ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: ...آزادی داریم بعنوان یک واقعیت و آزادی داریم بعنوان یک حق ... در واقع برای بررسی آزادی فعلا در ساری,گاهنوشته های محمود زارعاین بحث به این دو مقوله توجه فرمایید تا ببینیم در ادامه بحث بکجا میرسیم ...

البته در همین راستا میشه همین بحث آزادی را به درونی و بیرونی هم تقسیم کرد اما قبل از هر چیز شما باید بدانید که از آزادی چه موجودی صحبت میکنید ... وقتی بحث انسان بمیان می آید بعنوان موضوع آزادی لامحاله بایست از انسان پیشتر و جلوتر تعریفی داشته باشیم ...

آزادی بعنوان یک واقعیت را شما نمیتوانید در حوزه خواستن و مطالبات سیاسی اجتماعی خویش قرار بدهید بلکه این آزادی همراه با زادن تو و در معیت با تو باین دنیا پا میگذارد که نه خواستنی هست و نه اینکه از کسی انتظار دارید آنرا بشما اعطاء کند ؛ که در واقع آدمیزاده بصرف انسان بودنشان واجد آن هستند !

... شما اگر کمی به بحث اختیار متفطن بشوید بسهولت بیشتری میتوانید در این حوزه اندیشه و تامل کنید ... شاید بشود گفت که در مراحل بروز و ظهور این آزادی امکانی هر چند جزیی از سوی نیروهای واقعا ضد بشر ممانعتهایی صورت پذیرد اما خوشبختانه این آزادی همچنان در هر کجا که باشی بصرف انسان بودنت وجود داشته و دارد ...
به تلگرام ما بپیوندید
این آزادی تحت هیچ شرائطی در هیچ مرامی قابل سلب نیست و نباید هم باشد الا آنکه بخواهی از قانون جنگل در یک اجتماعی که وحوش تشکیل میدهند و ددان بر آن حکم میرانند پیروی بشود ... اما چون در حوزه اختیار خود آدمیزاده قرار دارد , در اعمال آن و حتی اختیار ؛ سلب شدنی و  از سوی خود فرد سلب آن ممکن میباشد هر چند که مجاز نباشد . با اینهمه چنین آزادی یی , منفک از آدمیزاده نیست ...

اما انسان یک موجود اجتماعی است و برای زیستن و مهمتر برای زندگی جهت تکامل خویش اگر نخواهد یا نخواهند که حیوان بماند باید از نوع دیگری از آزادی بعنوان یک حق هم استفاده کرد ...

این نوع از آزادی متاسفانه قابل سلب و خوشبختانه قابل اعطاء میباشد ... چنین محوری در حوزه مباحث اجتماعی بخصوص در جنبه سیاسی آن قرار میگیرد ! 

... عرض کردیم که از سویی میتوان در مواجهه با آزادی به جنبه دیگری هم توجه نمود بشکلی که آنرا به آزادی بیرونی و همچنین آزادی درونی تعبیر میکنند . انسان باعتبار نوع ساخت و خلقتش و ماهیتی که دارد بحث آزادی وی دارای اهمیت بسزایی است ... انسان از آنجهت که موجودی شریف است میتوان و باید هم گفت که آزادی اقتضای شرافت وی میباشد والا انسان بی آزادی به موجودی مفلوک و پست و زیردست و تا بسرحد حیوانیت نزول خواهد کرد و حتی پست تر از آن در سلسله مراتب شرفت خلقت موجودات ! ...

آزادی بیرونی را خلاصه به نبود مانع و بند در برابر آدمیزاده تعبیر میکنند که در اینجا دامنه بحث بسیار وسیع میگردد و نیز اختلاف دیدگاهها متفاوت ...

یکی از مهمترین چیزهایی که باعث میشود برای انسانها قیود و موانع ایجاد شود بحث روابط و ارتباطاعت در حوزه رفتارهای فردی و بویژه اجتماعی است ! ...

قبلا گفتیم که باید نوع نگاه به انسان از قبل مشخص شود زیرا هر میزان که در تعریف این موجود کم گذاشته شود بهمان نسبت و بلکه بیشتر از آزادی واقعی او کم میگردد زیرا یله گی و ولنگاری هایی که بعضا بنام آزادی بخورد انسان داده میشود در حقیقت منشا آن به نوع نگاه به انسان برمیگردد که وی را یک موجود شبه حیوان بماهو حیوان تعریف میکند ... و یا بر عکس آن هم هم ! ... اگر از تعریفی که از انسانیت داری کم بگذاری گرچه نوعی یله گی بهت بدهند اما بهمان میزان آزاد نیستی ...

آرام آرام وارد حوزه هایی عمقی تر از بحث وارد شده که مثلا از خود بیگانگی ( الیناسیون ) و یا خسران کم آوردن از خویش و ... بنحوی که حتی تا جایی مساله عمق پیدا کند که انسان در واقع خودش نباشد و بهتر بگویم که دیگری باشد نه خویشتن خویش ...

انسان اگر دقیق و عمیق بخودش نگاه کند حقیقتی دارد و جوهره ای که اگر آن حقیقت در او متحقق شود و یا آن جوهره در وی کارکرد فطری پیدا کند , این انسان بمعنای واقعیش آزاد است و بمعنی حقیقی خود فی الواقع انسان است ...

پس پیش شرط آزادی شناسی همان انسان شناسی است که گفته اند معرفت به خود انسان در حقیقت شرط معرفت به آزادی است . پس در بادی امر موضوع تعریفی که از انسان داریم را جدی بگیریم والا نمیتوان انتظار داشت که کسی نگاه درستی به آزادی داشته باشد ...


به تلگرام ما بپیوندید

... مباحث بسیاری در خصوص نسبت بین آزادی و انواع نهادها و ... و بخصوص دین با آزادی را در سنوات اخیر ملاحظه نموده و یحتمل بگوشتان رسیده ...  که بسیاری خواستند نسبتی معکوس بین دین و آزادی برقرار کنند اما جفای بر دین و بخصوص ظلم بخود آزادی و خود انسان است که بخواهیم چنین تفکیک و بخصوص چنین تباینی را بین این دو ایجاد کنیم !

انسان عرض کردیم که در تعریفش یک موجودی است مخلوق خداوند که سرشت اصلی آن فطرتی است که خالق در آن از خویش بودیعت نهاد ... فطرالله االتی فطرالناس علیها ... دین در این جا تنها لباسی است بر اندام فطرت خدایی بشر که انسان شد . پس بیدرنگ باید گفت که دین نه تنها مانعی در برابر آزادی انسانها نیست بلکه برعکس دین موافق آزادی است و مبلغ و مروج آزادی آنهم در ماهیت خویش نه صرفا شعاری و مصنوعی ...

شاید آنچه که می بینید و در ابتدای این بحث تعریضی هم شده بود از سوی دوستی به این مساله البته در قالب سوال استفهامی نه انکاری ؛ کسانی بچنین دیدگاهی رسیده اند که یا باید دین دار شد یا معتقد به آزادی ؛ همانا راجع میشود به برداشت کسانی از خود دین و همچنین برداشت کسانی از خود انسان که عده ای از جوانان ما را فراری داده از دین و یا لااقل جاذبه دین را در بین عده ای کمرنگ کرده است و چه ظلمی به دین بدتر و سخیفتر از چنین مبلغانی که ... !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... در جنبه های مصداقی بحث بخصوص در صحنه های سیاسی اجتماعی گویا این مساله همچنان مساله باقی مانده و بویژه در جوامعی دینی - دینی بمفهوم امروزین کلمه یعنی در جغرافیایی که بنام اسلام مردم مسلمان در آن ساکنند و بعضا هیات حاکمه ای بنام اسلام بر مردم حکومت میکنند - بیشتر مطرح شده است و میباشد . البته این بدان معنی نیست که در جوامع دیگر کاملا حل شده و یا هنوز مساله ای جدی نیست ولی اغلب در خاور میانه موضوعش داغ میباشد . ...

راستی چرا ؟! یعنی چرا موضوع آزادی - فارغ از انواع آن - هنوز حل نشده و یا بنوعی بدنه جامعه درخصوص آن به یک نوع اقناع حداقلی هم نرسیده اند ؟! ... بنظر میرسد بدیهی ترین پاسخ به این سوال در خود کلیدوازه اصلی همین پرسش مربوط باشد یعنی « هنوز بطور جدی مساله نشده است » ... زیرا تا چیزی بطور جدی مساله نشود چگونه میشود انتظار داشت که آنرا حل کرد یا حل شده دانست ؟! بطور طبیعی نخست باید موضوعی بعنوان مساله مطرح بشود تا پس از آن در حل آن مساله راهها و آراء گوناگون بحث و آزمون شود !! ...

... در انتهای این بحث به چند نکته تیتروار هم اشاره کنیم و التماس دعا ... نخستین نکته موضوعی است بنام زیستن همزمان و همراستای انسانی در یک جامعه مسالمت آمیز بنحوی که وحدت و اتحاد جامعه از هم گسیخته نشود . این بحث و نسبتش با جامعه ای که هم بخواهد وحدت داشته باشد و هم از آزادی برخوردار باشد از مباحث محوری است ...

در این باره بخصوص در یک جامعه دینی یعنی جامعه ای که اکثریت آن شامل مردم متدین به یک دین خاص میباشد باید به بینش های عمقی تر و درست تر در دین رسید تا چارچوبها و مبناهای لازم برای وحدت و اتحاد و همزیستی همراستا بین انسانها با دین و حتی با ادیان یا فرق دیگر اجتماعی , بوجود آید ... اینکه عده ی با 4 الی 7 سال تحصیل در دانشگاه یا با چند سال تلمذ در مکتب که تعدادی دروس مشخص را دوره کنند و بلافاصله خویشتن را نماینده دین یا مبلغ آزادی و صدای واحد و منحصربفرد دین و آزادی بدانند دقیقا همان کاری است که میگویند شیپور را از سر گشادش دمیدن ...

حقیقت قضیه این است که هر چه دینی تر بشویم لامحاله بایستی انسانی تر باشیم و بدینجهت نمیتوان از آزادی تعاریف ضیق و شاذی را ارائه داد که دین را در برابر آن قرار بدهیم که متاسفانه اغلب همین نیمه ملاها و نیمه متخصصان هستند که گیر کارند و شماره پنج یک حرکت جمعی رو بجلو که اگر سکوت کنند و کمتر حرف بزنند بهتر است و یا اگر به آن مقدار از علم رسیده باشند که بدانها تواضع لازم علمی را بخشیده باشد و بدرجه بالای حلم هم رسیده باشند دیگر از دین یک تعریف غیر انسانی و محدود کننده آزادی مشروع انسانی را بیرون نخواهند کشید ...

نکته محوری دیگر که در این انتهای بحث صرفا بدان اشاره میکنیم و تاملش را بفکر شما میسپاریم بحث « ایمان » و نسبتش با آزادی است ... هدف اصلی یک جامعه دینی از یک نگاه پرورش جامعه ایمانی با انسانهای مومن میباشد , از سویی ایمان صرفا نمیتواند ایمان تلقی شود جز آنکه که در منطقه آزاد پرورش یابد نه در منطقه خفقان آلود و جبرآمیز ... انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا ... باشاره بگویم که حقیقت آنست که دین داری با ایمانی که آزادانه محقق نشده باشد چیزی جز نفاق نمیتواند برویاند ... !

... آزادی واقعی رهایی از بیگانه هاست چه بیگانه های درونی چه بیگانه های برونی ! ...

ایام عزت و رهایی مستدام
شنبه 11 مرداد 1393 محمود زارع
www.mzare.ir

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

توضیح
: قسمتی از نظرات پدر در رابطه با موضوع « آزادی » که در یکی از جلسات ماهیانه در حدود 7 سال قبل برگزار شده بود میباشد . قطعا نظرات فعلی ایشان میتواند تا حدودی تغییراتی داشته باشد که البته ما همین مقدار را هم بصورت انتخابی از صحبت های ایشان در این باره گزینش کردیم که احتمالا اصل نظر ایشانرا بطور کامل هم منتشر ننموده ایم . واقع قضیه هم آنست که پیاده کردن متن از صوت بصورت نوشته و تایپ و بخصوص ویرایش آن برای من بسیار سخت و وقت گیر میباشد . از طرفی ویرایش هم که خیلی کم ممکن میباشد چون ایشان نسبت به تغییرات ویرایشی حساس هستند یعنی حاضرند بهمان صورت گویشی پیاده شود ولی در ویرایش تغییرات خدای ناکرده اشتباه رخ ندهد. اگر هم ما این کار را نکنیم ایشان چندان تمایلی به نشر آن ندارند و همواره معتقدند که حرف تازه زیادی برای گفتن ندارند ! اما برای ما تازه و مهم است. همچنین از دوستان بزرگواری که در کلوب بعضی از گرافیک های ما را آپلود کرده و لینک آنرا برایم ایمیل میکنند تشکر میکنم که در واقع آنها هم در ثواب احتمالی این کار بخصوص مباحث قرآنی شریک هستند. دوستانی هم که مطالب را در سایتها و وبلاگها منتشر میکنند هم از ایشان تشکر داریم بخصوص اگر نظراتی باشد حتما پدر آنرا میخوانند و استقبال میکنند و سفارش کردند که ضمن ابلاغ سلام به دوستان نیکو سیرت و خوش قلبمان از زیبا خانم زارع + حاج آقای باباگلی و آقای کلبه تشکر کرده و قدر محبت آنان را با دعا و خیرخواهی ان شاء الله جبران کنیم . ( فاطمه )   




به تلگرام ما بپیوندید



مطالب اخیر وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.