فصل (50): (هدف خلقت ، معرفت حق و اتصال به حضرت اوست )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! داود علیه السلام سوال كرد كه : الهى در آفرینش آدم چه حكمت بود؟ خطاب در رسید كه : كنت كنزا مخفیا فاحببت ان اعرف ، فخلقت الخلق لان اعرف .( مقصد اقصى فصل اول و در آن لكى اعرف است)من گنجى پنهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم ، پس خلق را آفریدم تا شناخته گردم .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
و فى كتاب اسرار الامامة : اشتهریین الرواة ان داود علیه السلام قال فى بعض مناجاته : یا الهى لم خلقت العالم و ما فیه ؟ قال : كنت كنزا مخفیا فاحببت ان اعرف .


در كتاب اسرار الامامة گوید:
میان راویان مشهور است كه داود علیه السلام در یكى ازمناجاتهاى خود عرضه داشت :
خداى من ! چرا عالم و آن چه را كه در آن است آفریدى ؟
فرمود: من گنجى پنهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم .

اتانى هواه قبل ان اعرف الهواء(ج : الهوى)
فصادف قلبى خالیا فتمكنا

پیش از آن كه هوا را بشناسم میل و هواى او سراغم آمد، پس دل مرا خالى یافته در آن مسكن گزید.

آن گنج خفى نكرد ظاهرشان را
تا خلق نكرد حضرت انسان را
شمعى است نماینده كس در شب تار
هرچند كه خود ریخته باشد آن را


ز رب العزة اندرخواست داود
كه حكمت چیست كامد خلق موجود
جواب آمد كه تا آن گنج پنهان
كه آن ماییم بشناسند ایشان
تو از بهر شناسایى گنجى
به گلخن سر فرو دارى به رنجى


بیان شافى این سخن كه مقصود از آفرینش چه بود، آن است كه حق تعالى خود را از براى خود جلوه دهد، یعنى درآیینه هاى مظاهر، صفات خود را مشاهده كند، پس جلوه گرى آغاز كرد چنان چه محققین این جلوه را باعث گفته اند و فایده دانسته اند.
و حقیقت این آن است كه هر كمالى را جمالى است معنوى ، و هر جمالى را كمالى است معنوى ، و تمامى جمال و كمال به تكمیل است ، و تمام كمال و جمال به ظهور. و مقرر است كه هر كمالى كه مزین به تكمیل نیست در آن شایبه نقص است ، و هر جمالى كه ظهور ندارد بى قصور نمى باشد. پس لاجرم نمى شاید كه جمال كمال ذات ، بى تكمیل و ظهور باشد. و بیان این معنى ان شاء الله بیاید.
پس جمله مظهر ذاتند، و تصویر صور هر یك از این مظاهر خوب و در حد خود نیكو و در مرتبه كمال مرتبه خود است ، و نقصانى كه مى نماید بعضى را نسبت به بعضى است .

هر چه از تصویر نقاش خداست
در حد خود بى قصور و بى خطاست
نقص نبود جملگى باشد كمال
بر تفاوت هر یكى از روى حال
نزد مرد هوش كاهل حالتند
نقصها هر یك به جاى حالتند(ج : آلتند)
باده بسیار است و ساغرهاى او
آن قدر گیرد كه دارد جاى او
گر بریزى بحر را در كوزه اى
چند گیرد قسمت یكروزه اى
نیست بخل آن جا در این داد و ستد
كار بر قدر قبولست و رسد
حوصله هرچند در خورد وى است
قدر آن مقدار نقصانش كى است
حوصله مرغى (ب ، ج : مورى) به قدر ذات اوست
زو نمایش در خور مرآت اوست
نیست این نقصان ایشان در تمیز
هر تنى باشد به جان خود عزیز
نسبت شاهین با عصفور و باز
نقص عصفور است نى شاهین و باز


پس مبدا از نور جناب اقدس الهى است ، ان شاء خلق العقل - و هو اول خلق من الروحانیین - عن یمین من نوره ، فقال له : ادبر فادبر، ثم قال له : اقبل فاقبل ، فقال الله تعالى : خلقتك خلقا عظیما، و كرمتك على جمیع خلقى .( كافى ج 1، ص 21.) و نزول آن تا به كره خاك كه این مجموع طریق مبدا است . چون مبدا معلوم شد معاد نیز به حكم كل شى ء یرجع الى اصله (هر چیز به اصل خود باز مى گردد) معلوم است .

خداوند عقل را كه اولین مخلوق روحانى است از جانب راست عرش از نور خود آفرید،
پس به او فرمود: پشت كن ، پشت كرد،
سپس به او فرمود: پیش آى ، پیش آمد،
پس خداى متعال فرمود: تو را آفرینشى بزرگ دادم و بر تمام آفریدگانم كرامت بخشیدم .

پس چون شخص پیرى خواهد كه منازل معاد را قطع كردن آغاز كند خود را پیش از پیرى داند كه كهل بوده است ، و پیش از آن جوان ، و پیش از جوانى طفل ، و پیش از آن در رحم مادر منى ، و پیش از آن غذاى پدر و مادر بوده ، و پیش از آن طبیعت مطلق بوده . پس چون سالك بدین مقامات مطلع شد بیابان اجسام را قطع كرده حجاب ظلمانى را رفع نموده و از هفتاد هزار حجاب كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمودند كه میان بنده و خداست از نور و ظلمت ، همه را مرتفع گردانید و به حضرت الهى متصل گردید. همان نور بود كه از آن مقامات آمده بود و بر این مقامات گذشته بود باز به مقام اول رفت ، كل الینا راجعون ،( انبیاء، 93.) منه البداء و الیه العود، یا ایتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضیة مرضیة .( فجر، 27 - 28.)

همه به سوى ما باز مى گردند شروع از اوست و بازگشت به او، اى نفسى كه به مقام اطمینان رسیده اى ، به سوى پروردگارت باز گرد در حالى كه از او راضى هستى و او نیز از تو راضى است .

آن ره كه من آمدم كدام است
تا بازروم كه كار خام است


جوانمردا! به عدد هر نفسى ترا حجابى در راه است ، جهد كن تا با عشق در فراز و نشیب نسبت خود درست كنى ، چون از نزدیك و دور قدرخود بدانستى یقین میدان كه از دوستانى ، هر آینه غیرت عشق ما غیریت نگذارد و به یك حمله جمله را از پیش بردارد.

چو خود را در ركاب عشق بستى
برو مندیش از بالا و پستى
چنان رو كز دو كون آسوده گردى
اگر بى عشق رفتى سوده گردى


من تقرب الى شبرا تقربت الیه ذراعا.( سنن ابن ماجه كتاب ادب ، باب 58. و به جاى الى و الیه منى و منه است . مرصاد العباد ص 212.) بیان این نسبت و بیان آن نسبت به سبب یحبونه (مائده ، 54.) درست مى گردد. رونده از این نسبت اصل خود را مى تواند شناخت كه یحبهم (مائده ، 54.) عبارت از آن است . هر كه عارف آن اصل نیست و اصل نیست ، زیرا كه جز این (اصل ) حاصل نیست .

تا بى خبر از وجود اصلى
اى خام طمع نه مرد وصلى
زین حرف نشان مپرس تا تو
در دام هوا اسیر عقلى
طبع تو مخالف است از آن روى
كاشفته این چهار فصلى
تا یكدل و یك نفس نگردى
مغرور خیال و قول و فعلى




ادامه دارد ان شاء الله تعالی ...
تنظیم برای وبلاگ: فاطمه
توجه: کپی از این مقاله با ذکر نام وبلاگ و درج لینک بلامانع است.





ساری , گاهنوشته های محمود زارع:مرحوم عبدالصمد همدانی که بدلیل علاقه وافر به اهل بیت پاک رسول گرامی اثر عرفانی اش نزد شیعیان اهل معنا عزت خاصی یافته است  در اثرمعروف خود یعنی بحرالمعارف بر سبیل اهالی اینگونه مباحث , مطالب بسیار خواستنی و گرانسنگی را بیادگار گذاشته است که در سنوات اخیر برای بعضی از علاقمندان مرجع تقریبا مناسبتری برای آموزش آداب سلوکی بوده است . ایشان گرچه همانند مشهورین این رشته مطالب خویش را تنظیم و تنسیخ نموده بخصوص شبیه عزیزالله نسفی که در انسان کامل با بیان ای درویش یا ای عزیز مریدان را مخاطب قرار داده و فنون و آدابی را تعلیم مینماید , اما تکیه و تاکید همدانی بر سخنان ائمه هدی علیهم السلام که در جاجای اثرش موج میزند اطمینان بیشتری را به صحت و درستی متن و بطن اثرش بمخاطب میدهد بهرحال گرچه در آن جایگاه نیستیم که ( نه در مقام تایید و یا نقد ) کل مطالب این اثر را بی عیب بدانیم , اما چون در گذشته با دوستان همراه ؛ در جلساتی که - مجال بیشتری بود - داشتیم این اثر و یکی دو اثر دیگر از دیگر بزرگان را مورد بحث و تحلیل و بیشتر , استفاده قرار میدادیم , خلاصه هایی ار این آثار هم تدارک شده بود که برای نشر آنها این خلاصه ها مناسب نبوده اند ؛  لذا ( حسب درخواست دوستان که خلاصه را خواسته بودند ) تصمیم گرفتیم که کل اثر را همانند انسان کامل نسفی در این تارنما البته بصورت بخش به بخش  , منتشر نماییم تا علاقمندانی چند بتوانند ان شاء الله از آن استفاده نمایند بخصوص آنکه ما این اثر را ( جلد دوم آنرا فعلا ) بصورت قسمت به قسمت هر از چندگاهی منتشر میکنیم . ضمنا برای سهولت دسترسی بمنابع و مآخد که بصورت جداگانه در اثر اصلی در ذیل کتاب مندرج میباشد , ما منبع را در داخل متن و جلوی هر نقل یا هر آیه و روایت و ... بلافاصله ذکر کرده ایم تا مخاطب برای اطمینان و استفاده از ماخذ مجبور نشود تا صفحه پیمایی کرده و وقتش تلف گردد
( یا الله - ساری , بهار 92 محمود زارع )



قسمتهای دیگر بحرالمعارف عبدالصمد همدانی :
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 01 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 02 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 03 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 04 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 05 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 06 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 07 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 08 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 09 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 10 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 11 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 12 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 13 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 14 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 15 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 16 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 17 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 18 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 19 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 20 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 21 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 22 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 23 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 24 )
... بحرالمعارف / عبدالصمد همدانی / جلد دوم ( 25 )





آخرین مطالب وبلاگ :





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.