ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...من گاهی نمی فهمم که عده ای ... چه میخواهند بگویند ؟! ... چرا اینهمه نسبت به سمبل آفرینش الهی کم انگاری کرده و ارج و قرب و شآن وی را که موجودی و مخلوقی است که بعد از خلق آنقدر اهمیت یافت که خالق کریم بخودش بارک الله و احسنت بگوید و ... و آنوقت یکعده ای باصطلاح از خود خدا دارند بیشتر دلسوزی خدا را میکنند (!!!)

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

 ... جناب آقای ... در پیشتر از این هم مطرح کرده بودیم که شناخت آنجایی اتفاق می افتد که سنخیتی بین شناسنده و مورد شناسا موجود باشه . اگر چیزی با بشر سنخیتی نداشته باشد, و یعنی تحت هیچ شرائطی در ما راه ندارد , این چیز یا همان موردی که باید مورد شناسایی آدمیزاده قرار بگیرد فی الواقع غیر قابل شناخت برای آدمی است ...

آن آیه هم در سوره مبارکه مومنون قرار دارد و حالا متن و شماره آیه را بتمام ان شاء الله موقع تایپ پیدا کرده و دقیقا موقع نشر ذکر میکنند ولی خداوند در همان اوایل سوره بعد از اینکه توصیف و تشریح مراحل خلق انسان را بیان میفرماید او را از عصاره ای از گل یعنی سلاله من طین خلق کرده و بعد در جایگاه استوار بصورت نطفه ای قرار داده و همینطور شرح میفرماید این مراحل را که اتفاقا خیلی دقیق و علمی و جالب که گاه بذهن میزند که میتوانست ریز و جزئیات آنرا هم نفرماید و همینطور کلی بفرماید از طین خلق کردیم و کافی هم بود ولی خود تشریح مراحل از لطائفی است که بحثش را نمیخواهیم داشته باشیم و ... همینطور می آید که بعد همین نطفه در قرارگاه ستوار را بصورت علقه و علقه را بصورت مضغه و بعد استخوان و بعد گوشت و غیره ... که در آخر منظور سخنم بود که بعد از شرح و بیان این مراحل میفرمایند که ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین !

کار خلقت آدم اینقدر مهم و خاص و عظیم بود که حضرت خالق رب العالمین چنین بخویش مبارک باد و احسنت میگوید ...

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ
﴿ 23/ 14﴾

آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایى ساختیم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانیدیم آنگاه [جنین را در] آفرینشى دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا كه بهترین آفرینندگان است (مومنون / 14)

... لذا آنهایی که بینونت مطلقی ( و توجه شود به مطلق )  بین خدا بعنوان خالق و خلق بعنوان مخلوق , قائل هستند یا توجه لازم را ندارند  و یا اگر توجه دارند پس باید بپذیرند که دیدگاه توحیدی خالص نداشته و موحد نخواهند شد ... ؛ بیک معنی در واقع میخواهیم بگوئیم که ... یعنی بر خلاف مدعاشان یعنی آن که خود را در مقام تنزیه کنندگان خداوند میدانند ؛ آنهم تنزیهی مطلق ؛  باید بدانند که ابدا بتوحید راه نخواهند داشت ...

مگر میشود آدم هیچ سنخیتی با خدا نداشته باشه و بتواند او بشناسد ؟! یعنی فی الواقع بدون سنخیت شناخت ممتنع عقلی است ... یا بدون هیچ سنخیتی ؛ شناخت حاصل نمیشود ...

... توجه بسیاری گاه بنظریات مخالفین داشته ام و دریافتم که اغلب اینان خود انسان و آدم را یا درست نمیشناسند یا هم غالبا آدمی و توانایی های خداداده انسان را خیلی دست کم میگیرند ...

مثلا وقتی گفته میشود آدم توانایی خداداده وسیع و عمیقی دارد ؛ شاید تصورشان برود بسمت انسانهایی که در نظرشان کم خرد و ناتوان از درک حتی مثلا ساده ترین مسائل فکری و ... و یا حتی در ذهن و ضمیرشان این بیاید که مثلا چنگیز و یا نرون و یا اغلب حاکمان و پادشاهان روساء و امرای مستبد و خودرای و خودبرتربین از حتی قانون و ... در صورتی که چنین نظرگاهی اگر نگوئیم نگاه به آئینه در برابر خود آنهاست دست کم میتوان گفت که نمیدانند انسان قابلیتی از منهای صفر تا باضافه ی صفر مثلا دارد , که در آمیزه های دینی هم حد نهایی  این انسان تا جایی است از بین آنان میتوانند وجود حضرت ختمی مرتبت سلام الله علیه را دید و این است که ما ایشان را اب البشر میدانیم و مقامش را بالاتر از حتی اعاظم فرشتگان نزد خدایتعالی هم میدانیم ... یعنی همین انسانی که « انا بشر مثلکم ... » هست ... بدانید و بدانیم که انسان کم نیست و کم نگیرید ... انسان در این دیدگاه در واقع هدف عالم آفرینش میباشد و این دیگر در فرهنگ دین توحیدی از بدیهیات است ...


ساری,گاهنوشته های محمود زارع


مطالب اخیر وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.