خلاصه جلسه ششم
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... یک نکته که در جلسه پیش امر کردید نظر معصوم (ع) درباره همین موضوع که خود حضراتشان عینا درباره ظاهر و باطن قرآن کریم که بر افراد قبلی و آنهایی که بعد آمده یا می آیند ولی اعمال مشابه آنان انجام میدهند , مربوط است را خواسته بودید که دیروز سندی نداشتم ولی قبل از شروع جلسه امروز این سند را ذکر کنیم و بگذریم و آن هم اینکه از حضرت امام باقر علیه السلام نقل شده که به حمران فرمودند :

« ظاهر قرآن آنانی هستند که قرآن درباره آنان نازل شده است و باطن قرآن کسانی هستند که اعمالی مانند آن افراد انجام داده اند که هر آنچه در خصوص آنان گفته شد , بر این افراد نیز صادق است »
(این روایت هم در تفسیر عیاشی آمده است در باره همین بحث ) ...

یک شبیه سازی دیگر از اسلوب قرآنی در نسبت دهی
عرض کردیم که وقتی با قرآن کریم محشور باشیم و دوست و بخصوص از خدای متعال بخواهیم که دیده ما را نسبت به لایه هایی بیشتر از معرفت قرآنی بینا کند , اگر از روی صدق و صفا باشه مطمئن باید بود که حضرت علیم نه حسود است و نه بخیل و ان شاء الله عنایت خواهد فرمود ...
در اینصورت بهتر است که ضمن درک مفاهیم حتی المقدور بدنبال کشف اسلوب هایی هم برای مطالعه در قرآن کریم باشیم چرا که در آنصورت سطح و بویژه عمق برداشتهای ما بشکل عجیبی از کلام الهی ارتقاء خواهد یافت ... قابلیت نشان بدهیم تا بیشتر بما بدهند ! چون نظام نظام خاصی است , برای معارف عالیتر لیاقت و ظرفیت شرط است و خداوند غیرت دارد و لذا بهر کسی داده نخواهد شد الا آنکه بحدی از قابلیت و لیاقت برسد و ...

... این اسلوب هم درباره همان بحث ظاهر و باطن آیات الهی است ... شما توجه کنید که قرآن کریم درباره اصنام و همچنین بت سازان و ... چه موضعی دارند و درباره آنان ظاهر کلام خداوندی چیه !

می بینید که ظاهر قرآن ---> کسانی که با دست خویش اصنام و بت ها میسازند و آنها را مورد پرستش قرار میدهند و از روی هوای نفس میگویند : اینها شفیعان ما در نزد خدا هستند !

حال به باطن این آیه اگر بروید ---> بطن این عمل همانند اقدام کسانیست که از پیش خود بدست خود امامانی را تعیین کردند یا میکنند ( و نه از جانب خداوند ) تحت عناوین مختلف حتی جانشینی و خلافت برای رسول الله (ص) و ... و سپس به تعظیم و تکریم آنان پرداخته و حتی حاضرند جانی را که فقط باید در راه جان آفرین تسلیم کرد برای این ائمه خود ساخته فدا کنند و بنحوی از آنان اطاعت میکنند که حتی آن بخشی را که خود شارع مقدس به عقل هر فرد وانهاده و عذری در تقلید نخواهند داشت ( مثلا در اصول دین ) را هم متعلق به عقل آنان نموده و در اختیار خواست آنان نهاده و می نهند  ...  

در واقع با این عمل و وضعیت , این افراد آنان را شریک امامانی قرار داده که از جانب خداوند برای آنان تعیین شده بود ( بخصوص در صدر اسلام امام منصوب الهی را کنار زده و امامانی که خود انتخاب کرده یا در اثر توطئه یا ... مطرح شدند را پذیرفتند ) و حتی بعضی ها معتقد بوده که این ائمه از پیش خودساخته میتوانند شفیع آنان نزد خدا قرار بگیرند ! ...

اینجاست که خداوند درباره این جور مردم فرمود - بقره / 165 - :
« و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا »
یعنی " کسانی از مردم در برابر خداوند همانندهایی ( برای او ) بر می گزینند

که یک تاویل آن را در اصل بلحاظ تاریخی به معاندین و مخالفین هم میتوان نسبت داد و چون بر طبق همان قاعده که پیشترها گفتیم از کلام معصوم (ع) که قرآن زنده و ساری و جاری است در هر زمانی و مکانی و نیز آینده هم مصداق خواهند داشت ...

... تاسف و اسف بر آن کسی یا کسانی که گفته اند یا در دل داشته اند هر چند که بزبان نگفتند ... اما عمل کرده اند که :
گفتند و معتقد بودند " پیامبر (ص) دیوانه محبت پسرعمویش است و از پیش خود بیهوده در خصوص ولایت علی (ص) و امامتش میگوید , بدون آنکه در تنزیل خداوند چنین چیزی آمده باشد تا بدین وسیله اهل بیتش را بر مردم تسلط یابند !!! "

اینان همان کسانی بودند که شعار حسبنا کتاب الله سر میدادند و چون مسبوق باین سابقه یعنی سابقه غدیر و جای جای دیگر که محمد (ص) بر امامت و وصیت و ولایت مولا (ع) تاکید مینمود در روز آخرین نیز نگذاشتن قلم و دوات حاضر کنند و در یوم الخمیس چون میدانستند که تمام رشته های چندین ساله شان پنبه میشود ... حتی حاضر شدند به رسول پاک و پیراسته که جز کلام وحی نمیگفت و جز خواست خدا خواستی نداشت نسبت دیوانگی نسبت هذیان گویی و نسبتهای بیشرمانه دیگر هم دادند ... !

هیچ دشمنی همانند ریاست و بزرگی خواستن و فرمان راندن و ... آدمیزاده حتی مومن را بدبخت و بیچاره و ضال نمیکند و در تاریخ هم نکرده است جز همین خصلت ریاست طلبی که بلااستثناء همگی هم در ظاهر با بهانه هایی همانند احساس تعهد و وظیفه و ... در این دام افتادند و تنها کسی که توانست در کره خاکی تنها در پنج تابستان قدرت را با عدالت جمع کند همان مولا امیرالمومنین علیه السلام بود و بس ... !!! ...

... در این گروه و فرقه شما چه کسانی یا مذهبی را شناسایی میتوانید بکنید ؟! ... یک گروه که خیلی مشمول این وضع هستند که ... گروهی که فقط بر ظاهر قرآن تکیه میکنند و بباطن قرآن یا راه ندارند یا چون میدانند که ائمه باطل و از پیش خود ساخته آنان رسوا میشوند عمدا نمیخواهند بباطن راه یابند !

...

در خصوص درک کنندگان تاویل قرآن کریم که عرض شد منحصر شده در

1) خود خدای تعالی

2) راسخون در علم

باید گفت که اصل مصداق راسخون در علم خود حضرت رسول (ص) است که خویش فرمود شهر علم الهی است و چون خود حضرت رسول (ص) در این موضوع تنها نیست و خداوند هم فردی نفرموده که راسخ در علم ؛ یعنی صیغه جمع دارد راسخون در علم , پس بجز رسول گرامی کسان دیگری هم هستند که خود حضرتش برای عالم بودنشان تاکید فرمود که یک نمونه مشهورش همان تعبیر باب علم بودن حضرت مولاست ... یعنی کسی نمیتواند که بشهر وارد شود مگر از راه در آن که آنهم منحصر شده در حضرت مولا (ع) ... پس فرقه مفسر و ناجیه همان شیعیان علی (ع) هستند و بس !

... در کنار آیه « و ما یعلم تاویله الا الله والراسخون العلم » اگر روایت « انا مدینه العلم و علی بابها » را بگذارید , باید هر بچه محصلی هم متوجه بشود که راسخون در علم چه کسانی اند و برای ورود به فهم درست قرآن از در چه کسی باید وارد شد ؟!!

... تازه در همین زمان شما بمتون دینی و تاریخی در همان قدری که هم بما رسیده میتوانید متوجه شوید که چه حکمتهایی از زبان چه کسانی یا از ناحیه چه گروهی است که نمونه مشهور آن نهج البلاغه و ... هست که بی بدیل هست و خود نشانه ای برای آنهایی که میخواهند بفهمند که حق و ناحق در کجاست !!! ...

در پایان این جلسه هم نکاتی برای تامل شما و دعایتان کنم :

آیات :

1) « و من عنده علم الکتاب » . نمل / 27
 " و آنکسی که نزد او علم کتاب است "

2) « بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتوالعلم » . عنکبوت / 49
  " بلکه ( قرآن ) آیاتی روشن در سینه های کسانیست که علم (الهی) یافته اند . "

حال آن کسی ( و من ) کیست ؟! ...
( فی صدور الذین اوتوالعلم ) اشاره به صدر و سینه چه کسانیست ؟! ...

...
برای سرور دل شما مومنین و همچنین مومنان خاص و مورد عنایت خاص خداوند ختم میکنم باینکه :
امام ما حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود : «... مگر آنکه خداوند به بنده ای فهمی در قرآن عنایت فرماید »

حالا قطعا چنین بنده مورد اشاره حضرت مولا (ع) حتما از خردمندان خواهد بود نه هر کسی دیگر و نه حتی از کسی که مومن هم باشد ...

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... آن مورد هم که مطرح کردید و اعتراض فرمودید که ؛ اینجور که شما قضیه را بصورت قبضی مطرح میکنید جز خود حضرت علی (ع) کسی نمیماند و ... سرکار خانم محمدیان گرامی توجه فرمایند که اینطور هست و هم اینطور نیست ... مهم هست که نمیشود هر کسی را مشمول راسخون در علم دانست بخصوص آنکه به عمق تاویل کلام الهی بتواند برسد اما مزید استحضار شما همشیره گرامی و دیگر دوستان که میدانم رگه هایی از چنین سوالی در ذهنشان خلجان دارد , بگویم که ... مثلا خود حضرت امام (ع) در خصوص چنین بندگان بختیاری , از صحابی همچون سلمان پارسی که حضرت ختمی مرتبت (ص) او را از اهل بیتش میدانست , نام برد ... یا از جابر جعفی که می فرمود به تاویل بعضی آیات راه یافته بود که از مصادیق راسخون در علم و مشمول کلام مولا که فرمود خداوند به بنده هایی عنایت خاص میفرماید ...

( پایان خلاصه جلسه ششم)

ادامه دارد .....

توضیح : جلسه تدبری در قرآن کریم از سوی پدر ( آقای محمود زارع ) بود کمافی السابق بمناسبت ماه مبارک رمضان . که ما کل جلسه یک و نیم ساعته را در چند سطر برای انتشار خلاصه نمودیم تا در حوصله مخاطب بگنجد . ان شاء الله در پستهای بعدی خلاصه جلسات بعدی که حدود 30 جلسه میباشد را منتشر میکنیم ( فاطمه )    

برداشت و نقل از مطالب وبلاگ با درج نام و لینک وبلاگ بلامانع میباشد

مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)
... مباحث قرآنی رمضان (07)



مطالب اخیر وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.