ما به محبان علـی و عمر
هیچ نگوئیم زخیر و زشر
حشر محبان علی با علـی
حشر غلامان عمر با عمر

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
*
گر بند لسانی گسلد از بندش
معدوم شود وجود حاجتمندش
باید که ز مشرق دلش سر نزند
جز مهر علی و یازده فرزندش

*
شاها تو مع اللهی و الله معک
حب تو به ایمان و به کفر است محک
چون نام و تو نمک یکی شد بعدد
حق را نشناخت آنکه نشناخت نمک
*
از بعد نبی خواجه ی خورشید غلام
می دان که دوازده امامند امام
او مهر جهانفروز و شک نیست که مهر
گردد به دوازده مهش مهر تمام
*
عمریست که دمبدم علی میگویم
در حال نشاط و غم علی می گویم
تا حال علی گفته ام و ان شاء الله
تا آخر عمر هم علی میگویم
*
از دبستان علی یک هنر آموخته ام
مهر او را زهمه بیشتر آموخته ام
خوانده ام درس ادب از ورق دفتر عشق
ادب و عشق ز در و گهر آموخته ام
*
از دولت محبت اولاد مصطفی
شک نیستم که اسعد ابنای عالمم
گر دوستدار حیدر کرار رافضی است
من رافضی ترین همه اهل عالمم
*
گاهنوشته های محمود زارع
www.mzare.ir



مطالب اخیر وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.