خلاصه جلسه نهم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...انواع تاویل حاصل شده از روایات ائمه علیهم السلام

در یک نظری که میشود از متن روایاتی چند بدست آورد تاویل ها را بر سه (3) قسم میتوان تقسیم کرد :

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

1 ) تاویلی است که به کلمه یا آیه ای خاصّ مربوط میشود که آن کلمه یا آیه در تنها یک جای ذکر گردید ولذا ما نمیتوانیم چنین تاویلی را به دیگر کلمات یا آیات قرآن کریم حمل کنیم زیرا خاص همان که آمد میباشد.

2 ) تاویلی که بر عکس حالت نخست بوده یعنی درباره یک کلمه یا آیه میباشد اما در اینجا از آن حالت اختصاصی می افتد و لذا میتوان آنرا بر دیگر موارد یعنی بر دیگر کلمات یا آیات نیز حمل کرد یعنی نوعی شمولیت و عام بودن در ااین نوع تاویل صدق میکند .

3 ) یکنوع تاویل دیگر هم میتوان دید که البته مربوط به آیه خاصی نیست ولی ما میتوانیم آنها را بر آیات قرآن کریم تطبیق داده و از آن استفاده کنیم .

درباره تاویل کلمات من اثر مشکات الانوار را بسیار مفید میدانم که میتوانید بدان مراجعه نمایید ... درخصوص نوع سوم تاویلاتی که عرض کردیم روایتی از امام باقر علیه السلام را میتوان نمونه مناسبی از این گونه تاویلات دانست آنجا که میفرماید : « ما یدالله - دست خدا - هستیم » ...

تطبیق ظاهر آیات بر باطن بطریق تاویل
پیشترها هم مطرح کردیم که مکرر در مکرر در قرآن کریم در آیاتی خداوند تبارک و تعالی توضیحات و عباراتی را برای زمان قبل از حضرت ختمی مرتبت سلام الله بر حسب ظاهر و واقع تاریخی بکار برده است که میتوان گفت بر امت های پیش واقع شده و صدق بر آنان میکند اما بر حسب باطن بطریق همین تاویل که عرض شد هم میتوان ادراک کرد که هر کسی از امت رسول الله (ص) هم چنانچه این عبارت یا وصف بر او صدق نماید - یا حتی بر قومی و گروهی - را نیز شامل میشود . یعنی آن حکم قدیم بر افراد و امت های گذشته بر اشخاص زمان پیامبر (ص) نیز صدق میکند بخصوص در نسبتی که این شخص یا گروه با امامت و ولایت پیدا میکند حالا هر چند هم که در زمان قبل نبوده باشد اما حکم الهی در باره همه در صورت همسانی در نیات و اعمال مشابه صادق خواهد بود پس اینچنین است که ما باید قرآن را چنان بخوانیم که گویی بر ما نازل میشود و این تجربه عجیبی و حس عجیبی به آدمی میدهد و شما هم منبعد چنین جوری با قرآن محشور باشید تا بعد از مدتی خودتان نیز بدین مطلب برسید ... همیشه استمرار در یک کار و نومید نشدن در ابتدا هست که ثمر میده

... می بینم که عده ای و اغلب بمحض شروع یک کاری انتظار دارند که بلافاصله محصول را چیده و اگر حاصلی نبینند پاک مایوس میشوند در صورتی که غفلت دارند که خداوند قوانین و مقرراتی را دقیق وضع فرموده همانند چگونگی بثمر نشستن مثلا یک سیب که مشاهده میفرمایید که چه مراحلی را باید بانتظار بنشینید و تا جوانه و شکوفه و و سپس اگر آفتی نزند میوه و ثمر دهد و در اکثر بلکه تمامی کارها چه کارهای ظاهری و باطنی مساله چنین سیری را دارد و شما نمیتوانید بجایی برسید خارج از قاعده بنا نهاده شده ... الا اقلّی از بختیاران که استثنایی بر قاعده هستند و شما توفیق و بختیاری فرد خاصّی را ملاک تقاضا یا عمل خویش قرار ندهید و البته میتوانید از خداوند بخواهید و اگر قلب صاف و ساده و بی شیله پیله ای داشته باشید قطعا خداوند بر چنین قلبی خیلی واردات خواهد داشت !

... و باید بدانید که داشتن چنین قلبی کار هر کسی نیست بخصوص در شرائطی که بخواهید در جریان حب و بغض های سیاسی و قبول و عدم قبول اشخاص سیاسی ؛ افراد را برای پذیرش یا عدم پذیرش دسته بندی کنید که اصلا در اینصورت بهتر آنست که بیهوده تلاش نکنید و بخودتان زحمت ندهید که ره بجایی نخواهید برد و خداوند را غیرت بسیار است و وی را فریب هم نمیتوان داد ... بله دوستان در بین باصطلاح مذهبی های این دوره زمانه بیشترین توفیق نیافتن ها را در عدم پاسداشت دل میدانم که متاسفانه آلوده به انواع و اقسام اغراض سیاسی و امثالهم شده است ... و جای تعجب در آنست که می بینم تک و توکی هم از بین همین ها آنوقت هم انتظار دارند بجاهایی هم البته بمقاماتی الهی مثلا برسند ! ...

... شما توجه بفرمایید که وقتی وارد شده است که هنگامی یک انسان که مرتکب ظلم شده و ظالم میباشد و ظلم هایی را مرتکب شده و میشود , مورد ستایش اگر قرار بگیرد , در روایتی صحیح داریم که عرش الهی بلرزه در می آید ! متاسفانه بسیاری متوجه این گناه و عظمت چنین عمل زشتی نمیشوند و از لوازمش خبری ندارند و بدترین آنان هم کسانی هستند که حالا مثلا تو نیز مانند او اگر اهل ستایش و مداحی نیستی از تو غضب میگیرند !!!

 ... و بیهوده خود را در سلک مذهب داخل میدانند بخصوص آنکه بخواهند بمقاماتی هم برسند و نمی رسند و خودشان بهتر از همه بنفس خویش بصیرت دارند و خوب هم میدانند که بجایی نرسیدند و نمیرسند الا آنکه دل شناس باشند بخصوص متخصص در پاکسازی دل ! ...  

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... بگذریم توجه به این جماعت همیشه دل و باطن آدمی را کدر میکند ... داشتیم در خصوص تاویل می گفتیم ... این مطلب با توجه بروایتی که از امام باقر علیه السلام , به حمران فرموده است به اینکه :

« ظاهر قرآن کسانی هستند که درباره آنان نازل شده است و باطنش کسانی هستند که کارهایی مانند کار ایشان انجام دا ده اند »
دقیق و صحیح میباشد.

... گروهی مسلمان در قوم موسی علیه السلام بودند ؟!  بله بودند ... در آیه 159 اعراف ... آیه را قرائت فرمایید :

« و من قوم موسی امّه یهدون بالحق و به یعدلون »

یعنی « و از میان قوم موسی جماعتی هستند که به حق راهنمایی میکنند و به حق داوری می کنند »

در تفسیر و تاویل این آیه در عیاشی از عبدالله بن سنان آنهم از امام صادق علیه السلام درخصوص این آیه آمده است که امام فرمود :
« قوم موسی مسلمانند. » 

آشکارا آیه از وجود گروهی در میان قوم موسی سخن رانده که بسوی حق راهنمایی میکردند .

.....

نکته : گفته اند « خداوند متعال گاه در قرآن , خطابی را آورده که بر اساس تاویل و باطن قرآن , مخاطب آن کسی نیست که از ظاهر آیات فهمیده میشود و بنظر میرسد خطاب متوجه اوست »
همان که از امام صادق علیه السلام نقل شده که قرآن به روش به در میگوید که دیوار بشنود نازل شده است ؛ این مطلب را باید درک کرد .

مثلا در آیه شریفه :

« و لولا ان ثبتناک لقد کدت ترکن الیهم شیئا قلیلا »

یعنی « اگر تو را استوار نمی داشتیم قطعا نزدیک بود کمی بسوی آنان متمایل شوی »

ظاهر آیه خطاب خداوند متعال به پیامبر (ص) است اما اگر گفته شود که خداوند فرد دیگری را منظور داشته یعنی فردی از امت رسول (ص) , لذا بخود رسول خطاب کرده ... مانند پدری که مثلا چیزی یا صفتی در او نیست اما باو نسبت میدهد چرا که در فرزند یا فرزندانش از نسلش آن صفت هست یا خواهد بود پس اگر این صفت را مجازا به پدر آن فرزندان نسبت دهند نمیتوان چنین خطابی را غلط پنداشت !

... جناب حسینی اعتراض نداشتند بلکه سوال داشتند که نمیشود اینجور برداشت کرد والا خود خدا رک و پوسکنده میگفت ... و اصلا این ممکن نیست و ...

برادر من با یکی دو مثال موضوع از نمیشود به میشود هم میتواند تبدیل بشود ! ... شما باین نکته توجه کنید بعد اگر سوال همچنان باقی بود بفرمایید یا بقول حاج علی آقا باعتراض ادامه دهید ... مثلا موضوع مانند آنست که مجازا خود خداوند متعال بعض رفتارهای بندگان مقرّب خود را بخودش نسبت میدهد ! و بالعکس ... خلاصه میتوان گفت لااقل از باب تسامح هم اشکالی ندارد.

یا یک مثال دم دستی تر طرح کنیم ... بعنوان مثال جدید عرض شود که می بینید رفتار کارمندانی از یک سازمان یا اداره یا شرکتی را میتوان به رئیس یا مدیر آن نسبت داد و این مجازا صحیح بوده و غلط نمیباشد ...
 
نکته : به دو آیه ای اشاره میکنم نگاه و رویش تامّل کنید :

الف)  « قولوا امنّا بالله و ما انزل الینا »

یعنی « بگوئید ما به خدا و آنچه بر ما نازل شد ایمان آوردیم »

ب ) « فان آمنوا بمثل ما آمنتم به فقد اهتدوا »

یعنی « پس اگر آنها ( هم ) به آنچه شما بدان ایمان آوردید ایمان می آوردند قطعا هدایت شده اند ».

تنها اشاره کنم چون بنای بر آنست که شما روی آن تامل کنید و در جلسه آتیه اگر توفیق برپایی و حضور آن دست داد از شما نیز بشنویم و ... و آن نکته هم اینکه در تفسیر عیاشی در خصوص این دو آیه بطور خلاصه شده چنین آمده است که : ( نقل بمضمون ) :
حضرت صادق علیه السلام فرمود که منظور از « قولوا » خاندان پیامبر (ص) میباشد ولی منظور از آیه دوم دیگر مردم بغیر از خاندان پیامبر (ص) میباشند ...

درباره مساله دیگر که تکلیف شما باشد تا روی آن کمی هم بررسی میدانی در قرآن کریم بکنید و هر موقع مطلبی را متوجه شدید بیایید اینجا مطرح کنید تا همه استفاده کنیم و آنهم اینکه میدانید ما در فرهنگ دینی و در خود قرآن کریم در یک دسته بندی دو دسته شجر و شجره داریم ...

شجره طیبه داریم که مراد از آن اختصارا خاندانی است که از حضرت آدم علیه السلام تا قیامت ؛ رسول هستند و ... و همچنین بدنبال آنان از اوصیاء هستند ... و شجره خبیثه ای هم داریم که درست نقطه مقابل شجره طیبه بوده و هستند ... شما در بادی امر در خود قرآن بررسی بفرمایید و موضوع را باصطلاح حالا با این امکاناتی که هست سرچ کنید و آیات آنرا استخراج و بررسی و تامل بفرمایید و اگر هم به روایاتی در خصوص آیات مربوطه رسیدید آنها را هم همیشه در دفتری یادداشت بکنید و مطمئن باشید روزی بکار شما خواهد آمد همانجور که می بینید این دفتر برای این بنده چقدر موثر افتاده است ...

شما بررسی کنید که معنی این اصطلاح چیه و در کجاها روئیدند و چه کسانی بودند و چه کارهایی کرده و میکنند و شاخه های منشعب از شجره ها را بررسی کنید و نسلهایی که ادامه یافته و نسلهایی که منقطع شده اند و ... و امثال این موارد را رویش فکر کنید که ان شاء الله به نتایجی خواهید رسید . مثلا منباب راهنمایی میتوانم توجه شما را به آیات مثلا 35 بقره یا 19 و 22 اعراف و 120 طه و یا 24 و 25 ابراهیم و 34 نور و دیگر آیات که در آن بموضوع مربوط هستند ... برای ریشه یابی خاندان شجره از عراق بخصوص از کوفه و نجف غافل مباشید و بررسی ی مطالعه تاریخ هم میتواند کمک بسیاری بشما بکند ... مثلا شاخه هایی در عراق از آل ابراهیم جدا شده و به فلسطین رفت و به حضرت عیسی رسید و ختم شد و دیگر ادامه نیافت و ... بسیار بحث مهمی است و میتوانید از داخل آن حقائق زیادی را بیرون بکشید ... ان شاء الله

( پایان خلاصه جلسه نهم)

ادامه دارد .....

توضیح : جلسه تدبری در قرآن کریم از سوی پدر ( آقای محمود زارع ) بود کمافی السابق بمناسبت ماه مبارک رمضان . که ما کل جلسه یک و نیم ساعته را در چند سطر برای انتشار خلاصه نمودیم تا در حوصله مخاطب بگنجد . ان شاء الله در پستهای بعدی خلاصه جلسات بعدی که حدود 30 جلسه میباشد را منتشر میکنیم ( فاطمه )    

برداشت و نقل از مطالب وبلاگ با درج نام و لینک وبلاگ بلامانع میباشد

مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)
... مباحث قرآنی رمضان (08)
... مباحث قرآنی رمضان (09)
... مباحث قرآنی رمضان (10)


ساری,گاهنوشته های محمود زارع

مطالب اخیر وبلاگ:





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.