فصل (54): (همت بلند و عزم بر سلوك )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! قدم در نه كه آدمى صنیع خداست و قوتى در او هست كه روى به هر چه آورد و سست نشود از پیش برد. از این جاست كه بزرگان گفته اند:
اگر گویى كه بتوانم قدم درنه كه بتوانى
و گر گویى كه نتوانم برو بنشین كه نتوانى

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

اى عزیز!
اسیر لذت تن گشته اى و گرنه ترا
چه عیشهاست كه در ملك تن مهیا نیست

و تا به بلا و مصایب او را امتحان ننمایند و خالص نگردانند به آن لذات روحانیه نمى رسد. ان الذهب لیجرب بالنار، و ان العبد الصالح لیجرب بالبلاء. و الحكمة فى امتحان الله تعالى عباده الصالحین اظهار ما فى ضمایرهم من صدق الدعوى و كذبه .
و فى مصباح الشریعة : و المدعى یطالب بالبینة لا محالة و هو مفلس ، فیفتضح . و الصادق لا یقال (له ): لم .( مصباح الشریعة باب 94: دعوى)

....طلا با آتش آزموده مى شود و بنده صالح با بلاء. حكمت آزمایش خداى متعال بندگان صالح خود را، اظهار صدق و كذاب ادعایى است كه در باطن دارند. و در مصباح الشریعة فرموده است : و مدعى ناگزیر از وى دلیل خواهند و چون از داشتن دلیل تهیدست است رسوا خواهد شد، ولى به راستگو نمى گویند دلیلت چیست ؟

و فى فردوس العارفین : و یروى ان الله تعالى قال فى بعض الكتب : لو تركت العباد على حسب علمى بهم من غیر ان یظهروا للغیر ما انا اعلم فیهم اذا لزمنى التهمة بالمیل . فاولى بى ان اظهر ذلك لهم فى الابتلاء.

و در فردوس العارفین گوید: و روایت است كه خداى متعال در بعضى كتابهاى آسمانى فرموده است : اگر بندگان را با همان علمى كه به آنان دارم رها كرده بدون آن كه آن چه را من از آنان مى دانم براى دیگران اظهار كنند، آن گاه مورد این تهمت قرار مى گیرم كه به آنان توجه و میل خاصى داشته ام . از این رو براى من شایسته تر است كه با ابتلاء و آزمایش آن را بر ایشان آشكار سازم .

و لذا قیل : من عبد الله على بساط المحنة افضل ممن یعبده على بساط النعمة ، لان الانبیاء كانوا افضل مرتبة و اعلى منزلة من دونهم ، فامتحن الله عامتهم بانواع المحن و البلایا؛ و لقوله صلى الله علیه و آله : اشد البلاء للانبیاء ثم الامثل فالامثل .( به كافى ج 2، ص 252 به بعد مراجعه شود)

و از این رو گفته اند: هر كس خدا را بر بساط رنج و گرفتارى عبادت كند برتر است از كسى كه او را بر بساط نعمت عبادت مى كند، زیرا پیامبران از نظرمرتبه و منزلت برتر و بالاتر از دیگران بودند و خداوند همه آنان را با انواع گرفتاریها و بلاها آزمایش فرموده است ؛ و نیز به دلیل این فرمایش رسول خدا صلى الله علیه و آله كه : شدیدترین بلاها براى انبیاست سپس براى هر كه بهتر و داراى منزلتى بالاتر است .

نعم لیس من عبدالله على حظ نفسه كمن عبده على حب ربه . فالشاكر یطلبه من وراء الحجاب ، و الصابر یطلبه من دون الحجاب . و الشاكر یعبده على حظ نفسه ، و الصابر یعبده على حب ربه . و الشاكر مفتخر بملكه ، و الصابر مفتخر بملیكه . و الشاكر حبس نفسه مع النعمة ، و الصابر حبس نفسه مع المنعم . و الشاكر مدیون المولى ، و المولى مدیون الصابر. قال الله تعالى : الذین اذا اصابتهم مصیبة (بقره ، 156.) - الایة .

آرى ، كسى كه خدا را با توجه به لذت نفسش مى پرستد مانند كسى نیست كه خدا را بنابر دوستى پروردگارش عبادت مى كند. بنابراین ،
شاكر خدا را از پشت حجاب مى طلبد و صابر او را بدون حجاب مى جوید
.
شاكر
خدا را بنابر لذت نفسش مى پرستد و صابر بنابر دوستى پروردگارش .
شاكر به ملك و دارائیش افتخار مى كند و صابر به ملیك و پادشاهش .
شاكر
نفس خود را با نعمت حبس كرده است و صابر با منعم .
شاكر مدیون مولاست و صابر، مولا مدیون اوست .
خداى متعال فرموده : آنان كه چون مصیبتى برایشان وارد شود....

عن وهب بن منبه : انا نجد فى الكتب المنزلة : ان عباد الله الصالحین كانوا اذا سلك بهم طریق النعمة و الرخاء حزنوا و اشفقوا و خافوا الاستدراج ، و اذا سلك بهم طریق البلاء و الشدة فرحوا و استبشروا و قالوا:الان یتعهدنا ربنا.

وهب بن منبه گوید: ما در كتابهاى آسمانى مى یابیم كه نوشته است : همانا بندگان صالح خدا چنین بودند كه چون خداوند آنان را به راه نعمت و آسایش مى برد اندوهگین شده و دلهره داشتند و از غافلگیرى خداوند مى هراسیدند، و چون آنان را به راه بلاء و سختى مى برد خوشحال و مسرور شده مى گفتند: الان پروردگارمان به سراغ ما آمده و از ما تفقد مى كند.


پس اى عزیز! معلوم شد كه دنیا محل راحت و آسایش نیست بلكه وسیله دار عیش و آسایش است كه : الدنیا مزرعة الاخرة .( كنوز الحقایق مناوى ، باب دال)

قال الصادق علیه السلام : لا راحة للمومن على الحقیقة الا عند لقاء الله تعالى : و ما سوى ذلك ففى خمسة اشیاء: صمت تعرف به حال قلبك و نفسك فیما یكون بینك و بین بارئك ، و خلوة تنجوبها من الوساوس ، و حلم تنجوبه من آفات الزمان ظاهرا و باطنا، و جوع تمیت به الشهوات ، و سهر تنور به قلبك و تصفى به طبعك و تزكى به روحك .( (مصباح الشریعة ) باب 28: راحت . و در آن چهار صفت ذكر شده . و نیز در نسخه ها بجاى (صمت ) (صحة ) بود كه اصلاح شد)

امام صادق علیه السلام فرمود:
در حقیقت مومن را آسایشى نیست مگر هنگام ملاقات با پروردگارش ، و در غیر این صورت در پنج چیز دیگر است :
1 - سكوتى كه با آن حال دل و نفس خود را در رابطه با خود و آفریننده ات بشناسى .
2 - خلوتى كه بدان سبب از وسوسه ها رهایى یابى .
3 - حلمى كه با آن از آفات ظاهرى و باطنى زمان نجات پیدا كنى .
4 - گرسنگى اى كه با آن شهوات را سركوب كنى .
5 - بیدارى شب كه با آن دلت را نور، طبعت را صفا و روحت را پاكیزگى بخشى .

و فى حدیث آخر: لا راحة للمومن من دون جوار الله تعالى .

و در حدیث دیگرى است كه : مومن را بدون آرمیدن در جوار خداى متعال آسایشى نیست .

پس اى عزیز! ظاهر شد كه اگر ناملایم به انسان نرسد خام است و خام بماند و شایسته بساط خداوندى نگردد. و اگر گوشت خام بى تبش آتش پخته شود شاید كه آدمى نیز بى تعب و مصایب پخته شود. و گاه هست كه به شخصى مكروه مى رسد و او ادعا مى كند كه خدایا بر من رحم كن و این مكروه را از من بردار، و خداى عز و جل مى فرماید: از رحم من است كه این مكروه را بر تو گماشته ام . پس باید كه مكروه را به بشر و طلاقت تلقى نماید كه : لیس للعارف دعوى ، و لا للمحب شكوى .

...عارف را ادعا و محب را شكایتى نباشد.

و قیل لابراهیم علیه السلام : باى شى ء وجدت خلته ؟ قال : بانقطاعى الى ربى ، و اختیارى ایاه على ما سواه .

به ابراهیم علیه السلام گفتند: دوستى خدا را با چه به دست آوردى ؟
فرمود: با دل بستن به خدا و برگزیدن او بر هر چه غیر اوست .

و قالت رابعة البصریة : الهى همى و مرادى فى الدنیا من الدنیا، و فى الاخرة من الاخرة رویتك ، ثم افعل بینهما ماشئت .


و رابعه بصریه گوید: خدایا همه اندیشه و مقصود من در دنیا از دنیا و در آخرت از آخرت دیدار توست ، سپس در این میان هر چه خواهى بكن .

اى عزیز! چگونه دنیا محل آسایش است و چگونه در دنیا مطمئن البال مى توان بود و حال آن كه جناب امام جعفر صادق علیه السلام مى فرماید:

و ربما عمل العبد سیئة فیراه الرب سبحانه فیقول : و عزتى و جلالى لا اغفرلك بعدها ابدا.( بحار الانوار ج 73، ص 357، با اندكى تغییر)
....و بسا بنده گناهى مى كند و خداى سبحان او را مى بیند و مى فرماید:
به عزت و جلالم سوگند كه هرگز پس از این گناه ، تو را نخواهم آمرزید!

پس باید انسان دایم در خوف بوده سر تفكر در جیب تدبر فرو برده با نفس خود در محاربه و مصارعه باشد تا آن كه جذبه الهى شامل حال او شود.

چند خواهى زیست مردانه درآى
عقل برهم سوز و دیوانه درآى


قال ابویزید رحمه الله : قلت لربى : یا عزیزى كیف الوصول الیك ؟ فالقى الى : یا ابا یزید، دع نفسك و تعال .

ابویزید (ره ) گوید: به پروردگارم گفتم : عزیز من ! وصول به تو چگونه است ؟
چنین به من القاكرد كه : اى ابایزید، خود را رها كن و پیش بیا.

قال الصادق علیه السلام : و ان كنت راضیا بما انت فیه فما احد اشقى منك و اضیع عمرا،فاورثت حسرة یوم القیامة . (مصباح الشریعة باب 36: غرور. و در آن واورث حسرة است)

امام صادق علیه السلام فرمود: و اگر به حالى كه دارى خشنودى پس هیچ كس از تو بدبخت تر و عمر را تباه كننده تر نیست ، پس در قیامت حسرتى را به ارث خواهى برد.


اى عزیز! چگونه مى توان راضى بود در دنیا به آن چه در اوست ، مع ان الدنیا لیست الا حب غیر الله ، فیندرج فى ذلك جمیع المهلكات الباطنة كالحقد و الریاء و غیرهما. فاذا عرفت حقیقة دنیاك ، فدنیاك و ما فیها لذة فى العاجل ، و هى مذمومة كالاكل للتلذذ، و ممدوحة اذا كان للتقوى . و الیه الاشارة بقوله صلى الله علیه و آله : الدنیا مزرعة الاخرة .( در صفحه 319 گذشت) و بقوله صلى الله علیه و آله : الدنیا ملعونة و ملعون ما فیها الا ما كان لله منها.( جامع الصغیر ج 2، ص 17.)

....با آن كه دنیا جز دوستى غیر خدا نیست ، پس در این معنى تمام مهلكات باطنى چون كینه و ریا و....داخل است . حال چون حقیقت دنیایت را شناختى ، پس دنیاى تو و آن چه در آن است لذت در همین زندگانى فعلى است و آن نكوهیده است مانند خوردن براى لذت بردن ، و ستوده است اگر براى نیرو گرفتن (براى عبادت ) باشد. و اشاره به همین است حدیث : دنیا كشتزار آخرت است و حدیث : دنیا و آن چه در آن است ملعون است مگر چیزهایى از آن كه براى خدا باشد.

الا تتامل قول خضر علیه السلام لموسى علیه السلام حیث صاحبه و طمع الاجر بقوله : لو شئت لاتخذت علیه اجرا: هذا فراق بینى و بینك . (كهف ، 77 - 78.) فالطمع فى الدنیا راس البعد عن الله تعالى . و قد قیل فى قوله تعالى : انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا،( احزاب ، 33.) اراد دنس الطمع . و قیل فى قوله تعالى : فك رقبة ،( بلد، 13.) فكه من ذل الطمع . و للشافعى ابیات فى هذا المعنى :
امت مطامعى و ارضیت نفسى
فان النفس ما طمعت تهون
و احییت القنوع و كان میتا
و فى احیائه عرض مصون
اذا طمع احل بقلب عبد
علته مذلة و علاه هون

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
آیا تامل نمى كنى قول خضر علیه السلام را به موسى علیه السلام - آن گاه كه موسى با او همراه شده و (در ساختن آن دیوار خراب ) طمع اجرت نمود و گفت : اگر خواهى بر این كار اجرتى بگیر - كه فرمود: اینك وقت جدایى من و توست ! پس طمع در دنیا راس دورى از خداى متعال است . و در تفسیر این آیه : جز این نیست كه خدا اراده كرده است تا هر گونه پلیدى را از شما خاندان ببرد و شما را پاكیزگى شایسته بخشد. گفته شده : مراد پلیدى طمع است . و در تفسیر این آیه : آزاد ساختن بنده اى گفته شده : آزاد ساختن آن از ذلت طمع است . و شافعى در این معنى اشعارى دارد: طمعهاى خود را سركوب كرده و نفسم را راضى نمودم ، زیرا نفس تا طمع دارد خوار است . و قناعت را كه مرده بود زنده ساختم ، و در زنده كردن آن آبرو مصون مى ماند. چون طمع در دل بنده اى جاى گیرد، خوارى و پستى و سرشكستگى بر او خیمه خواهد زد.

و فى قطع الطمع من الدنیا قال مولینا امیرالمومنین علیه السلام : ایها الناس مثلكم حمار معصوب العین مشدود فى طاحونة یدار لیلة و نهاره فیما نفعه قلیل و عناوه طویل ، و مع هذا انه یعتقد قد قطع المراحل و بلغ المنازل حتى اذا كشف عیناه قد اصبح و راى مكانه لم یبرح ، اخذ ما فیه و عاد الى ما كان علیه ، فالحق بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فى الحیوة الدنیا و هم یحسبون یحسنون صنعا. (كهف ، 104.) و على هذا مضت القرون طرا وهلم جرا. فرحم الله امرعا اعد لنفسه ، و استعد لرمسه ، و علم من این و فى این و الى این .

و در مورد قطع طمع از دنیا مولایمان امیر مومنان علیه السلام فرموده است :
اى مردم ، داستان شما به الاغى ماند كه چشمان او را بسته و او را در آسیابى بسته اند، شب و روزش را در آن چه سود اندك و رنج دراز دارد دور مى زند و با این حال پندارد كه مراحلى را پیموده و به منازلى رسیده است ، تا وقتى كه چشمانش را باز كنند جاى خود را مشاهده مى كند و مى بیند كه از جایش تكان نخورده است ، دوباره به كار قبلى ادامه داده و به حال اول باز مى گردد، بنابراین (چنین كسى ) به زیان كننده ترین مردم از نظر عمل ملحق مى شود، یعنى : آنان كه تلاشهایشان در زندگى دنیا گم و نابود شده ، با این حال گمان مى كنند كه كار نیك انجام مى دهند. قرنهاى گذشته بر همین منوال گذشت و آینده نیز بر همین گونه . پس خدا رحمت كند مردى را كه براى خود توشه فراهم كند و آماده قبر (و برزخ ) خود باشد و بداند كه از كجاست و در كجاست و به كجا خواهد رفت .

و از شیخ كبیر پرسیدند كه : من الاین الى الاین ؟ فرمود: من العلم الى العین .
...از كجا به كجا؟
فرمود: از دانستن به مشاهده و دیدن .
(پایان فصل 54 از جلد دوم )
ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.





ساری , گاهنوشته های محمود زارع:مرحوم عبدالصمد همدانی که بدلیل علاقه وافر به اهل بیت پاک رسول گرامی اثر عرفانی اش نزد شیعیان اهل معنا عزت خاصی یافته است  در اثرمعروف خود یعنی بحرالمعارف بر سبیل اهالی اینگونه مباحث , مطالب بسیار خواستنی و گرانسنگی را بیادگار گذاشته است که در سنوات اخیر برای بعضی از علاقمندان مرجع تقریبا مناسبتری برای آموزش آداب سلوکی بوده است . ایشان گرچه همانند مشهورین این رشته مطالب خویش را تنظیم و تنسیخ نموده بخصوص شبیه عزیزالله نسفی که در انسان کامل با بیان ای درویش یا ای عزیز مریدان را مخاطب قرار داده و فنون و آدابی را تعلیم مینماید , اما تکیه و تاکید همدانی بر سخنان ائمه هدی علیهم السلام که در جاجای اثرش موج میزند اطمینان بیشتری را به صحت و درستی متن و بطن اثرش بمخاطب میدهد بهرحال گرچه در آن جایگاه نیستیم که ( نه در مقام تایید و یا نقد ) کل مطالب این اثر را بی عیب بدانیم , اما چون در گذشته با دوستان همراه ؛ در جلساتی که - مجال بیشتری بود - داشتیم این اثر و یکی دو اثر دیگر از دیگر بزرگان را مورد بحث و تحلیل و بیشتر , استفاده قرار میدادیم , خلاصه هایی ار این آثار هم تدارک شده بود که برای نشر آنها این خلاصه ها مناسب نبوده اند ؛  لذا ( حسب درخواست دوستان که خلاصه را خواسته بودند ) تصمیم گرفتیم که کل اثر را همانند انسان کامل نسفی در این تارنما البته بصورت بخش به بخش  , منتشر نماییم تا علاقمندانی چند بتوانند ان شاء الله از آن استفاده نمایند بخصوص آنکه ما این اثر را ( جلد دوم آنرا فعلا ) بصورت قسمت به قسمت هر از چندگاهی منتشر میکنیم . ضمنا برای سهولت دسترسی بمنابع و مآخد که بصورت جداگانه در اثر اصلی در ذیل کتاب مندرج میباشد , ما منبع را در داخل متن و جلوی هر نقل یا هر آیه و روایت و ... بلافاصله ذکر کرده ایم تا مخاطب برای اطمینان و استفاده از ماخذ مجبور نشود تا صفحه پیمایی کرده و وقتش تلف گردد
( یا الله - ساری , بهار 92 محمود زارع )



قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 29 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 30)
.


مطالب مرتبط :
درون پیمایی (01)
آخرین مطالب وبلاگ:






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.