بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...همه میدانیم که بجز یک مورد در تمامی سور مقدسه قرآن کریم ذکر شریف " بسم الله الرحمن الرحیم " آمده است . چنانچه مسلمان عاملی هستی , کرارا در واجبات یومیه این ذکر را بر لب داری و ایضا در احوالات مستحب دیگر !
اما آیا هیچ تحقیق کرده اید که در باره ی معنی و مفهوم این ذکر عظیم چه گفته اند ؟! ...

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

هر چند که غیر خدا و رسولش و خاصان درگاهش - راسخون در علم - کسی به کنه معنی این ذکر و اذکار مشابه نخواهد رسید ؛ با این وصف هیچ می دانی که دیگران چه گفته اند و چه دیده اند ؟!

و آیا تو هیچ دغدغه ای فراتر از معنی لغوی آنرا در دل داشته ای ؟! ...

بیان تکرار در این ذکر شریفه عظیمه از جانب حضرت باری تعالی را حکمتی است خاص که ما البته باید بهمان نسبت - لااقل نسبت حجمی هم که باشد - بدان حساس باشیم .

جستجویی در متون موجود بخصوص متون قدیمی تر ما - که امروزه بسیار آسان نیز شده است و دستآوردهای تکنولوژیکی اقلا حجت را بر اغلب ما تمام نموده است - میتواند ذهن و ضمیر ما را بسمت و سوی ضمیر ذکر شریف مذکور هدایت نماید.

... پیشترها مطالبی را در این باره مطالعه میکردم و حسب عادت بعضی از آنها را یادداشت میکردم ... چند نکته را جالب دیدم که تمایل دارم آنها را بسمع شما نیز برسانم :

خداوندان طریقت گفتند: « بسم الله الرحمن الرحیم » آنست که ...
بندگان من , بمن شاد باشید
و از غیر من آزاد باشید.
بنام من آرام گیرید ,
بر ضمان من تکیه کنید ,
بیاد من آرامش کنید ,
حق من در دل گیرید ,
عهد من در جان گیرید.

بنده من ؛
هر جا که راستی است ,
آن راستی بنام ماست ,
هر جا که عیشی است آن عیش بیاد ماست ,
هرجا که سوزی است آن سوز بذکر ماست ,
ملک امروز , یاد و شناخت ما ؛
ملک فردا دیدار و یافت ما .
زهی سعادت , زهی جلالت , که بنده را پیش آمد بی بهانه و علت.
ای نقطه ی انسانیت ؛
ای صفای بشریت ,
تقوی , پناه خویش گیر ,
آنرا ملازم باش
که حیات بندگان باوست و رستگاری رهیگان دروست .


از ابوالخیر نقلست که گفت ؛ مردی دهری روزی بر حلقه ابوالحسن نوری بگذشت ,
او را سخنی میرفت از حق و بزبان صوفیان ( حق ) گویند و بهر زبانی بنام دیگر خوانند ,
بعضی بنام ( رحمن ) خوانند که روزیشان باید
و بعضی ( رحیم ) خوانند که بهشت خواهند
و بعضی ( ملک ) خوانند که منزلتشان باید؛
و هر کسی بچیزی حاجتمند باشد او را بدان نام خوانند
و صوفیان او را ( حق ) خوانند که ایشان بدون او بهیچ چیز دست نیالایند و بهیچ چیز ننگرند.
آنگاه لفظ ایشان پاکتر بود که گویند ( حق ) !

آنگاه آن مرد دهری به ابوالحسن نوری گفت ؛ آنکه میگوید حق , معنی آن چیست ؟
گفت آنکه نیالاید خلقان را به آلایش فراوان و او خود از همه پاکتر .
و ابوسعید گوید آن ( سبحان ) است , یعنی پاکست از همه عیبها و از هر چه گویند و اندیشند و گمان برند !
و خدای را نهصد و نود و نه ( 999 ) نام است در قرآن و در تورات و در انجیل و در زبور ,
و نام مهین سبحانست چون ( سبحان ) بگفتی همه بگفتی
و چون همه بگویی و سبحان نگفته باشی , هیچ نگفته باشی ؛
همه در این نام بسته است , چون این بگفتی همه گشاده گردد و گناهان محو گردد
و همچنانکه پیرزنان تسبیح ها دارند هزار ( 1000 ) دانه , و یکی بزرگتر بر سر آن کرده و آن را ( موذن ) گویند , چون آن بگسلد , همه از هم جدا شود ؛ همچنین باشد که چون ( سبحان ) نگویی همه نیایی .
پس در آن باید کوشید تا سبحان بسیار گویی و هر چه او آفریده است جمله میگویند ( سبحان الله ) ولیکن تو از غفلت که داری در دل می نشنوی .
از هزاردستان شنو که از هزار گونه الحان , میگرداند و میگوید سبحان الله و لیکن تو می نشنوی
و خدای تعالی میگوید « و ان شیئی الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحم »
همه بستایش خدا مشغولند و موجودی نیست جز آنکه ذکرش تسبیح و ستایش حضرت اوست لیکن شما تسبیح آنها را فهم نمیکنید.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

مطالب اخیر وبلاگ:




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.