از صفحه دوستان: حرف و حرف و حرف که تمام دردسرها از دهن هایی است که بیموقع باز میشوند !
معمولا کسانیکه نمیتوانند کاری بکنند , بیشتر حرف میزنند آنهم حرفهای دشمن کوب آتشین !
رگ گردن سرخ و متورم میکنند تا آنکه ناتوانی خویش در صحنه عمل را با حرفهای زیاد پوشش دهند ! ( نمونه ای از کسانیکه فقط بلدند حرف بزنند و شعار بدهند اما اهل عمل نیستند را در روایت زیر بخوانید ) :

گوش

میگویند روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!

یکی هم گفت: آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، (فقط) انتقاد می کند !

منبع : از صفحه کلوب خاله گرامی حاجیه حمیده موسوی


مطالب اخیر:





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.