فصل (53-2): (نكوهش دنیا و غفلت از خداى متعال )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:پس اى عزیز! این سرمایه عمر را به دست هر نفسى از نفوس بشریه براى تحصیل معرفت حضرت الهیه قدسیه داده اند، كه و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ،( ذاریات ، 56.) اى لیعرفون .
جن و انس را نیافریدیم جز براى اینكه مرا بپرستند كه پرستش خدا به معرفت و شناخت او تفسیر شده است .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
گوهر معرفت آموز كه با خود ببرى
كه نصیب دگرانست نصاب زر و سیم


و عن النبى صلى الله علیه و آله : یا اباهریرة اذا اشتد علیك الجوع فعلیك برغیف و كوز من الماء، و على الدنیا الدمار.( جامع الصغیر ج 1، ص 19 با اندكى اختلاف)

و از پیامبر صلى الله علیه و اله روایت است كه فرمود: اى ابا هریره ، هرگاه سختى گرسنگى بر تو شدت یافت بر تو باد به پاره اى نان و كوزه اى آب ، و هلاكت بر دنیا باد.

و عنه صلى الله علیه و آله : ان اشد ما اخاف علیكم خصلتان : اتباع اصل الهوى ، و طول الامل .( محجة البیضاء ج 8، ص 244. و در آن كلمه اصل را ندارد)

و نیز از حضرتش روایت است كه : همانا بیشتر از هر چیز از دو خصلت بر شما بیم دارم :
پیروى از هواى نفس
و درازى آرزو.

و عنه صلى الله علیه و آله : من یشته كرامة الاخرة یدع زینة الدنیا.( رك : عوارف المعارف در حاشیه احیاء العلوم ج 4، ص 366.)

و نیز فرمود: هر كس كرامت آخرت خواهد زینت دنیا را واگذارد.

و فى نهج البلاغة : و الله لدنیاكم هذه اهون عندى من عراق خنزیر فى ید مجذوم .( نهج البلاغة حكمت 236. در آن به جاى عندى عینى است)

و در نهج البلاغة آمده است : به خدا سوگند همانا دنیاى شما نزد من از استخوان بى گوشتى كه در دست یك جذامى باشد بى ارزش تر است .

شنیده باشى كه یوسف علیه السلام را پانصد سال بر در بهشت بدارند تا آلایش ملك دنیا به كلى از وى محو شود. و كریمه و نزعنا ما فى صدورهم من غل ،( اعراف ، 43: و آن چه در دلها از كینه و حسد دارند را بر مى كنیم) اشاره به همین است . و فى حدیث آخر: آخرا الانبیاء دخولا فى الجنة سلیمان بن داود علیهما السلام لمكان ملكه .( بحار ج 14، ص 75 با اندكى اختلاف)

....و در حدیث دیگرى است كه : آخرین پیامبرى كه داخل بهشت مى شود سلیمان بن داود است به جهت حكومتى كه (در دنیا) داشته است .

از این جاست كه سید اولاد آدم علیه السلام مى فرمودند: اللهم احینى مسكینا، و امتنى مسكینا، و احشرنى فى زمرة المساكین .( عوالى اللئالى ج 1، ص 39. جامع الصغیر ج 1، ص 56.)

....خداوندا مرا مسكین زنده بدار و مسكین بمیران ، و مرا در زمره مسكینان محشور فرما.

یا موسى ، الدنیا لعقة لیست بثواب لمومن ، و بلغة لفاجر، فالویل الویل لمن باع ثواب معاده بلعقة لم تبق و بلغة لم تدم ، فكن كما امرتك ، و كل امرى رشاد.( جواهر السنیة ص 37، به نقل از روضه كافى ص 47، قسمتى از حدیث 8، و در آن دو به جاى لعقة نطفة است و آن ته مانده آبى است كه در ته سطل یا مشك باقى مى ماند. و نیز به جاى و بلغة لفاجر و نقمة من فاجر است)

اى موسى ، دنیا تنها به اندازه یك لیسیدن با سرانگشت است ، نه مزد مومن را شاید و نه توشه نابكار را. پس واى بر آن كه ثواب معاد خود را به یك لیسیدن انگشت كه بجا نماند و به توشه اندكى كه نپاید، بفروشد. پس چنان باش كه فرمانت داده ام ، و هر فرمان من راه درست است .

اى عزیز! با هر چه انس گیرى با آن بمیرى كه : المرء مع من احب .( كافى ج 2، ص 127. جامع الصغیر ج 2، ص 185.) یا عبادى الصدیقین تنعموا بعبادتى فى الدنیا فانكم بها تتنعمون فى الجنة . (كافى ج 2، ص 83. و در آن بجاى فى الجنة فى الاخرة است)

...آدمى با كسى است كه دوستش دارد...اى بندگان راستگو و راست كردار من ، از نعمت عبادت من در دنیا برخوردار شوید، كه دربهشت نیز از نعمت آن برخوردار خواهید بود.

و عنه صلى الله علیه و آله : المرء على ما عاش فیه ، اى مدة حیاته ، و یحثر على مامات علیه (نظیر فقره دوم آن در صحیح مسلم ج 8، ص 165.) اى على صفاته .


و از پیامبر صلى الله علیه و آله است كه : آدمى آن گونه باشد، كه زندگى كرده یعنى در طول حیاتش و بر آن چه مرگش بر آن بوده محشور مى گردد یعنى بر صفاتش .

و این حدیث نیز اشاره به تجسم اعمال است ،چنان كه ذكر شد. پس اگر در حال حیات مستغرق ذكر و محبت حق تعالى باشى هم بر آن استغراق و مشغولى بمیرى و هم بر آن انگیخته شوى .

مپندارى كه مهرت از دل عاشق رود هرگز
چو میرد مبتلا میرد چو خیزد مبتلا خیزد


و بعضى از اهل معرفت گفته اند كه : نفس انسان مخلوق از نار است كه شیطان از آن خلق شده است ، و صفت امارگى نفس از آن است . و جسمش را از چهار عنصر آفریده اند، و جانش را از نور كه ملائكه از آن خلق شده اند. پس انسان از این سه چیز خلق شده است . و آدمى بر هر چه در حال حیات توجه كند همان صفتش غالب مى آید، و به همان مبعوث مى شود، و به همان صفت محشور، كما قال النبى صلى الله علیه و آله : كما تعیشون تموتون ، و كما تموتون تبعثون ، و كما تبعثون تحشرون .( عوالى اللئالى ج 4، ص 72 مرصاد العباد ص 343.)

آن گونه كه زیسته اید مى میرید،
و همان گونه كه مرده اید برانگیخته مى شوید،
و همان گونه كه برانگیخته شده اید محشور مى گردید.


اى برادر تو همه اندیشه اى
ما بقى تو استخوان و ریشه اى
گرگل است اندیشه تو گلشنى
ور كه خارت فكر هیمه گلخنى

(مثنوى دفتر دوم ، ص 8.)

نعوذ بالله اگر در حال حیات غافل باشى وقت مردن نیز غافل و دور و مهجور از حق بمیرى و بر آن حال برخیزى .

یكى بود است ازین خیاط مردى
به وقت مرگ سوزن یاد كردى
هر آن چیزى كه این دم شغل دارى
به وقت مرگ آن را یاد آرى


از یافعى حكایت كرده اند كه : نباشى توبه كرد. از او پرسیدند كه مردگان را چگونه مى دیدى ؟ گفت : اكثر را روى از قبله برگشته بود. لله در من قال :

پاك بازى گفت پیش حیله جوى
مرده را در نزع گردانند روى
پیش از این آن بى خبر را بر دوام
روى گردانیده بایستى مدام
برگ ریزان شاخ بنشانى چه سود
روى او اكنون بگردانى چه سود
هر كه را این لحظه گردانند روى
او جنب مرده است ازو پاكى مجوى


ویل لمن انتبه بعد الموت . و فى نهج البلاغة : ایها الناس (انما) الدنیا دار مجاز و الاخرة دار قرار، فخذوا من ممركم لمقركم ، و لا تهتكوا استاركم عند من یعلم اسراركم ، و اخرجوا من الدنیا قلوبكم من قبل ان تخرج منها ابدانكم ، ففیها اختبرتم ، و لغیرها خلقتم ، ان المرء اذا هلك قال الناس ما ترك ؟ و قالت الملائكة : ما قدم ؟ لله آباوكم ، فقدموا بعضا یكن لكم قرضا، و لا تخلفوا كلا فیكون علیكم فرضا.( نهج البلاغة خطبه 201. در نسخه ها دار مقر، خذوا بود كه اصلاح شد)

واى بر كسى كه پس از مرگ (از خواب غفلت ) بیدار شود! و در نهج البلاغة وارد است : اى مردم ، دنیا خانه گذر و آخرت خانه ماندن است ، پس از گذرگاه خود براى جایگاه دائمى خود توشه برگیرید؛ پرده هاى خود را نزد كسى كه تمام اسرار شما را مى داند ندرید، و دلهاى خود را از دنیا بیرون كنید پیش از آن كه بدنهاى شما از دنیا بیرون شود، كه در دنیا آزمایش مى شوید و براى غیر آن آفریده شده اید. چون آدمى بمیرد مردم گویند: چه به جاى گذاشت ؟ و فرشتگان گویند: چه پیش فرستاد؟ پدر آمرزیده ها! پاره اى از آن چه دارید پیش فرستید تا قرضى براى شما باشد، و همه را پس از خود به جاى ننهید كه وبال وجوب انفاق آن بر شما خواهد ماند.

و فى الكافى عن ابى عبدالله علیه السلام : لا یزال المومن راغبا فى الدنیا و نعیم اهلها، (حتى یمن الله علیه ) فاذا من الله علیه كانت الدنیا و اهلها حقیرة عنده كالجیفة یعافها من یراها.( تحصین ص 19. و در متن در كافى ذكر شده كه اشتباه است)

و از امام صادق علیه السلام روایت است كه : مومن پیوسته راغب به دنیا و نعمت هاى اهل آن است (تا خدا بر او منت نهد) پس چون خدا بر او منت نهاد دنیا و اهل آن در نزد او پست تر از جیفه مى نماید كه هر كس آن را ببیند از آن متنفر مى گردد.

و عن سعدان بن مسلم قال : لایزال العبد یرزقه الله تعالى الدنیا و بهجتها حتى یرفع عنه الشك فیما عند ربه ، فاذ ارتفع عنه الشك كانت الدنیا عنده كالطوف فى الجوف یشتهى كل اخراجه .( تحصین ص 19. و در متن در كافى ذكر شده كه اشتباه است)


و از سعدان بن مسلم روایت است كه : پیوسته خداى متعال دنیا و رونق آن را روزى بنده مى كند تا شك او نسبت به آن چه نزد خداست برطرف شود، پس چون شك او برطرف گردید دنیا نزد او چون غائط در شكم مى شود كه هركس دوست دارد آن را بیرون بریزد.

و فى التحصین قال صلى الله علیه و آله : و ما یعبد الله بشى ء مثل الزهد فى الدنیا.( تحصین ص 27. و در آن به جاى یعبد الله تعبد الله است)

و در تحصین رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: و خداوند به چیزى مانند زهد در دنیا پرستش نشده است ، (یا دعوت به پرستش نفرموده است ).
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و اوحى الله تعالى الى موسى علیه السلام : یا موسى لا تركنن الى حب الدنیا فلن تاتینى بكبیرة هى اشد منها.( (تحصین ) ص 27. و در آن به جاى (یعبد الله ) (تعبد الله ) است . -526(تحصین ) ص 27. و در آن به جاى (یعبد الله ) (تعبد الله ) است . -(تحصین ) ص 27. و در آن به جاى (یعبد الله ) (تعبد الله ) است . -(تحصین ) ص 27. و در آن به جاى (یعبد الله ) (تعبد الله ) است . -(تحصین ) ص 27. و در آن به جاى (یعبد الله ) (تعبد الله ) است . -526(تحصین ) ص 27. و در آن به جاى (یعبد الله ) (تعبد الله ) است . -(تحصین ) ص 27. و در آن به جاى (یعبد الله ) (تعبد الله ) است . -(تحصین ) ص 27. و در آن به جاى (یعبد الله ) (تعبد الله ) است)

و خداى متعال به موسى علیه السلام وحى كرد: اى موسى ، به دوستى دنیا اعتماد مكن كه با هیچ گناه كبیره اى شدیدتر از آن نزد من نیایى .

و لذا قیل : الحكمة وحب الدنیا لایجتمعان ابدا. و الحكمة لاتثبت فى القلب حتى یتفرغ من الدنیا. قال النبى صلى الله علیه و آله : من احب دنیاه اضر باخرته ، و من احب آخرته اضر بدنیاه .( محجة البیضاء ج 5، ص 355.) الدنیا ادنى منزلتین ، و لذلك سمیت دنیا، و هى معبر الى الاخرة .

و از این رو گفته اند: حكمت و دوستى دنیا هرگز با هم جمع نشوند. و حكمت در دل ثبات نمى یابد تا دل از دنیا فارغ شود. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرموده است : هر كس دنیایش را دوست بدارد به آخرتش زیان رسانده ، و هر كه آخرتش را دوست بدارد به دنیایش زیان رسانده است . دنیا نزدیكترین منزل است و از همین رو دنیا نام گرفته ، و آن پلى به سوى آخرت است .

و عنه صلى الله علیه و آله : ان لكل امة فتنة ، و ان فتنة امتى هذا المال .( جامع الصغیر ج 1، ص 96.)

و از رسول خدا صلى الله علیه و اله روایت است كه : هر امتى را فتنه اى است و همانا فتنه امت من این مال است .

و قال السرى - رحمه الله -: ان الله تعالى خلق الخلق و عرض علیهم الدنیا، فتعلق بها من كل الف تسعة و تسعون و تسعمائة ، و بقى واحد. ثم نودى لمن بقى : ما تریدون ؟ قالوا: انك تعلم مانرید. قال : ان كنتم تریدونى صببت علیكم البلاء صبا لا تحمله سماواتى و لاارضى . فنادوا: یا قرة اعیننا و یا حبیب قلوبنا افعل ماشئت
.

سرى (ره ) گوید: خداى متعال خلق را آفرید و دنیا را بر آنان عرض داشت ، از هر هزار نفر نهصد و نود و نه نفر بدان دل بستند و یكى باقى ماند. سپس به باقیماندگان ندا آمد: چه میخواهید؟ گفتند: تو خواسته ما را مى دانى . فرمود: اگر مرا مى خواهید آن چنان بلا را بر سر شما بریزم كه آسمانها و زمین من تاب تحمل آن را ندارند. صدا زدند: اى نور چشمان و محبوب دلهاى ما، هر چه مى خواهى بكن .

من خار غمش به صد گلستان ندهم
خاك قدمش به آب حیوان ندهم
دردى كه مرا در غم او حاصل شد
آن درد به صد هزار درمان ندهم



ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.





ساری , گاهنوشته های محمود زارع:مرحوم عبدالصمد همدانی که بدلیل علاقه وافر به اهل بیت پاک رسول گرامی اثر عرفانی اش نزد شیعیان اهل معنا عزت خاصی یافته است  در اثرمعروف خود یعنی بحرالمعارف بر سبیل اهالی اینگونه مباحث , مطالب بسیار خواستنی و گرانسنگی را بیادگار گذاشته است که در سنوات اخیر برای بعضی از علاقمندان مرجع تقریبا مناسبتری برای آموزش آداب سلوکی بوده است . ایشان گرچه همانند مشهورین این رشته مطالب خویش را تنظیم و تنسیخ نموده بخصوص شبیه عزیزالله نسفی که در انسان کامل با بیان ای درویش یا ای عزیز مریدان را مخاطب قرار داده و فنون و آدابی را تعلیم مینماید , اما تکیه و تاکید همدانی بر سخنان ائمه هدی علیهم السلام که در جاجای اثرش موج میزند اطمینان بیشتری را به صحت و درستی متن و بطن اثرش بمخاطب میدهد بهرحال گرچه در آن جایگاه نیستیم که ( نه در مقام تایید و یا نقد ) کل مطالب این اثر را بی عیب بدانیم , اما چون در گذشته با دوستان همراه ؛ در جلساتی که - مجال بیشتری بود - داشتیم این اثر و یکی دو اثر دیگر از دیگر بزرگان را مورد بحث و تحلیل و بیشتر , استفاده قرار میدادیم , خلاصه هایی ار این آثار هم تدارک شده بود که برای نشر آنها این خلاصه ها مناسب نبوده اند ؛  لذا ( حسب درخواست دوستان که خلاصه را خواسته بودند ) تصمیم گرفتیم که کل اثر را همانند انسان کامل نسفی در این تارنما البته بصورت بخش به بخش  , منتشر نماییم تا علاقمندانی چند بتوانند ان شاء الله از آن استفاده نمایند بخصوص آنکه ما این اثر را ( جلد دوم آنرا فعلا ) بصورت قسمت به قسمت هر از چندگاهی منتشر میکنیم . ضمنا برای سهولت دسترسی بمنابع و مآخد که بصورت جداگانه در اثر اصلی در ذیل کتاب مندرج میباشد , ما منبع را در داخل متن و جلوی هر نقل یا هر آیه و روایت و ... بلافاصله ذکر کرده ایم تا مخاطب برای اطمینان و استفاده از ماخذ مجبور نشود تا صفحه پیمایی کرده و وقتش تلف گردد
( یا الله - ساری , بهار 92 محمود زارع )



قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 26 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 27 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 28 )


آخرین مطالب وبلاگ:





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.