فصل (63): (تذكر مجدد راجع به موضوع كتاب )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:مكرر این ضعیف بیان نمود كه در این رساله آن چه ذكر مى شود از حكمت اربعه عملیه (به پاورقى صفحه 13 از جلد اول مراجعه شود) بیرون نیست ، و آن چه ذكر مى نماید از این مطالب به اخبار و آثارى كه از كلام ائمه اطهار علیهم السلام در این باب وارد شده است بیان مى نماید تا مطالب باطن بدون شاهدى از ظاهر نباشد، هر چند این بى بضاعت را قابلیت این معنى نیست .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
با كدامین پاى اى كرم زمین
مى روى بالاى چرخ هفتمین


لیكن نظر به اینكه :

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بكنند آن چه مسیحا مى كرد


خود را آلتى بى حس و جمادى بى ادراك مى داند، آن چه بر زبان حال جارى مى سازند و در مى آرند ثبت مى نماید در این اوراق .والله هو الملهم للخیر.


فصل(64): (نبوت و ولایت مطلقه و مقیده )
اى عزیز! بدان كه آدمى در علم معرفت و مغالطات از چهار قسم بیرون نیست :
قسم اول در علم توحید است ، و آن به واسطه انكار توحید است ، و دهریه و معطله و مشبهه و ملاحده در آن در غلط افتاده اند.
و قسم دیگر در ادیان است ، و آن به واسطه نشناختن انبیاء علیهم السلام است ، كه نصارى ویهود و ترسا و غیره ذلك از آن در غلط رفته اند.
و قسم ثالث اختلاف مذاهب است ، و آن به واسطه عدم معرفت امام زمان است .
و قسم رابع اختلاف لفظ است میان هر فرقه ، و آن به واسطه عدم معرفت اصطلاحات است .

و این ضعیف قسم ثالث را قبل از این ثابت نمود(به فصل 33، از جلد اول ص 394 به بعد مراجعه شود) كه ائمه اثناعشر علیهم السلام بعد از پیغمبر صلى الله علیه و آله خلیفه به حق آن جناب مى باشند. و اختلاف قسم رابع ضرر ندارد چه اشتباه در موضوع است . و قسم اول ان شاء الله بعد از مرتبه چهارم از حكمت اربعه عملیه بیاید در غایت بسط و ایضاح . و بعد از اثبات قسم سیم قسم دوم نیز ثابت است .
و الحال این ضعیف نبوت مطلقه و ولایت مطلقه ، و نبوت خاصه و ولایت خاصه را به تفصیل تمام ان شاء الله بیان مى نماید بعد از استمداد از باطن ولایت ، تا دیگران اعتقاد خود را درباره ایشان كامل گردانند.

روى فى الكافى باسناده عن ابى عبدالله علیه السلام انه قال : ان من الملائكة الذین فى سماء الدنیا(در همه نسخه ها چنین است ، و صحیح آن السماء الدنیا است . و در مصدر السماء بدون الدنیا است) لیطلعون الى الواحد و الاثنین و الثلاثة و هم یذكرون فضل آل محمد صلى الله علیهم ، فیقولون : الا ترون (الى ) هولاء فى قلتهم و كثرة عدوهم یصفون فضل آل محمد صلى الله علیهم ! فیقوول الطائفة الاخرى : ذلك فضل الله یوتیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم . (كافى ج 2 ص 187. و آیه در سوره جمعه ، 4.)

در كافى با سند خود از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه فرمود:
برخى از فرشتگانى كه در آسمان دنیا هستند به یك و دو و سه تن (از ساكنان زمین ) كه فضل آل محمد را ذكر مى كنند سركشى كرده گویند:
نمى بینید این ها را كه با وجود كمى خود و بسیارى دشمنشان ، فضل آل محمد صلى الله علیه و آله را باز مى گویند! سپس دسته دیگر از فرشتگان گویند: این فضل خداست كه به هر كس كه خواهد مى دهد و خدا صاحب فضل بزرگ است .

پس باید كه مردم مقام و مرتبه ایشان را صحیح و بلند بدانند خصوص سالك ، كه فیض سلوك از باطن نبوت به ولایت مى رسد، و از او به باطن شیخ ، و از باطن شیخ به باطن سالك : من القلب الى القلب روزنة و ان تباعدت الامكنة . (از دل به دل روزنه اى است هر چند بعد مكانى در میان باشد، نظیر این ، مصراع : بعد منزل نبود در سفر روحانى)

و در مقصد الاقصى آورده است كه : چون بزرگى جوهر اول را شنیدى اكنون بدان كه : رسول الله صلى الله علیه وآله مى فرماید كه : جوهر اول روح من است ، اول ما خلق الله روحى .( جامع الاسرار ص 144: الروح)
و دیگر آمده است كه : اول ما خلق الله نورى .( (بحار) ج 25 ص 22. (عوالى اللئالى ) ج 4، ص 99.)
چون جوهر اول روح محمد صلى الله علیه و آله باشد، پس محمد صلى الله علیه و آله پیش از آن كه به این عالم آید پیغمبر بوده باشد. و از این معنى خبر داد كه : كنت نبیا و آدم بین الماء و الطین .( عوالى اللئالى ج 4، ص 121. و در مدارك دیگرى نیز آمده كه در پاورقى همان كتاب ذكر شده است) اكنون كه از این عالم رفته است هم پیغمبر باشد. و از این معنى نیز خبر داد كه : لا نبى بعدى .( جزئى از حدیث مشهور منزلت است كه از طریقین روایت شده است)

هر چند صفت بزرگوارى محمد صلى الله علیه و آله را ذكر كنم از هزار یكى نگفته باشم ، و هر چند صفت بزرگوارى جوهر اول را بكنم از هزار یكى نگفته باشم ،
جوهر اول دو كار مى كند:
اول آن كه از خداى فیض قبول مى كند،
دوم به خلق خداى مى رساند.

و اگر گویند كه محمد صلى الله علیه و آله دو كار مى كند: از خداى تعالى مى گیرد و به خلقان مى رساند، هم راست باشد، از جهت آن كه چون جوهر اول روح محمد صلى الله علیه و آله است ، هر دو یكى باشد.

چون این مقدمات معلوم شد بدان كه آن طرف جوهر اول كه از خداى تعالى مى گیرد نامش ولایت است ، و این طرف جوهر اول كه به خلق مى رساند نامش نبوت است . پس ولایت باطن نبوت آمد، و نبوت ظاهر و ولایت ، و هر دو صفت محمد صلى الله علیه و آله آمد.( مقصد اقصى باب پنجم)

چون این دانسته شد بدان كه انسان كامل یا نبى است یا ولى . نبوت یا مطلقه است یا مقیده .
و همچنین ولایت نیز بر دو قسم است :
ولایت مطلقة
و (ولایت) مقیدة .

فالنبوة المطلقة هى النبوة الحقیقیة الحاصلة فى الازل ، الباقیة الى الابد، و هو اطلاع النبى المخصوص بها على استعداد جمیع الموجودات بحسب ذواتها و ماهیاتها، و اعطاء كل ذى حق حقه الذى یطلبه بلسان استعداده ، من حیث انه الانباء الذاتى و التعلیم الحقیقى الازلى المسمى بالربوبیة العظیمة و السلطنة الكبرى .


...نبوت مطلقه همان نبوت حقیقى است كه در ازل حاصل و تا ابد باقى خواهد بود، و آن مطلع بودن پیامبرى است كه به آن مقام مخصوص گردیده از استعداد تمام موجودات به حسب ذوات و ماهیات آن ها، و بخشیدن به هر ذیحقى است حق او را كه با زبان استعداد خویش مى طلبد ؛ و این از جهت خبرگزارى ذاتى و تعلیم حقیقى ازلى است كه ربوبیت عظیم و سلطنت بزرگ نام دارد.

و صاحب این مقام را خلیفه اعظم و قطب الاقطاب مى نامند، و انسان كبیر و آدم حقیقى كه تعبیر از او به قلم اعلى وعقل اول و روح اعظم مى نامند ( ظ مى كنند). و به این معنى اشاره است :اول ما خلق الله نورى ،( مدرك آن در ص 401 گذشت) و خلق الله آدم على صورته ، و كذلك من رانى فقد راىالحق ،( جامع الصغیر ج 2، ص 171.) و غیر ذلك من الاخبار الواردة فیه ، و الیه اشار المحققون فى اصطلاحهمبعین الله و عین العالم ، بقولهم : عین الله هو الانسانالكامل المتحقق بحقیقة البرزخیة الكبرى .

....نخستین چیزى كه خدا آفرید نور من بود و خداوند آدم را بر صورت خویش آفرید و همچنین هر كه مرا دید تحقیقا خدا را دیده است ؛ و اخبار دیگرى كه در این زمینه رسیده است ؛ و محققان به همین معنى اشاره دارند در اصطلاح خود به عین الله و عین العالم ؛ كه گویند: عین الله (چشم خدا) انسان كامل است كه به حقیقت برزخیه كبرى متحقق گشته است .

و استناد جمیع علوم و اعمال بدین انسان كامل است ، و جمیع مقامات و مراتب نیز منتهى به وى مى شود، خواه این انسان كامل رسول باشد یا وصى ، و خواه نبى باشد یا ولى . و باطن این نبوت مطلقه ولایت مطلقه است .
پس ولایت مطلقه عبارت است از حصول جمیع این كمالات به حسب باطن در ازل ، و بقاى این ها تا ابد.
و مرجع این معنى به فناى عبد در حق ، و بقاى وى به بقاى حق است ، و الیه الاشارة بقوله صلى الله علیه وآله : انا و على من نور واحد،( عوالى اللئالى ج 4، ص 124.) و خلق الله روحى و روح على بن ابى طالب علیه السلام قبل ان یخلق الخلق بالفى عام ،( جامع الاسرار ص 382.) على اختلاف الروایات ، و سیجى تفصیلها(ب و ج : لفظها.) ان شاء الله . و ان الله بعث علیا مع كل نبى سرا و معى جهرا.( عوالى اللئالى ج 4، ص 124.) و قول على علیه السلام : و كنت ولیا(در مصدر وصیا است)و آدم بین الماء و الطین .( عوالى اللئالى ج 4، ص 124.)

...و اشاره به همین معنى است فرموده حضرتش كه : من و على از یك نوریم و خداوند، روح من و روح على بن ابى طالب علیه السلام را آفرید دو هزار سال پیش از آن كه خلق را بیافریند - با توجه به اختلاف روایات (در بیان این مدت ) كه تفصیل آن به زودى به خواست خدا خواهد آمد - و خداوند، على را با هر پیامبرى در پنهان ، و با من آشكارا فرستاد و فرمایش على علیه السلام كه : و من ولى بودم در حالى كه آدم میان آب و گل بود (و هنوز آفرینش او پایان نیافته بود) .

و فى تفسیر على بن ابراهیم عند قوله تعالى : لیس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب و لكن البر من آمن بالله و الیوم الاخر و الملائكة و الكتاب و النبیین و آتى المال على حبه ذوى القربى و الیتامى و المساكین و ابن السبیل و السائلین و فى الرقاب و اقام الصلوة و اتى الزكوة و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فى الباساء و الضراء و حین الباس اولئك الذین صدقوا و اولئك هم المتقون ،( بقره ، 177.) ان هذه الایة نزلت فى امیرالمومنین علیه السلام . لان هذه الشروط شروط الایمان و صفات الكمال ، و هى لاتوجد الا فیه و فى ذریته الیبین علیهم السلام . و بیان ذلك : اما الایمان بالله و الیوم الاخر و الملائكة و الكتاب و النبیین ، فظاهر، لانه اول المومنین و امیرالمومنین و آدم بین الماء و الطین .( تاویل الایات ص 90 به نقل از تفسیر قمى و از لان هذه الشروط سخن صاحب تاویل است)

و در تفسیر على بن ابراهیم ذیل آیه شریفه : نیكى آن نیست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنید، بلكه نیكى (و نیكوكار) كسانى هستند كه به خدا، روز واپسین ، فرشتگان ، كتاب آسمانى و پیامبران ایمان آورده ، مال (خود) را با تمام علاقه اى كه به آن دارند به خویشاوندان و یتیمان و مسكینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق مى كنند. نماز را به پا مى دارند و زكات را مى پردازند، و به عهد خود - به هنگامى كه عهد بستند - وفا مى كنند و در برابر محرومیت ها، بیمارى ها و در میدان جنگ صبر و استقامت به خرج مى دهند. اینها كسانى هستند كه راست مى گویند و اینها پرهیزگاران ، گوید: این آیه درباره امیرمومنان علیه السلام نازل شده است . زیرا این شروط، شروط ایمان و صفات كمال است . و جز در او و ذریه پاك او علیهم السلام یافت نمى شود. بیان مطلب آن كه : در مورد ایمان به خدا، روز واپسین ، فرشتگان ، كتاب آسمانى و پیامبران باید گفت كه مطلب آشكار است ، زیرا او نخستین مومن و امیر مومنان بوده است آن گاه كه آدم میان آب و گل بود.

و فى منهاج الكرامة قوله تعالى : و اذ اخذ ربك من بنى آدم من ظهورهم ذریتهم .( اعراف ، 172.) من كتاب الفردوس لابن شیرویه ، یرفعه عن حذیفة الیمانى قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله : لو یعلم الناس متى سمى على امیرالمومنین (ما انكروا فضله ، سمى امیرالمومنین ) و آدم بین الروح و الجسد، قال الله عز و جل : و اذ اخذ ربك من بنى آدم - الایة ، قالت الملائكة : بلى ، فقال تبارك و تعالى : انا ربكم ، و محمد نبیكم ، و على امیركم .( الفردوس ، ج 3، ص 354: لو علم الناس ....)


و در منهاج الكرامة در ذیل آیه شریفه و آن گاه كه پروردگارت از بنى آدم از پشتهاشان ذریه آنان را گرفت از كتاب فردوس ابن شیرویه به سند مرفوع از حذیفه یمانى روایت كرده است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اگر مردم مى دانستند كه از چه زمانى على علیه السلام امیرمومنان نام گرفته است (فضل او را انكار نمى كردند ؛ او امیرمومنان نامیده شده است ) آن گاه كه آدم میان روح و جسد بود. خداى بزرگ در این آیه شریفه فرموده ...آیا من پروردگار شما نیستم ؟ فرشتگان گفتند: چرا، خداى متعال فرمود: من پروردگار شما هستم ، محمد پیامبر شما، و على امیر شماست .

و فى تاویل الایات فى سورة الواقعة ، عن على علیه السلام : الا انى اخو رسول الله و صدیقه الاول ، صدقته و آدم بین الروح و الجسد.( تاویل الایات ص 626. امالى مفید مجلس اول ، ص 6.)

و در تاویل الایات در تفسیر سوره واقعه از على علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: من برادر رسول خدا و نخستین تصدیق كننده اویم ، او را تصدیق كردم آن گاه كه آدم میان روح و جسد بود.

و نبوت مقیده اخبار است از حقایق الهیه ، یعنى معرفة ذات الحق تعالى و اسمائه و صفاته و كماله و احكامه ، فان ضم االیه تبلیغ الاحكام و التادیب بالاخلاق و التعلیم (بالحكمة )( اضافه از جامع الاسرار است) و القیام بالسیاسة فهو النبوة التشریعیة ، و یختص بالرسالة .

یعنى شناخت ذات حق تعالى و اسماء و صفات و كمال و احكام او. حال اگر تبلیغ احكام و تادیب به اخلاق و آموزش با حكمت و پرداختن به امور سیاست (خلق ) هم به آن ضمیمه گردد، نبوت تشریعى خواهد بود كه آن اختصاص به مقام رسالت دارد.

(پایان  فصل 64 از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.





ساری , گاهنوشته های محمود زارع:مرحوم عبدالصمد همدانی که بدلیل علاقه وافر به اهل بیت پاک رسول گرامی اثر عرفانی اش نزد شیعیان اهل معنا عزت خاصی یافته است  در اثرمعروف خود یعنی بحرالمعارف بر سبیل اهالی اینگونه مباحث , مطالب بسیار خواستنی و گرانسنگی را بیادگار گذاشته است که در سنوات اخیر برای بعضی از علاقمندان مرجع تقریبا مناسبتری برای آموزش آداب سلوکی بوده است . ایشان گرچه همانند مشهورین این رشته مطالب خویش را تنظیم و تنسیخ نموده بخصوص شبیه عزیزالله نسفی که در انسان کامل با بیان ای درویش یا ای عزیز مریدان را مخاطب قرار داده و فنون و آدابی را تعلیم مینماید , اما تکیه و تاکید همدانی بر سخنان ائمه هدی علیهم السلام که در جاجای اثرش موج میزند اطمینان بیشتری را به صحت و درستی متن و بطن اثرش بمخاطب میدهد بهرحال گرچه در آن جایگاه نیستیم که ( نه در مقام تایید و یا نقد ) کل مطالب این اثر را بی عیب بدانیم , اما چون در گذشته با دوستان همراه ؛ در جلساتی که - مجال بیشتری بود - داشتیم این اثر و یکی دو اثر دیگر از دیگر بزرگان را مورد بحث و تحلیل و بیشتر , استفاده قرار میدادیم , خلاصه هایی ار این آثار هم تدارک شده بود که برای نشر آنها این خلاصه ها مناسب نبوده اند ؛  لذا ( حسب درخواست دوستان که خلاصه را خواسته بودند ) تصمیم گرفتیم که کل اثر را همانند انسان کامل نسفی در این تارنما البته بصورت بخش به بخش  , منتشر نماییم تا علاقمندانی چند بتوانند ان شاء الله از آن استفاده نمایند بخصوص آنکه ما این اثر را ( جلد دوم آنرا فعلا ) بصورت قسمت به قسمت هر از چندگاهی منتشر میکنیم . ضمنا برای سهولت دسترسی بمنابع و مآخد که بصورت جداگانه در اثر اصلی در ذیل کتاب مندرج میباشد , ما منبع را در داخل متن و جلوی هر نقل یا هر آیه و روایت و ... بلافاصله ذکر کرده ایم تا مخاطب برای اطمینان و استفاده از ماخذ مجبور نشود تا صفحه پیمایی کرده و وقتش تلف گردد
( یا الله - ساری , بهار 92 محمود زارع
)


قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 39 )



مطالب مرتبط :
درون پیمایی (01)
انسان کم نیست ... !



مطالب اخیر وبلاگ :







توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.