال علیه السلام : یعنى بها ولایة على بن ابى طالب علیه السلام .( تاویل الایات ص 460. و آیه درسوره احزاب ، 72.) و فى الكافى عن ابى عمار فى تفسیر قوله تعالى : انا عرضنا الامانة - الخ ، قال علیه السلام : هى الولایة لامیر المومنین علیه السلام .( كافى ج 1، ص 413.)

و در تفسیر آیه : ما امانت را عرضه كردیم ... از آن حضرت روایت كرده كه فرمود: مراد (از امامت ) ولایت على بن ابى طالب علیه السلام است . و در كافى از ابن عمار روایت كرده كه امام علیه السلام در تفسیر همین آیه فرمود: آن ولایت امیرمومنان علیه السلام است .

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى ، روى اخبارا ثلاثة ان الواحدة هى ولایة امیرالمومنین علیه السلام ، و مثنى طاعة رسول الله صلى الله علیه واله و طاعة امیرالمومنین علیه السلام ، و فرادى طاعة ذریته علیهم السلام .( تاویل الایات ص 467. و آیه در سوره سبا، 46.)


و در تفسیر آیه : بگو تنها شما را به یك مطلب پند مى دهم كه دو تا دو تا و تك تك براى خدا قیام كنید سه خبر روایت كرده است كه واحدة ولایت امیرمومنان علیه السلام است ، و مثنى طاعت رسول خدا صلى الله علیه و آله و امیرمومنان علیه السلام ، و فرادى طاعت (هر یك از) اولاد اوست علیهم السلام .

وفى تاویل الایات عن ابى عبدالله علیه السلام : لقد حق القول على اكثرهم فهم لایومنون ممن لا یقر بولایة امیرالمومنین علیه السلام .( همان كتاب ، ص 476. و آیه در سوره یس ، 7.)

و در تفسیر آیه : همانا قول (كلمه عذاب ) بر بیشتر آنان محقق و ثابت شد، پس آنان ایمان نمى آورند از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: مراد كسانى هستند كه اقرار به ولایت امیرمومنان علیه السلام ننموده اند.

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : وقفوهم انهم مسوولون ، روى اخبارا كثیرة انه یسال عنهم عن ولایة امیرالمومنین علیه السلام ، منها رواه الشیخ الطوسى رحمه الله فى مصباح الانوار (این كتاب تالیف شیخ هاشم بن محمد است و نسبت آن به شیخ طوسى (ره ) غلط است . به پاورقى تاویل الایات ص 111 مراجعه شود) باسناده عن انس بن مالك قال : قال رسول الله صلى الله علیه و آله : اذا كان یوم القیامة جمع الله الاولین و الاخرین فى صعید واحد، و نصب الصراط على شفیر جهنم ، فلم یجز علیه الا من كانت معه براة على بن ابى طالب علیه السلام .( تاویل الایات ص 483. و آیه در سوره صافات ، 24.)


و در تفسیر آیه : ایشان را متوقف كنید كه آنان مورد بازپرسى قرار خواهند گرفت روایات زیادى را روایت كرده است كه آنان از ولایت امیرمومنان علیه السلام مورد سوال واقع مى شوند. از جمله روایتى است كه شیخ طوسى (ره ) در مصباح الانوار باسند خود از انس بن مالك روایت كرده است كه
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: چون روز قیامت شود خداوند اولین و آخرین را در سرزمین واحدى جمع كند، و صراط بر لبه دوزخ نصب گردد، پس هیچ كس بر آن عبور نكند جز آن كه با او براتى از على بن ابى طالب علیه السلام باشد.

و ذكر ایضا فى هذا الكتاب باسناده عن عبدالله بن عباس قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله : اذا كان یوم القیامد اقف انا و على علیه السلام على الصراط، بید كل واحد منا سیف ، فلا یمر احد من خلق الله الا سالناه من ولایة على علیه السلام ، فمن معه شى ء منها نجا وفاز و الا ضربنا عنقه و القیناه فى النار. ثم تلا: وقفوهم انهم مسوولون . ((تاویل الایات ) ص 484.)

و نیز با سندش از ابن عباس روایت كرده كه رسول خدا صلى الله علیه واله فرمود: چون روز قیامت شود من و على بر صراط مى ایستیم ، به دست هر كدام ما شمشیرى است ، پس هیچ یك از خلق خدا عبور نكند جز این كه از ولایت على علیه السلام از او مى پرسیم ، پس هر كه بهره اى آن داشته باشد نجات یافته و رستگار گردد، و الا گردنش را مى زنیم و او را در آتش مى افكنیم . سپس این آیه راتلاوت فرمود: و ایشان را متوقف سازید كه آنان مورد بازخواست قرار خواهند گرفت

(بخش سوم فصل 66 از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.




قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 40 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 41 )
...



مطالب مرتبط :
درون پیمایی (01)
انسان کم نیست ... !


مطالب اخیر وبلاگ :






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.