بیان : و لا یذهب علیك ان الوصى مستلزم للولى و لا عكس .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و در كتاب مجلى على علیه السلام فرموده است : پیامبر صلى الله علیه و آله صد و بیست و چهار هزار نبى را، و من صد و بیست و چهار هزار وصى را ختم نموده ایم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

بیان : فراموشت نشود كه وصى مستلزم ولى نیزهست ، اما ولى مستلزم وصى نمى باشد.
وفى العیون عن الرضا، عن ابیه ، عن جده ، عن على بن ابى طالب علیهم السلام قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله : یا على ما ما سالت ربى شیئا الا سالت لك مثله ، غیر انه قال تعالى : لا نبوة بعدك ، انت خاتم النبیین ، و على خاتم الوصیین .( عیون اخبار الرضا ج 2، ص 73. و درب و ج : غیر انه لانبوة بعدى ، انا خاتم ....)

و در عیون از حضرت رضا، از پدرش ، از جدش ، از امیرمومنان علیهم السلام روایت كرده است كه : رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
اى على ، من از پروردگارم چیزى نخواستم جز این كه مثل آن را نیز براى تو درخواست نمودم ، جز این كه خداى متعال فرمود: پیامبرى پس از تو نیست ، تو خاتم پیامبرانى ، و على خاتم اوصیا است .

و فى مجالس الصدوق و ابن الشیخ ، عن جابر، عن رسول الله صلى الله علیه وآله فى حدیث قال فى جملة منه : فختم بى النبوة و بعلى علیه السلام الوصیة .( رك : بحار الانوار 35/11، 14، 101، 104، و 38 / 125.)

و در مجالس صدوق و ابن شیخ از جابر، از رسول خدا صلى الله علیه وآله روایت كرده اند كه : در ضمن حدیثى فرمود: پس پیامبرى را به من ختم نمود و وصیت را به على علیه السلام .

وفى الكافى عن سالم الحناط قال : قلت لابى جعفر علیه السلام : اخبرنى عن قول الله عز و جل : نزل به الروح الامین على قلبك لتكون من المنذرین بلسان عربى مبین ، قال : هى الولایة لامیر المومنین علیه السلام .( كافى ج 1، ص 412، و آیه در سوره شعراء، 193 - 195.)

و در كافى از سالم حناط روایت است كه گفت : به امام باقر علیه السلام عرضه داشتم : مرا خبر ده از معناى این آیه : روح الامین آن را بر قلب تو فرود آورد تا از هشدار دهندگان باشى ، و آن به زبان روشن عربى است ، فرمود: آن ولایت امیرمومنان علیه السلام است .

بیان : و لایخفى ان هذه الولایة هى الولایة العامة لكل نبى و امته بل كل ملك فى كل زمان . و تصدیق ذلك ما فى الكافى قال : سالت اباالحسن علیه السلام عن قوله تعالى : فاذن موذن بینهم ان لعنة الله على الظالمین ، الذین یصدون ...، قال : الموذن امیرالمومنین علیه السلام .( كافى ج 1، ص 426 و 437. و آیه در سوره اعراف ، 44.)


بیان : و مخفى نماند كه این ولایت همان ولایت عامه اى است براى هر پیامبرى و امت او بلكه براى هر پادشاهى در هر زمانى است . و تصدیق آن روایتى است كه در كافى آورده است كه (راوى ) گوید: از ابوالحسن (امام رضا) علیه السلام ازمعناى این آیه پرسیدم : پس موذنى در میان آنان ندا درداد كه : لعنت خدا بر ظالمان ، آنان كه باز مى دارند.... فرمود: آن موذن امیرمومنان علیه السلام است .

و ما فى الكافى عن ابى الصباح الكنانى ، عن ابى جعفر علیه السلام : قال : سمعته یقول : و الله ان فى السماء لسبعین صفا من الملائكة ، لواجتمع اهل الارض كلهم یحصون عدد كل صف منهم ما احصوهم ، و انهم لیدینون بولایتنا.( كافى ج 1، ص 426 و 437. و آیه در سوره اعراف ، 44.)

و روایتى است كه در كافى از ابى الصباح كتانى روایت كرده است كه گفت : از امام باقر علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: سوگند به خدا، در آسمان هفتاد صف از فرشتگان هستند كه اگر همه اهل زمین جمع شوند نمى توانند تعداد آنان را به شمار آورند و آنان همگى به ولایت ما معتقدند.

وفى الكافى عن ابى الحسن علیه السلام قال : ولایة على علیه السلام مكتوبة فى جمیع صحف الانبیاء علیهم السلام ، و لم یبعث الله رسولا الا بنبوة محمد صلى الله علیه وآله و وصیة على علیه السلام .( كافى ج 1، ص 426 و 437. و آیه در سوره اعراف ، 44.)

و در كافى از ابوالحسن (امام رضا علیه السلام ) روایت كرده است كه فرمود: ولایت على علیه السلام در تمام كتابهاى انبیا نوشته است ، و خداوند پیامبرى را مبعوث نفرموده جز به نبوت محمد صلى الله علیه وآله و وصایت على علیه السلام .

و فى تاویل الایات عن ابى جعفر الباقر علیه السلام فى قوله تعالى : و وصى بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنى ان الله اصطفى لكم الدین فلا تموتن الا و انتم مسلمون بولایة على علیه السلام .

و در تاویل الایات از امام باقر علیه السلام روایت كرده است كه در تفسیر این آیه شریفه : و ابراهیم فرزندان خود را و نیز یعقوب به آن وصیت كردند كه اى فرزندانم ، خداوند دین را براى شما برگزید، پس نمیرید مگر در حالى كه مسلمان باشید فرمود: یعنى اسلام و اعتقاد به ولایت على علیه السلام .

وفى الكافى عن ابى الحسن الرضا علیه السلام قال : ولایة على علیه السلام مكتوبة فى صحف الانبیاء، و لم یبعث الله نبیا الا بنبوة محمد صلى الله علیه وآله و وصیة على علیه السلام .( این حدیث تكرارى است و در صفحه قبل ذكر شده است)

و در كافى همان روایت امام رضا علیه السلام را نقل نموده با تبدیل لفظ رسولا به نبیا.

و الصبغة فى قوله تعالى : صبغة الله هى الولایة على ما رواه فى تاویل الایات عن الكافى باسناده عن ابى عبدالله علیه السلام انه قال : صبغ المومنون بالولایة فى المیثاق .( تاویل الایات 85. كافى ج 2، ص 422. و آیه در سوره بقره ، 138.)

و واژه صبغه (رنگ ) كه در آیه صبغة الله آمده همان ولایت است بنا بر روایتى كه در تاویل الایات از كافى نقل نموده كه وى با سند خود از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: مومنان در عالم میثاق (عالم ذر) به رنگ ولایت رنگین شده اند.

وفى الكافى باسناده عن برید العجلى قال : سالت اباعبدالله علیه السلام عن قول الله عز و جل : و كذلك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء على الناس و یكون الرسول علیكم شهیدا، قال : نحن الامة الوسط، و نحن شهداء الله على خلقه و حجته فى ارضه .( كافى ج 1، ص 191، با اندكى اختلاف ، و آیه در سوره بقره ، 143.)

و در كافى با سند خود از برید عجلى روایت كرده است كه گفت : از امام صادق علیه السلام درباره این آیه : و اینچنین شما را امت میانه قرار دادیم تا گواه بر مردم بوده باشید و رسول نیز گواه شما باشد پرسیدم : فرمود: ما امت وسط هستیم ، و ما گواهان خدا بر خلقش و حجت او در زمینش مى باشیم .

وفى شواهد التنزیل عن سلمة بن قیس ،( در مصدر: سلیم بن قیس) عن على علیه السلام : ان الله تعالى ایانا عنى بقوله : لتكونوا شهداء على الناس و یكون الرسول علیكم شهیدا. فرسول الله صلى الله علیه وآله شاهد علینا، و نحن شهداء الله على خلقه و حجته فى ارضه .( شواهد التنزیل ج 1، ص 92.)

و در شواهد التنزیل از سلمة (سلیم ) بن قیس ، از على علیه السلام روایت كرده است كه خداى متعال ما را قصد نموده است در آیه : تا شما گواهان خدا بر مردم باشید و رسول نیز گواه بر شما باشد، پس رسول خدا صلى الله علیه واله شاهد بر ماست ، و ما گواهان خدا بر خلق او و حجت او در زمینش مى باشیم .

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : یا ایها الناس ادخلوا فى السلم كافة ، عن الحسن بن ابى الحسن الدیلمى (ره ) باسناده عن ابى جعفر علیه السلام : یا ایها الذین آمنوا ادخلوا فى السلم كافة . قال علیه السلام : السلم ولایة على بن ابیطالب و ولایة اولاده علیهم السلام : و روى بهذا المعنى خبرین آخرین .( تاویل الایات ص 99. و آیه در سوره بقره ، 208.)


و در تاویل الایات در تفسیر این آیه : اى مردم ، همگى در سلم داخل شوید از حسن به ابى الحسن دیلمى (ره ) با سند خود از امام باقر علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: سلم ، ولایت على بن ابیطالب و ولایت اولاد او علیهم السلام است . و دو خبر دیگر به همین معنى روایت كرده است .

وفى هذا الكتاب عن الحسن بن ابى الحسن الدیلمى فى كتابه عن ابى عبدالله علیه السلام : و اذ اخذ الله میثاق النبیین لما اتیتكم من كتاب و حكمة ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم لتومنن به یعنى رسول الله صلى الله علیه وآله و لتنصرنه یعنى وصیه امیرالمومنین علیه السلام . و لم یبعث الله نبیا و لا رسولا الا و اخذ علیه المیثاق لمحمد صلى الله علیه واله بالنبوة ، و لعلى علیه السلام بالامامة .( تاویل الایات ص 121، و آیه در سوره آل عمران ، 81.)

و دراین كتاب از حسن بن ابى الحسن دیلمى در كتاب خود از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه فرمود (در تفسیر آیه ): و آن گاه كه خداوند میثاق پیامبران را گرفت كه چون كتاب و حكمت را به شما دادم سپس رسولى به نزد شما آمد كه تصدیق كننده آن چه با شماست (كتابهاى آسمانى ) مى باشد حتما باید به او ایمان آورید یعنى به رسول خدا صلى الله علیه واله و حتما او را یارى دهید یعنى جانشین او امیرمومنان علیه السلام را. و خداوند پیامبر و رسولى را نفرستاد جز آن كه از او پیمان گرفت براى محمد صلى الله علیه وآله به نبوت ، و براى على علیه السلام به امامت .

ثم روى عن كتاب الوحدة (در مصدر: الواحدة و همین صحیح است و تالیف حسن بن محمد بن جمهور عمى از خواص حضرت رضا علیه السلام مى باشد) عن ابى جعفر الباقر علیه السلام قال : قال امیرالمومنین علیه السلام : ان الله تبارك و تعالى احد واحد، و تفرد فى وحدانیته ، ثم تكلم بكلمة فصارت نورا، ثم خلق من ذلك النور محمدا صلى الله علیه و آله . و خلقنى و ذریتى ، ثم تكلم بكلمة فصارت روحا، فاسكنها الله فى ذلك النور، و اسكنه فى ابداننا، فنحن روح الله و كلمته ، وبنا احتجب عن خلقه ، فمازلنا فى اظلة خضراء - حیث لا شمس و لا قمر و لا لیل و لا نهار و لا عین تطرف - نعبده و نقدسه و نسبحه قبل ان یخلق خلقه ، و اخذ میثاق النبیین بالایمان و النصرة لنا، و ذلك قوله تعالى : و اذ اخذ الله میثاق النبیین لما آتیتكم من كتاب و حكمة ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم لتومنن به یعنى محمدا صلى الله علیه واله و لتنصرون وصیه ، فقد آمنوا بمحمد صلى الله علیه واله و لم ینصروا وصیه ، و سینصرونه جمیعا.

سپس از كتاب الوحدة (الواحدة ) از امام باقر علیه السلام روایت كرده كه امیر مومنان علیه السلام فرمود:
خداى متعال یكتا و یگانه است و در یكتایى خود یگانه است ،
سپس كلمه اى گفت كه نور شد،
سپس از آن نور محمد صلى الله علیه وآله را آفرید، و من و ذریه مرا آفرید،
سپس كلمه اى گفت كه روح گردید،
پس آن را در آن نور ساكن گردانید و آن (نور) را در بدنهاى ما ساكن ساخت پس ما روح و كلمه اوییم ،
و به واسطه ما از خلق خود در حجاب است ،
پس پیوسته ما در سایه هایى سبز رنگ بودیم - آن جا كه نه خورشید و ماه و شب و روزى بود و نه چشمى كه به حركت آید - او را مى پرستیدیم و تقدیس و تسبیح مى كردیم پیش از آن كه خلق خود را بیافریند،
و از پیامبران پیمان گرفت تا به ما ایمان آورده و ما را یارى دهند،
و این همان قول خداى متعال است كه :
و آن گاه كه خداوند از پیامبران پیمان گرفت كه چون كتاب و حكمت را به شما دادم سپس پیامبرى به نزد شما آمد كه تصدیق كننده آن چه با شماست (كتابهاى آسمانى ) مى باشد حتما به او ایمان آورید
یعنى به محمد صلى الله علیه واله و حتما یارى دهید یعنى جانشین او را، پس آنان به محمد صلى الله علیه وآله ایمان آوردند ولى (هنوز) جانشین او را یارى نكرده اند، و به زودى همگى او را یارى خواهند نمود.

و ان الله تعالى اخذ میثاقى مع میثاق محمد صلى الله علیه وآله بالنصرة بعضنا لبعض ، فقد نصرت محمدا صلى الله علیه وآله ، و جاهدت بین یدیه ، و قتلت عدوه ، و وفیت الله بما اخذ على من المیثاق و العهد و النصرة لمحمد صلى الله علیه و آله و لم ینصرنى احد من انبیائه و رسله ، و (ذلك ) لما قبضهم الله تعالى الیه و سوف ینصرونى - الحدیث .( تاویل الایات ص 121 - 122.)

و همانا خداى متعال پیمان مرا همراه با پیمان محمد صلى الله علیه وآله گرفت كه یكدیگر را یارى دهیم ؛
من محمد صلى الله علیه و آله را یارى نمودم ،
در برابر او به جهاد پرداختم ، دشمن را كشتم
و به پیمان و عهدى كه خدا درباره یارى محمد صلى الله علیه وآله از من گرفته بود وفا كردم ،
ولى هیچ یك از پیامبران و رسولان الهى مرا یارى نكرده اند،
و چون خداوند همه را به سوى خود قبض نموده است به زودى (در رجعت ) مرا یارى خواهند نمود....

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و روى فى تاویل الایات عن الكافى فى تفسیر قوله تعالى : و لو انهم اقاموا التوراة و الانجیل و ما انزل الیهم من ربهم - الایة . (عن ابى جعفر علیه السلام فى قوله عز و جل : و لو انهم اقاموا التوراه و الانجیل و ما انزل الیهم من ربهم قال : الولایة ).( تاویل الایات ص 160. كافى ج 1، ص 423. و آیه در سوره مائده 66.) و فى الكافى عن ابى عبدالله علیه السلام قال : ولایتنا ولایة الله ، لم یبعث الله نبیا الا بها.( (كافى ) ج 1، ص 437.)

و در تاویل الایات از كافى در تفسیر آیه : و اگر آنان تورات و انجیل و آن چه را كه از سوى پروردگارشان نازل شده برپا مى داشتند....، از امام باقر علیه السلام روایت كرده كه فرمود: آن ولایت است .

و در كافى از امام صادق علیه السلام روایت است كه فرمود:
ولایت ما ولایت خداست ، كه خداوند هیچ پیامبرى را مبعوث نفرموده است مگر به آن .

و فى تاویل الایات فى تفسیر: فاذكروا آلاء الله لعلكم تفلحون ، عن الكافى عن ابى عبدالله علیه السلام : و اذكروا آلاء الله ، قال : او تدرى ما آلاء الله ؟ قلت : لا، قال : هى اعظم نعماء الله على خلقه و هى ولایتنا.( تاویل الایات ص 183. كافى ج 1، ص 217. و آیه در سوره اعراف ، 69.)

و در تاویل الایات در تفسیر آیه و نعمت هاى خدا را یاد آورید، باشد كه رستگار شوید، از كافى از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه : فرمود:
آیا مى دانى نعمت خدا چیست ؟
راوى گوید: گفتم : نه ،
فرمود: آن بزرگترین نعمت هاى خدا بر خلق اوست و آن ولایت ماست .

و عن طریق العامة نقله عن ابن مردویه عن رجاله مرفوعا الى الامام محمد الباقر علیه السلام انه قال : قوله تعالى : یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما یحییكم ، قال : الى ولایة على بن ابى طالب علیه السلام .( تاویل الایات ص 196. و آیه در سوره انفال ، 24.) صدق ابن رسول الله صلى الله علیه وآله لانه لا شك ان حیاة القلب بولایته ، و موته بعدمه .

و از طریق عامه از ابن مردویه از رجال خود به سند مرفوع از امام باقر علیه السلام روایت كرده كه فرمود:
آیه اى كسانى كه ایمان آورده اید اجابت كنید خدا و رسول را آن گاه كه شما را به آن چه مایه حیات شماست فرا مى خوانند
فرمود: یعنى به ولایت على بن ابى طالب علیه السلام .
آرى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله راست فرمود:
زیرا شك نیست كه حیات دل به ولایت اوست ، و مرگ دل به عدم آن است .

روى ابو الجارود عن محمد بن على الباقر علیهما السلام : قوله تعالى : یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله - الایة ، نزلت فى ولایة امیرالمومنین علیه السلام . (تاویل الایات ص 196 و 198، با اندكى تخلیص و اختلاف در بعضى الفاظ.)

ابوالجارود از امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه فوق روایت كرده است كه فرمود: درباره امیرمومنان علیه السلام نازل شده است .
و فى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : و اتقوا فتنة لا تصیبن الذین ظلموا منكم خاصة ، عن كتاب نهج الایمان قال : ذكر ابوعبدالله محمد بن على السراج فى كتابه فى تاویل هذه الایة حدیثا یرفعه باسناده الى عبد الله بن مسعود قال : قال : رسول الله صلى الله علیه و آله : یا ابن مسعود انه قد نزلت فى على علیه السلام آیة : و اتقوا فتنة - الایة ، و انا مستودعها، فكن لما اقول واعیا و عنى مودیا: من ظلم علیا مجلسى هذا كان كمن جحد نبوتى و نبوة الانبیاء من قبلى ، فقال الراوى لابن مسعود: اسمعت هذا من رسول الله صلى الله علیه وآله ؟ قال : نعم ، فقلت له : فكنت من الظالمین ! قال : لاجرم حلت بى عقوبة على ان لم استاذن امامى كما استاذنه جندب و سلمان و عمار، و انا استغفر الله و اتوب الیه .( تاویل الایات ص 196 و 198، با اندكى تلخیص و اختلاف در بعضى الفاظ)

و در تاویل الایات در تفسیر آیه :
و بپرهیزید از فتنه اى كه تنها دامنگیر ظالمان از شما نمى شود....
از كتاب نهج الایمان نقل كرده است كه گوید: ابوعبدالله محمد بن على سراج در كتاب خود در تاویل این آیه حدیثى را به سند مرفوع از عبدالله بن مسعود روایت كرده است كه گفت :
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
اى پسر مسعود، آیه و بپرهیزید.... درباره على علیه السلام نازل شده است و من آن را به نزد تو به امانت مى نهم ، پس آن چه را میگویم به خوبى فراگیر و از قول من به دیگران برسان :
هر كس به على علیه السلام در مورد این جایگاه من (خلافت ) ستم كند چون كسى است كه نبوت من و نبوت تمام انبیاى پیش از مرا انكار نموده است .
راوى به ابن مسعود گفت : آیا این سخن را از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدى ؟
گفت : آرى ،
گفتم : پس تو از ظالمان بوده اى !
گفت : ناگزیر مستحق كیفرى شده ام ، چرا كه مانند جندب و سلمان و عمار از امام خود اذن نگرفتم ، و حال از خدا آمرزش مى طلبم و توبه مى نمایم .


و فى تاویل الایات عن شواهد التنزیل للحاكم ، عن ابى عباس قال : لما نزلت هذه الایة : و اتقوا فتنة - الایة ، قال النبى صلى الله علیه وآله : من ظلم علیا بعهدى هذا بعد وفاتى فكانما جحد نبوتى و نبوة الانبیاء من قبلى .( تاویل الایات ، ص 198. (شواهد التنزیل ج 1، ص 206، و در هر دو: (مقعدى بجاى (بعهدى)

و از شواهد التنزیل حاكم از ابن عباس روایت كرده كه گفت :
چون آیه و بپرهیزید... نازل شد، رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمود:
هر كس به على علیه السلام پس از من در مورد این عهدم ستم كند گویا نبوت من و نبوت انبیاى پیش از مرا انكار نموده است .

(بخش دوم فصل 66 از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.




قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 40 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 41 )



مطالب مرتبط :
درون پیمایی (01)
انسان کم نیست ... !


مطالب اخیر وبلاگ :






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.