پول و رشوه ؛ کلید همه قفلها... بعضی ها میگویند 10 درصد حق معرفی و 15 درصد هم حق نفوإ یا همان پارتی بازی در مواقعی که در بانک یا اداره تسهیلات گیر کردی روی هم 25 درصد از وام را نقدا جلو جلو بدون هیچ تعهدی از متقاضی بیچاره ای که هنوز وام نگرفته گرفته و میگیرند. بعضی ها هم پول مستقیم نمیگیرند از ارباب رجوع امکانات یا از اعتبار ارباب رجوع استفاده میکنند بر ای رفع و رجوع رفاه مالی و خانوادگی خویش ...

کلید همه قفلها : وبلاگ ساری . گاهنوشتهای محمود زارع می نویسد ؛ هستند بسیاری که برای رشوه خواری روشهای عجیب و غریب کشف کرده اند که حتی در کتاب شیطان هم ننوشته اند ! کسی را میشناسم که هر وقت ارباب رجوعی برای کر اداری نزدش می آمد او ارباب رجوع را خوب ورانداز میکرد چنانچه خواسته اش کلان بود متوجه میشد که باید آدم مالداری باشد . این کارمند یکی از روشهایش این بود که به ارباب رجوع میگفت بنشینید . همان موقع موبایلش را بیرون می آورد و بطور نمایشی به کسی زنگ میزد و در حالیکه ارباب رجوع مشغول گوش دادن بود , بطرف دیگر تلفن میگفت که اگر ممکنه دو تومان ( بواحد میلیون ) پول یکماهه میتونی بمن بدی . آخه همشیره ام شوهرش مریض شد این وجه را از من درخواست کرد من نداشتم و روم نشد که جواب رد بهش بدم لذا قول دادم الآن نمیدانم چکار کنم ؟ اگه میشه آبروی مرا بخر جبران میکنم. هر کاری از دستم بربیاید برایت انجام داده و جبران میکنم. این گفتگو باصطلاح با عذرخواهی طرف مکالمه اش دال براینکه ببخشید ندارم پایان میداد . بجای رسیدن بکار ارباب رجوع مثلا اینکه حواسش نیست و اعصابش خرده فیلم بازی میکرد و یکدفعه بعد از مدتی متوجه ارباب رجوع شده و میگفت : ای ببخشید اصلا حواسم نبود اعصاب خراب نمیگذارد و از اینطریق باب گفتگو با ارباب رجوع را باز میکرد .

اگر ارباب رجوع اهل رشوه دادن بود که نونش تو روغن بود اگر هم نه شاید دلش میسوخت بعنوان قرض پیشنهاد میکرد دانلود رایگان کتب آقای محمود زارعولی برای ادامه کار دیگر آنقدر خودمانی میشدند که اصلا ارباب رجوع وجه را بوی می بخشید . چندین نفر را این یارو از همین طریق سرکیسه کرد . و باقی قضایا که خدا میداند این بیشرف چه خیانتهایی به بقیه همکاران خود کرد زیرا وجئد 4 تا آشغالی مثل این یارو باعث شده که اکثر مردم فکر میکنند پس همه دارند رشوه میخورند ! خدا میداند که کارمند رشوه خوار را باید تا حد ابد بازداشت کرد زیرا جرمش تنها فردی نیست . مثلا خود ما از اینکه مردم ب ااین دید بکارکنان نگاه میکنند واقعا شرمنده میشویم که بیگناه چنین نگاههایی را باید متحمل بشویم. از این ترفندها بسیار زیاد وجود دارد و روشها دیگر زیرمیزی نیست . الآن از اعتبار و نام و پست هم استفاده میشود که بجای پول خدماتی مهمتر از پول متناسب با تخصص اربابان رجوع رشوه میگیرند که این نوع رشوه پیچیده تر و منحرفین قویتر و زیرکتر معمولا بجای پول از این نوع از رشوه ها را میگیرند که تعداد اینها زیاد بوده و معمولا هم خودشان را خیلی درستکار جا میزنند بطوریکه کسی باور نمیکند که فلانی انحراف هم دارد. این قفلی است که گویا بهمه کلیدی در هر زمان و در هر مکانی میخورد . گویا این وضع در تاریخ ما سابقه داشته است. حالا دلائل رشد و توسعه آن که خود دولت بدلیل گدا بارآوردن کارکنان خودش هست بماند ر جای دیگری باید تحلیل کرد اما جایی خوانده بودم که در قبلاها نیز مردی کاری لازمی با یکی از روسای سازمان داشت میخواست با کمال عجله وارد اتاق جناب رئیس شود مرد شتابان پیش دفتر دار یا همان پیشخدمت رفت و برای بیرون آوردن کارت ویزیت یا برگه ملاقات دست بجیب برد و چیزی که بیرون آورده بود را بدست رئیس دفتر داد ولی فورا متوجه شد و بجای کارت یک اسکناس صد ریالی تا شده بدست او داده است دست پیش برد آنرا پس بگیرد و گفت ببخشید میخواستم کارت ویزیتم را بدهم پیشخدمت اسکناس را در جیب نهاد و در اطاق رئیس را گشود و گفت بفرمایی. اما اگر کارت ویزیت شما غیر از این بود به این زودیها نمیتوانستید شرفیاب شوید.

ارسال در تاریخ جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 توسط محمود زارع

بازم توجه فرمایید که مدیر بلاگفا ما را سانسور کرده و مجبور شدیم متن و آمار و ... را بدینجا انتقال دهیم این مطلب قبلا در وبلاگ حذف شده ما در بلاگفا بوده است که فعلا نمیشه بدان دست یافت

توجه : نشر و نقل از مطالب این وبلاگ در صورت ذکر نام و درج لینک بلامانع است!




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.