خلاصه جلسه پنجم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... بهتر است یک نمونه دیگر هم از اینکه بیشتر متوجه بشویم چگونه معانی آیات میتوانند ظاهری و هم باطنی باشند را مطرح کنیم .
توجه بفرمایید که مثلا در سوره مبارک حج آیه ای داریم که در آن آمده است :
« ثم لیغضوا تفثهم »

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

معنی ظاهر آیه 29 سوره حج آنست که « سپس باید آلودگی خود را بزدائید »
اما در معنای باطنی آن مطمئن شدید دیگر که سخنی دیگر مورد نظر میتواند باشد که حالا لازم نیست خیلی دور هم از معنای ظاهری آن باشد ... ولی بجای اینکه خودمان با اطلاع اندک خویش نظراتی غیر وارد را احیانا بگوئیم بهتره ببینیم که خود مفسرین و مبینین منصوب و ماذون الهی در این باره چه فرمودند ؟!...

... نقل نخست از ذریح محاربی است که مرحوم شیخ صدوق و مرحوم کلینی طی روایتی از عبدالله بن سنان آنرا نقل نموده که گفت از امام صادق (ع) درباره این آیه یعنی همان ثم لیغضوا تفثهم و مراد آن سوال و پرسش کردم که در پاسخم امام (ع) فرمود :
" مراد از این آیه دیدار امام است "
 

عبدالله سنان وقتی این قول را از ذریح بنقل از امام (ع) شنید خودش بسراغ امام صادق (ع) رفت و معنای آنرا پرسید که حضرت امام (ع) در پاسخ وی فرمودند :
« معنای آن کوتاه کردن شارب و ناخن ها و مانند اینهاست »

عبدالله گفته ذریح را به امام (ع) عرضه داشت ؛ امام (ع) هم در پاسخ عبدلله فرمودند :
« هم ذریح راست میگوید و هم تو درست میگویی . قرآن ظاهری دارد و باطنی . آیا کسی تحملی در حد تحمل ظرفیت ذریح را دارد ؟! »

... حال معنای ترکیبی در تاویلی که ذکر کردیم را میتوان چنین دانست که در جایی آمده بود و حالا اسم منبع آن از یادم رفته و متاسفانه در این دفتر یادداشت آدرس آنرا ننوشتم و اصلش آنست که :

پلیدترین ناپاکی های روحانی , جهل و گمراهی و اخلاق نکوهیده است که با دیدار امام معصوم (ع) از میان میرود کما اینکه ناپاکی های ظاهری با کوتاه کردن ناخن و مانند آن از بین میرود چرا که کلمه " التفث " به ناپاکی ها و نامرتب بودن تفسیر شده است !

شاهد مثالی دیگر از قرآن کریم و روایت معصوم را می آوریم ... اگر قصد واقعیتر تدبر در آیات قرآن مجید هست , بجهت اهمیت جا افتادن مساله تنزیل ظاهر و تاویل باطن ضروری است که تمرین و تکرار لازم صورت پذیرد و تمثیلهایی هم منباب نمونه از قرآن و حدیث آورده شود ؛ بخصوص همان قاعده ساری و جاری بودن قرآن مجید ...

نکته بسیار مهم و قابل توجه در تامل و تدبر و برداشت از کلام الهی در قرآن کریم :

در سوره بقره ( آیه 91 ) داریم که :
« فلم تقتلون انبیاء الله من قبل ان کنتم مومنین »
یعنی « اگر مومن بودید و ایمان داشتید , چرا پیش از این , پیامبران خدا را کشته و بقتل می رساندید ؟! »

لطفا بیشتر توجه فرمایید ... این آیه را اگر توجه در سوره بدان نمایید متوجه میشوید که در خطاب به یهودیان عهد و عصر رسول الله (ص) میباشد که بدانها خطاب شد که ؛ چرا می کشتید پیامبران الهی را با دستان خویش اگر ایمان داشتید ؟! در حالی که همه می دانیم یهودیان قبل از زمان پیامبر اسلام (ص) بودند که پیامبران را به قتل می رساندند , نه این یهودیان عصر و زمانه رسول ختمی مرتبت که از اوس و خزرج بودند !!

... نتیجه ای که از حضرت امام (ع) بر حسب روایت ابوعمرو ربیری که در علل الشرایع از حضرتش نقل میکند خیلی مهم است و میرساند که آیات قرآن کریم همچنان زنده و جاری است و ساری و بر اساس دوستی و ولایت و همدلی و هم سلکی انسانها با آنچه که دوست دارند و همدلی میکنند سرایت دارد .

زیرا امام صادق (ع) فرمودند :
« این آیه درباره گروهی از یهودیان نازل شده که در زمان رسول الله (ص) زندگی میکردند و پیامبران را با دستان خود نکشته بودند و در زمان آنان نبودند بلکه گذشتگان آنها پیش از آنها , ایشان را کشته بودند ولی خداوند اینها را از آنان قرار داد و رفتار گذشتگانشان را به آنان نسبت داد , چرا که از آنان تبعیت کردند و ایشان را بدوستی گرفتند »

... نتیجه چنین نسبت دادن هایی در قرآن ؛ که خداوند گناه اقوام پیشین یهودیان را که پیغمبرکشی میکردند به نسل حاضر در زمان رسول الله (ص) نسبت میدهد ؛ پس قاعده ای اینجا بر ما باید مکشوف شود ... که ؛ خداوند تبارک و تعالی میتواند ( و همینطور هم کرد ) که چنین نسبتی را  به تمام آنهایی که به رسول مکرم اسلام (ص) ایمان نیاورده هم نسبت دهد و نیز میتواند به کسانیکه به وصایت و خلافت رسول گرامی یعنی مولا امیرالمومنین علی علیه الصلاه و السلام را نپذیرفتند و حقش را غصب کردند , هم نسبت دهد ...

... اینکه کسانی بیایند بگویند که حالا در صدر اسلام مثلا اجتهاد کردند و ... اتفاقاتی افتاده و حقی ناحق شده و پس دلیل نمیشود بما مربوط گردد و ما باید دشمنی را کنار بگذاریم و با هم اتحاد کنیم و دو دستگی را کنار بگذاریم و ... دقیقا در منطق شیعی اصیل کلام و روش باطلی است ... اتحاد بمعنی نگفتن یا نادیده گرفتن چنین مفاهیمی نیست و معقولانه هم نیست که انتظار چنین بیجایی راهم داشته باشیم ... ما عملا و بلحاظ اعتقادی دو دسته هستیم و این واقعیتی است انکارناپذیر ؛... ولی دیگر مثل وحوش وهابی و سلفی بیاییم خون همدیگر را مباح دانسته و بریزیم و ...که نشان از بدویت و سبعیت خواهد داشت ... اما مثلا حالا نمیگوئیم که بیاییم با هم جنگ کنیم که چون دو دسته هستیم ! نه ما منافع مشترک سیاسی و اقتصادی در حوزه جغرافیایی و در ملیت و ... میتوانیم و باید هم تعریف کنیم و تعهد کنیم که بر سر آن منافع مشترک با هم همراستایی و اتحاد داشته باشیم آنهم در همان حوزه نه در حوزه مذهب و نادیده انگاری معتقدات مذهبی و ... چنین اسلامی که نه سنی و نه شیعه بلکه مذهبی میانه باشد ؛ تعریف نشده و نداریم الا آنکه بخواهیم بی توجه به اصول و یا از روی عدم احاطه به مذهبی که اهل بیت (ع) تبیین کرده اند , بدعتی را حتی ناخواسته و نادانسته ایجاد کنیم ...

... در واقع چنان غصب و گناهی را بر پایه منطق قرآن کریم میتوان به امروزی ها هم نسبت داد ؛ زیرا همانند یهودیان عصر رسول (ص) که خداوند پیغمبرکشی را به آنها هم نسبت میداد و داده بر حسب آیه ای که ذکر کردیم در حالی که آن پیامبرکشی در عهد رسول خدا (ص) نبود بلکه در گذشته دوری حتی بالغ بر دوبرابر تاریخی که بر اسلام رفته ! ... اینجا هم همینهایی را که هم اینک همچنان خرمهره را بر گوهر ترجیح میدهند نیز کسانی اند که مولا علی (ع) را خانه نشین کرده و از باند همانهایی هستند که بیت پاک حضرت مادر سلام الله را آتش زدند و نوه پیامبر (ص) را در جنینی پاک بشهادت رساندند و از دسته یزید و شمر و خولی اسبعی اند و عضو حزب اموی ...

قرآن میخوانید مثلا شماها ؟! ... گیرم خلق عامی را بفریب چندی مشغول تخم و ترکه های مشرکین و منافقین غاصب مقام و موقعیتهای عالی و پاک و تمجید و تحبیب شان کردید ... اما خداوند تبارک و تعلی را ... آن وجود منتغم در مرصاد را که نمیتوان فریفت ! توبه هم بعد از منحرف نمودن خلائق فائده ای ندارد ... مهم نیست که شیعه نشده اید که پیروی مولا علی (ع) لیاقت میخواهد ؛ اما خودتان را فریب ندهید ... و کمی هم از عواقب کار خویش نزد خدا پروا کنید !!! ...

... کسانیکه راضی به عمل آندسته از صحابه نابکار در سقیفه که منجر به غصب حق وصی رسول گرامی هستند هنوز و قولا یا عملا در آن سلک قرار دارند , هم مشمول غاصبین حق امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع) بوده و پیروان آنان محسوب شده و میشوند ... و در واقع این خود خداوند متعال چنین روش و اسلوبی را در قرآن کریم بما معرفی کرده است . ... این بنده هم از پیش خود و از روی نیاز سیاسی و امثالهم چنین چیزی را نبافتم ؛ این اسلوب از کلام حضرت امام صادق (ع) متوجه شده و اخذ کردم که ایشان منبع الهام بوده و هم ایشان مفسر دین محمدی (ص) است و نه دیگران از ائمه خودخوانده و ... !

...
پس آیه 91 بقره و همچنین آیه 183 آل عمران که عینا همین نسبت را به یهودیان عصر رسول خدا میدهد دلیل مهمی بر آن است که باید نسبت به تاریخ و حوادث آن حساس باشیم ... اگر در مذهب گذشتگان باشیم خداوند ما را از گروه و در سلک آنان حساب میکند ( متوجه باشید که چه کسی یا کسانی را با چه عقائدی و چه حب و بغض هایی تایید و یا تایید نمیکنید ... نان خود را با دین خود خلط و آمیزش ندهید و مذهبتان را با حزب و باند و ... خویش مخلوط نکنید ... باید در دین خدا خالص بود آنچنان که دینش خالص هم هست ... ) ...

من در واقع یکی از و یا در حقیقت مهمترین و اصلی ترین معرفتی را که از حضرت امام صادق (ع) آموختم همین مساله میباشد که در واقع همه چیز هم همین است ...

این دو آیه :
1) آیه 91 سوره بقره « فلم تقتلون انبیاء الله من قبل ان کنتم مومنین »
2) آیه 183 آل عمران « فلم قتلتموهم ان کنتم صادقین »

هر دو خطاب به یهودیان زمانه رسول ختمی مرتبت (ص) است در حالیکه آنها با دست خود پیامبران بنی اسراییل را نکشته بودند بلکه اسلاف و گذشتگان آنها بودند که کشتند ؛ ولی خداوند متعال و علیم اینها را هم داخل در قاتلین میکند و این پیامبرکشی را به آنها هم نسبت میدهد !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

اکنون هم اگر کسانی در بین مسلمانهای این زمان هر چند در زمان آن فعل در صدر اسلام نبوده و وجود ظاهری نداشتند ولی این صرفا عدم حضور فیزیک خاکی باعث نمیشود و مانع از آن نمیشود که از آنها نباشند چرا که هم اینک هستند - بر طبق آموزش خداوند متعال در قرآن کریم - مگر در یک صورت که تا فرصت دارند و آن میزان فرصت که بتوانند جبران کنند و نفوسی را که منحرف کردند تک تک برگردانند ؛ توبه کنند والا دقیقا در قیامت کنار اهالی سقیفه صف شده و هم سرنوشت خواهند شد بلاشک و اغماض !!!...

بگذار رازی را هم باشاره بگویم که دقیقا همه این متاخرین با آن متقدمین از یک سرشت و باطن هستند ... بدان که قرآن و آیات و خطاباتش زنده و ساری و جاری است ... دیر شد دیر شد ...! ...

( پایان خلاصه جلسه پنجم )
ادامه دارد ...

توضیح : جلسه تدبری در قرآن کریم از سوی پدر ( آقای محمود زارع ) بود کمافی السابق بمناسبت ماه مبارک رمضان . که ما کل جلسه یک و نیم ساعته را در چند سطر برای انتشار خلاصه نمودیم تا در حوصله مخاطب بگنجد . ان شاء الله در پستهای بعدی خلاصه جلسات بعدی که حدود 30 جلسه میباشد را منتشر میکنیم ( فاطمه )    

برداشت و نقل از مطالب وبلاگ با درج نام و لینک وبلاگ بلامانع میباشد

مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)
... مباحث قرآنی رمضان (06)

مطالب اخیر وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.