فصل (62): (راه وصول و تقرب به حق تعالى ) ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! بدان كه انسان را در هر یك از عوالم اربعه صورتى است و وجهى .
عوالم اربعه عبارت است از:
عالم معانى كه عالم اسماء و صفات است ، و
عالم ارواح كه عالم حقایق نیز مى گویند، و
عالم مثال و
عالم شهادت ،
و این كه انسان گریه اش روز كمتر است . و شب گریه و زاریش بیشتر است وجهش آن است كه روز نظرش به محسوسات مى افتد مشغول از آن عوالم مى شود.

اى عزیز! صدور هر حقیقتى از حقایق كونیه از اسمى مخصوص است از اسماء الهیه ، چنان چه به تفصیل بیاید ان شاء الله تعالى . و چون آن حقیقت كه عبارت از سر وجودى است . در مراتب اربعه یعنى عوالم متقدمه معانى و روحانى و مثالى و عنصرى سارى شد از هر مرتبه اى كمالى دیگر او را حاصل است كه پیش از عبور او به این مراتب آن كمال نداشت ، چنان كه آب از چند مرتبه كه گذشت و در درخت گل ، گل شد و بعد از آن باز با آلت قرع و انبیق (وسیله اى كه با آن آب مقطر مى گیرند.) گلاب همان آب است كه بود به زیادتى خواص دیگر مثل عطر و تفریح و تقویت قلب و زیادتى عقل به استعمال آن . پس آن سر وجودى نیز به سبب اكتساب كمالات از مراتب مذكوره او را قوت اتصاف و تخلق به جمیع اوصاف و اخلاق ربانى ممكن است ، پس رجوع او نه بدان جا بود كه صدور آن بود. اگر مرجع عین مصدر باشد آمدن چه فایده دهد؟ و چون در آمدن چندین فواید دیگر چون كمالاتى كه او را از مراتب حاصل شده است زیاد شد و او را استعداد تخلقوا باخلاق الله دست بهم داد با آن كه منشا حقیقت او یك اسم بود، پس مرجع عین مصدر نباشد.


اى عزیز! آدمى تا از مرتبه بهایم و از مرتبه شیاطین نگذرد بلكه تا از مرتبه ملائكه نیز نگذرد به مرتبه انسانى نرسد، و چون به مرتبه انسانى رسید تا استعداد حاصل نكند به روح اضافى (روح اضافى ، همان اولین تجلى الهى است كه عقل اول و قلم اعلى و روح اعظم و روح محمدى صلى الله علیه و آله نیز گفته مى شود) زنده نشود. و استعداد آن است كه از اوصاف ذمیمه و اخلاق ناپسندیده ، دل را كه منظر حق است پاك كند و به اخلاق پسندیده و اوصاف حمیده آراسته گرداند، آن گاه مستعد قبول روح اضافى شود. عبدى طهرت منظر الخلائق سنین . هل طهرت منظرى ساعة ؟!( به پاورقى ص 347 مراجعه شود)

...بنده من ! سالها منظر خلایق را (كه بدن توست ) پاكیزه ساختى ، آیا ساعتى نیز منظر مرا (كه دل توست ) پاكیزه نمودى ؟

آیینه شو جمال پرى طلعتان طلب
جاروب كن تو خانه و پس میهمان طلب


اى عزیز!
پاك كن دو چشم را از موى عیب
تا ببینى باغ و سروستان غیب
چشم را در روشنایى خوى كن
گرنه خفاشى نظر آن سوى كن
دیده بینا از لقاى حق شود
حق كجا همراز هر احمق شود
هركرا هست از هوسها جان پاك
زود بیند حضرت (و) ایوان پاك
(مثنوى دفتر دوم ، ص 50، 51، 60، و دفتر اول ، ص 40.)


لانه لایقع الموانسة بین العبد و بین ربه حتى یقع الوحشة بینه و بین خلقه .
....زیرا انس و الفت میان بنده و پروردگارش صورت نبندد تا این كه نخست میان او و خلق خدا وحشت و رمیدگى صورت گیرد.

و فى عدة الداعى : اوحى الله الى موسى علیه السلام : الفقیر من لیس له مثلى كفیل ، و المریض من لیس مثلى طبیب ، و الغریب من لیس له مثلى مونس . (عدة الداعى ص 118.)

و در عدة الداعى آمده است كه خداى متعال به موسى علیه السلام وحى فرستاد كه : فقیر كسى است كه كفیلى چون من ندارد، مریض كسى است كه طبیبى چون من ندارد، و غریب كسى است كه مونسى چون من ندارد.

گفت موسى را به وحى دل خدا
كاى گزیده دوست مى دارم ترا
گفت چه بود بازگوى اى ذوالكرم
موجب آن تاش من افزون كنم
گفت چون طفلى به پیش والده
وقت قهرش دست هم بر وى زده
مادرش گر سیلى اى بر وى زند
هم به مادر آید و بر وى تند
خود نداند غیر از او دیار هست
هم از او مخمور هم از اوست مست
(مثنوى دفتر چهارم ، ص 77. و در الف وب : به حكم دل)


ساری,گاهنوشته های محمود زارع

چه خوش مى گوید شیخ عبدالله بلیانى : خدا بین باش ، و اگر خدا بین نمى توانى باشى خود بین مباش ، كه چون خود بین نباشى خدا بین باشى . لا یصل العبد الى الحق حتى یهرب من الخلق و من نفسه .

....بنده به خدا نمى رسد تا این كه از خلق و از خودش بگریزد.
اى عزیز قدر خود بدان ، و خود را دردست شیطان زبون و ذلیل مگردان .

قال تعالى : یا مختار اعرف قدرك ، وانما خلقت الاكوان لاجلك ، اقبل على فانى الیك مقبل . متى تطلبنى ؟ انا عندك ، لا ضرر یلحقنا من معاصیك انما المراد صیانتك ، و لا نفع ینالنا من طاعتك انما المقصود ربحك ، فدبر امرك .

خداى متعال فرموده :
اى برگزیده ، قدر خویش بدان ، تمام عالم وجود را به خاطر تو آفریدم ، به من روى آر كه من به تو روى آورنده ام . تا كى مرا مى طلبى ؟ من نزد توام ، از ناحیه گناهانت زیانى متوجه ما نمى شود، و تنها منظور (از نهى تو از گناهان ) حفظ و نگهدارى توست ؛ و نیز سودى از جانب طاعت تو به ما نمى رسد، و تنها منظور (از امر به طاعات ) سود بردن توست ، پس در كار خویش بیندیش (و آن را به نحو احسان تدبیر كن ).


راه دور است اى پسر هوشیار باش
خواب با گور افكن و بیدار باش
جهد كن تا اندرین راه دراز
تو به یك ذره نمانى بسته باز
گر همه عالم برفتن بسپرى
گام اول با شدت چون بنگرى
تو هماى دولتى اى ممتحن
چند باشى جیفه زاغ و زغن

شاهباز دست سلطانى چرا
در جهان باشى چو بومان بینوا
این ده ویرانه با جغدان گذار
كن به قاف قرب چون عنقا گذار
با گدایان كم نشین شاهى طلب
غافلى بگذار آگاهى طلب

از فلك چون هست قدر تو فزون
پس چرا در دست شیطانى زبون
این دو روزه عمر را فرصت شمار
هان شمو از دوست غافل زینهار


و باز جناب رئوف منان از طریق عنایتى كه با این مشت خاك بى باك دارد مى فرماید:
یا مطلقا وصالنا راجع ، و یا محلفا على هجرنا كفر، انما ابعدنا ابلیس لانه لم یسجد لك ، فوا عجبا كیف صالحته و هجرتنا! و یحك ، لك من القدر ما لم تعرفه لیلة القدر.

....اى كه پیوند با ما را رها كرده اى ، بازگرد. اى كه بر دورى از ما سوگند خورده اى . كفاره این سوگند بده . ما شیطان را بدین دلیل از خود دور ساختیم كه به تو سجده نكرد، شگفتا! كه چگونه با او در ساخته اى و از ما دورى جسته اى ! واى بر تو، تو را قدر و پایه اى است كه شب قدر بدان آگاه نیست .
اى عزیز! مراد از وصال ، قرب آن جناب است ، و قرب را معانى بسیار است .

قرب به حسب مرتبه و كمال است ، پس هرگاه سالك نقصى و حجابى را از خود دور كند فیاض عالى الاطلاق كمالى از كمالات بر او فایض مى گرداند و او را فى الجمله نزدیكى معنوى بهم مى رسد. و آخوند ملا محمد باقر (ره ) در اول عین الحیاة گفته است كه : مراتب این قرب غیر متناهى است . و بعد از آن گفته است : معنى دیگر قرب به حسب تذكر و محبت و مصاحبت معنوى است ، چنان چه اگر كسى در مشرق باشد و دوستى از او در مغرب باشد و پیوسته این دوست در ذكر محبوب خود باشد، به حسب قرب معنوى به او نزدیكتر است از بیگانه یا دشمنى كه در پهلوى او نشسته باشد. و ظاهر است كه از كثرت عبادت و ذكر، این معنى به حصول مى آید.( عین الحیاة ص 28.)

خوشا دردى كه درمانش تو باشى
خوشا راهى كه پایانش تو باشى
خوشا چشمى كه رخسار تو بیند
خوشا جانى كه جانانش تو باشى
همه شادى و عشرت باشد اى دوست
در آن خانه كه مهمانش تو باشى
مشو غافل از آن عاشق كه دایم
همه پیدا و پنهانش تو باشى
عراقى طالب درد است دایم
به بوى آن كه درمانش تو باشى

(رك : كلیات عراقى ص 282.)

اى عزیز! از جهت حصول این نعمت عظمى و وصول به درجه علیا كه قرب به حضرت اله و انس به جناب مولى و انقطاع از ما سواى اله باشد، در قنوت نمازهاى فریضه و نافله مداومت به این ادعیه بنما كه ان شاء الله قرب به حضرت اله از بركت این ادعیه دست بهم مى دهد.

اول قنوتى است كه در فردوس العارفین از حضرت رسول صلى الله علیه و آله نقل نموده است :
اللهم ارزقنى حبك ، و حب ما تحبه ، و حب من یحبك ، و العمل الذى یبلغنى الى حبك ، و اجعل حبك احب الاشیاء الى .
( رك : احیاء العلوم ج 4، ص 253.)

خداوندا، دوستى خودت ، و دوستى آن چه دوست مى دارى ، و دوستى كسى كه تو را دوست مى دارد، و عملى كه مرا به دوستى تو مى رساند روزیم فرما، و دوستى خودت را محبوبترین چیزها نزد من قرار ده .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

دوم از جناب سرور اولیاء علیه السلام مروى است :
اللهم نور ظاهرى بطاعتك و باطنى بمحبتك ، و قلبى بمعرفتك ، و روحى بمشاهدتك ، و سرى باستقلال اتصال حضرتك ، یا ذا الجلال و الاكرام . اللهم اجعل قلبى نورا، وسمعى نورا، و بصرى نورا، و لسانى نورا، ویدى نورا، و رجلى نورا، و جمیع جوارحى نورا، یا نور الانوار. اللهم ارنا الاشیاء كما هى . اللهم كن وجهنى فى كل وجه ، و مقصدى فى كل قصد، و غایتى فى كل سعى ، و ملجاى و ملاذى فى كل شدة وهم ، و وكیلى فى كل امر، و تولنى تولى عنایة و محبة فى كل حال .

خداوندا،
ظاهرم را به طاعتت ،
باطنم را به محبتت ،
قلبم را به معرفتت ،
روحم را به مشاهده ات ، و
سرم را با استقلال اتصال به حضرتت
نورانى ساز، اى صاحب جلال و كرامت ،
خداوندا،
دلم را نور،
گوشم را نور،
چشمم را نور
زبانم را نور،
دستهایم را نور،
پاهایم را نور
قرار ده . اى نور نورها.
خداوندا،
اشیاء را آن گونه كه هستند به ما بنما.
خداوندا،
در هر توجهى تو وجهه من ،
و در هر قصدى تو مقصد من ،
و در هر كوششى تو هدف من ،
و در هر سختى و اندوهى تو ملجا و پناه من ،
و در هر كار تو وكیل من باش ؛
و در هر حالى با نظر عنایت و محبت مرا سرپرستى كن .

(پایان  فصل 62 از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.





ساری , گاهنوشته های محمود زارع:مرحوم عبدالصمد همدانی که بدلیل علاقه وافر به اهل بیت پاک رسول گرامی اثر عرفانی اش نزد شیعیان اهل معنا عزت خاصی یافته است  در اثرمعروف خود یعنی بحرالمعارف بر سبیل اهالی اینگونه مباحث , مطالب بسیار خواستنی و گرانسنگی را بیادگار گذاشته است که در سنوات اخیر برای بعضی از علاقمندان مرجع تقریبا مناسبتری برای آموزش آداب سلوکی بوده است . ایشان گرچه همانند مشهورین این رشته مطالب خویش را تنظیم و تنسیخ نموده بخصوص شبیه عزیزالله نسفی که در انسان کامل با بیان ای درویش یا ای عزیز مریدان را مخاطب قرار داده و فنون و آدابی را تعلیم مینماید , اما تکیه و تاکید همدانی بر سخنان ائمه هدی علیهم السلام که در جاجای اثرش موج میزند اطمینان بیشتری را به صحت و درستی متن و بطن اثرش بمخاطب میدهد بهرحال گرچه در آن جایگاه نیستیم که ( نه در مقام تایید و یا نقد ) کل مطالب این اثر را بی عیب بدانیم , اما چون در گذشته با دوستان همراه ؛ در جلساتی که - مجال بیشتری بود - داشتیم این اثر و یکی دو اثر دیگر از دیگر بزرگان را مورد بحث و تحلیل و بیشتر , استفاده قرار میدادیم , خلاصه هایی ار این آثار هم تدارک شده بود که برای نشر آنها این خلاصه ها مناسب نبوده اند ؛  لذا ( حسب درخواست دوستان که خلاصه را خواسته بودند ) تصمیم گرفتیم که کل اثر را همانند انسان کامل نسفی در این تارنما البته بصورت بخش به بخش  , منتشر نماییم تا علاقمندانی چند بتوانند ان شاء الله از آن استفاده نمایند بخصوص آنکه ما این اثر را ( جلد دوم آنرا فعلا ) بصورت قسمت به قسمت هر از چندگاهی منتشر میکنیم . ضمنا برای سهولت دسترسی بمنابع و مآخد که بصورت جداگانه در اثر اصلی در ذیل کتاب مندرج میباشد , ما منبع را در داخل متن و جلوی هر نقل یا هر آیه و روایت و ... بلافاصله ذکر کرده ایم تا مخاطب برای اطمینان و استفاده از ماخذ مجبور نشود تا صفحه پیمایی کرده و وقتش تلف گردد
( یا الله - ساری , بهار 92 محمود زارع
)


قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 31 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 32 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 33 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 34 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 35 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 36 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 37 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 38 )


مطالب مرتبط :
درون پیمایی (01)
انسان کم نیست ... !



مطالب اخیر وبلاگ :








توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.