ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:جایی خوانده بودم که حاتم که بمرد , برادرش خواست که مثل او شود و جایش بگیرد .
مادر وی را فرمود : خویشتن را بیشتر رنج مده , به جایگاه او نخواهی رسید !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

گفت مادر جان چه چیز مانعم شود بویژه آنکه وی برادر من بود و همخونیم !
مادر فرمود : هر بار که من او را شیر می خواستم داد , شیر نمی خورد تا آنکه شیرخواره ای دیگر آورم تا با وی در شیرخوردن شریک شود و از پستان دیگرم شیر خورد !
اما زمانی که ترا شیر می دادم اگر شیرخواره ای می آمد آنقدر می گریستی تا برود و تنهایی شیر بخوری !
مرحوم پدرم احمد آقای زارع در هر حرفش معمولا یک ضرب المثل چاشنی میکرد حالا برایم این ضرب المثلش تداعی شد که میفرمود :
« آن کلاغی که انجیر میخوره نوکش کجه » یا « آسمان میبارد و زمین هم اگر میتواند ببارد » !

 یا کریم اهل بیت علیه السلام



 من از دربار آن شاهم، که صد حاتم گدا دارد
به جود و بخشش و احسان، دو دست با صفا دارد

به کانون کرامت ها، بود او نقطه ی پرگار
که حتی بر عدو دستی، پر از جود و سخا دارد

جواب ناسزا را او، به حلم و مهربانی داد
وقار و حلم و تمکینش، کدامین پادشا دارد

ز نسل حیدر کرار(ع)، حسن(ع) نام نکوی او
که در وقت نبرد او هم، دلی چون مرتضی(ع) دارد

شه با غیرت و سازش؟، کجا دیدی دل غافل
به نوع صلح او بنگر، اطاعت از خدا دارد

اگرچه پادشاه است او، ندارد قصری از زرها
که زیر پای خود فرشی، ز جنس بوریا دارد

اگرچه مهربان بودش، به همسر در همه احوال
ولی ملعونه دوران، سرشتی بی وفا دارد

ز زهری داد او را که، عدو را شاد و خندان کرد
پیامدهای آن زهر است، که مرگی بی صدا دارد

به وقت دفن او حتی، هزاران تیر باریدند
نمایان شد عدوی او، که از او عقده ها دارد

از آن خاموشی محض، مزارش میتوان پی برد
که غربت های این مولا، هنوزم ماجرا دارد

بقیعش ساکت و خاموش، مزارش خاکی خاکی
خدایا ننگ میباشد، (مُحبی) همچو ما دارد
 
علی نظری(محب الحسن)


مطالب اخیر وبلاگ :






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.