خدایا ! ... در كودكی به شوق خوردن بستنی در شهر، دعا میكردم تا مریض شوم؛ تا بلكه باین بهانه و  به اجبار، پدر ببهانه معالجه از كوره دهاتمان به شهر ببرد و....!
و حالا به شوق شفایت و اخذ دوایت، آرزوی درد داریم،
پس خدایا دردی ده كه هیچ درمانی نپذیرد الا به دوای تو ! ... و حتما برای دوا مسکن در شهری که دلبر است مسکّن خواهد بود ... خواهد ... خواهد ... !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

الهی !
همواره یاریمان فرما تا آن رشته نامرئی جذبه را نمایانتر حس کنیم . خوب گفته اند که : در که , از کهربا , اگر جزوی نباشد , هرگز سوی کهربا نرود ! ما همه با خود یا بی خود ؛ مجذوب توایم !


سطری از نیایش پدر تحت عنوان گفتگوی شبانی با حضرت دوست که در سالهای جوانی نوشته بودند!


مطالب مرتبط :
... نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست)
... نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) اعتراف
... نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) دلارام
... نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) دواخانه
... نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) توبه
... نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست)
... نیایش (گفتگوی شبانی با حضرت دوست) خدای بزرگ
... دانلود نیایش - گفتگوی شبانه با حضرت دوست
...




مطالب اخیر وبلاگ :




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.