خلاصه جلسه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
چگونگی تفسیر قرآن ( با خود قرآن یا با وصیاء )
...
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... یک بحثی را عده ای مطرح نموده اند که اگر صدقی در کار بود چندان اختلافی را بوجود نمی آورد . خلاصه آن بحث هم این بود که قرآن کریم " کتاب مبین " است و قرآن مجید " تبیانا لکل شئی " میباشد که البته این هر دو خصوصیت را خود قرآن عظیم درباره خویش ذکر فرموده است .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
در این بحث عده ای آن وجه و شکل شاق و شاذ آن را مطمح نظر قرار داده و شاید میخواستند بگویند که اصلا نیازی نیست که برای تفسیر قرآن کریم , بجز خود آیات قرآن , به احدی رجوع کنیم که عمده تمسک این عده همین موارد بود که عرض کردیم ...

در سوی دیگر ماجرا عده ای هم با تمسک به وصیت پیامبر (ص) در خصوص تفسیر قرآن که بحضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) و همچنین بتبع آن ائمه اطهار از آل رسول مکرم (ص) توصیه نموده بودند را باز بشکل شاق و شاذ آن مطرح و اظهار میدارند که اصلا نیازی نیست که به غیر این جهت درک لایه هایی از مفاهیم آیات بخود قرآن هم مراجعه کرد و حتی روایاتی می آورند که چنین کاری نادرست میباشد !

اما این بنده هم زمانی می اندیشیدم که ؛ میتوان بین این دو نظریه بنحوی جمع کرد که مقصود اصلی هر دو گروه حاصل آید و نیز بنحوی که احدی خویش را بی نیاز از اوصیای بحق رسول (ص) جهت فهم دقیق قرآن کریم نداند ! و هم آنکه در بعضی از موارد با استناد به خود آیات قرآن بسیاری از معضلاتی که در راه فهم قرآن بوجود می آید را فهمید ! ...

و حتی بفکرم رسیده بود که خود اوصیای معصوم رسول مکرم (ص) از آیات اعظم الهی هستند که در این نگاه میتوان به شاه کلید آیات قرآن جهت تفسیر آن رسید . توضیحش بماند برای بررسی شما و ما هم اگر خداوند توفیقی دهد در ادامه مباحث شاید به جنبه هایی از این بحث بپردازیم ...

... حداقل این است که گفته باشیم آیات قرآن به آیات تفسیر میشوند اما این واقعیت , مخاطبین عام قرآن را بی نیاز از تفسیر اوصیای رسول (ص) جهت فهم دقیق نمیکند ! ...

اینکه در روایتی از کافی ( جلد 2 صفحه 632 ) بنقل از امام صادق (ع) آمده است که « ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض الا کفر» یعنی " کسی که بعضی از قرآن را بر بعضی دیگر از آن نزده جز آنکه کافر شده است " را بر فرض صحت انتساب به حضرتش ؛ باز نباید بمعنای خیلی شاذ آن بر گرفت و بگوییم که منظور حضرت این بود که اصلا آیه ای  نمیتواند آیه دیگری را توضیح دهد و جنبه هایی از معنی آنرا برای ما روشن نماید ! بلکه میتوان گفت که نظر حضرت بر این بوده که تمامت 100 درصد چنین روشی آنهم بدان منظور که بخواهند قرآن را برای تفسیرش بی نیاز از مفسر بدانند ؛ رد کرده است . و میخواهم بگویم که آیا نمیتوان چنین برداشتی را از کلام حضرت کرد؟! بخصوص آنکه عده ای مغرض برای آنکه اهل بیت را تعمدا میخواستند از قرآن جدا تبلیغ نمایند بطریق اولی چنین حساسیتی هم موجه بود !

نکته : گویی منظور اغلب آنهایی که اصرار بر آن دارند که در تفسیر قرآن کریم شخصا اقدام ننمایند و حتی اصرار خاص بر اینکه قرآن را ابدا نمیتوان با قرآن تفسیر کرد - که نمونه ای از این نظر بصورت روایتی از حضرت امام صادق (ع) صدرا ذکر گردید - و ... برای ممانعت از افتادن در گناه بزرگ " تفسیر به رای " از سوی مفسرین بوده است !


وهابیت مروّج نظر " فقط قرآن " !
... اینکه میگویند برای تفسیر قرآن خود قرآن کافیست بنظر این بنده هم کاملا غلط میباشد و فی الواقع در کثیری از کسانی که چنین نظری را ترویج میکنند نوعی نفاق ریشه دوانیده است ؛ ... بدلیل آنکه هر چند قرآن کریم مجموعه ای از کلام الهی و مقدس میباشد ولی در قالب الفاظ و بصورت کتابت میباشد که نمیتوان معتقد بدان بود که ؛ میتوان صدرصد خود قرآن را با قرآن تفسیر کرد بتمامه ! ...

معمولا افراد و گروههای منافق و همچنین حمقاء در بین بعضی از مسلمین برای آنکه انحرافاتی در عقیده خویش پیدا کرده اند و برای فرار از واقعیات - واقعیاتی که اگر معترف بدان شوند ریشه معتقداتشان خشک خواهد شد - چنین عقیده ای را ترویج میکنند که البته از سنوات و دهه های اخیر تنها وهابیت در دنیای اسلام به چنین نظری دامن میزنند که البته خودشان کمتر از همه گروههای مذهبی به قرآن کریم احاطه و اطلاع دارند و اغلب فاقد یک شعور نظام مند در معتقدات دینی هستند و حتی یک اثر از خویش حتی درباره معتقدات خود درباره قرآن , هنوز ارائه نداده اند ! معمولا وقتی کم می آورند و سنت رسول مکرم (ص) را بر علیه معتقدات خلاف خود می بینند , برای فرار , چنین ادعایی میکنند که باز البته از قرآن کریم علیرغم ادعا بیگانه اند و شاید فقط بعضی هاشان قرائت قرآن دارند نه تدبر در قرآن !

نکته هایی چند :
... در محکمات قرآنی خلافی از جهت درک محتوایی معمولا نیست یا اختلاف کم میباشد بنحوی که میتوان نادیده انگاشت اما در متشابهات قرآن کریم باید به تفسیر رجوع کرد ...

... بعضی ها با توجه به روایت امام صادق (ع) که در کافی جلد 2 صفحه 632 آمده توضیحی دارند که امام فرمود ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض الا کفر , گفته اند که البته برای روشنتر شدن آیات میتوان به آیات دیگر مراجعه کرد ... 

...
در وسائل الشیعه روایتی از امیرالمومنین ( ع) نقل کرده اند که مضمونش چنین است که حضرت در خصوص قرآن و اینکه خداوند قرآن را برای فهم بشر چگونه قرار داده است اظهار فرموده اند که خداوند قرآن خویش را بر سه گونه قرار داده اند :
1 - گونه ای را همه مردم ( جاهل و عالم ) می فهمند .
2 - گونه ای را فقط آنهایی که دارای ذهنی روشن و درکی لطیف و قدرت تشخیص درست هستند میتوانند بفهمند که خداوند سینه این افراد را برای فهم حقائق دین مبین اسلام و قرآن گشاده قرار داده است .
3 - و نوع و گونه سومی را جز خداوند و فرشتگان خدا و راسخون در علم - که به اهل بیت (ع) تعبیر میشود - نمیتوانند دریابند.
دلیل آنرا هم حضرت فرمود که تا اهل باطلی که بر میراث رسول الله (ص) مستولی شده اند , ادعای فهم قرآن و دارا بودن علم تفسیر آنرا نکنند که خداوند آنها را چنین مقرر کرده که نتوانند مدعی باشند !

( متن و اصل این روایت در جلد 27 وسائل الشیعه صفحه 194 آمده است )

با این بیان حضرت پس نمیتوان مردم را بی بهره از قرآن دانست ولی حداقل یک سوم تا دو سوم از حقیقت قرآن برای مردم قابل حصول میباشد اما برای غوّاصی در اعماق معارف قرآن کریم چاره ای جز آن نیست که به راسخون در علم که مصداق اتم آن همان اوصیا و اهل بیت پاک رسول گرامی اسلام هستند , مراجعه شود ! ... و اتفاقا چه اصراری است که سنگین دلی در این باره از سوی بعضی ها ؟!! بر عکس باعث افتخار باید باشد که برای درک حقیقت به همین انوار مقدسه مراجعه شود ولاغیر ! ...

... در اینکه حالا اگر بپذیریم که خوب فقط باید از طریق ائمه (ع) قرآن را تفسیر کرد که با جان می پذیریم اما از کجا باید اطمینان پیدا کنیم که کلام وارده در منابع حدیثی حتما سخن ائمه (ع) میباشد ! آیا فقط باید اخباری صرف بود ! و ... با بررسی سلسله روایان سند حتما بوثاقت راویان - تمام راویان - یک سند اطمینان صددرصد پیدا کرد تا بتوان کلام را صددرصد صادر شده از معصوم دانست ؟! ...

در اینصورت این سوال هم پیش آمد که در کافی مرحوم کلینی در اصول آن و در همان باب نخست آن قریب به 34 روایت در خصوص عقل و جهل آمده است که بسیار پراهمیت بوده و حتی مستند متفکران بزرگ شیعی هم بوده که حالا اگر بخواهیم فقط رجالی و سندی در آن پیش برویم و به وثاقت اخباری و روایی آن نظر کنیم ؛ از آن 34 روایت میتوان تنها یکی دو حدیث را صحیح روایی دانست نه صحیح محتوایی ! و بقیه را باید از نظر علم رجال فاقد وثاقت لازم دانست !

... در اینجا باید از رویکرد اخباریگری صرف ؛ صرفنظر کرد و به متن و بطن کلام توجه شود و چنانچه نقلی با قرآن کریم یعنی نص قرآن کریم و عقل جمعی عقلاء تخالفی نداشته باشد و با دیگر روایات قطعی الصدور تضادی پیدا نکرد ؛ باید در پذیرش آن شکی نکرد و بدان اعتماد کرد ...
چون کسی نمیتواند ادعا کند که کلام معصوم علیه السلام کاملا در تمامی ابعاد بما رسیده است ... مطمئنا هر کلامی که با قرآن و عقل مخالفت ننماید میتواند تایید حضرات معصومین (ع) را هم داشته باشد ! ...

... بهمین خاطر است که عامه از مسلمین با تدوین کتبی روایی تحت عنوان صحاح ششگانه در واقع بنوعی تعصب و ایستایی رسیده اند که حالا بعضی از آنها مجبورند بعضا زمین و آسمان را بهم ببافند تا بتوانند اغلاط بسیاری را در این کتب که بعضا متونی در آن  موجبات وهن مسلمین را نیز باعث شده و میشود توجیه نمایند که موارد در بعضی مسائل گاه از بس زیاد است که نمیتوان و یا ضرورتی به احصاء آنها نیست ! حتی در صحیح ترین کتب روایی آنان که در بخاری و مسلم جمع آوری شده است نیز کرارا به کرار مواردی خلاف عقیده و عقل وجود دارد که گاه موجب شده بسیاری از پیروان را دچار نوعی نفاق در عقیده نماید یعنی کندن و کنار گذاشتن از آنان گویا همانا و جدا شدن از ایمان اموی هم همان !!! ... شیعه کتابی روایی را بعنوان صحیح همانند اهل تسنن ندارد ...

ما هم اگر بخواهیم در این چالش نیفتاده و راه درست را برویم نباید تنها با رویکرد سندی و رجالی صرف پیش برویم البته با ملحوظ داشتن تمامی جوانب امر ...

گرچه آرزوی بسیاری از خیرخواهان همیشه این بوده که مراکز فقهی شیعه در عالم شیعی جمع شوند و از کتب حدیثی شیعه مجموعه ای قابل اتکاء تر از جنبه سندی هم تدوین نمایند و ارائه دهند ولی هیچوقت نباید عقل مسلمین را محصور در این موارد داشت ...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
www.mzare.ir
( پایان جلسه دوم)
ادامه دارد ...

توضیح : جلسه تدبری در قرآن کریم از سوی پدر ( آقای محمود زارع ) بود کمافی السابق بمناسبت ماه مبارک رمضان . که ما کل جلسه یک و نیم ساعته را در چند سطر برای انتشار خلاصه نمودیم تا در حوصله مخاطب بگنجد . ان شاء الله در پستهای بعدی خلاصه جلسات بعدی که حدود 30 جلسه میباشد را منتشر میکنیم ( فاطمه )

برداشت و نقل از مطالب وبلاگ با درج نام و لینک وبلاگ بلامانع میباشد

مطالب مرتبط :
... مباحث قرآنی رمضان (01)
... مباحث قرآنی رمضان (02)
... مباحث قرآنی رمضان (03)
... مباحث قرآنی رمضان (04)
... مباحث قرآنی رمضان (05)




مطالب اخیر وبلاگ :

 





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.