ساری(گاهنوشتهای محمود زارع) جدای از وظائف فردی هر شهروند در حفاظت از خویش و منافع خویش در یک سیستم عادلانه حکومتی , حاکمیت وظیفه تامین امنیت و رفاه شهروندان را بنحوی که جزء وظیفه ذاتی و تکلیف مسلم آنست؛ دارد.

یک فرد در مملکت بدان دلیل که چشم حاکمان را باز و بیدار می بیند بسهولت باید بتواند دیدگان خویش را برهم نهد و بخوابد و از ترفند دزدان دلمشغولی نداشته باشد.
اینطور نباید باشد که وقتی به مسئولین تامین امنیت که مراجعه میکنی و - بدا بحالت که احساس کنند بیکس هم هستی! - بتو بگویند برو دزد را پیدا کن و بعضا هم بدشان نمی آید که خودت دزد را دستگیر کنی و تحویلشان بدهی و ... . خلاصه بنظر میرسد که حکومت اسلامی مسئول تامین امنیت مالی و جانی و آبرویی همه افراد از خرد و کلان میباشد و فی الواقع اگر
نتواند حق و حقوق آن فرد ضرر کرده را پس بگیرد موظف است از بیت المال بوی پس داده تا در فرصت و مجال کافی از دزد بستاند و برگرداند.هر چند که خود افراد هم در برابر مال و امنیت و آبرو خود مسئولیت دارند.

خلاصه آنکه یک وظیفه دوطرفه بین حکومت و مردم وجود دارد .

اگر حکومت انتظار دارد که من از آن اطاعت کنم - که این وظیفه من است از طرف دیگر این حق را هم دارم که از حکومت حق امنیت خود را در ابعاد مالی و جانی و آبرویی و ... مطالبه نمایم .

در همین خصوص روایتی را از تاریخ نه چندان دور ایران در جایی خواندم که بی مناسبت ندیدم آنرا در راستای این مساله ذکر نمائیم .

نوشته اند که کریمخان زند ( وکیل الرعایا ) همه روزه در ارک حکومتی می نشست و مردم بدون رداع و مانع بحضورش میرسیدند و شکایات خود را مستقیما بعرض او میرساندند و او نیز با کمال خونسردی و دقت بحرفهای آنها گوش میداد و از روی عدالت و انصاف قضاوت و حکم صادر میکرد .

روزی که از صبح تا مقارن ظهر در دیوان مظالم نشسته و از کثرت آمد و شد و طرح دعوا خسته شده بود چون هنگام مراجعت رسید برخاست که برود ناگاه شخصی از راه رسید و فریاد برآورد و از وکیل داد خواست.
وکیل ایستاد و از او پرسید که کیستی و چه میگویی؟
آنشخص گفت : مردی تاجرپیشه ام و آنچه داشتم دزدان از من ربوده اند .
وکیل که میخواست بهانه ای و وسیله ای پیدا کند تا از دست این شاکی فعلا خلاص شود گفت : وقتیکه مالت را بردند چه میکردی؟
گفت خوابیده بودم .
وکیل گفت چرا خوابیده بودی تا دزدان مال ترا ببرند ؟
آنمرد بیدرنگ پاسخ داد : بدان جهت خوابیده بودم که ترا بیدار گمان میکردم !
کریمخان از این جواب درست و صواب و منطقی و صریح خوشش آمد .
پس رو بشیخ علیخان وزیر کرد و گفت : او راست میگوید ما باید مالش را بدهیم و سپس مال را از دزدان بگیریم !
محمود زارع 16 خرداد 1390 ساری



همچنین ببینید :

تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (161)
چهار مطلب حکمی
خداوندی که بر مستضعفان آسان میگیرد
غم و غصه و تحمل مصیبت
حالی کنگ گر
پند تکاندهنده آیت زلزال در مصحف مقدس
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (160)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (159)
ائمه اثنی عشر
اثر دوست و همنشین بد
معنی تسلیم و رضا !
الخیر فی ما وقع
رابطه غیرمستقیم !
بی مراعات بی مروتست
حفظ مراتب
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (158)
دام کام , چاپلوسی ( چگونه فیل را هم میشود خر کرد؟! )
هــــو
گوهر و خرمهره در یک سلک جولان میکنند
توبه , راهی که دوست مفتوح دارد !
من از اینهایم ... !
از نفرین پدر و مادر بترسید
قراء سبعه و حافظ و... (01)
حروف هجا و تهجّی
تفسیر کفــر و ایمـان
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (14)
شیوه برخورد با مردم در حکومت علوی (09)
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (157)
تندروی و کندروی از نادانی است !
خدای بخشاینده گنهکاران
یقین
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (156)
عوعوی سگان آل سعود هم بگذرد !
انسان عجیب مختار یا دربند ... !
جـــنّ
میانه‌روی در ستودن
حکمت حرمت منکرات
زنان و بهترین آنان
خدای نوازنده یتیمان
دوستان حضرت دوست نگران نباشند !
شاکر نادم
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (155)
وجه تسمیه پارس
سید حسن نصرالله و شهید سمیر قنطار
آنهائیکه خیلی دوستشان دارم (سید حسن نصرالله )
اندرزهای قابوس وشمگیر
حجت وجود حق
تحریم یا غیرت آزمایی ...
مناظره عالم و شیطان
(خطورات) باز تعریف مبناها




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.