فقط برای نیمه دیگر خود !... به هیچ کس توصیه نمیشود !
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...در قبل چهل حرف را گفتم یعنی نوشتم باقی تا یکجایی ادامه میدهم ...
... هر جزئی از آگاهی ما - هر چند کم و خرد و کوچک - یکی از عناصر آن آگاهی کل میباشد بالطبع مجموعه این جزئیات کل شعور ما را میسازد حالا این کل  هم مجموع اجزاست و هم یک شخصیت خاص دیگر !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

نظم دوباره دادن به این آگاهی - یعنی همان ( وی ) - تمام عناصر این آگاهی کل را در طرف راست یعنی در سمت منطق جمع آوری میکند ...

بعد راست و بعد چپ انسان باید برایت از قبل مورد آگاهی قرار گرفته باشد که بعد راست به همان آگاهی کل مربوط است و بعد چپ ... !

فکر نمیکنی که ... هم بهمین دلیل قسمت راست حتی بدن شهودی تو در دنیا فعالتر است و ظرافتش آنست که از بعد چپ مغز هدایت و رهنمایی و کنترل میشود ... هر چند که ...

(وی) مدام با بعد راست مسافر سخن میراند ... چون بعد راست قلمرو حکومت منطق است و بعد چپ که ... بگویم ؟! ... نه اشاره میکنم که بعد چپ قلمرو حکومت اراده است ... !

... این ثروت اصلی و طبیعی ماست هر تعبیر دیگری غیر از این در اینجا با این اسلوب خلاف میراث رازورزانه ماست ...
... این توضیح تمام نشد ؛ تازه شروع شد ... امان از اربعین ... !

مجبوری - حباب توصیف شده درست مانند تخم مرغ است - ... انسان برای درک جهاان فقط از یک مولفه - منطق - استفاده میکند در حالیکه مسافر هشت (8) مولفه برای درک جهان دارد ...

... حباب را باید - لااقل - تمییز کرد و (وی) باید در صورت لزوم آنرا از بیرون پاره کند تا مثل جوجه از تخم بیرون آیی ... تا اینجا به 41 اشاره پرداختیم ... یا اولی الابصار ...

اما چهل و دومین ... شهادت مرگی آگاهانه و انتخابی قبل از تماس آن فرشته با آدمیزاده است ... و در واقع همان پاره کردن حباب احاطه کننده آدمیزاده ( محیط بر بشر ) است ... قبل از مرگ ... ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون ... به به , حالی دگرگون شد !

لباسی را میتوان بیرون کرد اما چرا زیرین ترین ( کفش ) و بالاترین ( کلاه ) بیرون نیاوری ؟! ... در چه هنگامی ؟! در هنگام ملاقات با آگاهی کل ...


ساری,گاهنوشته های محمود زارع... یادت هست ؛ پیشترها برایت میگفتم و گاه مینوشتم که من دو (2) نفرم در یک نفر... خیلی درست درک کرده بودیم کاش از همان زمان ادامه میدادم تا دو تا نشوی نتوانی همزمان هم در ته دره و نیز در بالای کوه باشی ... ! این دوئیت نیست این .... !

... غوغای درون توقف بده بعد احساسات - که بیشتر منظورم خاطرات باشد - بسیار خصوصی و گاه تلخ ... از سر بگذران ...
برای سفر به دیگر سوی ... کثیری از ابنا بشر فاضلاب و فضولا زیادی در اندرون دارند ...

من آئینه ام ... همینجا هم , هم ! تو خویش در من ی که اینجا در شکل این کلمات نمایان شده ام را می بینی و خود را بنگر که چه رجسی در ضمیر داری که ... آن کلان ترش همان غده ای شکل آن که چرکین تر شده و از مجرای غرور باد نخوت بدماغت میراند را ببین ... هم از این تنها یک غده بوی عفن حسادت و شک و تردید را که مجسمه برزخی شمایل تو شد بنگر ... تو قصد انکار و انزوای غیر خود هم داری ... و این دقیقا دوری و هجر از محبوب مطلق جهانیانست که تو دور دیر شدی و فرمان ابلیس بری و نخواهی سر این ابلیس بسنگ تواضع زنی و به آب اعتراف به فضلیت غیر خود ؛ چرا نمیخواهی خویش از بند رجس برهانی ؟! ... بر فرض اگر برهانی آن غیر تو چه خسرانی بتو زند ؟! ... تمام منفعت است و همین آگاهی و یا در مسیر آگاهی قرار دادنت که با نقاشی ضمیرت در سطور فوق ... لطفی بوده بر تو ... مرشدی کردیم و لطف چون رشد دیدیم از مرشد کامل آنهم از سر لطف و قرار بر غیر این نداشتیم و هماره بر سر آن پیمان بلطف او استواریم و پایدار ... برو برو برو ... همه چو خود نپندار ؛ بارها اینجا دیده ایم نقش رد اثر نامیمون ترا ... تو اختصاصا در بند یکی از خادمان دجّالی ! ... از شهید مینویسی و از صنعت مشاهده و دق میزنی که چرا مانند تو نیستند و آن دیگری هم در تب و تاب قبله خویش که همان نسوان باشند گیرست ... بیشتر نشان از محمود مخواه که نوری بعاریت بل بهدیت از نورالانوار اقتباس کردیم ... و فضا بحمدلله روشنست ! ... البته تو و آن دیگری ... چنین می بینم که بالغ بر یکدهه و سه تابستان اضافه تر... یا حدود 10 + 3 سال دیگر توفیق این را خواهی یافت که این تذکر را ببینی ... کاش عقل خویش بکار گیری و کمی تامل از سر صدق کنی و عجب نکن ... چون بیش نمیکنم و تنها این بگویم که اینجا ما زمان را ایستانده ایم ! ماضی و مستقبل و حال گاه رنگش بگیریم و یکی کنیم و بس کنم تا دیوانه نشدی ... تمام ... کمی حیاء کن ! ... قیاس بنفس هم دلیل سکونی تو بود و دیگران همچو خویش نپندار ... خدا را نعمت های خاص بر بندگان بسیار بود بشرط ... اینرا هم بدان که چون خدا خواهد که پرده کس درد - میلش اندر طعنه پاکان برد ... بترس از تمایلاتت بر ... تجسس بیش از این بگذار و پاس درون خویش بدار ... !


ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... عجب نکردم که آن لسان گویا از ساعت 15 / 6 بامداد پنجشنبه 28 / 4 / 80 بمن گفت :

اهـــــــل کـــام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهــروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی
آدمـــــی در عالـــم خامـــــی نمی آید بدست
عالمـــــــــــی دیگر بباید ساخت وز نو آدمــی
خـــیز تا خاطر بدان ترک سمــــرقندی دهیم
کـــــز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
گریه حاافظ چه سنجد پیش استغنای عشق
کاندرین طـــوفان نماید هفت دریا شبنمی



...

دیگر نمیگویم ... گوشی نیست محرمی هم کو ؟! ...
ختم کنم به ؛
هـر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد
خـداش در همه حال از بلا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند
نگـــــــــه دار سر رشته تا نگـــــــه دارد ....
حدیث دوست نگویم مگر بحضرت دوست
که آشنا سخن آشنا نگه دارد ! ...

محمود
www.mzare.ir



توضیح: این قسمتهای آخرش خیلی واسم عجیب شد   دیگه هم اجازه نمی دهند از این دفترشون چیزی منتشر کنم ! مطالبی محمود زارعدر دفتر یادداشت گفتگوهای تنهایی  بخش مربوط به " از آنجور حرفا " میباشد که بالاخره با چک و چونه زیاد و کلی فک زدن و خواهش تا حد التماس ... بخشهایی را تونستم اجازه نشرش رو بگیرم . بنظر ما این مطالب خاص هست شاید اینجور که مجبوریم تقطیع شده منتشر کنیم نشود از آن استفاده کاملی کرد ولی مطمئن هستم که برای اهلش میتواند تامل برانگیز باشه و بتونند که زوایایی از بعضی چیزها رو جور دیگه ای هم ببینند . حداقل برای من که اینجوریه . حالا شاید بخشهای دیگه ای رو هم بعدا اجازه نشرش رو بگیرم . بقول فاطمه مثل اینکه فقط من تونستم اجازه این کار رو بگیرم وگرنه هیچکسی دیگه نمی تونست . ضمنا فرمودن که واسه خودشون یه زمونی نوشته بودن و  اصلا راضی نیستش و به کسی توصیه نمیکنن که این مطالب رو دستورالعمل خودشون قرار بدهند ! ... ( میترا )







قسمتهای مختلف این مطلب:
... رها کن رها والا نخواهی رسید (1)
... رها کن رها والا نخواهی رسید (2)
... رها کن رها والا نخواهی رسید (3)



ساری,گاهنوشته های محمود زارع


مطالب مرتبط دیگر :

...دلخوانی و دلخونی ... !



ساری,گاهنوشته های محمود زارع


مطالب اخیر وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.